روزنامه جام جم
صفحه اصلی روزنامه درباره ما ارتباط با ما پیوندها راهنمای سایت بورسبورس آب و هواآب و هوا انتشاراتانتشارات اشتراکاشتراک آرشیو روزنامهآرشیو روزنامه
سه شنبه 04 مهر 1396 / 05 محرم 1439 / a 26 Sep 2017
صفحه اول روزنامه
سياسي
راديو و تلويزيون
اقتصاد
فرهنگي
جامعه
ورزش
دانش
جهان
حوادث
ايران زمين
گفتگو
سلامت
انديشه
صفحه آخر
جستجوی پیشرفته
ضمائم
ویژه نامه ها
ويژه‌نامه نوروز 90
نسخه چاپی فرستادن با پست الکترونیک
چهارشنبه 25 اسفند 1389 - ساعت 22:13
شماره خبر: 100837538894
گفت‌وگو با ژاله صادقيان، گوينده راديو
خاله‌ام مرا به راديو برد
او جزو گویندگانی است که از کودکی پایش به رادیو باز شده است. خودش می‌گوید خاله‌اش اسباب این کار خیر شده است. حالا کار او شناسنامه دارد و در این میان البته صدای رسا و خاص‌اش او را از دیگر همتایانش متمایز کرده است. ژاله صادقیان از گویندگان پرکار این روزهای رادیوست. آمدن بهار بهترین بهانه بود که با او گپ و گفتی داشته باشیم.

گفت‌وگو با کسی که هنوز هم معتقد است:سفره هفت‌سین من را یاد شادی، یاد زندگی، یاد بچگی و لذت عیدی گرفتن و عید شدن می‌اندازد. خیلی این سفره برایم مهم است. این همان سنت اصیل ماست. من حتی اگر تحویل سال منزل نباشیم یک سفره می‌چینم و راه می‌افتم.

اولین سالی که مجری برنامه تحویل سال بودید، چطور گذشت؟

مجری برنامه تحویل سال رادیو بودن برایم خیلی جالب و شیرین بود. اصلا برای من یک اتفاق بود، چون همه جور تحویل سال را گذرانده ‌بودم، اما چنین لحظه‌ای را که باید آغاز سال نو با مردم همراه باشم و با صدای من زمان تحویل سال شنیده شود هرگز تجربه نکرده بودم.

در آن لحظه حال و هوای استودیو چطور بود؟

حال و هوای اجرا و شرایط استودیو با توجه به حرفه‌ای بودن کار در لحظه تحویل سال تحت تاثیر شرایط قرار می‌گیرد. همه همکاران با یک ذوق و شوقی کار می‌کنند که قطعا هیچ موقعی از سال این‌طور کار نمی‌کنند. من این اتفاق شیرین را سال‌ها تجربه کرده‌ام. درست است که ما به خاطر کار حرفه‌ای مجبوریم کار خود را در اولویت قرار دهیم، اما سال تحویل لحظه‌ای نیست که بتوان بسادگی از کنارش گذشت.

واقعیت دارد که می‌گویند بعد از تحویل سال همه چیز رنگ دیگری به خود می‌گیرد حتی صدای گوینده رادیو؟

این لحظه هم مثل لحظات یک ساعت قبل است. متفاوت بودنش در ذهن ما وجود دارد و یک نوع شرطی شدن است. یکجور حالی است که از بچگی در ذهن ما رسوخ کرده تا لحظه تحویل سال برای ما بسیار مهم جلوه کند.

شما چقدر آدم سنتی‌ای هستید؟

سنت‌ها این‌قدر ریشه محکم و قوی‌ای دارند که در دورترین نقطه دنیا هم هموطنان ما آنها را رعایت می‌کنند. بسیاری از هموطنان ما در کشورهایی زندگی می‌کنند که آن کشورها حتی اسم نوروز هم شنیده نمی‌شود. اگرچه در سالیان اخیر، نوروز به یک واقعه جهانی تبدیل شده است.

با آن که شما اینقدر با حرارت از سنت‌ها می‌گویید ولی خیلی از جوان‌ها پایبند سنت‌ها نیستند. قبول دارید؟

من برای نسل آینده نگرانم و گاهی پسر 15 ساله‌ام را می‌بینم که در مورد همین سنت‌ها خیلی ساده حرف می‌زند، در حالی که در خانواده‌ای بزرگ شده که به سنت‌ها خیلی پایبند بوده و مادرش همیشه سر سفره هفت‌سین کنارش نشسته است. بی‌توجهی جوان‌ها مایه نگرانی است.

در این میان رسانه‌ای مثل رادیو که شما یکی از اعضای آن هستید چه نقشی می‌تواند داشته باشد؟

حال و هوای اجرا و شرایط استودیو با توجه به حرفه‌ای بودن کار در لحظه تحویل سال، تحت تاثیر شرایط قرار می‌گیرد. من این اتفاق شیرین را سال‌ها تجربه کرده‌ام

برنامه‌های متنوع رادیویی در مناسبت‌های مختلف تهیه و تولید می‌شود که می‌تواند علاوه بر شاد بودن برنامه، در بخش‌هایی هم ریشه مناسبت‌ها بررسی شود، ازجمله آنها همین عید باستانی نوروز است که شاید برنامه پژوهشی کاملی در این زمینه تولید نشده است، ما سال گذشته در رادیو صدای آشنا برنامه‌ای به نام «نوگروز» داشتیم که به زبان اوستایی گذشته همان نوروز خودمان است که درخصوص نوروز با استادان مختلف گفت‌وگو می‌کردیم. این برنامه برای مخاطبان خارج از کشور تهیه شده بود. شنوندگان داخلی هم نیاز دارند اطلاعات بیشتری درباره تاریخ و سنت‌های گذشته خود داشته باشند که این وظیفه رادیوست.

برای امسال هم ممکن است برنامه تحویل سال را اجرا کنید؟

هنوز که پیشنهادی ندارم، ولی به دلیل از دست دادن خاله عزیزم در 3 ماه گذشته احتمالا لحظه تحویل سال در کنار خانواده‌اش خواهم بود.

پس تلخ‌ترین خاطره شما از سالی که گذشت همین بود؟

بله، من خاله عزیزی داشتم که به نوعی برایم حکم مادری داشت این خاله همان خاله‌ای بود که با زحمت‌های فراوان من را به جایگاه گویندگی رساند. وقتی 5 سال داشتم مرا به ساختمان ارگ رادیو می‌برد تا بتوانم برنامه‌ام را اجرا کنم و منتظر می‌ماند برنامه تمام شود که با هم به منزل برگردیم. من بسیار به او مدیونم البته نه فقط برای این کار، بلکه به خاطر همه کارهایی که در طول زندگی برایم انجام داد؛ اما چاره‌ای نیست. زندگی همین است. حالا حداقل تحویل سال را باید در منزلش و کنار فرزندان و همسرش باشیم اگر بشود.

دوست دارید سال تحویل چه کسی کنارتان باشد؟

همه. دوست دارم همه باشند. مهم‌تر از همه همسر و فرزندم، مامان و باباها و خیلی‌ها. اصلا دلم می‌خواهد یک تحویل سال بزرگی داشته باشم که همه باشند البته کمتر چنین اتفاقی افتاده و می‌افتد.

سفره هفت‌سین چه چیزی را در ذهن شما تداعی می‌کند؟

خیلی ذوق می‌کنم. من وقتی سفره هفت‌سین می‌چینم، به اندازه یک بچه 6 ساله احساساتی می‌شوم، نه فقط سفره هفت‌سین بلکه از زمانی که سبزه سبز می‌کنم یعنی از 15 اسفند تا وقتی عیدنوروز فرا برسد.


نظر خوانندگان:
لطفاً نظرات را فارسی وارد کنید
نام:    پست الکترونیک: