روزنامه جام جم
صفحه اصلی روزنامه درباره ما ارتباط با ما پیوندها راهنمای سایت بورسبورس آب و هواآب و هوا انتشاراتانتشارات اشتراکاشتراک آرشیو روزنامهآرشیو روزنامه
سه شنبه 08 فروردين 1396 / 29 جمادي الثاني 1438 / a 28 Mar 2017
صفحه اول روزنامه
سياسي
راديو و تلويزيون
اقتصاد
فرهنگي
جامعه
ورزش
دانش
جهان
حوادث
ايران زمين
گفتگو
سلامت
انديشه
صفحه آخر
جستجوی پیشرفته
ضمائم
ویژه نامه ها
ويژه‌نامه نوروز 90
نسخه چاپی فرستادن با پست الکترونیک
چهارشنبه 25 اسفند 1389 - ساعت 22:13
شماره خبر: 100837609011
12 چهره براي تعطيلات عيد
دشواری‌های اقتصادی، وقایع و تصمیم‌گیری‌های سیاسی از سوی دولت‌ها و گردانندگان آنها عواملی هستند که می‌توانند موجب ساخته شدن لطیفه‌های سیاسی ـ اجتماعی شوند. لطیفه‌گویی سیاسی عموما با معانی دوپهلو و کنایه‌آمیز به تمسخر و انتقاد از شخصیت‌های سیاسی می‌پردازد که در موقعیت مهمی قرار دارند و همچنین به وضعیت‌های نامناسب اجتماعی، اقتصادی و فرهنگی در جامعه اختصاص دارد. خنده حاصل از لطیفه‌های سیاسی، خنده‌ای تلخ است. این خنده در وضعیتی بروز می‌کند که اساسا چیزی برای خندیدن وجود ندارد.

هرچند ساخت لطیفه‌های سیاسی یا سیاسی ـ اجتماعی در همه جای دنیا به عهده مردم است، اما گویا در سال‌های اخیر برخی مسوولان همت ویژه‌ای در این امر به کار گرفته‌اند و خود وارد عمل شده‌اند تا این مورد نیز به فهرست «اولین‌ها پس از انقلاب» بپیوندد و شاید روزی مایه مباهات شود. گزیده سخنان 12 شخصیت برتر این عرصه! ـ از نظر شخصیت یا صرفا اظهارنظر یا موضوع ـ در سال گذشته کلماتی هستند که این صفحه‌ها را پر کرده‌اند.

1.‌ چشم اسفندیار دولت

اسفندیار رحیم‌مشایی

سیزدهم مرداد ماه «مشاور احمدی‌نژاد در همه امور» دوباره به راس اخبار جنجالی رسانه‌ها برگشت، البته نه به خاطر انتشار عکس‌های دیدارش از نمایشگاه عکس لیلا اوتادی، بازیگر سینما و تلویزیون ـ که اساسا این اتفاق شهریور افتاد و عکس‌ها هم دی‌ماه منتشر شد، دیداری که قبل از این که اوتادی به خاطر بازی در نقش ندا آقاسلطان و بعد هم انصرافش از بازی در این نقش بگوید پایم شکسته، انجام نشد ـ‌ بلکه اسفندیار رحیم‌مشایی به راس اخبار برگشت و همان‌جا ماند چون در مراسم اختتامیه همایش ایرانیان خارج از کشور با بیان این‌که برخی‌ها از من خرده می‌گیرند که چرا نمی‌گویی مکتب اسلام و می‌گویی مکتب ایران، گفت: «از مکتب اسلام دریافت‌های متنوعی وجود دارد، اما دریافت ما از حقیقت ایران و حقیقت اسلام، مکتب ایران است و ما باید از این به بعد مکتب ایران را به دنیا معرفی کنیم.» 3 روز بعد از این اظهارات، دکتر احمدی‌نژاد در اجلاس رؤسای آموزش و پرورش گفت: یکی از ویژگی‌های کسانی که وارد نظام آموزش و پرورش می‌شوند، عشق به ایران‌زمین است. او خیلی زود تاکید کرد: «برخی خیال نکنند که این حرف بنده مبنی بر ملی‌گرایی و ناسیونالیسم است؛ چرا که امروز ایران یک جغرافیا، ملیت و قوم و قبیله نیست، بلکه یک راه و مکتب است.»

طرز استفاده از «آب پاکی»

سخنان مشایی اما با واکنش شدید آیت‌الله یزدی، سیداحمد خاتمی، احمد توکلی و علی مطهری رو‌به‌رو شد. آیت‌الله یزدی گفت: «آقای مشایی به مسائلی که در حوزه تخصص او نیست، وارد نشود.» احمد توکلی هم این سخنان را برخاسته از یک ذهن بیمار دانست. همه این واکنش‌ها باعث شد مشایی بعد از 2 ماه و اندی به زبان بیاید و همه معترضان را با کاربرد «آب پاکی» آشنا کند و به صورت عملی، چگونگی ریختن آن را روی دست نشان دهد و بگوید: «همواره به جایگاه تاریخی ملت ایران اشاره کرده‌ام و هنوز هم بر آن پای می‌فشارم و هزینه‌هایش را هم می‌دهم و عقب‌نشینی هم نمی‌کنم.»

2. چرا می‌خندد؟

هادی ابراهیمی

نظریه مکتب ایرانی، موافقانی هم داشت.‌ هادی ابراهیمی، معاون سیاسی ـ امنیتی استاندار مازندران با بیان این‌که مکتب ایرانی، حسین فهمیده‌ها را در برابر تانک دشمن قرار داد و تانک‌های استکبار زبون را به خاک مالید گفت: «صحبت کردن از مکتب ایرانی به سمت دین زرتشت رفتن نیست، بلکه مکتب ایرانی در پرتو آموزه‌های ائمه اطهار و امام راحل پرورش یافت.» این مسوول استانداری مازندران که از قضا همشهری مشایی هم هست، تاکید کرد: «اگر به مکتب ایرانی افتخار نکنیم، به مکتب آمریکایی یا کشورهای غربی روی بیاوریم؟» او درباره مکتب اسلامی ‌چیزی نگفت.

3. جریان ضدِ مشا

محمد جعفر بهداد

معاون سیاسی دفتر رئیس‌جمهور ـ همان‌جا که مشایی رئیس آن است ـ به قول فرنگی‌ها به همه این جریان نگاهی گلوبال داشته است. یازدهم دی‌ماه بود که محمدجعفر بهداد از فتنه بزرگ‌تری سخن گفت: «برخی جریان ضدمشایی را در کشور شکل داده و در پی آن هستند تا بچه حزب‌اللهی‌ها این پروژه را جلو ببرند. این افراد در پی این هستند که دولت احمدی‌نژاد را لیبرال، ضدولایت و ضددین معرفی کنند، بنابراین فتنه بزرگ‌تری در راه است و باید حواسمان جمع باشد.»

4. امر خیر!

حمید بقایی

سومین رئیس سازمان میراث فرهنگی و گردشگری هم ـ همان‌جا که مشایی قبلا رئیس آن بود ـ در مدح اسفندیار لب به سخن گشود: «من حدود 18 سال است که ایشان را می‌شناسم و تا الان ندیده‌ام علیه کسی کینه‌ای داشته باشد. اخلاق و منش مردانگی مشایی است که من را جذب کرده است.» حمید بقایی گریزی هم به صحرای کربلا زد و گفت: «مردانگی حر بود که او را نجات داد.» البته بقایی در ادامه سخنانش نگفت که «مردانگی حر» مشایی را از چه «نجات داده». بقایی همچنین دیگر هنرهای 10 انگشت استاد را شمرد: «من تا به حال ندیده‌ام که ایشان به کسی توهین کند.» او حتی به بهانه اثبات این‌که «آقای مشایی هنوز مستاجر است» می‌خواست «آدرس منزل ایشان را» بدهد تا مردم «در این مورد تحقیق» کنند.

5. سرِ همایونی به سلامت باد!

علی‌اکبر جوانفکر

جوانفکر ، مشاور مطبوعاتی احمدی‌نژاد اما در این میان در مرثیه‌ای مرید و مرادی در رثای اسفندیار زمان سخن گفت : «اگر متفاوت از آنها گفتی و اندیشیدی «بر ما» می‌شوی و اینجاست که تو را نشان می‌کنند و همه فریادها را بر سر تو فرود می‌آورند. فرقی نمی‌کند که تو که هستی، هر که می‌خواهی باش. حتی اگر در «أین عمار» مولا، عین عمار باشی باز هم فرقی نمی‌کند. عین عمار که نه، حتی خود عمار باشی! باز هم نه حتی خود مولا باشی! چه فرقی می‌کند که کیستی؟ مهم آن است که به گونه‌ای دیگر و متفاوت از ما سخن می‌رانی، راه را آن گونه که ما می‌گوییم نمی‌روی... ، روی دست ما بلند می‌شوی، نوآوری می‌کنی، حرف‌های تازه می‌زنی، آدرس ایران را برای دورماندگان از وطن می‌فرستی، شورآفرینی می‌کنی، وارد عرصه‌هایی می‌شوی که منحصر به عده‌ای خاص است، معلوم است که به آنها برمی‌خورد و تو را برنمی‌تابند، تکفیرت می‌کنند، مهر انحراف بر پیشانی‌ات می‌زنند، توهین و هتاکی بر تو واجب می‌شمرند و تو حاضر نمی‌شوی از حق آزادی‌ات برای سخن گفتن دست بکشی... با این همه یکی هست که تو را خوب می‌شناسد، نه فقط می‌شناسد که به تو ایمان و علاقه دارد. او [احمدی‌نژاد] تو را مانند یک چشمه زلال و یک آینه می‌داند... و من هم تو را می‌شناسم.

آن‌گاه که ولی زمان تو را خطاب قرار داد، خود را سربازی کوچک خواندی و بر تبعیت کامل از ولی امر تصریح کردی و آن‌گاه که ایشان حضورت را در یکی از مسوولیت‌ها به مصلحت ندید، باز هم خود را سرباز نظام ولایی خواندی و در تبعیت از نظر مولا درنگ نکردی.»

6. مهدکودک، حیا کن!

لاله افتخاری، زهرا سجادی

زمستان امسال فرصتی شد تا دست بدخواهان که این بار از آستین «مهد کودک»‌ها بیرون آمده بود به طرفه‌العینی قطع شود. اول با حذف واحد زاید «جمعیت و تنظیم خانواده» از دروس دانشگاهی و دوم با تعریف دورکاری که به گفته مخبر فراکسیون زنان مجلس «مزایای بیشتری را برای زنان کارمند خواهد داشت». لاله افتخاری، چهارم دی‌ماه معتقد بود با اجرای دورکاری، زنان کارمند کمتر مجبور می‌شوند فرزندان خود را تنها بگذارند یا به مهد کودک بفرستند.

همچنین نگرانی‌های آنها از تنها بودن فرزندانشان در منزل کاهش می‌یابد. در نتیجه دورکاری زنان در کاهش آمار طلاق در جامعه موثر است.

اما حذف واحد جمعیت و تنظیم خانواده که مبارزه‌ای نرم با «نظام لیبرالیستی و غربی» هم به حساب می‌آید در دستور کار قرار گرفت؛ چون به گفته زهرا سجادی، معاون مرکز امور زنان و خانواده ریاست جمهوری، کتاب جمعیت و تنظیم خانواده با رویکرد دولت اصلاحات بود و بر پیشگیری از زاد و ولد و افزایش جمعیت تاکید داشت.

سجادی اول بهمن ماه در جهت شفاف سازی گفت: «رویکرد دولت اصلاحات، کاهش جمعیت ایران بود که از این جهت پیشگیری از بارداری را در بین زنان رایج کرده و آنها را تشویق به اشتغال بیشتر می‌کرد و با رونق دادن مهدهای کودک، فاصله بین مادر و فرزند را افزایش می‌داد.»

گل شبدر چه کم از لاله قرمز دارد

و تنها یک روز پیش از سخنرانی معاون مرکز امور زنان و خانواده ریاست جمهوری ـ30 دی‌ماه ـ رئیس دولت دهم در ادامه سفرهای داخلی خود و در جمع مدیران استان یزد گفته بود: شعار «2 بچه کافی است» متعلق به نظام‌های لیبرالیستی و غربی است و ما قبول نداریم. چه کسی گفته است اگر جمعیت کم باشد رفاه ایجاد می‌شود؟ کسی که چنین ادعایی دارد بیاید با من بحث کند.

دکتر احمدی‌نژاد همچنین اثبات کرده بود: «در اول انقلاب که 35 میلیون نفر جمعیت داشتیم و 5 میلیون بشکه نفت صادر می‌کردیم، رفاه مردم به اندازه امروز نبود که 75 میلیون نفر داریم و 2/5 میلیون بشکه نفت صادر می‌کنیم.»

7. آن کار دیگر

علی مطهری یا الیاس نادران

مبارزه با مفاسد اقتصادی از آن مباحثی است که گویا هیچ‌گاه از داغی برای برخی و از حلاوت برای بعضی دیگر نمی‌افتد و اتفاقا به اقتضای زمان، کارکرد متفاوت پیدا می‌کند. یک قانونی هست که می‌گوید مفسد اقتصادی به وجود نمی‌آید و از بین نمی‌رود، بلکه از حالتی به حالت دیگر تبدیل می‌شود.

در همین خصوص علی مطهری، نماینده تهران که دید الیاس نادران ـ دیگر نماینده تهران ـ به خاطر این‌که سوال کرده بود: «آیا با افراد فاسد می‌توانیم به جنگ مفسدان برویم؟» دارد تحت فشار قرار می‌گیرد، به حمایت از او به میدان آمد و گفت: «صحبت ایشان این بود که چرا وقتی یک فردی که به گفته دادستان کل کشور در خصوص قضیه بیمه ایران دارای پرونده است و زیردستان او محاکمه شده و اکنون در زندان به سر می‌برند، خود او باید به دلیل مقاومت مقام بالاتر، مصونیت قضایی داشته باشد؟ به هر حال یک مساله ساده را پیچیده نکنیم و همه در مقابل قانون خاضع باشیم.»

احمدی‌نژاد، رئیس‌جمهور هم که هر جا صحبت از فساد اقتصادی باشد واکنش نشان می‌دهد، گفت: «تهمت در یک برنامه زنده تلویزیونی به کسی که حضور ندارد خیلی بد است.» او همچنین تاکید کرد: «من به آنها نصیحت می‌کنم که این کار، عاقبت خوبی ندارد. اگر کسی مدرکی دارد باید آن را به دستگاه قضایی بدهد و امیدوارم این بداخلاقی‌ها خاتمه پیدا کند.»

8. ژَن نه، ژِن

فرهاد رهبر

«دولتمردان آمریکا که تا دیروز به دنبال جذب نخبگان علمی‌کشورمان بودند، امروز با تغییر استراتژی خود به دنبال انتقال ژن ایرانی به کشورشان هستند تا برای 50 تا 100 سال آینده با تکثیر این ژن، انسان‌هایی که متولد می‌شوند از ژن ایرانی برخوردار باشند.» اینها را فرهاد رهبر، رئیس دانشگاه تهران، 21 دی‌ماه و در مراسم سالروز شهادت دکتر علیمحمدی گفته است.

او همچنین با بیان این مطلب که جذب دانشجو به صورت بورسیه توسط دیگر کشورها به دلیل کمبود آنها از وجود سرمایه‌ای به نام جوان‌های خلاق است، گفته: «علت این موضوع، برخوردار بودن مردم کشورمان از هوشی تقریبا 2 برابر متوسط نرخ هوش جهانی است.»

9. اَجی، مجی...

محمدرضا باهنر

محمدرضا باهنر، نماینده مردم تهران با اشاره به این‌که هیچ مساله‌ای در دولت قابل تحلیل و پیش‌بینی نیست، گفت: «برخی عنوان می‌کنند غیر از رئیس‌جمهور کسی از عزل و نصب‌ها خبر ندارد، اما من می‌گویم خود رئیس‌جمهور هم خبر ندارد.» همین حرف‌ها را می‌زنند که علی‌اکبر صالحی، وزیر امور خارجه در پاسخ به خبرنگاران درباره مقصد بعدی سفرهای خارجی‌اش می‌گوید: «لا یعلم الغیب الا الله.»

باهنر همچنین وقتی بحث سوال از رئیس‌جمهور توسط نمایندگان مجلس مطرح می‌شد، خواست هوای هر دو طرف را داشته باشد، هم افرادی نظیر مطهری و توکلی و نادران و هم مخالفان این اقدام. لذا در اظهارنظری متفاوت گفت: «سوال از رئیس‌جمهور تابو نیست، اما به مصلحت هم نیست.» وی بعد از آن هم نظرش را اصلاح نکرد. حتی وقتی در تلویزیون خطاب به مجری برنامه و بینندگان گفت: «2 تن از فرزندانم ازدواج کرده و با این‌که مدرک تحصیلی بالایی دارند، بیکارند.»

10. هر نکته ای که گفتم.../ هر کو شنید گفتا...

محمدجواد لاریجانی

از آنجا که محمدجواد لاریجانی، دبیر ستاد حقوق بشر ایران است و با «حقوق» و «بشر» و اینها سر و کار دارد و از آنجاتر! که می‌تواند اسرار مگویی در سینه داشته باشد، 28 آذر امسال که داشت در کمیته سوم مجمع عمومی‌ سازمان ملل متحد سخنرانی می‌کرد یکی از این اسرار را فاش کرد: «یک نکته غم‌انگیز این‌که یک مامور ام آی6 انگلیس که من می‌توانم نام او را افشا کنم، روز دوشنبه به ایران می‌آید و در همان روز در یک خیابان خلوت، ندا آقا سلطان را می‌کشد و همان روز به انگلیس بازمی‌گردد و موجی از فتنه و ابهام را در کشور ما می‌پراکند.» جالب آن‌که وی به تنها چیزی که اشاره و افشا نکرد، اسم این مامور بود.

11. من کی گفتم؟

کامران دانشجو

کامران دانشجو، وزیر علوم که اول آبان در گفت‌وگو با برنامه نگاه یک تلویزیون گفته بود: «ما می‌گوییم دانشجویان دختر و پسر که در یک ردیف با هم می‌نشینند، در 2 ردیف جدا از هم بنشینند... الان در دانشگاه تابلوهای اعلام نمره یا اطلاعیه وجود دارد که موجب اختلاط می‌شود؛ ما برای دختر و پسر تابلوهای جداگانه نصب می‌کنیم» هجدهم دی‌ماه از شیوه انتشار سخنانش گلایه کرد و گفت: «وقتی حرف از مناسبات سالم در دانشگاه‌ها می‌زنیم، دشمنان می‌گویند می‌خواهند دیوار بکشند، می‌خواهند دانشگاه‌ها را تک جنسیتی کنند، ولی وقتی می‌گوییم با حضور فعال دخترها و پسرها در دانشگاه مشکل نداریم، این حرف‌ها را مطرح نمی‌کنند و در اخبار نمی‌آورند.»

12. رفیق بی‌کلک، بابایی

حمیدرضا حاجی‌بابایی

وزیر آموزش و پرورش که در اولین ماه بازگشایی مدارس گفته بود: «مهد کودک بقالی نیست، جای تعلیم و تربیت است. اگر مرا منع نکنند، می‌گویم مدرسه از 4 سالگی آغاز شود»، یک ماه بعد هم تاکید کرد: «ما ـ در آموزش و پرورش ـ برای همه نوزادان و خردسالان برنامه داریم که در آینده آنها را اعلام می‌کنیم». حاجی بابایی که بارها از مصائب پذیرش وزارت آموزش و پرورش سخن گفته در خلال سخنان خود پرده از رازی هم برداشته: «تا قبل از قبول این مسوولیت هر وزیر آموزش و پرورشی که معرفی می‌شد سعی در دفاع از وی داشتم تا نوبت به من نرسد!» حاجی بابایی که پیش از رفتن به وزارتخانه،‌ ساکن بهارستان بود، در مراسم معارفه اولین مدیرکل آموزش و پرورش استان البرز ـ اول آبان ماه ـ از سوی یکی از فرهنگیان حاضر در جلسه با عنوان «محبوب دل‌ها» توصیف شد. با این حساب شاید در میان دوستان نزدیک «حاجی» و دوستان نزدیک‌تر «بابایی» هم خطاب شود.

حبیبه بدری


نظر خوانندگان:
لطفاً نظرات را فارسی وارد کنید
نام:    پست الکترونیک: