روزنامه جام جم
صفحه اصلی روزنامه درباره ما ارتباط با ما پیوندها راهنمای سایت بورسبورس آب و هواآب و هوا انتشاراتانتشارات اشتراکاشتراک آرشیو روزنامهآرشیو روزنامه
شنبه 31 تير 1396 / 27 شوال 1438 / a 22 Jul 2017
صفحه اول روزنامه
سياسي
راديو و تلويزيون
اقتصاد
فرهنگي
جامعه
ورزش
دانش
جهان
حوادث
ايران زمين
گفتگو
سلامت
انديشه
صفحه آخر
جستجوی پیشرفته
ضمائم
ویژه نامه ها
ويژه‌نامه نوروز 90
نسخه چاپی فرستادن با پست الکترونیک
چهارشنبه 25 اسفند 1389 - ساعت 22:16
شماره خبر: 100837868872
آب تني در حوض‌هاي فراموش شده
همه چيز دارد «آب مي‌رود»
«زندگی آب تنی کردن در حوضچه اکنون است». زندگی یعنی همین؛ اما دیگر نه از آن حوض خبری است و نه از پرسه زدن‌های ماهی این آب. حیاط خانه‌های قدیم ما تنها در خاطره‌ها مانده و حوض کوچک آن انگار برای ابد به دریا پیوسته است. فراموش کرده‌ایم رخسار خود را در آب، اما هنوز هندوانه‌های سبز و شیرین تابستانی در حوضچه خیالمان خنک می‌شود. اصلا چرا حوض؟ حوض آرزوی دیرینه کویر در خانه‌های ما بود. خانه‌ها کوچک شدند، کوچک و کوچک‌تر و حوض‌ها همچنان آب رفتند. انگار دارد همه چیز فراموش می‌شود و آب می‌رود. حوض خانه شما کجاست؟

حوض چیست؟

حالا دیگر سراغ حوض را از فرهنگ لغات می‌گیریم و بی خیال آنها در خلوت حیاط خانه خواهیم شد. در لغت‌نامه عمید درباره حوض نقل شده است: «گودالی که در زمین با سنگ یا آجر و سیمان درست کنند برای نگهداشتن آب». معماران و سازندگان چیره دست ایرانی که همیشه روح و طبع نازکی داشته‌اند، عناصر مختلفی را در بناها تعبیه می‌کردند که به واسطه آن شادی جسم و روح در زمان و مکان متجلی می‌شد. نمونه بارز این زیبایی در یک بنا حوض و آب نماهایی بود که شکوهی دوچندان به معماری اصیل ایران می‌بخشید.

اما نکته جالب این که آب نماها در جایی قرار داده می‌شدند که بناهای مجاور در آن منعکس شوند و به این ترتیب اندازه را دوچندان می‌کردند.

تقریبا نسل نه چندان دور به یاد دارند که حوض و حوضچه‌ها بیشتر مربع، مستطیل، چلیپا، دایره یا ترکیبی از اشکال هندسی و براساس راست گوشه و دایره ساخته می‌شدند. سازندگان و مالکان در کنار انتخاب این نوع اشکال، بیشتر ترجیح می‌دادند حوضشان کم عمق باشد، به دلایلی چند که در ادامه می‌آید. البته ابعاد حوض و همچنین تزئینات ظاهری آن همیشه با طبقه اقتصادی و پایگاه اجتماعی مالک ارتباط مستقیمی داشت.

جایگاه حوض

ایرانیان پاک سرشت همواره آب را در کنار باد و خاک مقدس می‌شمردند. پیشینیان عاشق پاکی بودند از این روی نماد پاکی را در خانه‌های خود می‌ساختند. ساختن و تعبیه حوض در خانه‌ها دارای چنان اهمیتی نزد خانواده‌ها بود که به طور معمول بزرگ‌ترین بخش مرکزی صحن و حیاط را به آن اختصاص می‌دادند. این نماد زیبایی و پاکی در بسیاری مواقع با درختان میوه و انواع گل و گیاه همجوار می‌شد تا بهشتی شود برای خود بر روی هستی. با این جلوه خیال‌انگیز، تصویری مواج و گیرا از ایوان اصلی بنا نیز در آب نقش می‌بست. حوض‌ها و نهرهای خانگی در بیشتر موارد به شیوه‌ای بدیع و حرمت برانگیز، مسیر مستقیم دسترسی به جبهه و ایوان اصلی بنا را به دو معبر غیرمستقیم جانبی تقسیم می‌کرد. ضایعات و اضافات آب مصرفی در نهایت صرفه‌جویی به پای این گیاهان ریخته می‌شد که خود از تدبیر سازندگان در مصرف آب سرچشمه می‌گرفت.

آب حوضی

«آب حوض می‌کشیم!» این جمله فریادی بود در کوچه‌های شهر، اما تنها صدای آن در خاطره کوچه‌های کاهگلی باقی مانده است. دوره‌گردهایی که در کوچه‌ها راه می‌رفتند و داد می‌زدند حوض تمیز می‌کنیم، آن هنگام که رخسار آب و حوض مکدر می‌شد، به کمک همین همشهریان که دیگر صدایی از آنان بر نمی‌خیزد، آب حوض را تخلیه می‌کردند و گل و لای آن زدوده می‌شد تا همچنان حوضمان زلال بماند و ماهیان کوچک، رقص باله خود را از سر گیرند.

برای آسانی تخلیه آب حوض، معمولا کف حوض را با شیب مختصری می‌ساختند که بسادگی آب آن تخلیه می‌شد.

نمایش‌های تخت حوضی

بله، درست خواندید. نمایش‌های تخت حوضی با حوض ارتباط کاملا مستقیمی دارد. اما چگونه؟ آن زمان که روزهای عید و عروسی از راه می‌رسید، روی حوض خانه‌ها بویژه حوض‌ها در اماکن عمومی که از ابعاد بزرگ‌تری برخوردار بودند را با تکه‌های بزرگ چوب می‌پوشاندند و گروهی از مطربان و بازیگران ـ که بیشتر دوره گرد بودند ـ روی آن برای مهمانان به اجرای برنامه و نمایش‌های سرگرم کننده می‌پرداختند تا جایی که بتدریج شیوه‌ای از هنرهای نمایشی در ایران رایج شد که به واسطه همین شکل اولیه ایجاد صحنه به نمایش تخت حوضی مشهور شد که اجرای انواعی از آن همچنان ادامه دارد.

کارکردهای حوض

ساختن حوض‌ها در حیاط کارکردهای متنوعی داشت. در حقیقت شاید بتوان ادعا کرد تعبیه این نما به نوعی پاسخ به برخی از نیازهای روزانه نیز بود. کمی دورتر که از لوله و آب لوله‌کشی خبری نبود، بخشی از نیازهای روزانه خانواده و شهروندان به آب از ذخیره آبی همین حوض‌ها تأمین می‌شد.

نمی‌شوداز آب و حوض گفت اما نقبی به تجلی آن در خیال نازک سهراب سپهری نزد .آنجا که می‌گوید ‌: «رفته بودم سر‌حوض ‌/‌ تا ببینم شاید عکس تنهایی خود را در آب‌/‌ آب درحوض نبود‌/‌ ماهیان می‌گفتند: هیچ تقصیر درختان نیست

خانواده‌های ایرانی به‌طور معمولی با استفاده از آب حوض، میوه‌های خود را در آب آن شستشو می‌دادند. حتی گاهی نیز برای خنک کردن میوه بویژه هندوانه و خربزه، آن را در آب قرار می‌دادند. البته در کنار این مساله شستن ظرف‌ها، لباس‌ها، قالی و قالیچه‌های بزرگ نیز امری رایج بود. هنوز کودکان دیروز، خاطره آب تنی کردن در حوض حیاط‌های پر درخت خود را به یاد دارند. اما امروز از آن همه شادی تنها خاطره‌ای بیش در آپارتمان‌های کوچک و بی‌نور خود به یاد ندارند. آبپاشی کف داغ حیاط در اولین ساعات غروب آفتاب نیز علاوه بر خنک‌تر کردن هوا، سرگرم‌کننده و لذت بخش بود و حوض شریان حیاتی باغ و باغچه خانه نیز بود.

باغی با شناسنامه ایرانی

باغ ایرانی خود موضوعی گستره و مستقل است. به قولی باغ کنایه‌ای از بهشت است. باغ‌ها در کل کارکردهای مختلفی داشته‌اند. در بعضی دوران باغ‌های عمومی برای گردش و تفریح اهالی ساخته می‌شدند. از پیشینه باغ و باغ‌سازی در ایران همین بس که قدمت آن در ایران به 3 قرن قبل از میلاد مسیح می‌رسد؛ اما آنچه هویت بخش این باغ‌ها و در حقیقت بخش تفکیک‌ناپذیر آنها محسوب می‌شدند، وجود حوض و آب‌نما بود. در حقیقت باغ ایرانی ترکیب ساده‌ای است از درخت، حوض، نهرهای جاری و مسیرهای متقاطع. این ترکیب ساده ریشه در فرهنگ هخامنشی به عنوان یکی از قدیمی‌ترین و شکوفاترین دوران تاریخ ایران و بشر دارد. حوض و آب‌نما در باغ‌های ایران اهمیت بسزایی داشت و به اشکال متنوعی ساخته می‌شد. اغلب حوض یا استخر را در یکی از محورهای اصلی و درامتداد طولی فضای منزل یا باغ احداث می‌کردند.

تجلی آب و حوض و حس شاعرانگی

نمی‌شود این همه در وصف آب و حوض گفت اما نقبی به تجلی آن در خیال نازک ایرانی خوش سخن نزد. شما از سهراب سپهری شاعری لطیف تر سراغ دارید؟ «رفته بودم سر حوض ‌/‌ تا ببینم شاید عکس تنهایی خود را در آب‌/‌ آب درحوض نبود‌/‌ ماهیان می‌گفتند: هیچ تقصیر درختان نیست...»

«یک شاعر همیشه دور از سیاست می‌ماند، حداقل وارد اعمال سیاسی نمی‌شود. این سیاست یک شاعر است پس من سیاستمدار هستم. شاعری که هایکو می‌گوید و شاعر هایکو سیاسی نیست» این را رومپای، نخست‌وزیر پیشین بلژیک گفت که حس شاعریش بر لب حوض گل کرده بود: «آب حوضچه را ‌/‌ عوض کردند. ‌/‌ و چند ماهی مرده نتیجه این کار بود.» دیگر خود حدیث مفصل بخوانید...

حوضچه عیاران

اما حوض و حوضچه در روزگاران پیشین تنها منحصر به حیاط خانه‌ها نبودند، بلکه اماکن عمومی نیز به واسطه نوع کارکرد و استفاده از آن بهره می‌گرفتند. گرچه در اینجا مجال پرداختن به انواع حوض‌ها در اماکن مختلف نیست، اما یکی از رایج‌ترین آنها چال حوض‌ها بود.

برخی از حمام‌های خزینه‌ای قدیم که بزرگ و وسیع بودند، علاوه بر چال آب سرد، یک حوض یا استخری برای ذخیره آب داشتند که به آن چال حوض می‌گفتند. چال حوض از چال آب سرد و خزینه بسیار بزرگ‌تر بود تا جایی که افراد خود را به آب می‌سپردند و آب تنی و شنا می‌کردند. از جمله این چال‌حوض‌ها که در تهران قدیم برای خود اسم و رسمی داشتند می‌توان به حمام‌های قیصریه، سنگلج، نظام الملک و... اشاره کرد که چال حوض‌های آبرومندی داشتند و جایگاه عیاران و پهلوانان زورخانه‌ای بودند. آن روزگاران، هم حوض و هم پهلوانی برای خود آدابی داشتند سرشار از نزاکت و رادمردی. در کنار چال حوض و همچنین حوض‌های خانگی، در اماکن و میدان‌های عمومی و همچنین مساجد، انواعی از حوض‌ها برای استفاده‌های مختلف ساخته می‌شدند.

دست آخر این که...

گرچه شاید امروزه نیز کم و بیش به ساختن حوض‌ها در اماکن عمومی یا ویلاها و خانه‌های بزرگ اقدام شود، اما دایره گستردگی این نماد ایرانی در میان عامه بسیار محدود و تنگ شده است. علاوه بر این موضوع، کارکردهای گذشته خود را نیز تا حدود زیادی از دست داده‌اند و بیشتر جنبه تزئینی و سمبلیک دارد که گاهی تزئینات حاشیه‌ای آن برگرفته و متاثر از دیگر کشورهاست.

حوض به مثابه یک نماد ایرانی و تجلی روشنایی و پاکی، اکنون جایگاه بایسته‌ای در میان خانه‌ها ندارد. فراموش شدن این نمادها، هویت خانه‌ها را از ایرانی بودن کمرنگ کرده‌ است. اهمیت آب در گذشته ایران به آن اندازه بود که مردمان اعتقاد داشتند ایزد، فرشته خاصی به نام ناهید یا آناهیتا را برای نگهداری و حفظ آب مامور کرده است.

سامان عابری


نظر خوانندگان:
لطفاً نظرات را فارسی وارد کنید
نام:    پست الکترونیک: