روزنامه جام جم
صفحه اصلی روزنامه درباره ما ارتباط با ما پیوندها راهنمای سایت بورسبورس آب و هواآب و هوا انتشاراتانتشارات اشتراکاشتراک آرشیو روزنامهآرشیو روزنامه
پنجشنبه 03 فروردين 1396 / 24 جمادي الثاني 1438 / a 23 Mar 2017
صفحه اول روزنامه
سياسي
راديو و تلويزيون
اقتصاد
فرهنگي
جامعه
ورزش
دانش
جهان
حوادث
ايران زمين
گفتگو
سلامت
انديشه
صفحه آخر
جستجوی پیشرفته
ضمائم
ویژه نامه ها
ويژه‌نامه نوروز 90
نسخه چاپی فرستادن با پست الکترونیک
چهارشنبه 25 اسفند 1389 - ساعت 22:16
شماره خبر: 100837870675
گفت‌وگو با دکتر مرضيه وحيد دستجردي، وزير بهداشت
همه مخالف بودند اما پذيرفتم
وقتی برای گفت‌وگو با وزیر بهداشت، ساعت 9 صبح می‌روی به طبقه 14ساختمان شهرک غرب وزارتخانه بهداشت، درمان و آموزش پزشکی و می‌بینی که قبل از تو خبرنگار روزنامه دیگری در حال مصاحبه است و در اتاق انتظار جز خودت و عکاس روزنامه، خبرنگار روزنامه دیگری هم منتظر است، کمی ‌توی ذوقت می‌خورد.

توی ذوقت می‌خورد که جز تو، کسان دیگری هم مصاحبه خواهند کرد و این وقت و زمان فقط مختص تو و روزنامه‌ات نیست؛ اما این حس خیلی طول نمی‌کشد.

وارد اتاق دکتر مرضیه وحید دستجردی که می‌شویم، اوضاع عوض می‌شود. همان اول کار تاکید می‌کند که روزنامه محبوبش «جام‌جم» است و هر چند بقیه روزنامه‌ها، خصوصا اخبار حوزه بهداشت و درمانشان هر روز به دستش می‌رسد اما «جام‌جم» را حتما و شخصا می‌خواند. می‌گذاری به حساب تعارف و فکر می‌کنی لابد خبرنگار قبلی هم همین حرف‌ها را شنیده است. خودت و عکاس را معرفی می‌کنی. اسم‌ها آشناست، یاد گزارش‌ها، خصوصا انتقادی‌هایش زنده می‌شود.معلوم می‌شود او خواننده واقعی روزنامه است. ضبط روشن می‌شودو مصاحبه شروع اما 31دقیقه بعد از مصاحبه و یک ساعت از ورودمان جلسه مهمی پیش می‌آید.

وزیر: خب به نظرت دوباره چقدر با هم کار داریم؟

فکر می‌کنم، برای این‌که بتوانم همه سوالاتم را مطرح کنم، نیم‌ساعتی زمان بخواهم.

جواب خانم وزیر اشتیاق مرا برای ادامه مصاحبه چند برابر می‌کند، رو به مسوول دفترش می‌گوید: خب من فکر می‌کنم یک ساعتی با هم کار داشته باشیم.

و همین می‌شود که همان روز، چند ساعت بعد، ادامه مصاحبه ساعت هفت و نیم شب شروع می‌شود.

خانم وزیر معمولا در بیشتر عکس‌هایی که از شما دیده‌ام در حال خندیدن هستید. ماجرای این خنده‌ها چیست؟ ارثی و ذاتی است یا این‌که اکتسابی و عمدی؟

خب یک خصلت ذاتی است، ادعایی ندارم که آدم خوش‌اخلاقی هستم اما با خنده حس بهتری دارم و انرژی خوبی از خندیدن می‌گیرم که بی‌اختیار است. البته پدر مرحومم فرد خوش‌اخلاقی بودند و مادرم زن مهربان و خوش رویی است. امیدوارم که این خصلت را واقعا از آنها به ارث برده باشم.

من 3 سال پیش برای مصاحبه با وزیر قبلی بهداشت هم در همین اتاق بودم، توقع داشتم دست‌کم فضای اتاق تغییراتی کرده باشد، اما این طور نیست، چرا؟

اصولا رویه من این است که تا وقتی بشود از وسیله‌ای استفاده کرد، تعویض نشود، بنابراین وسایل این اتاق همان وسایل قبلی است و فقط کمی‌ جابه‌جا شده‌اند.

خانم دکتر در مورد وسایل منزل هم همین شکل عمل کرده‌اید؟ یعنی هنوز لوازم منزل، همان لوازم جهیزیه‌تان است؟

(می‌خندد) راستش بعد از 26 سال جهیزیه‌ام دیگر از بین رفته است. به منزل جدید که رفتیم، تقریبا همه وسایل منزل را عوض کردم.

کی؟

5 سال پیش.

خانه تکانی هم می‌کنید؟

سابقه دیسکو پاتی (بیرون‌زدگی دیسک کمر) دارم و نمی‌توانم کارهای سخت انجام بدهم، بیشتر بر خانه تکانی مدیریت می‌کنم.

لابد بر خانه تکانی همسرتان مدیریت می‌کنید؟

(می‌خندد) نه اتفاقا ایشان هم مشکلات مرا دارند.

پس تکلیف خانه تکانی چه می‌شود؟

کسی هست که هر دو هفته یک‌بار برای انجام بعضی کارهای اصلی به منزلمان می‌آید. ایشان به همراه بچه‌ها خانه تکانی می‌کنند.

چند تا فرزند دارید؟

2 تا دختر، 24 و 22 ساله.

چه می‌کنند؟

دختر بزرگم دانشجوی سال 6 پزشکی است و عقد کرده است، دختر دومم همین ترم از رشته علوم ارتباطات دانشگاه علامه فارغ‌التحصیل شده است.

یعنی می‌خواهد همکار ما شود؟

(باز هم می‌خندد) اگر لیاقت داشته باشد. اتفاقا کمی ‌نگران است و به من می‌گوید خیلی با فضای کار آشنا نیستم، می‌توانم کاری پیدا کنم؟ من هم می‌گویم خیلی نگران نباش، ان‌شاءالله کار پیدا می‌کنی.

یعنی چون پارتی دارید، نگران نباشد؟

نه اتفاقا، معتقدم که باید برود و کار را یاد بگیرد. مثلا مدتی را در فضای مطبوعاتی به عنوان کارآموز مشغول شود و مطمئنا بعد از این‌که کار را یاد بگیرد، می‌تواند کار پیدا کند.

خودش این رشته را انتخاب کرده است؟

بله. خیلی علاقه داشت.

شما دوست نداشتید پزشک شود؟ من که مادرم پزشک نیستند، همیشه دوست داشتند من پزشک شوم و من خبرنگار شدم، حالا چه برسد به شما که خودتان پزشک هستید؟ (این بار همه می‌خندیم)‌

واقعیت این است که اگر کسی در رشته‌ای غیر از رشته مورد علاقه‌اش تحصیل کند، مسلما موفق نمی‌شود. بر همین اساس من آنها را در انتخابشان آزاد گذاشته بودم.

بر گردیم به این اتاق خانم وزیر، راستش از دفعه قبلی که در این اتاق بودم، هنوز منظره بیرونش توی ذهنم مانده است. پنجره‌های اتاقتان ویوی (منظره) خیلی خوبی دارد، چقدر به بیرون نگاه می‌کنید؟

باور کنید اصلا وقت نمی‌کنم، یعنی آنقدر سرم شلوغ می‌شود که اصلا فراموش می‌کنم به بیرون نگاهی بیندازم. گاهی وقت نماز چون قبله به همین سمت است، بیرون را می‌بینم. البته وقت غروب آفتاب هم منظره بیرون خیلی زیبا می‌شود و گاهی که حواسم باشد، به زیبایی غروب آفتاب نگاهی می‌اندازم.

به این عنوان «اولین وزیر زن در جمهوری اسلامی‌ ایران» هم فکر می‌کنید؟ اصلا در خلوت خودتان چقدر به این عنوان فکر می‌کنید؟

نه، در خلوت خودم خیلی به این عنوان فکر نمی‌کنم، اما هر بار که می‌خواهم افراد لایقی را به کار دعوت کنم برای تطمیع‌شان از این عنوان استفاده می‌کنم!‌ به هر حال هیچ‌گاه در حکومت‌های اسلامی ‌زنان را برای مقام وزارت انتخاب نمی‌کردند و به آنها تاکید می‌کنم شما هم بیایید و وارد این حلقه دعا شوید.

کدام حلقه دعا؟

معمولا ندیده‌ام که کسی به آقایون وزیر بگوید، ما شما را دعا می‌کنیم اما بارها و بارها این جمله را از زنانی که با آنها روبه‌رو شده‌ام، شنیده‌ام و این برایم بسیار مهم و ارزشمند است و آرزو می‌کنم با دعای مردم بتوانیم موفق شویم و دردهای مردم را کمتر کنیم.

اما خانم وزیر حالا مدت‌هاست که بعد از دادگاه و کلانتری، مردم وقت دعا به همدیگر می‌گویند الهی پایت به بیمارستان کشیده نشود، این روزها گله از وضعیت رسیدگی به بیماران در بیمارستان‌ها خیلی زیاد شده است؟

*‌*‌*‌

به این سوال که می‌رسیم فضای مصاحبه جدی می‌شود. سوالات انتقادی من شروع می‌شود و خانم وزیر با دقت پاسخ می‌دهد. دستجردی بهبود وضعیت درمان در کشور را مشکل اساسی می‌داند، اما کاملا امیدوار است که این مشکلات با 2 اولویت کنونی وزارت بهداشت یعنی طرح ساماندهی اورژانس‌های بیمارستانی و استقرار پزشک خانواده در شهر‌ها و نظام ارجاع حل شود.

او به همه کارهایی که برای اجرای دقیق این برنامه‌ها داشته، اشاره می‌کند و معتقد است با توجه به بیشترین شکایات مردم از وزارت بهداشت که به اورژانس‌ها بر می‌گردد، با اجرای این طرح که بسیاری از کارهایش تا کنون انجام شده می‌توان رضایت مردم از بیمارستان‌ها را بالا برد و موارد دیگری از این دست...

می‌دانستم که برخی با زن بودنم هم مخالفت می‌کنند و مشکلاتی پیش خواهد آمد، اما در نهایت فکر کردم این مسوولیت فرصتی است برای حضور زنان در چنین پستی در جمهوری اسلامی ‌و این‌که زنان هم بگویند ما می‌توانیم

بحث ما بر سر این مشکلات طولانی می‌شود تا این‌که جلسه وزیر شروع می‌شود و همه چیز به ساعت هفت و نیم شب می‌رسد و قسمت دوم مصاحبه شروع می‌شود.

دوباره که به وزارت بهداشت بر می‌گردم، ساختمان 14 طبقه‌اش هیاهوی صبح را ندارد، اما طبقه 14 هنوز شلوغ است. ساعت هفت و نیم است و خانم وزیر هم خسته‌تر به نظر می‌رسد. به گرسنه بودن خودم فکر می‌کنم و سوالم را با همین موضوع شروع می‌کنم.

*‌*‌*‌

خانم وزیر، تکلیف شام امشب چه می‌شود؟

شام... خب بالاخره بچه‌ها برای شام چیزی آماده می‌کنند.

واقعا؟ یعنی شما هر شب دستپخت دخترها را می‌خورید؟

من در طول شبانه‌روز فقط یک وعده غذا می‌خورم و آن هم ترجیح می‌دهم شام باشد و با بچه‌ها صرف شود. اگر جمعه‌ها منزل باشم و فرصت باشد سعی می‌کنم برای تا اواسط هفته غذا آماده کنم. بقیه هفته را هم بالاخره بچه‌ها املتی، نیمرویی یا تن ماهی چیزی درست می‌کنند. (می‌خندد)‌

و اگر خودتان غذا بپزید معمولا چه غذاهایی می‌پزید؟

معمولا غذاهایی را که خیلی زود آماده می‌شوند می‌پزم. مثل کتلت، ماکارونی، عدس پلو اگر خیلی بخواهم وقت بگذارم یا اصلا وقت داشته باشم قورمه‌سبزی یا خورشت قیمه می‌پزم.

حالا واقعا از ابتدای دوران وزارت تا حالا قورمه‌سبزی پخته‌اید؟

(می‌خندد) چند باری قورمه‌سبزی درست کردم. البته حالا دیگر با وسایل جدید آشپزی مثل زودپزها و آرام‌پزها کمی‌آسان شده و خیلی کار ندارد.

بعد از مصاحبه هم ظاهرا باز جلسه دارید؟

بله، نماینده پارلمانی منتظر است تا از مجلس گزارش دهد و تبادل نظر داشته باشد. 10 تا کارتابل هم دارم که باید بخوانمشان.

پس خیلی خسته می‌شوید؟

بالاخره قبول کرده‌ایم تا کارانجام دهیم و خستگی هم دارد.

جلسات هیات‌دولت معمولا طولانی می‌شود؟

جلسات خاص معمولا خیلی طولانی می‌شود، اما جلسات معمولا از ساعت 3 شروع می‌شود و تا ساعت 9 الی 10 شب ادامه پیدا می‌کند.

و اگر تا نیمه شب طول بکشد، رعایت حال شما را می‌کنند و مثلا به شما می‌گویند بروید منزل؟

نخیر، هیچ‌کس رعایت حال ما را نمی‌کند و ما باید حتما حضور داشته باشیم. از طرفی باید برای مصوبات جدید حدنصابی از وزرا حضور داشته باشند، بنابراین گاهی رفتن یکی از اعضا می‌تواند جلسه را به هم بزند؛ چون معمولا پیش می‌آید که برخی وزرا در ماموریت‌های کاری باشند.

رابطه شما با رئیس‌جمهور چطور است؟

خیلی خوب و عالی. به هرحال شما می‌دانید که آقای احمدی‌نژاد شجاعت بزرگی به خرج داد تا بتواند علی‌رغم برخی مخالفت‌ها یک وزیر زن انتخاب کند ‌و خب بار مسوولیتی را که از این نظر بر دوش گرفته‌اند به شکل خوبی اداره می‌کنند.

البته آقای احمدی‌نژاد در عزل و نصب‌ها خیلی خاص عمل می‌کنند، نگران نیستید که یک صبح به این اتاق بیایید و ببینید که از این مسوولیت عزل شده‌اید؟

ببینید چه من اینجا باشم چه نباشم، در هر صورت خیری در آن وجود دارد تا وقتی که هستم، خوشحالم به خاطر خدمت کردن و اگر نباشم هم از این‌که خداوند مرا از امتحان بزرگی کنار گذاشته است، باز هم راضی خواهم بود.

خانم دکتر کمی ‌از ماجرای وزیر شدنتان بگویید؛ کی و چطور فهمیدید برای این سمت انتخاب شده‌اید؟

من برای جلسه‌ای به دفتر ریاست جمهوری دعوت شدم. خودم فکر می‌کردم احتمالا باید جلسه‌ای باشد درخصوص مسائل سلامت زنان کشور.

قبلا برای چنین جلساتی دعوت شده بودید؟

نه، اولین بار بود.

پیش خودتان حدس نمی‌زدید که مربوط به انتخاب وزیر باشد؟

اصلا چنین فکری نمی‌کردم. وقتی که رفتم چنین پیشنهادی مطرح شد.

مستقیما به خودتان گفتند؟

بله با خودم صحبت کردند و در وهله اول هم نپذیرفتم.

چرا؟

وقتی‌به ریاست‌جمهوری دعوت شدم اصلا فکر نمی کردم بحث وزارت مطرح باشد

چون مسوولیت وزارت بهداشت کار بشدت سنگین و سختی است. همه مردم با این وزارتخانه در ارتباط هستند و شما باید مسوولیت 73 میلیون نفر از جمعیت کشور را بپذیرید. گذر همه مردم بالاخره به این وزارتخانه می‌رسد. گذشته از این، فکر می‌کردم افراد با صلاحیتی هستند که می‌توانند این مسوولیت را بپذیرند، حتی افرادی که تمایل زیادی هم به پذیرش این مسوولیت داشتند.

بعد چه شد؟

قرار شد که بیشتر فکر کنم و خب من هم جوانب کار را سنجیدم و با خیلی‌ها مشورت کردم و بالاخره پذیرفتم.

اولین کسی که مورد مشورت قرار گرفت؟

خانواده. اول با همسرم و فرزندانم مشورت کردم. بعد با برادرها، خواهرم و دوستان. با خودم فکر کردم حالا که مردی پیدا شده تا چنین مسوولیتی را بعد از 30 سال از انقلاب به عهده زنی قرار دهد، این‌که بخواهم شانه خالی کنم و آسایش و آرامش خودم را بر این مسوولیت ارجح بدانم، شاید اجحافی باشد به زنان کشورم. همه مشکلات و سختی‌ها را می‌دانستم. خب گذشته از این‌که کار در وزارتخانه سخت است، می‌دانستم که برخی با زن بودنم هم مخالفت می‌کنند و مشکلاتی پیش خواهد آمد، اما در نهایت فکر کردم این مسوولیت فرصتی است برای حضور زنان در چنین پستی در جمهوری اسلامی ‌و این‌که زنان هم بگویند ما می‌توانیم. احساس کردم با توکل به خدا و با توجه به این‌که نیت خودم خیر است، می‌توانم و بهتر است راه حضور زنان را دست کم با این مسوولیت هموار کنم.

در مشورت‌هایی که انجام دادید، بخصوص در خانواده، کسی هم با پذیرش این مسوولیت مخالفت کرد؟

همه مخالف بودند.

یعنی حتی همسر و دخترانتان؟

بله، همه مخالف بودند، اما من هم دلایل خودم را گفتم و معتقد بودم اگر با نیت خداپسندانه باشد، ثواب دارد.

علت مخالفتشان چه بود؟

معتقد بودند کار بسیار سختی است.

علت مخالفت دخترانتان چه بود؟

معتقد بودند کار سختی است و پذیرش این مسوولیت، مرا از زندگیشان منفک می‌کند. می‌گفتند ما دیگر شما را خیلی کمتر می‌بینیم. می‌گفتند در دانشگاه کسی نمی‌داند ما دختر شما هستیم، بعد همه می‌فهمند.

واقعا؟

بله. می‌گفتند کسی ما را نمی‌شناسد و از این به بعد همه می‌فهمند که ما دختر شما هستیم. من هم گفتم همچنان نگذارید تا بقیه بفهمند. (می‌خندد)‌

الان چه حسی دارند؟

هنوز سعی می‌کنند در حاشیه باشند. دخترانم همیشه همین طور بوده‌اند. اتفاقا وقتی می‌بینند کسی علیه من حرف می‌زند یا جایی نسبت به من انتقاد نادرستی وجود دارد، ناراحت می‌شوند. من هم سعی می‌کنم آرامشان کنم که کار ما همین است.

پس باید با من خیلی بد باشند. (می‌خندیم)‌

نه این طور نیست.

همسرتان چطور؟

نه. ایشان از اول هم می‌دانستند که من کار کردن و خدمت به مردم را مسوولیت خودم می‌دانم. از همان ابتدای ازدواج همه این مسائل مطرح شده بود. من سال‌هاست کار می‌کنم و فقط به این دوره وزارت ختم نمی‌شود. ببینید سال‌هاست که حدود 6 صبح از خانه می‌زنم بیرون و بعد از تاریک شدن هوا بر می‌گردم. از طرفی رشته من رشته زنان و زایمان است و می‌دانید در طول شب یا نیمه شب کار اورژانسی پیش می‌آید. همه این سال‌ها، هم خودم به کار سخت عادت کرده‌ام و هم خانواده با این سختی‌ها خو گرفته‌اند.

*‌*‌*‌

وقتی به موضوع طبابت دکتر دستجردی می‌رسیم، سوالی را که قبلا در موردش تحقیق کرده‌ام، مطرح می‌کنم. با یکی از بیماران او صحبت کرده بودم و می‌دانستم پزشک خوش اخلاقی است، مادیات اولویت اولش نیست و به زایمان طبیعی توجه دارد. در ضمن ورود مردان به اتاق انتظار ممنوع است.

او در خصوص این مساله تاکید می‌کند که چنین محدودیتی به خاطر کمبود جاست. مطب او 70 متر است و 2 اتاق برای ویزیت و دستگاه‌های مربوط دارد که به این ترتیب اتاق انتظارش کوچک است و برای راحتی حال بیماران، ورود آقایان به اتاق انتظار امکان ندارد و اگر نیاز به ورود همسر بیماری برای توضیح بیشتر، شنیدن صدای قلب جنین و موارد اینچنینی باشد، باید از قبل هماهنگ ‌شود.

*‌*‌*‌

به عنوان یک زن، کار در هیات دولت چطور است؟

خیلی خوب است. آقای احمدی‌نژاد خوش‌اخلاق هستند و در کل نسبت به فعالیت زنان نظرات مثبتی دارند و به مسائل آنها توجه می‌کنند.

پس لایحه حمایت خانواده و آن ماده پر سر و صدایش که توانایی مالی را شرط ازدواج دوم می‌داند، چگونه در دولت تصویب شده است؟

نمی‌دانم، اما می‌دانم که آقای احمدی‌نژاد نسبت به فعالیت خانم‌ها نظر مثبتی دارند.

شما به چند همسری معتقدید هستید؟

اصلا معتقد نیستم، البته اگر درخصوص این لایحه در معاونت مربوط بودم حتما موضعگیری خاصی می‌کردم. به هر حال می‌دانم آقای احمدی‌نژاد به فعالیت و حضور زنان معتقدند و در حال حاضر 4 زن (معاون علمی، معاون حقوقی، رئیس دفتر امور زنان و وزارت بهداشت) در هیات دولت حضور دارند.

*‌*‌*‌

بحث مسائل زنان که پیش می‌آید، سوالات جدی تر شروع می‌شود. نظر اولین وزیر زن کشور درخصوص برخی لوایح و قوانین پر چالش حوزه زنان برایم اهمیت دارد. از کنوانسیون رفع تبعیض علیه حقوق زنان می‌پرسم و او به سابقه لایحه پیوستن به این کنوانسیون در مجلس ششم می‌گوید و اعتقاد دارد ایران باید با حق تحفظ یعنی محفوظ ماندن حق ایران درخصوص قوانین موجود در قانون اساسی و قوانین شرعی به این کنوانسیون بپیوندد.

او از کم شدن تعداد زنان نماینده مجلس در این دوره ابراز نگرانی می‌کند و می‌گوید: در مجلس پنجم 14 نماینده زن داشتیم و در حال حاضر تنها 8 نماینده زن در مجلس مشغول به کار هستند.

بحث به حق طلاق هم می‌رسد و این‌که بتازگی و بر اساس قانون جدید، حق طلاق در صورتی که زن تمکین نپذیرد از او گرفته می‌شود، اما بر اساس رساله حضرت امام، زن می‌تواند حق مطلقه طلاق را داشته باشد.

از آنجا که اوایل مصاحبه به عقد دخترش اشاره کرده بود، از دکتر دستجردی سوال می‌کنم که دخترش هنگام عقد، حق طلاق را تقاضا کرده است یا خیر.

ظاهرا دختر خانم وزیر همین سوال را از او پرسیده و خانم دستجردی هم از او خواسته است که اگر از انتخابش مطمئن است، تقاضایی در این خصوص نداشته باشد.

وقتی می‌پرسم چرا، می‌گوید: این نظر من در مورد ازدواج دخترم بود، اما اگر کسی برایش اهمیت دارد که حق طلاق داشته باشد، باید این حق را بگیرد.

با توجه به اهمیت قوانین موجود در این حوزه دکتر دستجردی معتقد است رسانه‌ها باید ارتباط مستقیمی ‌با نمایندگان مجلس داشته باشند تا قوانین بر اساس نیازهای زنان وضع شود. بعد از این مباحث جدی فضا باز عوض می‌شود. کمی ‌سوال متفرقه پرسیده می‌شود و به سوالات نوروزی هم می‌رسیم.

*‌*‌*‌

خانم دکتر! بدترین بیماری‌ها از نظر شما کدامند؟

بیماری‌های روانی که خیلی به درمان جواب ندهند به نظرم بدترین بیماری‌ها هستند.

برویم سراغ زندگی. خانم وزیر!‌ اولین کسی که نوروز را به او تبریک می‌گویید کیست؟ یعنی کسی که برایتان اهمیت زیادی دارد.

اول از همه مادرم.

بیشترین عیدی را معمولا به چه کسی می‌دهید؟

برادری دارم که از همه ما کوچک‌تر است و معمولا بیشترین عیدی را به او می‌دهم.

چقدر عیدی می‌دهید؟

فکر کنم 200 یا 300 هزار تومان.

گندم هم سبز خواهید کرد؟

معمولا مادرشوهرم گندم سبز می‌کنند و به ما هم می‌دهند.

خانم دکتر! مسوولیت مادری سخت‌تر است یا مسوول وزارت؟

مسوولیت وزارت حتما سنگین‌تر است، چون باید برای جمعیت زیادی مادری کنید.

فکر می‌کنید در طول این مدت چقدر برای مردم مادری کرده‌اید؟

سعی‌ام را کرده‌ام واقعا، حتی یک وقت‌هایی مثل مادر گریه هم کرده‌ام.

کی گریه کرده‌اید؟

وقتی مادری را دیده‌ام که فرزندش را در آغوش گرفته و سر او را با روسری پوشانده تا موهای ریخته شده‌اش که بر اثر شیمی‌درمانی بوده، مشخص نشود واقعا گریه‌ام گرفته است.

شما در طول این مدت اقدامات جالبی داشته‌اید، مثلا آزمون دستیاری را حذف کردید یا این‌که بصراحت در مورد نیترات دار بودن آب تهران صحبت کردید. اینها برگرفته از حس مسوولیت است یا شجاعت می‌خواهد؟

من اصولا وقتی به ضرورت انجام کاری برسم، حتما انجامش می‌دهم. حالا نمی‌دانم این حس مسوولیت است یا شجاعت.

اما در مورد همین آلوده بودن آب تهران واکنش‌ها چندان جالب نبود و بلافاصله همه مسوولان ذی‌ربط حرف شما را تکذیب کردند.

وقتی به ضرورت انجام کاری برسم حتما انجامش می‌دهم، نمی دانم شجاعت است یا حس مسئولیت

خب بعد از اعلام این موضوع خوشبختانه چاه‌های آبی که نیترات بالایی داشتند از رده خارج شدند و مخازنی که مشکل داشتند و در دست بخش خصوصی بود، پلمب شدند، با رقیق کردن آب در مناطق جنوبی تهران، میزان نیترات موجود در آن را کم کردند و کاری که باید در ارتباط با حل این مشکل با تغذیه آب غرب و جنوب تهران از سد ماملو انجام می‌شد نیز اعتبار لازم را دریافت کرد. پس من نتیجه‌ای که باید از اعلام این کار می‌گرفتم، با این اقدامات گرفتم.

چند ساعت در روز کار می‌کنید؟

معمولا صبح ساعت حدود 6 از منزل بیرون می‌آیم و حدود 11ـ 10 شب هم به منزل بر می‌گردم.

همسرتان گله نمی‌کنند؟

نه خوشبختانه ایشان هیچ گله‌ای از من ندارند و خیلی هم راضی هستند. (می‌خندیم)‌

ایشان هم پزشک هستند؟

دندانپزشک هستند و عضو هیات علمی‌دانشکده دندانپزشکی علوم پزشکی شهید بهشتی.

خانم دکتر! نظرتان در مورد اولین زن رئیس‌جمهور در ایران چیست؟

بر اساس قانون اساسی ما، زنان نمی‌توانند رئیس‌جمهور شوند.

گرچه برخی معتقدند منظور از رجال سیاسی، لزوما مردان نیستند.

خب تا جایی که من می‌دانم تفسیر شورای نگهبان از این موضوع رجال به معنای مردان است.

یعنی شما به این‌که اولین زن رئیس‌جمهور در ایران باشید، فکر نمی‌کنید؟

ابدا. من خیلی هنرمند باشم همین مقام وزارت را با موفقیت به سرانجام خواهم رساند. از نظر قانون هم به هر حال زنان نمی‌توانند رئیس‌جمهور شوند.

نظر شخصی‌تان چیست؟

مگر می‌توانم برخلاف قانون نظری داشته باشم.

البته ممکن است در جایی حداکثر سرعت مجاز 120 باشد و کسی با سرعت 125 مسیر را طی کند، اتفاقی هم نمی‌افتد.

من آن مسیر را هرگز با سرعت بیشتر از 120 نمی‌روم. (می‌خندد) البته شما چون جوان هستید به اقتضای جوانی ممکن است بتوانید نظر خلاف قانون داشته باشید، اما من بالاخره سنی دارم و با توجه به جایگاهم سعی می‌کنم حتما به قانون احترام بگذارم.

فرض کنید قانون عوض شد و زنان هم توانستند رئیس‌جمهور شوند.

هر وقت این فرض به حقیقت پیوست بعدا در موردش نظر می‌دهیم، ولی در حال حاضر چنین اتفاقی نیفتاده است.

قبول. حالا هیچ وقت نشده از ذهنتان بگذرد که شما رئیس‌جمهور ایران شوید؟

نه. هرگز از ذهنم چنین چیزی نگذشته است.

خب اولین وزیر زن هم از ذهنتان نگذشته بود، طبق حرف‌های خودتان؟

بالاخره وزارت بهداشت خیلی متفاوت است. یک وزارتخانه در میان 21 وزارتخانه دیگر است، اما کسی که بخواهد مسوولیت همه این وزارتخانه را به عهده داشته باشد باید مورد قبول قانون و مردم باشد و بحث متفاوتی است. به هر حال قانون در حال حاضر تعریفش از رجال این است و اگر قانون عوض شد بعد باید دوباره با شما در این مورد صحبت کنیم.

پس نظر دیگری ندارید؟

نه. مساله این است که توجه به قانون یک اصل است و همه باید به قانون احترام بگذاریم.

بعد از پایان وزارت چه کار خواهید کرد؟

مانند گذشته وقتم را با دانشگاه و طبابت می‌گذرانم.

اگر در دولت بعدی دعوت به کار شدید، چه می‌کنید؟

من الان 51 سال دارم و برای دولت بعد می‌شوم 54 ساله و دیگر پیر شده‌ام.

من کاملا مخالفم چون 54 سالگی سن پیری نیست.

(می‌خندد) حالا که راه برای ورود زنان هموار شده ترجیح می‌دهم زنان جوان‌تری مسوولیت بپذیرند.

*‌*‌*‌

ساعت از 9 گذشته است که مصاحبه تمام می‌شود و جلسه وزیر بهداشت با معاون پارلمانی شروع می‌شود. می‌دانم خیلی خسته شده و از طرفی به قول خودش کسی که چنین مسوولیتی را قبول کرده باید پای همه این خستگی‌ها هم باشد.

نمی‌دانم گذشت زمان در مورد عملکرد اولین وزیر زن بعد از انقلاب اسلامی‌چه قضاوتی خواهد کرد، اما برای من به عنوان یک خبرنگار که جز او دوران وزارت 2 وزیر دیگر را هم تجربه کرده‌ام، اگر عملکردش بهتر از آنها نباشد، مسلما بدتر از آنها نیست.

مستوره برادران نصیری


نظر خوانندگان:
لطفاً نظرات را فارسی وارد کنید
نام:    پست الکترونیک: