روزنامه جام جم
صفحه اصلی روزنامه درباره ما ارتباط با ما پیوندها راهنمای سایت بورسبورس آب و هواآب و هوا انتشاراتانتشارات اشتراکاشتراک آرشیو روزنامهآرشیو روزنامه
سه شنبه 02 خرداد 1396 / 26 شعبان 1438 / a 23 May 2017
صفحه اول روزنامه
سياسي
راديو و تلويزيون
اقتصاد
فرهنگي
جامعه
ورزش
دانش
جهان
حوادث
ايران زمين
گفتگو
سلامت
انديشه
صفحه آخر
جستجوی پیشرفته
ضمائم
ویژه نامه ها
ويژه‌نامه نوروز 90
نسخه چاپی فرستادن با پست الکترونیک
چهارشنبه 25 اسفند 1389 - ساعت 22:16
شماره خبر: 100837871952
داستان پر پيچ و تاب اکران در سال 1389
اکران به روايت مافيا
سال جدید برای دست‌اندرکاران سینما زودتر از دیگران تحویل می‌شود. به عبارتی، شب عید سینماگران نه از نیمه دوم اسفندماه، بلکه درست از روزهای اول زمستان آغاز می‌شود که دست‌اندرکاران این صنعت- هنر پرزحمت و دردسر، همه انرژی خود را صرف رساندن فیلم‌های خود به جشنواره می‌کنند. دلهره‌های روزهای جشنواره را هم می‌توان به حساب گرفتاری‌های شب عیدی دست‌اندرکاران این حرفه گذاشت و دست آخر وقتی جشنواره به نقطه پایانی می‌رسد، به حکم حساب و کتاب آخر سال سینماگران نیز به حساب روزهای رفته می‌رسند و با فکرهای زیبا و جذاب، خود را برای شروع سال جدید آماده می‌کنند. امسال سینمای ایران سال پرکار و پر تولیدی را پشت سر گذاشت. فیلم‌های زیادی ساخته شد که سازندگان آنها اغلب در یک نکته دغدغه مشترک دارند؛ بحث اکران فیلم‌ها! در گزارشی که می‌خوانید به فراز و فرودهای اکران سینمای ایران در سال 1389 پرداخته شده است.

سال افزایش تولید

رونق تولید در سینمای ایران، مهم‌ترین دستاوردی است که مدیریت جدید سینمایی همیشه با افتخار از آن سخن می‌گوید. هر بار اعتراضی از سوی سینماگران شنیده می‌شود، مدیران سینمایی در مصاحبه یا همایشی، تلویحا به این دست اعتراض‌ها پاسخ می‌دهند و به این نکته اشاره می‌کنند که با حضور حدود 100 فیلم در مراحل مختلف ساخت و تولید، جای نگرانی برای اهالی سینما وجود ندارد و این صنعت ـ هنر در پررونق‌ترین روزها و سال‌های حیات خود در ایران حضور دارد، اما تقریبا همه اهالی سینمای ایران می‌دانند که سرنوشت فیلم‌های سینمایی ایرانی همیشه در مرحله ساخت و تولید رقم نمی‌خورد. حتی جشنواره‌ها نیز درخصوص سرنوشت فیلم‌ها و سازندگان آنها چندان تعیین‌کننده نیستند و یک فیلم با وجود داشتن انواع و اقسام شایستگی‌ها تا وقتی امکانی برای نمایش عمومی به شکل مطلوب پیدا نکند، هیچ گاه به موفقیتی قاطع نخواهد رسید. این‌که چرا همه فیلم‌های سینمای ایران امکان حضور در نمایش عمومی را ندارند، سوال مبهمی است که در سال‌های اخیر مسوولان سینمایی برای یافتن پاسخ آن تلاش فراوانی انجام داده‌اند. بارها معترضان و مخالفانی که فیلم‌هایشان به شکل محدودی اکران شده صحبت از مافیای اکران را پیش کشیده و عنوان کرده‌اند در سینمای ایران عده‌ای با ایجاد انحصار در عرصه نمایش فیلم، فقط به آثار مورد تایید خود اجازه اکران می‌دهند و فیلم‌هایی که با سلیقه این جمع مافیایی هماهنگ نباشد، حتی اگر شایستگی‌های فراوان داشته باشند، هیچ گاه امکان نمایش عمومی نخواهند یافت.

اما تنظیم مناسبات اکران فیلم در سینماهای ایران به هیچ وجه مافیایی نیست. همه چیز در چارچوب یک فعالیت شفاف و روشن شکل می‌گیرد. وقتی تهیه‌کننده‌ای بخواهد فیلم خود را اکران کند به سراغ یکی از شرکت‌های پخش‌کننده فیلم می‌رود و با او قرارداد امضا می‌کند. پخش‌کننده نیز طی عقد قرارداد با سینماها، فیلم را اکران می‌کند. در این میان جایی به نام شورای صنفی نمایش هست که تنظیم مناسبات اکران را به عهده دارد. شورای صنفی نمایش نهادی غیردولتی است که در زمان حضور مرحوم سیف‌الله داد در معاونت سینمایی ـ حول و حوش سال 1377 ـ تشکیل و طی آن مسوولیت‌های دولت در حوزه اکران به این شورا واگذار شد. وظیفه این شورا نظارت بر عقد قرارداد بین سینمادار و پخش‌کننده و تنظیم آیین‌نامه‌های مربوط به اکران است و اعضای حاضر در آن ترکیبی از نمایندگان دولت، سینمادارها، پخش‌کننده‌ها، تهیه‌کننده‌ها، نماینده هیات مدیره خانه سینما و نماینده معاونت سینمایی است. ارائه طرح‌هایی همچون طرح اذان تا اذان با هدف جذاب‌تر شدن سینما نیز از وظایف این شوراست.

بازی اکران

سال گذشته معاونت سینمایی تلاش فراوانی کرد تا وارد بازی اکران شود و معادلات این بازی پیچیده را به هم بزند. در مقطعی علیرضا سجادپور، مدیر کل اداره نظارت و ارزشیابی و مرد دوم معاونت سینمایی از طراحی جدول زمان‌بندی اکران فیلم‌ها توسط اداره نظارت و ارزشیابی خبر داد و گفت: «برای سامان دادن به وضعیت اکران که همه از آن ناراضی هستند، راهی جز مداخله مستقیم در این باب وجود ندارد.» طبق اظهارات سجادپور قرار نبود این جدول رسانه‌ای شود و فقط در اختیار صاحبان فیلم قرار خواهد گرفت. البته این طرح تا امروز عملی نشده است، اما انتشار این اظهارات در سال گذشته با واکنش‌های مختلفی مواجه شد. حبیب‌الله کاسه‌ساز یکی از تهیه‌کنندگان نزدیک به معاونت سینمایی با بیان این مطلب که من فکر می‌کنم اگر این طرح یک مقدار پخته‌تر و کارشناسی‌تر بشود، طرح خوبی می‌شود، گفت: «شاید راه نجات سینمای ایران در بخش اکران مناسب، فروش مناسب و تبلیغات مناسب و این که هیچ‌ فیلمی در این سینما پشت در نماند، اجرای همین طرح باشد و به نظر من هم طرح خوبی است» اما مخالفت‌های زیادی نیز با این طرح صورت گرفت که سرانجام به لغو آن منجر شد. تا جایی که شمقدری در نامه‌ای خطاب به مدیر کل نظارت و ارزشیابی با بیان این مطلب که نجات سینمای ایران که سال‌هاست در کمند صاحبان زر و زور و تزویر گرفتار آمده و رو به اضمحلال است وظیفه اصلی ماست، نوشت: «تا زمانی که در امر اصلاح و ساماندهی حوزه اکران و نمایش، نشانه‌های مثبتی مبنی بر مشارکت جدی و عزم صادقانه مشاهده نکردید این اقدامات به تعویق بیفتد.»

در بخشی از نامه شمقدری که لحنی عاطفی نیز داشت، آمده بود: «بخوبی مطلع هستم با چه دغدغه و مشکلات و رایزنی‌های متعدد در تلاش هستید نسبت به امر ساماندهی اکران گام‌های مثبتی بردارید ولی گویا بعضی به‌جای قدر شناسی و پاسداشت این تلاش‌ها، هیچ ماموریتی بجز متهم کردن و تقابل با مدیران جدید سینمایی برای خود نمی‌شناسند؛ شاه‌نشین‌هایی که از کنج عافیت و فضای امن شغلی خود تنها درصدد هستند زخم‌های ناشی از شکست‌های سیاسی خود را با مرهمی از جنس نقدهای آتشین و کور کورانه درمان کنند.»

اما مافیایی که معمولا از آن سخن گفته می‌شود چیست و آیا واقعا چنین مافیایی وجود دارد؟

پاسخ به این سوال ساده است. در سینمای ایران تهیه‌کنندگانی فعالیت دارند که از سال‌های دور مناسبات خوبی با صاحبان سالن‌های سینما برقرار کرده‌اند. آنها نبض و ذائقه بازار را می‌شناسند. هر سال چند فیلم خوب و پرفروش تولید می‌کنند و به واسطه همین حضور طولانی مدت بسادگی می‌توانند نظر صاحبان سالن‌های سینما را برای نمایش فیلم‌های خود جلب کنند. در چنین شرایطی این تهیه‌کنندگان بازار توزیع فیلم را در اختیار گرفته و جایی برای سایر تهیه‌کنندگان که معمولا با بودجه‌های دولتی اقدام به تولید فیلم کرده و از ناحیه فروش فیلم نفع مالی خاصی نمی‌برند، باقی نمی‌گذارند. مشکل اصلی این است که عمده فیلم‌های تولیدشده با بودجه دولتی در سینمای ایران، بدون اکران و نمایش نیز به سود می‌رسند، اما این مساله تهیه‌کنندگان فیلم‌ها را ارضا نمی‌کند و عدم نمایش فیلم‌های اینچنینی با اعتراض کارگردان‌های آنها مواجه می‌شود. در چنین شرایطی است که به دلیل محدودیت سالن‌های سینما، اعتراض‌های چنین کارگردان‌هایی بشدت رسانه‌ای و باعث حاد شدن موضوع می‌شود. مافیای اکران بیش از آن‌که حضوری واقعی داشته باشد، مساله‌ای زاییده رسانه‌های سینمایی است، اما برای حل و فصل مشکلات کلان حوزه اکران، هیچ راه حلی به اندازه ورود دولت به مسائل کلان مفید فایده نخواهد بود. به اعتقاد کارشناسان تنظیم امور سینما وظیفه دولت است و این وظیفه در 2 بخش توزیع و تولید تسری پیدا می‌کند، اما شیوه اجرای این امر نیز مهم است و دولت نمی‌تواند به جای ساخت سالن‌های مناسب، از راه‌هایی همچون تنظیم جدول اکران، مناسبات این عرصه را عادلانه کند، زیرا این وضعیت با ظلم به سینمادارها همراه می‌شود که در هیچ مرحله‌ای از حمایت‌های دولتی برخوردار نمی‌شوند و مجبورند یک تنه هزینه اداره سالن‌های خود را از محل فروش فیلم تامین کنند.

یکی از پیشنهادهای اجرایی این است که حمایت‌های معاونت سینمایی از مرحله تولید به اکران منتقل شود. متاسفانه بیشتر فیلم‌ها در مرحله اکران کاملا رها می‌شوند و توجهی به آنها نمی‌شود و این مساله سبب می‌شود بسیاری از فیلم‌های خوب و مناسب در مرحله اکران از بین بروند.

البته عقب کشیدن دولت از حوزه اکران به معنای عدم دخالت دولت در حوزه اکران نبود، بلکه در خصوص برخی فیلم‌ها همچون تسویه حساب و آتشکار، معاونت سینمایی عملا با به کارگیری شیوه خاصی از اکران، نمایش این فیلم‌ها را در دایره خاصی محدود کرد و از میزان مخاطبان آنها کاست، اما هنوز وضعیت از نظر دولتی‌ها راضی کننده نیست. البته معلوم هم نیست که صاحبان سالن‌های سینما تا چه اندازه به این نوع از دخالت‌ها روی خوش نشان دهند و حاضر باشند بدون دریافت یارانه‌های حمایتی، سینماهای خود را در اختیار برنامه‌ریزی‌های دولتی قرار دهند.

فیلم سوزی و مافیای اکران

سال 1389 سال تعدد اکران فیلم‌های سینمایی در کشور بود. سالی که گذشت اغلب فیلم‌های سینمایی امکان حضور در اکران عمومی را پیدا کردند که البته سهم همه آنها در اکران یکسان نبود.

برخی فیلم‌ها موفق به نمایش در سینماهای متعدد شدند و سهم برخی فیلم‌ها هم تنها چند سئانس از چند سالن سینما بود. هرچند این شکل از اکران برخی فیلم‌های غیرتجاری توانست برای مخاطبان اندک این فیلم‌ها فضایی برای تماشای این آثار فراهم آورد؛ اما برخی تهیه‌کنندگان فیلم‌ها از چنین شیوه اکرانی با عبارت «فیلم سوزی» یاد کردند و باز هم در این موضوع «مافیای اکران» را مقصر دانستند.

به نظر می‌رسد بخش عمده‌ای از این بحث و جدل‌ها در حوزه سینما، مربوط به کمبود سالن‌های سینمایی است. در حال حاضر سینما در تهران در محاصره مناطق خاصی قرار گرفته و با افزایش قیمت بلیت، روزبه‌روز به تفریحی گران‌تر تبدیل می‌شود.

برای این‌که درک درستی از این موضوع پیدا کنید، کافی است به آماری درخصوص تعداد کپی‌هایی که برای هر فیلم در ایران کشیده می‌شود توجه کنید و آن را با آمارهای جهانی مقایسه کنید. در ایران از هر فیلم حداکثر 90 کپی تهیه می‌شود. یعنی 90 کپی برای نمایش در 90 سالن سینما. البته گاهی فیلم‌ها با 14 تا 15 کپی روانه اکران می‌شوند. اما آمار کپی فیلم‌های سینمایی در آمریکا حداقل 3000 کپی برای هر فیلم است.

در ایران برای هر یک میلیون نفر 4 سینما وجود دارد. در استرالیا هر یک میلیون نفر 95 سینما دارند و در امارات متحده عربی هر یک میلیون نفر50 سالن سینما در اختیار دارند. طبیعی است در این عرصه کم، درگیری سختی برای تصاحب سالن‌های سینما شکل بگیرد.

رضا استادی


نظر خوانندگان:
لطفاً نظرات را فارسی وارد کنید
نام:    پست الکترونیک: