روزنامه جام جم
صفحه اصلی روزنامه درباره ما ارتباط با ما پیوندها راهنمای سایت بورسبورس آب و هواآب و هوا انتشاراتانتشارات اشتراکاشتراک آرشیو روزنامهآرشیو روزنامه
سه شنبه 05 ارديبهشت 1396 / 28 رجب 1438 / a 25 Apr 2017
صفحه اول روزنامه
سياسي
راديو و تلويزيون
اقتصاد
فرهنگي
جامعه
ورزش
دانش
جهان
حوادث
ايران زمين
گفتگو
سلامت
انديشه
صفحه آخر
جستجوی پیشرفته
ضمائم
ویژه نامه ها
ويژه‌نامه نوروز 90
نسخه چاپی فرستادن با پست الکترونیک
چهارشنبه 25 اسفند 1389 - ساعت 22:17
شماره خبر: 100837872540
گفت‌وگو با جواد انصافي، بازيگر
پيروزي، شادي، فردا
جواد انصافی از هنرمندان صاحب‌نام در حوزه نمایش‌های سنتی است. او که سالیان زیادی است در شبکه‌های گوناگون سیما با نمایش اوستا و عبدلی ظاهر می‌شود، در کارهای صحنه‌ای خود نیز همیشه از بسیاری عوامل و عناصر نمایش‌های آیینی سنتی استفاده کرده است. او در حوزه پژوهش نیز فعالیت‌های قابل توجهی در باب نمایش سیاه‌بازی و آیین‌های باستانی نوروز انجام داده است. انصافی برای نوروز امسال هم تئاتری آماده دارد که در آن، بسیاری از آیین‌های سنتی را زنده و به روز کرده است. گفت‌وگوی ما با این هنرمند و بازیگر سینما و تلویزیون بیشتر در باره وضعیت نمایش‌های سنتی در ایران امروز و همچنین رشد و شکل‌گیری آخرین اثر اوست.

به نوروز که نزدیک می‌شویم، در کوی و برزن با حاجی فیروزها روبه‌رو می‌شویم. آنان با شخصیت سیاه نمایش تخت حوضی چه ارتباطی دارند؟

به استناد شواهد و اسناد و تحقیقات انجام شده، پیروز یا همان فیروز یکی از اولین شخصیت‌های نمایش‌های ایرانی است. پیروز همراه عمو نوروز پیام‌آور شادی است. این دو شخصیت آیینی ـ نمایشی در آغاز رویش طبیعت پدیدار می‌شوند. این از اولین نمایش‌های خیابانی محسوب می‌شود.

پراکندگی شخصیت‌ها در نمایش سیاه‌بازی به چه گونه است؟

شخصیت‌های نمایش سیاه بازی 2 تیپ هستند؛ یکی مثبت و دیگری منفی. شخصیت‌های سیاه، جوان عاشق‌پیشه و پهلوان از آدم‌های مثبت نمایش سیاه‌بازی هستند. از سوی دیگر شخصیت‌های منفی، ارباب و پادشاه هستند. در میان این شخصیت‌ها کسانی هم بینابینی هستند مثل حکیم‌باشی یا شلی که گاهی منفی یا مثبت می‌شوند.

انتقادی به نمایش‌های سنتی شادی‌آور می‌شود که آدم‌های آن تخت هستند. با این شخصیت‌های بینابینی آیا می‌توان گفت در نمایش‌های سنتی ما تحول شخصیتی هم داریم؟

من مـــعتـــقدم شخــصــیــت‌های تخت حوضی تحولات عمده‌ای دارند. مثلا خود ارباب یا پادشاه هم تحولات مثبتی دارد. همین که ارباب، سیاه را بیرون نمی‌کند، نشان از اعتقاد او به پاکی دارد. در واقع سیاه، نماد وجدان بیدار ارباب است.

نمایش سیاه‌بازی در گذشته رونق زیادی داشته است. وضعیت این نمایش را در روزگار ما چطور می‌بینید؟

ببینید این مساله هم به کم‌کاری و نقصان‌های گروه‌های نمایشی بر می‌گردد و هم به بی‌توجهی مسوولان. از طرفی دیگر کارهای تحقیقی در دانــشگـاه‌ها و نوشته‌هــای تحلــیــلی در نــشریات هم درباره نمایش ایرانی کم است.

نمایش‌های سنتی چگونه می‌توانند به موضوع نوروز بپردازند؟

من خودم حدود 5 سال است که سعی می‌کنم با نمایش‌های مختلف در کنار آثار مکتوب به موضوع نوروز و پیروز بپردازم و به واسطه آن علاوه بر ارتباط دادن نمایش سنتی به مردم که البته در بطن آنها جریان دارد و نمایشی کاملا مردمی است به شکافتن و توضیح نمایش سنتی بپردازم.

چگونه حکمت‌های نوروز را در یک اثر نمایشی ارائه می‌کنید؟

ببینید هر سنتی مثلا در همین نوروز ریشه حکمی و محتوایی دارد. مثل سبزه پرورش دادن که اساسا نوعی آزمایشگاه بوده برای فهم نوع سازگاری گیاهان مختلف با هوا. همه این سنن مختلف و با محتوا در نمایش باید باز شود و با همراه کردن ماهیت کمیک نمایش‌های شادی‌آور این مسائل به شکل کامل و ساده به مخاطب منتقل شود.

آیا در نمایش سنتی ما فصول تاثیر دارند؟ مثلا نوتراپ فرای هر یک از گونه‌های نمایشی مختلف را به یک فصل اختصاص می‌دهد. مثلا کمدی به بهار یا تراژدی به پاییز. آیا می‌توان گفت نمایش‌های ایرانی هم چنین مبنا و خاستگاهی داشته‌اند؟

به اعتقاد من بله. تنوع آیین‌های نمایشی در ایران به شکلی بوده که قطعا چنین چیزی در آنها وجود داشته است. در ایران باستان ما در هر ماه جشن و آیینی داشتیم که قطعا هر کدام شکلی نمایشی داشته‌اند.

مثلا آیین چله زری مختص شب چله و زمستان است یا آیین تیرگان یا همان آب پاشان مخصوص تابستان است، میر نوروزی یک شخصیت بهاری است و از این دست مسائل زیاد است که متاسفانه به آنها بسیار کم توجه شده. من سعی کرده‌ام مشخصا بر آیین‌های ایرانی کار کنم. در این مسیر با منبع عظیمی مواجه شده‌ام که برای مطالعات و یافت ریشه‌های نمایشی ما بسیار موثر است.

مدتی است که در حال آماده کردن نمایشی برای اجرا در ایام عید هستید. لطفا کمی درباره روند شکل‌گیری و شاکله آن توضیح دهید؟

مدت‌هاست که تمریناتمان را شروع کرده‌ایم و به مرحله نهایی رسیده و ارشاد هم کار را دیده و مشکلی نداشته است.

کار کاملا موزیکال است و مسائل مختلف نوروزی در آن مطرح می‌شود. داستان نمایش ما درباره بیماری دختر پادشاهی است که کسی از پس درمان او بر نمی‌آید و دایه‌اش تصمیم می‌گیرد او را بین مردم ببرد تا در ارتباط با مردم روحیه‌اش تازه شود. این باعث می‌شود به واسطه این دختر ما با جشن‌ها و سنت‌های شاد مردم ایران آشنا شویم و تمام آنها ضمن پیگیری داستان به مخاطب منتقل شود.

علیرضا نراقی


نظر خوانندگان:
لطفاً نظرات را فارسی وارد کنید
نام:    پست الکترونیک: