روزنامه جام جم
صفحه اصلی روزنامه درباره ما ارتباط با ما پیوندها راهنمای سایت بورسبورس آب و هواآب و هوا انتشاراتانتشارات اشتراکاشتراک آرشیو روزنامهآرشیو روزنامه
سه شنبه 09 خرداد 1396 / 04 رمضان 1438 / a 30 May 2017
صفحه اول روزنامه
سياسي
راديو و تلويزيون
اقتصاد
فرهنگي
جامعه
ورزش
دانش
جهان
حوادث
ايران زمين
گفتگو
سلامت
انديشه
صفحه آخر
جستجوی پیشرفته
ضمائم
ویژه نامه ها
ويژه‌نامه نوروز 90
نسخه چاپی فرستادن با پست الکترونیک
چهارشنبه 25 اسفند 1389 - ساعت 22:17
شماره خبر: 100837872849
گفت‌وگو با گيزلا وارگا سينايي، هنرمند نقاش اروپايي که ساکن ايران شد
سيزده بدر کنار اتوبان
گیزلا وارگا سینایی، همسر خسرو سینایی، مستند ساز و کارگردان معتبر کشورمان در ایران به دنیا نیامده است. این زن 67 ساله که سال 1944 در شهر چکوار مجارستان به دنیا آمده، بخش عمده‌ای از زندگی خویش را در ایران گذرانده نسبت به ایران و آیین‌های ایرانی نگاه تیزبینی دارد.

او این روزها شاید در محافل هنری اگر مشهورتر از همسرش یعنی خسرو سینایی نباشد، کمتر از او نیز مشهور نیست.

این هنرمند با آن‌که نزدیک به چند دهه در ایران زندگی می‌کند، اما کماکان فارسی را خوب صحبت نمی‌کند. اما این نقاش معتقد است ایرانی بودن به فارسی درست صحبت کردن ربطی ندارد؛ ایده‌ای که در جای خود بسیار قبل تامل است.

شما در ایران به دنیا نیامدید، اما سال‌ها نوروز را به شیوه ایرانی تجربه کرده‌اید. به نظر شما که غیرایرانی هستید نوروز چه رنگی است؟

رنگ عید و مفهوم سال نو مطمئنا در هر جای جهان با جای دیگر متفاوت است. اما آن چیزی که من در این مدت فهمیدم این است که رنگ عید در ایران سفید به رنگ شکوفه‌ها و سبز به رنگ سبزه‌هایی است که رشد می‌کنند.

اگر بخواهید فی البداهه یک نقاشی از عید ایرانی بکشید چه می‌کشید؟

ماهی می‌کشم. آن هم ماهی قرمز که البته در بیشتر آثارم نیز وجود دارد. به نظرم ماهی سمبل برکت است. تقابل رنگ قرمز ماهی در تنگ آب از نظر بصری بسیار زیباست. البته سبزه و شکوفه‌های نوروزی هم حتما در این نقاشی جایی خواهند داشت.

دوباره برگردیم به سوال اول. عید ایرانی برای کسی که در ایران به دنیا نیامده و اصالتا مجارستانی است چه مفهومی دارد؟

به نظرم معادل نوروز ایرانی البته به نوعی دیگر، در جاهای دیگر دنیا نیز وجود دارد. مثلا روز بعد از نوروز ایرانی، مسیحیان در بسیاری از نقاط جهان عید پاک را جشن می‌گیرند که چیزی شبیه نوروز ایرانی است. البته باید بگویم هیچ عیدی در دنیا، زیبایی‌های بصری عید ایرانی را ندارد. مثلا ماهی قرمز و سبزی عناصری هستند که از نظر زیبایی شناختی و هنرهای تجسمی و حتی رنگ در درجه بالایی قرار گرفته‌اند.

اما مثلا در عید پاک مسیحیان تنها شکوفه‌های بهاری را روی میز می‌گذارند و در مقابل مردم ایران سبزه می‌کارند. اما به نظرم نکته مشترک میان این دو عید، تخم مرغ‌های رنگی هستند که هم در نوروز ایرانی و هم در عید پاک مشترکند. عید پاک اولین یکشنبه بعد از سال نوست و معمولا در مجارستان رسمی وجود دارد که فردای این روز پسران فامیل به طور ناگهانی آب و عطر را روی سر دیگران می‌پاشند و در مقابل شیرینی و پول می‌گیرند. این شبیه مراسم چهارشنبه سوری در ایران است که انسان را به یاد رسم قاشق زنی در ایران می‌اندازد.به هر حال نوروز ایرانی ریشه در تاریخ دارد و مسیحیت سال‌های سال بعدتر این رسم را باب کرده است. اما به نظر من عید پاک به نوعی تداعی نوروز ایرانی است که مسیحیان معتقدند در این روز مسیح برمی‌خیزد تا پیروانش جشن آن را در بهار بگیرند. به نظرم این رسم از ایران به مسیحیت رفته است، حتی برای مثال باید بگویم تولد مسیح هم 2 روز بعد از شب یلدای ایرانی است که به نظرم قطعا رابطه‌ای باید در این زمینه وجود داشته باشد.اما اولین نوروزی که در ایران بودم هر لحظه به فراگیری آئینی از کشوری می‌پرداختم که ریشه در آئین‌ها دارد.

خب این از اولین عید. اما اولین عیدی‌ای را که شما در ایران گرفتید، به یاد می‌آورید؟

دقیق یادم نمی‌آید. من خیلی جوان بودم که به ایران آمدم. اما فکر می‌کنم اولین عیدی را مادر شوهر بهم داد. شاید برایتان جالب باشد که من از عیدی گرفتن تعجب نکرده بودم، زیرا ما در اروپا چنین رسم و رسومی داشتیم که عید به هم هدیه بدهیم. اما تصور می‌کنم اولین عیدی من پول بود اما مقدارش را یادم نمی‌یاد.

آخرین عیدی چطور؟ آن را به خاطر می‌آورید؟

پول. فکر کنم آقای سینایی پارسال آخرین عیدی را به من دادند که آن هم پول بود.

حالا این عیدی چقدر بود؟

یادم نمی‌آید(با خنده).

ایرانی‌ها رسمی دارند که سر سفره هفت سین دعایی می‌خوانند. شما امسال چه دعایی می‌کنید؟

اول سلامت که از همه مهم‌تر است و باز هم پول. (بازهم می‌خندد) اما به نظرم سلامت از همه مهم‌تر است. که باید از خدا بخواهیم. به نظرم عید نوروز در سال‌های پیش خیلی تفاوت می‌کرد با حالا. الان که بچه‌هایمان دیگر در ایران نیستند و در اروپا زندگی می‌کنند خب دلتنگی آنها باعث می‌شود نوروز آن‌طور که باید به دلمان ننشیند. اما عید عید است و من نمی‌توانم در این روز غمگین باشم.

برای آخرین سوال، سیزده بدر ایرانی و اولین جمله‌ای که در مورد این رسم ایرانی به ذهنتان می‌آید؟

رسم قشنگی است که من هم یکی از طرفدارانش هستم. اما نمی‌دانم برخی از مردم چرا در این روز به جای پناه بردن به دامان طبیعت وسط اتوبان‌ها چادر می‌زنند.

(خنده)

سایه ‌نیکانلو


نظر خوانندگان:
لطفاً نظرات را فارسی وارد کنید
نام:    پست الکترونیک: