روزنامه جام جم
صفحه اصلی روزنامه درباره ما ارتباط با ما پیوندها راهنمای سایت بورسبورس آب و هواآب و هوا انتشاراتانتشارات اشتراکاشتراک آرشیو روزنامهآرشیو روزنامه
دوشنبه 02 مرداد 1396 / 29 شوال 1438 / a 24 Jul 2017
صفحه اول روزنامه
سياسي
راديو و تلويزيون
اقتصاد
فرهنگي
جامعه
ورزش
دانش
جهان
حوادث
ايران زمين
گفتگو
سلامت
انديشه
صفحه آخر
جستجوی پیشرفته
ضمائم
ویژه نامه ها
ويژه‌نامه نوروز 90
نسخه چاپی فرستادن با پست الکترونیک
چهارشنبه 25 اسفند 1389 - ساعت 22:17
شماره خبر: 100838146816
گفت‌و گو با علي ‌پروين، فوتباليست پيشکسوت
من باشم 5 سال اين فوتبال رو تعطيل مي‌کنم
خیلی‌ها در فوتبال ایران آمده‌اند و رفته‌اند، اما هیچ‌یک علی پروین نشده‌اند. برای او که فوتبال را با پوست و خون خود لمس کرده، هنوز هم فوتبال این مرز و بوم نوستالژی خاصی را در اعماق وجودش زنده می‌کند. شاید این روزها باید به علی پروین حق داد که از وضعیت موجود فوتبال ناراضی باشد. فوتبالی که در آن میلیاردی خرج می‌شود، اما خروجی‌اش در حد صفر بوده و تعصب نیز بعضا در آن رنگ باخته است.

در شرایطی که ضمن گفت‌وگو با علی پروین خواسته و ناخواسته نقبی به گذشته فوتبال می‌زنیم تا علی آقا با یادآوری خاطرات گذشته، صورتش گل بیندازد و با حرارت بیشتری مسائل امروز فوتبال را از دریچه نگاه خود مورد توجه قرار دهد، اما به هر حال مصاحبت با پروین دارای شیرینی‌های خاص خود است. مثل این‌که در طول مصاحبه به دفعات به ما یادآور می‌شد که «اینو ننویس»، اما مگر می‌توان با پروین همکلام شد و صحبت‌هایش را به رشته تحریر در نیاورد. البته ما به رسم امانت قسمت‌هایی را که پروین تاکید داشت ننویسیم، در مصاحبه منعکس نکرده‌ایم تا اسباب دلخوری‌اش را در این ایام نوروزی فراهم نیاورده باشیم. گفت‌وگوی ما با مرد 64 ساله فوتبال ایران پیش روی شماست؛ مردی که هنوز هم در فوتبال سالنی کلی کری می‌خواند و اصلا دوست ندارد بازنده باشد.

در شرایطی که پیش از این تصور می‌شد علی پروین اهل ریسک کردن نباشد، چه اتفاقی افتاد که پذیرفتید در سخت‌ترین شرایط، مسوولیت فنی استیل‌آذین را بپذیرید؟

به هر حال رفیق‌بازی تو خون ماست و نمی‌تونم وقتی دوست و رفیقی به وجودم نیاز داره، بگم نه. حسین هدایتی هم از هم محله‌ای‌های قدیمم به حساب می‌یاد و روی این اصل وقتی دیدم به کمکم نیاز داره، پذیرفتم تو این شرایط سخت دستش رو بگیرم.

استیل‌آذین در شرایطی قعرنشین لیگ شد که ابتدای فصل تصور می‌شد این تیم با جذب این همه ستاره و کلی هزینه کردن و حضور مربی خارجی، چشم لیگ را در خواهد آورد.

به اعتقاد من، استیل‌آذین از ابتدای فصل مسیر اشتباهی رو پیش گرفت والا وضعیت این تیم نباید این‌ طور می‌شد که بچسبه ته جدول. البته در این زمینه اول کلی با هدایتی صحبت کردم و به قول معروف راه و چاه رو به او یادآوری کردم، اما فکر می‌کنم بعدها عده‌ای اونو دوره کردن و آدرسای اشتباهی دادن. مثل این‌که رفتن سراغ مربی خارجی و تومباکوویچ رو آوردن. مربی‌ای که معلوم نشد چرا اومد و چرا رفت. آن هم با کلی خرج گذاشتن روی دست تیم. این مربی و همکارانش برای باشگاه یه میلیارد و 100 میلیون تومان آب خورد. ضمن این‌که همین میزان پول نیز به واسطه کارای واسطه‌ای این نقل و انتقال، تو جیب یه عده رفت. منِ علی پروین، وقتی این مسائل رو می‌بینم غصم می‌گیره و به خودم می‌گم تو چرا در زمان مربیگریت وارد معامله و بده بستان نشدی. البته این جور مسائل تو کت من نمی‌ره. شما طی این مدت قراردادی رو پیدا نمی‌کنین که امضای پروین پاش باشه. نمی‌دونم شاید من مسیر رو اشتباه اومدم، اما خدا رو شکر می‌کنم که زندگی سالم و بی‌دغدغه‌ای دارم. یعنی همین که سالمم، کلی خدا رو شاکرم و راضی. به هر حال، هر که حقی رو ناحق کنه به خودش بد کرده و باید تقاص پس بده. من به این مساله ایمان دارم و هیچ‌گاه کاری نکردم که پیش وجدانم شرمنده باشم.

به نظر می‌رسد ستاره‌های اسمی تیم به وظایفشان خوب عمل نکرده‌اند؟

نمی‌خوام زیاد وارد این مسائل بشم، اما هضمش برام مشکله که بازیکنی ششصد هفتصد میلیون قراردادشه و اون وقت طی 90 دقیقه بازی نم عرقی نیز روی پیشانیش ننشسته. تو این وضعیت شما فکر می‌کنین عرق و تعصب تیمی معنا داره، نه به هیچ‌وجه. اینه که می‌گم آدم از دیدن این مسائل غمش می‌گیره. به هر حال ما کارایی تو این فوتبال کردیم که هیچ کس نکرده و حالا حالاها مونده که علی پروین رو بشناسن.

حالا نسبت به آینده تیم استیل‌آذین چه فکر می‌کنید؟

والله ما تمام فشار رو گذاشتیم که امسال تیم رو در لیگ برتر نگه داریم. این کار رو هم خواهیم کرد.

فصل بعد چی؟ علی پروین در استیل‌آذین ماندنی است؟

نه، فکر نمی‌کنم. بابا دیگه حوصله این‌جور کارها رو ندارم و همین که اوضاع تیم روبه‌راه بشه، ما هم می‌گیم خداحافظ. راستش رو بخواید اوضاع و احوال خیلی سخت شده. اصلا این فوتبال یه چیز عجیب و غریبی شده و انتظارا غیرمنطقی بالا رفته چه از طرف بازیکنان و چه هوادارها. چند روز پیش دیدم یه بازیکن با تنکه (شلوارک) سر تمرین اومده. گوشش رو گرفتم و گفتم دیگه نبینم این‌جور در محل تمرین آفتابی بشی. واقعا موندم بعضی‌ها چی فکر می‌کنن. این بازیکن فرداش پیشم اومد و عذرخواهی کرد؛ اما بهش گفتم من واسه خودت گفتم، چون برای بزرگی در ورزش و فوتبال ایران نمی‌شه به بعضی اصول بی‌توجه بود.

راستی علی آقا، مشکل علی کریمی چه بود؟ به هر حال شما از همان روز اول روی بزرگ‌ترهای تیم و از جمله علی حساب جداگانه‌ای باز کرده بودی؟

همون‌طور که گفتم اصل مهم برای من صداقت و معرفته. به نوعی توی فوتبال، اینا خط قرمزهامه و اگه کسی بخواد ازشون عبور کنه، از اون بسادگی نمی‌گذرم. قضیه نیز از این قرار بود که برای حضور تو اردوی ترکیه، خاکپور از کریمی می‌خواد گذرنامش رو در اختیار باشگاه قرار بده، اما اون در جواب می‌گه دست یکی از رفیقاشه و 3 روز دیگه به دستش می‌رسه. با این حال علی همون روز ساعت 6 بعداز ظهر به دبی پرواز کرد! خود شما جای ما، چه حسی از این نوع رفتار به شما دست می‌داد؟! بعدا که علی به من زنگ زد تا عذرخواهی کنه، به او گفتم علی آقا این رسم مَشتی‌گریه! اگه به ما می‌گفتی که می‌خوای بری و مقابل آث.میلان بازی کنی، خب این برای ما هم افتخار بود و مخالفت نمی‌کردیم. تازه بگذریم از این‌که باید حرمت باشگاه نیز حفظ می‌شد و تیم الاهلی امارات به استیل‌آذین در این خصوص نامه می‌زد. اون در پاسخ گفت علی آقا فکر کن من پسرت هستم و یه جوری این مشکل رو حل کن. در جواب بهش گفتم با این وضعیت، ادامه حضورت در تیم به صلاح نیست و از نظر من جداییت از تیم بلامانعه. البته به حسین هدایتی هم گفتم که رضایتنامه‌اش رو بده. اما اگه من جای تو باشم پولی رو بابت این رضایتنامه از علی می‌گیرم. این‌که دیگه آقای هدایتی این کار رو کرده یا نه، به خودش مربوطه.

علی آقا اگر موافق باشید، کمی به گذشته بر گردیم؛ زمانی که پول مثل این روزها در فوتبال ما جولان نمی‌داد و دوستی و رفاقت حرف اول و آخر را می‌زد.

حرفی ندارم اما مگه گفتن اونا دردی رو از فوتبال ما دوا می‌کنه؟

هم آره و هم نه. به هر حال شنیدن این نکات از زبان شما می‌تواند عده‌ای را به خود بیاورد که همه چی در پول خلاصه نمی‌شود.

اون موقع پرسپولیس تو همین اتوبان داوودیه که انتهاش بسته بود، تمرین می‌کرد. چند تا سنگ می‌ذاشتیم وسط آسفالت و بازی می‌کردیم. از 6 تا ماساژور، 2 تا آنالیزور و ریکاوری و این جور چیزا هم خبری نبود. با اون وضعیت 6 سال قهرمان شدیم و فوتبالمون نیز حرف نداشت. پایان فصل هم که می‌شد، بچه‌ها رو به رستورانی دعوت می‌کردم و به تناسب تلاش بازیکنان، ده پانزده هزار تومانی تو پاکت می‌ذاشتیم و می‌دادیم دست بچه‌ها. اون موقع از موبایل خبری نبود و بچه‌ها به نمایشگاه اتومبیل عارف تلفن می‌کردن و از محل تمرینات تیم با خبر می‌شدن. این وسط همیشه چهارپنج نفری بودن که تمرینات رو از دست می‌دادن و وقتی فرداش پرس‌وجو می‌کردیم، می‌دیدیم به دلیل اشغال بودن تلفن موفق به تماس نشدن.

با اون وضعیت و شرایط، ما پرسپولیس رو سرپا نگه داشتیم. خوب به یاد دارم یه فصل که زیاد ولخرجی کردیم 540 هزار تومان هزینه تیم شد.

در همان شرایط قهرمان جام در جام باشگاه‌های آسیا شدید (سال 1991) آن هم با غلبه بر تیم الهلال عربستان در 2 بازی رفت و برگشت و پیروزی بر تیم المحرق بحرین در فینال.

یادش بخیر! تیم الهلال تیم گردن کلفتی بود. تو بازی رفت در عربستان به بچه‌ها گفتم تحت هیچ شرایطی نباید ببازیم. برای آن‌که تهدیدشون کنم گفتم اگه بازی رو ببازین، یکراست بر می‌گردیم تهران و از زیارت خانه خدا محروم می‌شین. شکر خدا در اون بازی مساوی کردیم و با پیروزی یک بر صفر در تهران و با گل مرتضی کرمانی‌مقدم، حریف رو حذف کردیم. پایان بازی وقتی در مهمانی شام باشگاه الهلال شرکت کردیم از دیدن امکانات این باشگاه بهت زده شدم. این‌که ما کجا هستیم و اونا کجا. سالن‌های متعدد بدنسازی، 6 استخر شنا و کلی امکانات جانبی که ما تو خواب هم نمی‌دیدیم. سرمیز شام، رئیس باشگاه الهلال از من شماره تلفن باشگاه پرسپولیس رو پرسید، اما کدوم باشگاه و کدوم دفتر و دستک! اون موقع تمام هماهنگی‌ها توسط محمود خوردبین (سرپرست تیم) انجام می‌شد و به نوعی منزل مادری خوردبین در تهران شده بود مرکز هماهنگی تمرینات تیم. برای همین وقتی با سوال رئیس الهلال مواجه شدم، رو کردم به خوردبین و گفتم محمود شماره تلفن منزل مادرت تو تهران چنده! شاید این مسائل خنده‌دار باشه، اما ما تو اون شرایط این‌جوری صورت خودمون رو سرخ نگه می‌داشتیم. بگذریم از این‌که اون موقع برای انجام این سفر نیز سازمان پولی نداشت که به ما بده. دکتر غفوری‌فرد، رئیس وقت سازمان به من گفت خودت یه جوری فعلا پول این سفر رو فراهم کن تا بعد از سوی سازمان تربیت بدنی پرداخت شه که البته بعدها و با رفتن وی از سازمان، کلی برای نقد کردن این پول به دردسر افتادیم.

و چطور شد که سرمربی تیم ملی شدید؟

من زوری سرمربی تیم ملی شدم و شرایطی ایجاد شد که از این تیم کناره بگیرم.

قبلا پرسپولیس در همین اتوبان داوودیه که انتهاش بسته بود، تمرین می‌کرد. چند تا سنگ می‌گذاشتیم وسط آسفالت و بازی می‌کردیم. از 6 تا ماساژور 2 تا آنالیزور و ریکاوری و این جور چیزا هم خبری نبود

در زمان ریاست تیمسار نوآموز تو فدراسیون، وی با من صحبتی در زمینه پذیرش سرمربیگری تیم ملی داشت که نپذیرفتم و گفتم تیمسار بهتره برای این کار سراغ فرد دیگری بروین. حتی خودم اون زمان گفتم حسن آقای حبیبی، بهترین فرد تو این زمینه است. اما فایده‌ای نداشت و برای گرفتن حکم دعوتم کردن به دفتر دکتر غفوری‌فرد، رئیس سازمان در مجموعه انقلاب. آنجا صحبت شد و من همچنان استدلال‌های خودم رو می‌آوردم که دیدم رئیس دفتر دکتر، پوشه‌ای رو گذاشت روی میز وی. آنجا بود که شستم خبردار شد حکمی که می‌گن اینه. وقتی قضیه رو این‌گونه دیدم گفتم برای قبول، شرط دارم. گفتن چه شرطی؟ گفتم اگه به تیمسار نوآموز بر نخوره با این شرط قبول می‌کنم که حکمم رو دکتر غفوری‌فرد امضا کنه که او هم موافقت کرد. فرداش دیدم روزنامه‌ها تیتر زدن علی پروین سرمربی و داریوش مصطفوی، مدیر تیم ملی. به یکی از دوستان رسانه‌ای گفتم مدیر تیم ملی چی چی هست؟ گفت او مدیره و شما باید زیر نظر او کار کنی. گفتم من؟ گفت آره. چند روزی گذشت دیدم به هیچ عنوان نمی‌تونیم با هم کار کنیم بویژه این‌که مصطفوی یه روز رفت تلویزیون و علیه من موضعگیری کرد. خلاصه دعوا و مرافعه‌ای شد و گفتم استعفا می‌کنم. خود شما به اتفاق یکی از دوستان در پایان یکی از تمرین‌ها در ورزشگاه آزادی پیشم اومدید و گفتید نباید کنار بکشی. گفتم بابا حوصله این حاشیه‌ها رو ندارم و بهتره یکی دیگه در راس تیم ملی قرار بگیره. همه این اتفاق‌ها هم در فاصله یکی دو هفته به شروع بازی‌های آسیایی 90 پکن بود. به هر حال دوستان واسطه آشتی‌کنان شدند تا با تیم ملی در پکن حاضر شیم. در بازی اول مالزی رو 3 بر صفر شکست دادیم و به تیمسار نوآموز گفتم 5 هزار دلار پول در اختیارم بذاره تا بین بازیکنان به عنوان پول توجیبی و پاداش پیروزی تقسیم کنم، اما تیمسار گفت من همش با خودم 5 هزار دلار آوردم. به وی گفتم من 30 هزار دلار همراه خود آوردم و شما به عنوان رئیس فدراسیون 5 هزار دلار! آن موقع بهرام افشارزاده، دبیرکل کمیته ملی المپیک بود. مدیری که مثل آچار فرانسه است، کار بلده. خدا پدرش رو بیامرزه. وقتی باهاش موضوع رو در میون گذاشتم، برای هر بازی 5 هزار دلار اختصاص داد و این‌جوری با تلاش و همت بچه‌ها قهرمان بازی‌های آسیایی شدیم. البته در پایان بازی‌ها 500 هزار تومان پاداش اختصاص دادن که 7 سال طول کشید تا نقدش کنیم.

و به طور طبیعی مسوولان فدراسیون و سازمان ورزش خیلی خوشحال بودند که مزد اعتمادشان را به شما گرفته‌اند.

تو همون پکن به دکتر غفوری‌فرد گفتم آقا اگه می‌خوایم این موفقیت تداوم داشته باشه باید با سرعت بیشتری حرکت کنیم و امکانات و تجهیزات بهتری رو برای این رشته مهیا کنیم. فوتبال ایران رو هم به موتورگازی تعبیر کردم و فوتبال آسیا رو به جت و گفتم اگه قرار باشه با این موتورگازی به حرکت خود ادامه بدیم، هرگز به گرد پای این جت نخواهیم رسید. نتایج بعدی فوتبال ایران تا امروز نیز نشان داده در این زمینه بیراه نگفته‌ام.

اما بعد از پکن، تیم ملی با شما از گردونه مسابقات جام ملت‌های آسیا در هیروشیما (92) حذف شد و در انتخابی جام‌جهانی 94 نیز بدجوری شکست خورد.

به هر حال من در این زمینه هشدار لازم را از قبل داده بودم، ضمن این‌که اقرار به اشتباه می‌کنم که تیم برای حضور در قطر دوره بدنسازی خوبی رو پشت سر نذاشت و ما به بدن‌های ناآماده بازیکنان باختیم. خدا خیرش بده این ناصر ابراهیمی رو. قبل از آغاز پیکارا به ناصر خان گفتم بعد از تمرین بازیکنان رو نیم ساعت در اختیارم بذاره تا حسابی اونا رو تمرین بدم و بدنشون رو برای حضور در این رقابت‌ها از چربی‌های اضافه تراش بدم. اما او تحت تاثیر صحبت‌های بازیکنان پشت سر هم دلیل آورد که این کار رو انجام ندیم و بیش از حد به بازیکنان فشار نیاریم. شاید من نباید در مقابل این حرفا کوتاه می‌اومدم. انگار همین دیروز بود. در اولین روزی که به قطر رفتیم و تو سالن غذاخوری چشمم به بازیکنان ترکه‌ای عراق خورد، زدم روی دستم و به ابراهیمی گفتم با این تیم هیچی نمی‌شیم. آخه بدن بازیکنان ما بر خلاف بقیه حسابی از چربی انباشته بود.

پس توطئه عرب‌ها و این جور بحث‌ها را در این ناکامی دخیل نمی‌دانید؟

گاوبندی و این جور حرفا رو اصلا قبول ندارم. البته ضعف دروازه‌بانی هم داشتیم و یکدفعه نمی‌دونم چی سر غلامپور اومده بود که با هر حمله‌ای از طرف حریفان، دروازه‌اش روی پاشنه می‌چرخید. توی یکی از تمرینات با علیرضا دلیخون، دروازه‌بان ذخیره تیم ملی حسابی صحبت کردم و گفتم می‌خوام تو رو جایگزین غلامپور کنم، اما نمی‌دونم اون ترسیده بود یا چیز دیگه‌ای بود که گفت علی آقا دستم درد می‌کنه و نمی‌تونم تو چارچوب دروازه بایستم.

و بعد از برگشت به تهران نیز از تیم ملی و پرسپولیس کنار گذاشته شدید؟

به هر حال گویا عده‌ای می‌خواستن تیم ببازه تا منو کله کنن. 5 سال و 2 ماه از فوتبال دور بودم. شاید هر کی جای من بود دیگه دور فوتبال رو خط قرمز می‌کشید؛ اما چی کار کنم که عشق ما هم تو دنیای توپ گرد خلاصه می‌شه و بس.

گویا وقتی تصمیم به بازگشت گرفتید، سال 98 از سوی فدراسیون صفایی فراهانی پیشنهاد همکاری به شما شد؟

بله. قبل از بازی افتتاحیه جام‌جهانی 98 بین برزیل و فرانسه، آقای صفایی فراهانی به دفترش دعوتم کرد و ازم خواست برای دیدن بازی‌های تیم ملی همراش به فرانسه برم. تشکر کردم و گفتم دل و دماغ این سفر رو ندارم، اما او مصر بود که با فدراسیون به عنوان سرمربی تیم امید همکاری کنم. حکم سرمربیگری تیم امید را نیز به دستم داد، اما من قبول نکردم و بعدا کوردس سرمربی تیم امید شد.

علی آقا! فکر می‌کنید چرا تیم ملی در جام ملت‌ها حذف شد؟

فکر می‌کنم مهره‌چینی خوبی از سوی قطبی صورت نگرفت. او باید چهارپنج بازیکن را از ترکیب ثابت تیم بیرون می‌ذاشت که این کار رو نکرد و تحت تاثیر بعضی نام‌ها قرار داشت. او مقابل کره جنوبی محتاط و ترسو عمل کرد و الا می‌شد مقابل این تیم عملکرد بهتری داشت.

مثلا چه باید می‌کردیم؟

قطبی گول تعریف و تمجیدهای بیخودی از یه عده بازیکن رو خورد. اگه من بودم هیچ موقع کریم انصاری‌فرد از ابتدا مقابل کره بازی نمی‌دادم. محمد غلامی مثل بازی با عراق می‌تونست اون جلو حسابی با جنگندگی و دوندگی‌هاش، کره‌ای‌ها رو خسته کنه و بعد اگه قرار به انجام تعویضی هم بود، انصاری‌فرد باید بعد از دقیقه 70 به بازی می‌رفت. مقابل کره هم بی‌هدف بازی کردیم و معلوم نشد چرا مدافعان هر توپی رو می‌گرفتن، بلند می‌زدن زیر توپ. این که همون شیوه علی اصغریه که یک بار از زبان من خارج شد و افتاد سر زبان یه عده.

حالا چرا می‌گویید قطبی گول تعریف و تمجید را خورد؟

آخه در بازی با کره شمالی توپ زیر پای مهدی رحمتی بود، اون وقت جواد خیابانی مدام می‌گفت ماشاءالله انصاری‌فرد، ماشاءالله کریم. فکر می‌کنم قطبی وقتی فیلم بازی رو دیده تحت تاثیر قرار گرفته. می‌گم خدا نکنه بازیکنی به چشم خیابانی بیاد، برایش چه‌ها که نمی‌کنه. البته من هم از سبک و سیاق بازی انصاری‌فرد خوشم می‌یاد و آینده خوبی رو براش پیش‌بینی می‌کنم؛ اما هر بازی قاعده خاص خودش رو داره و نباید دچار اشتباه شد.

راستی شما قبل از جام ملت‌ها مدام از قطبی تعریف و تمجید می‌کردید، اما حالا می‌گویید این کاره نبود؟!

خب بله، ‌چون قطبی انتخاب فدراسیون بود و مخالفت من نمی‌تونست در تصمیم اونا دخیل باشه. برای همین با این که به کار او اعتقادی نداشتم، در جهت منافع تیم ملی از اون حمایت کردم.

حالا بازی کدام‌یک از بازیکنان تیم ملی را پسندیدید؟

آرش افشین مهاجم خوب و آتیه‌داریه. بازیش حسابی چشمم رو گرفت. محمد غلامی هم بازیکن خوبیه که با تمام وجود در خدمت اهداف تیمیه.

علی پروین برای احیای این فوتبال چه نسخه‌ای می‌پیچد؟

والله چی بگم. اگر نخوایم وضعیت رو عوض کنیم 50 سال دیگه هم وضع همینه و دچار باخت می‌شیم. باید کار روی فوتبال پایه رو ساماندهی کنیم و بریم سراغ همون کارایی که کشوری چون ژاپن در فوتبال انجام داد. آقا اصلا ژاپن در زمان ما محلی از اعراب نداشت. اون زمان فقط کره جنوبی از منطقه شرق و کویت از منطقه غرب برای ایران حریف درست و حسابی به حساب می‌آمدند. بقیه تیم‌ها مثل عربستان، قطر و بحرین رو با اختلاف زیادی شکست می‌دادیم و حتی بعضی وقتا با تیم دوم خود به مصاف آنها می‌رفتیم. اما الان شما ژاپن رو نگاه کنین که به کجا رسیده. این همون وصف موتورگازی و جتی یه که من سال 90 به اون اشاره کردم و کسی بهش توجه نکرد.

خب حالا چگونه می‌توان از فوتبال موتورگازی گذشت و به فوتبال جت تبدیل شد؟

راهش اینه که 5 سال کار پایه‌ای کنیم. یعنی مربیان خارجی درجه 2 و 3 رو بیاریم برای کار پایه. به من نیز باشه می‌گم برای 5 سال در هیچ تورنمنتی حاضر نشیم و زیرساخت فوتبال ملی‌مون رو خوب تقویت کنیم. شما مطمئن باشین اگه این کار رو نکنیم باز هم در فوتبال آسیا در جا می‌زنیم. حالا که بحث به اینجا کشید می خوام بگم فوتبال رو باید بازی کرد، نه این‌که بخوایم به قول معروف با سلام و صلوات و تسبیح انداختن به نتیجه برسیم. ما همه مسلمانیم و همه اعمال واجب و مستحب رو نیز انجام می‌دیم. خود من توی این همه سال، تنها سال گذشته یه روز نتونستم روزه بگیرم که این مساله هنوز هم آزارم می‌ده. حرفم اینه که اگه صرفا قرار بر این مسائل باشه که عربستان باید قهرمان جهان بشه.

در بحث مربیان خارجی، مربیان چه کشوری را توصیه می‌کنید؟

مربیان برزیلی. اونا با مذاق فوتبال تهاجمی و رو به جلوی ما سازگارند.

مربیان هلندی چطور؟

آری‌هان که سرآمد اونا بود، اما می‌خواست 6 ماه اینجا باشه و 6 ماه تو فوتبال اروپا. اینجوری فایده نداره. باید بریم سراغ کسی که بتونه فوتبال ما رو تکان بده. در غیر این صورت اگه فرصت زمانی رو برای خود تعیین نکنیم، هر مربی بزرگی رو نیز که بیاریم، بعد از چند باخت عذرش رو خواهیم خواست.

اما فدراسیون که کلی برای توافق با مربی خارجی مورد نظر خود بالا و پایین کرد.

بابا من هم مثل ممد مایلی معتقدم همه اینا دلال بازی مربیانه و الا نباید برای انتخاب یه مربی که به کارمان بیاد، اینقدر زمان رو از دست بدیم.

راستی این محمد شما هم عجب بازیکن بد شانسی است. آن از نیمکت‌نشینی‌اش و این هم از آسیب‌دیدگی‌اش که او را برای چند ماه خانه نشین کرد. محمد کی بر می‌گردد؟

یه خورده اسم من روی ممد سنگینی می‌کنه و الا این بچه نباید به این وضعیت دچار بشه. البته بیرون کشیدن اون از استیل‌آذین و حضورش در پرسپولیس اشتباه بود. ممد نیاز به حضور در تیمی داره که اونجا ثابت بازی کنه. تو فکرشم که تیمی مناسب براش پیدا کنم. طبق گفته پزشکان 3 ماه دیگه آماده بازی کردن می‌شه.

حالا اگر چنین هم شود، آینده‌اش را چطور می‌بینید؟

ممد آینده خوبی داره. اینو با اطمینان می‌گم.

اگر استقلال حاضر به جذب محمد شود، موافقت می‌کنید؟

نه بابا! خون ما قرمزه و نسبت به این رنگ تعصب داریم.

علی آقا! ایام عید شما را یاد چه چیزی می‌اندازد؟

کت و شلوار نو. یادش بخیر! از همون بچگی دوست داشتم عید بشه و برام یه دست کت و شلوار بخرن تا با ایستادن سرکوچه با اون پز بدم. هنوز هم با رسیدن عید، این حس در من زنده می‌شه، هر چند این بار باید سر کیسه را شل کنیم و برای اعضای خانواده، هر چه را دوست دارن بخریم.

ایام عید تهرانید یا به مسافرت می‌روید؟

چند روز اول تهرانیم، اما بعدش چند روزی مثل تموم این سال‌ها شمال می‌رویم تا در هوای خوب شمال، شش‌هایمون رو پر از اکسیژن تازه کنیم. البته امسال استیل‌آذین دغدغه خاطرمه و فکر می‌کنم نتونم مثل سال‌های قبل، از برنامه سفر شمالم استفاده لازم رو ببریم.

علی رئیسی


نظر خوانندگان:
لطفاً نظرات را فارسی وارد کنید
نام:    پست الکترونیک: