روزنامه جام جم
صفحه اصلی روزنامه درباره ما ارتباط با ما پیوندها راهنمای سایت بورسبورس آب و هواآب و هوا انتشاراتانتشارات اشتراکاشتراک آرشیو روزنامهآرشیو روزنامه
جمعه 30 تير 1396 / 26 شوال 1438 / a 21 Jul 2017
صفحه اول روزنامه
سياسي
راديو و تلويزيون
اقتصاد
فرهنگي
جامعه
ورزش
دانش
جهان
حوادث
ايران زمين
گفتگو
سلامت
انديشه
صفحه آخر
جستجوی پیشرفته
ضمائم
ویژه نامه ها
نسل سوم
نسخه چاپی فرستادن با پست الکترونیک
سه شنبه 30 فروردين 1390 - ساعت 19:04
شماره خبر: 100841345367
داغِ داغ مثل بارسا ـ رئال
جنگ ستارگان
هیجان دربی تهران را در نظر بگیرید و آن را ضربدر بی‌نهایت کنید. حالا همان را به توان بی‌نهایت برسانید تا متوجه گوشه‌ای از حساسیت ال‌کلاسیکو شوید. بازی سنتی یا بهتر است بگوییم جنگ دیرینه رئال‌مادرید و بارسلونا آنقدر حاشیه، حساسیت و هیجان دارد که ما هر چقدر هم بنویسیم نمی‌توانیم حساسیت آن را تا دم در برنابئو یا نیوکمپ هم بیان کنیم. پس بهتر است خودتان پی به عمق مطلب ببرید تا ما مجبور نشویم بیشتر از این توضیح دهیم.

بوی خون میاد!

این بازی خون و خونریزی است. نگویید که این حرف را نزنید، بدآموزی دارد چرا که همه می‌دانند از ال‌کلاسیکو، بوی خون می‌آید. خونی فراتر از آنچه ژنرال فرانکو، دیکتاتور بزرگ اسپانیا بر زمین ریخت. تقریبا از همان موقع بود که دیدار بارسا و رئال بازی خاص لقب گرفت. اگرچه قبل از آن هم این گونه بود، اما جنایات فرانکو باعث رویارویی مردم و دولت شد. در آن زمان تنها پایگاه مردم، باشگاه بارسلونا بود و همین باعث شد از ال‌کلاسیکو به عنوان جدال و رویارویی دولت و مردم نام برده شود.

ال‌کلاسیکو تنها یک مسابقه فوتبال نیست. آنچه این رقابت را از دیگر دیدارها متمایز می‌کند، دشمنی ریشه‌دار مردم منطقه کاتالان با تیم سلطنتی رئال مادرید است.

این دو تیم از اولین روزهای برگزاری مسابقات فوتبال در اسپانیا به عنوان نمایندگان مناطق خود یعنی کاستیل و کاتالونیا شناخته می‌شدند که 2 ‌منطقه با تفاوت‌های عمده فرهنگی است.

مادرید محل زندگی پادشاه و خانواده اوست و رئال مادرید تیمی ‌سلطنتی به شمار می‌رود. در زمان ژنرال فرانکو نیز این شهر مرکز محافظه‌کاری و رئال مادرید نماد ملی‌گرایی اسپانیا محسوب می‌شد.در مقابل، بارسلون مرکز ایالت جدایی‌طلب کاتالان است. کاتالان‌ها زبان و فرهنگی متفاوت از سایر مناطق اسپانیا دارند و تیم فوتبال بارسلونا به مرور نمادی از این تفاوت شده است. نمادی از هویت ملی کاتالان‌ها. شاید به همین سبب باشد که بر فراز آرم باشگاه بارسلون این جمله خودنمایی می‌کند: «فراتر از یک باشگاه».

22 ستاره یا چوب خشک، فرقی نمی‌کند!

22 ‌ستاره در زمین، 22‌ نام برتر در ورزشگاه. چه توصیفی غیر از این می‌توان درباره بازی رئال و بارسا به کار برد؟ ال‌کلاسیکو نبرد ۲‌فرهنگ کاملا مخالف در مستطیل سبز است. نبردی که ستاره‌ها نقشی اساسی در آنها ایفا می‌کنند. مگر می‌توان از کنار نام‌هایی همچون رونالدو، مسی، والدس، کاسیاس، پیکه، راموس، ژاوی، اوزیل، اینیستا، بنزما و... براحتی گذشت؟ مگر می‌شود اینها را ببینی و بی‌توجه باشی؟ اصلا خیالتان را راحت کنیم. اگر به جای این ستاره‌ها، چوب خشک هم در زمین بود و تحت عنوان رئال و بارسا قرار بود با هم بازی کنند، باز هم همین حساسیت وجود داشت.

نصف عمرت بر فناست!

نبرد بارسلونا و رئال مادرید در سال ۲۰۰۹ میلادى از سوى فدراسیون بین‌المللى تاریخ و ارقام فوتبال به‌عنوان حساس‌ترین و پر‌بیننده‌ترین دربى جهان شناخته شد. طبق آمارهای ارائه شده بیش از 2‌ میلیارد نفر در جهان این دیدار حساس را تماشا می‌کنند.

برخی می‌گویند هر کسی ال‌کلاسیکو را نبیند نصف عمرش بر فناست، اما ما خیلی از افراد را می‌شناسیم که این بازی را ندیده‌اند و احساس فناشدگی هم نمی‌کنند. با این حال آنهایی که از چند کیلومتری توپ رد شده‌اند می‌دانند که از دست دادن این بازی چه اتفاق ناخوشایندی است. این همه حساسیت را رها کنی و نصفه شبی بگیری و بخوابی؟! اصلا حرفش را نزن.

به کدام برد می‌نازی؟

برای این که فشار خونتان بالا برود بد نیست بدانید این رقابت منحصر به فرد در دنیاى فوتبال براى اولین بار در سال ۱۹۲۹ با نام ال‌کلاسیکو برگزار شد؛ البته در برخی منابع اعلام کرده‌اند اولین باری که رئال مادرید و بارسلونا در یک مسابقه برابر یکدیگر قرار گرفتند، 13‌می سال‌1902 یعنی حدود 108‌سال پیش بود.

به همین خاطر است که درباره تعداد ال‌کلاسیکوهاى برگزار شده اختلاف نظر وجود دارد؛ البته تعداد بازی خیلی مهم نیست. این دو تیم اگر هر روز هم با هم مسابقه دهند برای ما جذابیت دارد و از دیدن مسابقه سیر نمی‌شویم.

با این حال تماشاگران بارسلونا به برد 7 بر 2 در سال 1950، 6 بر 2 در سال2009 و 5 بر صفر در سال‌های 1945، 1994 و 2010 افتخار می‌کنند و رئالی‌ها پیروزی 8 بر 2 در سال 1935 و برد 5 بر یک در سال 1930 را به رخ می‌کشند. رئالی‌ها البته از برد 11 بر یک در سال 1944 هم می‌گویند که آن دیدار در دقیقه 88 به دلیل درگیری تماشاگران نیمه تمام ماند. این کری همواره وجود داشته و نه تنها در اسپانیا بلکه در کل جهان این گونه است.

چه می‌گویند هواداران؟

کری‌خوانی هواداران دو تیم در ایران هم ازجمله موارد جالب توجه است. کافی است سری به فضای مجازی یا همان اینترنت خودمان بزنید تا ببینید کلوپ‌ها و سایت‌های هواداری این دو تیم چه می‌کنند. آنقدر برای همدیگر کری می‌خوانند که فکر می‌کنی وسط ورزشگاه نشسته‌ای. بدون شک کری‌خوانی ای که در این بازی انجام می‌شود در هیچ مسابقه دیگری در ایران وجود ندارد.

تصور این که رئال مادرید و بارسلونا در 18‌روز 4 بار رودرروی یکدیگر قرار بگیرند سخت و شاید محال بود. این اتفاق اما رخ داد و این دو تیم در چارچوب مسابقات لالیگا، جام حذفی و لیگ قهرمانان اروپا 4‌ جنگ را برابر هم انجام می‌دهند. حالا دیگر تب فوتبال در جهان بالا رفته است. حالا دیگر هر کسی هر کجا که باشد چشم به سانتیاگو برنابئو و نیوکمپ می‌دوزد تا شاهد این جنگ تمام عیار باشد.

داغِ داغِ داغ

به قول جواد خیابانی که علاقه خاصی به استفاده از کلمه داغ و گرم دارد، ال‌کلاسیکوهای داغی در انتظارمان است. این داغی آنقدر زیاد است که گاهی اوقات ما را می‌سوزاند، اما ارزشش را دارد. مگر چند سال به چند سال پیش می‌آید که این دو تیم در 18 روز 4 مسابقه برگزار کنند؟ یک بازی را که دیدید. حالا خودتان را برای 3 ال‌کلاسیکوی باقی‌مانده آماده کنید. بساط آجیل و تنقلات را فراهم کنید و از پای تلویزیون تکان نخوردید که اگر تکان بخورید درصد داغی بازی پایین می‌آید!

خوزه مورینیو؛ نماد خاص بودن

مغرور، متکبر، جاه‌طلب و خوش‌تیپ. این خصوصیاتی است که در نگاه اول می‌توان درباره خوزه مورینیو به کار برد. مردی که از مترجمی ‌شروع کرد و به یکباره به بهترین مربی جهان تبدیل شد. در چند سال آنچنان به سرعت پیشرفت کرد که به طلسم قهرمان نشدن چلسی پس از سال‌ها در لیگ انگلیس پایان داد، با اینترمیلان در یک فصل 3‌ جام را برد، رکورد 15‌بازی بدون شکست خانگی در مسابقات مختلف لیگ و در تیم‌هایی که مربیگری‌شان را برعهده داشته، برجا گذاشت و کاری کرد که خیلی از تیم‌ها آرزوی دیدن او روی نیمکت مربیگری‌شان را داشته باشند.

با آن کارهایی که می‌کند و حرف‌هایی که می‌زند لقب آقای خاص برازنده‌اش است. بدون شک در جهان «خاص» و جزو افرادی است که یا خیلی محبوب هستند یا خیلی منفور و کمتر حد وسطی وجود دارد. شخصیتش به گونه‌ای است که خیلی‌ها او را دوست دارند و در مقابل خیلی‌ها از او متنفر هستند.

او برخلاف گواردیولا اهل جار و جنجال و جنگ روانی است. مورینیو سوژه خوبی برای خبرنگارانی است که دنبال تیتر هستند.

پپ گواردیولا؛ نماد موفقیت

به آن چهره ماخوذ به حیایش نگاه نکنید. در مربیگری کاری کرده که همه انگشت به دهان مانده‌اند. جامی ‌نمانده که نبرده باشد. 6‌ جام را در یک سال بالای سر برد تا نامش را در تاریخ فوتبال جهان ثبت کند. «گواردیولا» را می‌توان نماد موفقیت در فوتبال دنیا نامید. شاید روزی که مربیگری را آغاز کرد خودش هم فکر نمی‌کرد در چند سال به این همه افتخار برسد. این اتفاق اما رخ داد و پپ با بارسا ناب‌ترین و دلنوازترین فوتبال را به نمایش گذاشت. حتی سرسخت‌ترین هوادار رئال مادرید هم این نکته را قبول دارد که بارسای گواردیولا در جهان تک است. بدون شک بارسا بدون پپ نمی‌توانست این‌گونه خوب باشد. یکی از ویژگی‌هایی که توانسته او را به این مرحله برساند ارتباط خوب و فوق‌العاده‌اش با بازیکنان است. تصور بارسا بدون این مربی برای هواداران این تیم سخت و دشوار است. شاید بهترین خبر برای آنها این باشد که گواردیولا همانند فرگوسن که سال‌هاست در منچستر است برای همیشه در بارسلونا بماند. گواردیولا حالا حالاها می‌تواند هواداران تیمش را خوشحال کند.

کریس رونالدو؛ نماد حاشیه

جوان اول رئال مادرید آنقدر حاشیه دارد که بتوان هر روز به آن پرداخت. هر چقدر مسی آرام و سر به زیر است، رونالدو به همان اندازه در حاشیه تبحر دارد. کریس از زمانی که از منچستر به رئال آمد تا پیشرفت کند حاشیه‌هایش هم پیشرفت کرد و ماجراهایی همانند این که او دارای فرزند است و مدت‌ها این قضیه را پنهان کرده به وجود آمد. رونالدو با آن چهره فتوژنتیکش با حاشیه گره‌خورده و شاید همین چهره‌اش باعث شده در برخی بازی‌ها دخترانی که برای تماشای بازی به ورزشگاه می‌آیند با در دست داشتن پلاکاردهایی از او تقاضای ازدواج کنند! این عده ظاهرا از این نکته غافل هستند که هر سخن جایی و هر نکته مکانی دارد.

رونالدو با وجود این همه حاشیه مهره کلیدی رئال‌مادرید و عصای دست مورینیو است. ضربات ایستگاهی‌اش معروف است و فوق‌العاده. او همواره رقابت جدی و نزدیکی با مسی داشته و این که او بهتر است یا مسی موضوعی است که هر روز افراد زیادی درباره آن نظر می‌دهند. با این حال خیلی‌ها اعتقاد دارند رئال بدون کریس رونالدو چیزی کم دارد.

مسی؛ نماد جادوگری

سرش به کار خودش است و کاری به دیگران ندارد. اهل جنجال و درگیری و حاشیه نیست، حتی اگر او را به بدترین شکل در زمین بزنند بازهم اعتراض نمی‌کند مگر این که اتفاق خیلی خاصی رخ دهد.

بارسا روی کاکل این جوان آرژانتینی می‌چرخد و هواداران این تیم از این که چنین بازیکنی در تیمشان دارند احساس غرور می‌کنند. همه کار با توپ می‌کند. طوری دریبل می‌زند که دوست داری صحنه آهسته‌اش را چند بار ببینی، اما می‌ترسی اگر این کار را کنی صحنه بعدی را از دست بدهی. با توپ جادو می‌کند و شاید به همین دلیل است که او را مارادونای دوم می‌نامند، اگر چه خودش بارها گفته که این گونه نیست.

فکر می‌کنی توپ به پایش چسبیده و وقتی می‌بینی که توپ به تور چسبیده تازه متوجه می‌شوی که اشتباه فکر کرده‌ای. خیلی‌ها او را بهترین بازیکن سال‌های اخیر دنیا می‌دانند. او البته هنوز این فرصت را دارد که باز هم بهتر شود. شاید اگر این روند را ادامه دهد چند سال بعد از او به عنوان برترین فوتبالیست قرن یاد شود.

محسن اثیمی


نظر خوانندگان:
لطفاً نظرات را فارسی وارد کنید
نام:    پست الکترونیک: