روزنامه جام جم
صفحه اصلی روزنامه درباره ما ارتباط با ما پیوندها راهنمای سایت بورسبورس آب و هواآب و هوا انتشاراتانتشارات اشتراکاشتراک آرشیو روزنامهآرشیو روزنامه
شنبه 01 مهر 1396 / 02 محرم 1439 / a 23 Sep 2017
صفحه اول روزنامه
سياسي
راديو و تلويزيون
اقتصاد
فرهنگي
جامعه
ورزش
دانش
جهان
حوادث
ايران زمين
گفتگو
سلامت
انديشه
صفحه آخر
جستجوی پیشرفته
ضمائم
ویژه نامه ها
نسل سوم
نسخه چاپی فرستادن با پست الکترونیک
سه شنبه 30 فروردين 1390 - ساعت 19:04
شماره خبر: 100841345785
گفت‌وگو با بچه آرام تيم ملي بوکس
اين‌همه مدال يک‌کيلو پرتقال نمي‌شود!!
کمتر کسی با دیدن او به فکر تیم ملی بوکس می‌افتد. قد‌و‌قامت بلندش بیشتر به اعضای تیم ملی بسکتبال یا والیبال می‌ماند.

علی مظاهری از همان بچگی به مسابقات انفرادی علاقه داشت و این دست زمانه بود که او را به سوی بوکس سوق داد. فوتبال، والیبال و دوومیدانی از ورزش‌های دوران بچگی مظاهری بود و شاید خودش هم فکر نمی‌کرد که روزی از اعضای شاخص بوکس ایران شود.

متولد سال 61 در کرمانشاه و پسر آخر خانواده است. برخلاف خیلی از ورزشکاران که پدر و مادر از دستشان آسایش نداشتند و از در و دیوار بالا می‌رفتند و بالاخره سر از باشگاه در‌آوردند، مظاهری دوران کودکی آرامی ‌را سپری کرده است: «14، 15 سالم بود که به پیشنهاد همسر دختر ‌خاله‌ام که یک روز به خانه‌مان آمده بود به باشگاه رفتم و بهتر است بگویم سرنوشتم عوض شد. او چون مربی بوکس بود مرا جذب این رشته کرد و کم‌کم به آن علاقه‌مند شدم.»

یک بوکس است و یک محمد‌علی کلی. مظاهری نیز مثل خیلی از بوکسورهای دیگر عاشق مبارزات اوست: «فیلم تمام مبارزات کلی را دارم و مدام نگاه می‌کنم. بعد از این‌که به باشگاه رفتم، او را شناختم و دیگر او شد الگوی من.»

مظاهری از سال 73 وارد باشگاه شد و از سال 77 قهرمانی‌هایش را در استان و مسابقات قهرمانی کشور آغاز کرد. او از 7 ‌دوره شرکت در رقابت‌های قهرمانی ایران 7 ‌مدال طلا در کارنامه دارد.

سال 82 به عضویت تیم ملی درآمد و توانست 5 ‌مدال آسیایی را در ویترین افتخارات خود ذخیره کند. طلای بازی‌های آسیایی 2006، طلای مسابقات قهرمانی آسیا و سهمیه المپیک در سال‌های 2007 و 2008، برنز مسابقات قهرمانی و بازی‌های آسیایی 2009 و 2010 از افتخارات اوست: «تمامی‌ خاطرات زندگی من مربوط به ورزش است. وقتی در بازی‌های آسیایی دوحه اولین طلای کاروان ایران را کسب کردم؛ اصلا باورم نمی‌شد. تا مدال برنز را پیش‌بینی کرده بودم چون حریفانم را به خوبی می‌شناختم، اما فکر نمی‌کردم اولین طلای ایران را من بگیرم.»

برای مظاهری بازی‌های آسیایی گوانگجو و مسابقات قهرمانی آسیا 2005 تلخ‌ترین خاطرات زندگی‌اش است: «در هر دو ‌مسابقه مدال طلا را از من گرفتند. سال 2005 مرا به پاکستان بازاندند و در گوانگجو هم حقم را خورند. برای گوانگجو بوکس تیم خوبی نداشت.»

بوکسور سنگین وزن ایران بعد از گوانگجو تصمیم گرفت از دنیای قهرمانی خداحافظی کند، اما هنوز به قطعیت نرسیده است و می‌گوید: «اگر تیم ملی واقعا ‌به من احتیاج داشته باشد، برمی‌گردم.»

برای مظاهری جوانی یعنی اردوی تیم ملی: «خیلی از سال‌ها ما شب عید را هم در اردو بودیم و سخت تمرین می‌کردیم. من از بچه‌های شیطان تیم ملی نیستم و سعی می‌کنم فقط تمرین کنم. نمی‌گویم ناراضی هستم چون هدف داشتم؛ اما این‌که ما زحمت بکشیم و به کام دیگران شود، درست نیست.»

او هیچ ‌وقت به هیچ جوانی توصیه نمی‌کند که جذب ورزش حرفه‌ای شود، چون در آن صورت تمام زندگی می‌شود، ورزش‌«به قول یکی از آشناهایمان با این همه مدال طلای آسیا یک کیلو پرتقال هم به ما نمی‌دهند، پس با چه بهایی همه عمر را باید صرف یک ورزش کرد؟ من پشیمان نیستم و هنوز هم به مدال المپیک فکر می‌کنم، ولی دیگران را برای ورود به این عرصه تشویق نمی‌کنم.»

او به دلیل حضور در اردوها نتوانسته ادامه تحصیل دهد، اما می‌خواهد از ترم آینده تربیت بدنی را در دانشگاه آزاد آغاز کند: «نمی‌شود هم درس خواند و هم حرفه‌ای ورزش کرد؛ اما اکنون فرصت خوبی دست داده که به درس و کار و زندگی بپردازم. همسرم خیلی همراه است و خانواده‌ام با بوکس مشکلی ندارند؛ اما خودم می‌خواهم مدتی دور باشم. من کارمند سازمان همیاری و شهرداری کرمانشاه هستم، اما قراردادی؛ که باید خدا را از این بابت شکر کنم.»


نظر خوانندگان:
لطفاً نظرات را فارسی وارد کنید
نام:    پست الکترونیک: