روزنامه جام جم
صفحه اصلی روزنامه درباره ما ارتباط با ما پیوندها راهنمای سایت بورسبورس آب و هواآب و هوا انتشاراتانتشارات اشتراکاشتراک آرشیو روزنامهآرشیو روزنامه
چهارشنبه 01 اسفند 1397 / 14 جمادي الثاني 1440 / a 20 Feb 2019
صفحه اول روزنامه
سياسي
راديو و تلويزيون
اقتصاد
فرهنگي
جامعه
ورزش
دانش
جهان
حوادث
ايران زمين
گفتگو
سلامت
انديشه
صفحه آخر
جستجوی پیشرفته
ضمائم
ویژه نامه ها
راديو و تلويزيون
نسخه چاپی فرستادن با پست الکترونیک
پنجشنبه 01 ارديبهشت 1390 - ساعت 00:03
شماره خبر: 100841426797
گفت‌وگو با محمدرضا خسروي، بازيگر نقش جبراني در مجموعه «خنده بازار»
خنده بازار راه جديدي را باز کرد
محمدرضا خسروی همان بازیگری است که در مجموعه طنز «خنده بازار» در نقش جبرانی (جیرانی، مجری برنامه 7)‌ برنامه طنز 8 جلوی دوربین رفت.

حرفه اصلی او دستیار کارگردانی است و بیش از 20 سال است که به عنوان دستیار کارگردان در کارهای سینمایی و تلویزیون فعالیت دارد.

او در سریال‌های کاکتوس 3(محمدرضا هنرمند)، مادر(مسعود فروتن)، گل بارون زده (عباس رنجبر) تبریز در مه،‌ عمارت فرنگی، کریم‌خان زند(محمدرضا ورزی)، مجموعه‌های قشقرق، آتیه و چهل تیکه (ارژنگ امیرفضلی)، چمدان‌های بسته(بهروز بقایی) مسوولیت دستیار کارگردانی را به عهده داشته است.

او در چند سریال هم به عنوان بازیگر جلوی دوربین رفته که آخرینش تبریز در مه بود.

چطور به مجموعه طنز خنده بازار دعوت شدید؟

قبلا با شهاب عباسی به عنوان دستیار کارگردان همکاری کرده بودم. ارژنگ امیرفضلی هم در گروه ما بود.

سالیان سال است که با هم رفیق هستیم. وقتی به من پیشنهاد کرد خیلی ترسیدم که نتوانم خوب بازی کنم. نمی‌دانستم چطور باید صدای جیرانی را در بیاورم. اگر می‌گفتند ادای یک نفر دیگر را در بیار خیلی راحت‌تر بود.

چند روز درگیر شدم تا بتوانم صدا و حرکات جیرانی را تقلید کنم.

برای این که به شخصیت فریدون جیرانی نزدیک شوید چقدر تمرین کردید؟

حقیقتش 3 قسمت از هفت را روی سی‌دی دیدم. این سی‌دی‌ها را سه چهار بار نگاه کردم.

چه نکات مفیدی را از داخل این تصاویر در آوردید؟

آقای جیرانی چند تا حرکت خاص دارد. یکی این که چشم‌هایش جمع می‌شود. خنده‌هایش خیلی طولانی است. وقتی حرف نمی‌زند و گوش می‌دهد دستش را روی لبش می‌گذارد. یکدفعه عصبانی می‌شود یا تند حرف می‌زند. گوشه لب‌هایش را پاک می‌کند. می‌گوید:‌ می‌ریم و برمی‌گردیم.

من در این چیزها اغراق کردم. نمی‌دانم تا چه حد خوب بود. ظاهرا مردم دوست داشتند. به من می‌گویند اینقدر حرکاتت شبیه بود که آدم شک می‌کند. چند شب پیش برنامه هفت در حال پخش بود. یک نفر به من زنگ زد گفت شبکه 3 دارد تو را نشان می‌دهد.

فکر می‌کنید چهره واقعی خودتان به چهره جیرانی شباهت دارد؟

نه. فکر می‌کنم. بینی جیرانی با بینی من فرق می‌کند. خوشبختانه ما گروه گریم خوبی داشتیم. آقای خلج خیلی زحمت کشیدند. مردم بیشتر به حرکات نگاه می‌کنند. ما بازیگریم. داریم بازی می‌کنیم. کافی است نقش را باورپذیر کنی. متاسفانه یا خوشبختانه چهره من خوش گریم است. متاسفانه‌اش را برای خودم گفتم، چون وقتی بیرون می‌آیم کسی من را نمی‌شناسد.

در این‌گونه نقش‌آفرینی‌ها گریم خیلی تاثیرگذار است. یعنی اگر چهره‌پرداز کارش را درست انجام دهد نصف راه طی شده است. درباره مراحل گریمتان توضیح بدهید.

گریم من خیلی سخت بود. اطراف موهایم را رنگ کردند. من با موهای رنگ شده به خیابان می‌رفتم. وسط سرم را تراشیده بودند. به همین خاطر کلاه سرم می‌گذاشتم. ولی به طور کلی گریم من یک ساعت طول می‌کشید. چین و چروک‌ها هر بار پاک می‌شد. موهای من اینقدر بلند نبود. هر بار یک تکه مو می‌چسباندند.

کف سر من موهای ریزی می‌چسباندند. این کارها وقتگیر بود.

ضبط بخش‌های مربوط به شما چقدر طول کشید؟

کلا 15 تا آیتم برنامه هشت داشتیم که تقریبا هر روزی سه چهار قسمتش ضبط می‌شد. البته ما بیشتر از 15 تا آیتم ضبط کردیم. اما بعضی‌هایش پخش نشد. بازیگر باید این کشش را داشته باشد که روزی 20 دقیقه ضبط مفید داشته باشد. خیلی جاها تپق می‌زدم و برداشت تکرار می‌شد. در کل با عجله کار کردیم.

جلوی دوربین خنده‌تان نمی‌گرفت؟

خسروی: خنده بازار رگه‌هایی از طنز سیاسی و اجتماعی داشت. به همین علت در دل مردم جا باز کرد، چون حرفی برای گفتن داشت. از این طنز‌های بزن و بکوب نبود که فقط بخواهد بخنداند

چرا، برای خودمان هم خیلی خنده‌دار بود. علاوه بر بخش جیرانی چند تا آیتم پارک داشتیم که پخش نشد. چند تا پیرمرد بودند که آلزایمر داشتند. من نقش یکی از پیرمردها را بازی می‌کردم. سر این آیتم‌ها خیلی خندیدیم.

در چند سال اخیر سریال‌های داستانی طنز به نسبت کارهای آیتمی بازار داغ‌تری داشته‌اند. ساعت خوش و نوروز 77 جزو کارهایی بودند که طنز آیتمی را در تلویزیون جا انداختند. اما این جریان خیلی ادامه پیدا نکرد. امسال تلویزیون با خنده بازار بازگشتی دوباره به طنزهای آیتمی داشت. شما بین طنز آیتمی و طنز سریالی کدام را ترجیح می‌دهید؟

من خودم موافق کارهای داستانی هستم. فکر می‌کنم مردم ما با طنز داستانی بهتر ارتباط برقرار می‌کنند.

طنز تلویزیونی اگر هم می‌خواهد ساخته شود باید به همین شیوه خنده بازار اجرا شود. خنده بازار رگه‌هایی از طنز سیاسی و اجتماعی داشت. به همین علت در دل مردم جا باز کرد، چون حرفی برای گفتن داشت. از این طنز‌های بزن و بکوب نبود که فقط بخواهد بخنداند. این جور طنزها سریع دل را می‌زنند، مثل جوک‌های تکراری هستند که تکرار دوباره‌شان لطفی ندارد.

خنده بازار، کمدی موقعیت ایجاد کرد. ایرادات و نقاط ضعف را با زبان شیرین بیان می‌کرد.

ما با برنامه‌های هفت و نود‌ شوخی کردیم. مردم دوست دارند تلویزیون با مدیران شوخی بکند.

شوخی با هنرمندان را هم دوست دارند. من فکر می‌کنم خنده بازار، راه جدیدی را باز کرد. به شرطی که در ادامه راه، برنامه‌های مشابه شورش را درنیاورند. اگر برنامه‌های بعدی درست و حساب شده کار کنند طنزهای آیتمی دوباره رونق می‌گیرند.

برای شما بازیگری کار سخت‌تری است یا دستیار کارگردانی؟

من 20 سال دستیار اول کارگردان بودم. تا به حال دستیار دو نبودم. واقعا دستیاری کار سختی است. یک دستیار خوب باید کارگردانی هم بلد باشد و کارگردان را راهنمایی کند. خیلی از دستیار‌های امروزی فقط اسم دستیار را یدک می‌کشند.

به نظر شما یک دستیار ایده آل باید چه ویژگی‌هایی داشته باشد؟

دستیاری یک تعریف دقیق دارد. کار دستیار و کارگردانی در یک فیلم مثل کار مدیر و ناظم در یک مدرسه است. مدیر یک مدرسه فقط امضا می‌زند. اما ناظم مدرسه است که با بچه‌ها سر و کله می‌زند. کار ناظم مدرسه سخت‌تر از کار مدیر است. اما همه چیز به نام مدیر تمام می‌شود.

دستیار کارگردان باید به اندازه یک کارگردان بماند. اما متاسفانه من دیده‌ام که دستیارهای اینجا کار خاصی انجام نمی‌دهند. بعضی وقت‌ها متاسفانه چایی هم می‌آورند. هر چیزی که کارگردان می‌گوید هم همان حرف را گوش می‌دهند. من اصولا سعی کردم به کارگردان هایم واقعا کمک کنم.

در کارنامه کاریتان سابقه فیلمسازی هم دیده می‌شود. تا به حال چه فیلم‌هایی را کارگردانی کرده‌اید؟

تله فیلم دو راهی تردید را جلوی دوربین بردم که یک فیلم پلیسی است. داستان این فیلم درباره زندگی جوانی جویای کار است. او در همین راه اسیر توطئه‌های دشمنان قدیمی پدرش می‌شود و...

فیلم کوتاه رویای درون و فیلم نیمه بلند آموزگار کوچک را هم برای اداره آموزش و پرورش ساختم.

در حال حاضر مشغول چه فعالیتی هستید؟

الان درگیر کارگردانی تله‌فیلم صفحه سفید به تهیه‌کنندگی علی لدنی هستم. صفحه سفید درباره فداکاری معلمی است که در دوران جنگ شیمیایی شده و دوران کودکی و نوجوانی خود را مرور می‌کند.

صحنه‌های فیلم در شمال کشور و روستاهای مازندران تصویربرداری شده است.

این‌طور که پیداست فقط در ژانر معلمان فیلم می‌سازید!

من معلم آموزش و پرورش هستم. به فیلم‌ها با دید فرهنگی نگاه می‌کنم. در حال حاضر در هنرستان محمد مردانی در منطقه 10 نقاشی و بازیگری را تدریس می‌کنم. 20 سال سابقه تدریس دارم.

احسان رحیم‌زاده / گروه رادیو و تلویزیون


نظر خوانندگان:
لطفاً نظرات را فارسی وارد کنید
نام:    پست الکترونیک: