روزنامه جام جم
صفحه اصلی روزنامه درباره ما ارتباط با ما پیوندها راهنمای سایت بورسبورس آب و هواآب و هوا انتشاراتانتشارات اشتراکاشتراک آرشیو روزنامهآرشیو روزنامه
سه شنبه 30 بهمن 1397 / 13 جمادي الثاني 1440 / a 19 Feb 2019
صفحه اول روزنامه
سياسي
راديو و تلويزيون
اقتصاد
فرهنگي
جامعه
ورزش
دانش
جهان
حوادث
ايران زمين
گفتگو
سلامت
انديشه
صفحه آخر
جستجوی پیشرفته
ضمائم
ویژه نامه ها
راديو و تلويزيون
نسخه چاپی فرستادن با پست الکترونیک
دوشنبه 19 ارديبهشت 1390 - ساعت 00:03
شماره خبر: 100842977915
گفت‌و‌گو با شهين تسليمي، بازيگر سريال «چهارچرخ»
خسته نمي‌شوم؛ چون عاشق بازيگري هستم
شهین تسلیمی آنقدر صمیمی و گرم برخورد می‌کند که انگار سال‌هاست او را می‌شناسیم. می‌گوید وقتی جوان بودم در تئاتر بازی می‌کردم، اما به دلیل مخالفت خانواده‌ام این حرفه را سال‌ها رها کردم. شهین تسلیمی این روزها حسابی پر کار شده است. او با نقش ماهی‌خانم در سریال زن بابا به شهرت رسید. از کارهایش می‌توان به فیلم‌های طلا و مس و آوار و مجموعه‌های ارمغان تاریکی، باغ مظفر و... اشاره کرد. وی در حال حاضر سریال «چهارچرخ» را روی آنتن شبکه 3 سیما دارد که در آن ایفاگر نقش قدسی خانم است.

چهارچرخ بهانه‌ای شد برای مصاحبه با این بازیگر که در میانسالی به شهرت رسید. تسلیمی بعد از درگذشت زنده‌یاد مهین شهابی جای او را در سریال «وضعیت سفید» به کارگردانی حمید نعمت‌الله گرفت.

در ابتدا مایلم بدانم شهین تسلیمی چگونه بازیگر شد؟

قصه طولانی‌ای دارد، اما خلاصه‌اش این است که در ابتدا قرار بود دخترم بازیگر شود. آقای مهرجویی او را دیده بود و از او برای بازی دعوت کرده بود؛ اما دخترم علاقه‌ای به این کار نداشت. تا این که آقای شایسته من را دیدند و گفتند چقدر چهره شما برای کارهای تصویری خوب است. البته من سال‌ها پیش در جوانی‌ام تئاتر بازی می‌کردم، اما چون خانواده‌ام بشدت مخالف این کار بودند بناچار آن را رها کردم تا این‌که با خانم الیزابت امینی آشنا شدم و او مرا به آقای مدیری معرفی کرد و این شد که پس از سال‌ها در سریال باغ مظفر ایفای نقش کردم و بالاخره قسمت برایم این‌گونه رقم خورد.

وقتی پس از سال‌ها اولین سکانس را مقابل دوربین مهران مدیری بازی می‌کردید چه حسی داشتید؟

طبیعتا خوشحال بودم. اما اصلا اضطراب نداشتم و خیلی راحت نقشم را بازی کردم.

بازیگری برایتان یک حرفه است یا سرگرمی؟

من همیشه به بازیگری جدی نگاه کرده‌ام. حتی آن زمان که در تئاتر بازی می‌کردم. به نظرم بازیگری حرفه مقدسی است، چون بازیگر با روح و احساس آدم‌ها در ارتباط است.

وقتی بازیگری را کنار گذاشتید، دلتنگ این حرفه نمی‌شدید؟

خیر، چون دیگر سرگرم خانواده‌ام شدم و اصلا به بازیگری فکر نمی‌کردم. حتی به ذهنم هم خطور نمی‌کرد که روزی دوباره بتوانم این کار را شروع کنم. اما واقعا عاشق بازیگری هستم و زمانی می‌شود که 48 ساعت سرکار هستم، ولی احساس خستگی نمی‌کنم و هر موقع که مقابل دوربین هستم، انرژی زیادی در من به وجود می‌آید.

شهین تسلیمی‌ای که روی صحنه تئاتر بازی می‌کرد با شهین تسلیمی امروز که مقابل دوربین ایفای نقش می‌کند، چقدر فرق کرده است؟

خیلی تفاوت نکرده‌ام. آن زمان هم در مجله جوانان به عنوان بهترین بازیگر زن انتخاب شدم. شاید آن زمان نقش‌های بیشتری را می‌توانستم تجربه کنم؛ در حالی که امروز بیشتر ایفاگر نقش مادر هستم. البته سعی می‌کنم نقش‌هایم با یکدیگر متفاوت باشند تا دچار کلیشه نشوم. برای مثال قدسی‌خانم در چهار چرخ با ماهی‌خانم در زن‌بابا از زمین تا آسمان فرق دارد.

در حال حاضر بیشتر انتخاب می‌کنید یا انتخاب می‌شوید؟

الان دارم انتخاب می‌کنم، ولی در ابتدا هر کاری را که پیشنهاد می‌شد می‌پذیرفتم، چون می‌خواستم شناخته شوم. ولی الان دیگر هر کاری را نمی‌پذیرم. البته از کارهایی هم که در ابتدا انجام داده‌ام راضی هستم؛ چون با بازیگران و کارگردانان خوبی همکاری داشتم.

خانم تسلیمی در کارهای تلویزیونی معمولا خانم‌ها نقش اصلی ایفا نمی‌کنند، بخصوص اگر طنز هم باشد. در این مورد چه نظری دارید؟

بله دقیقا همین‌طور است. خانم‌ها خیلی انتخاب گسترده‌ای ندارند. برای همین هم خیلی زود دچار کلیشه می‌شوند، اما این خود بازیگر است که باید هوشمندانه با نقش برخورد کند.

شما چطور خودتان را برای اجرای یک نقش آماده می‌کنید؟

وقتی خلاصه‌ای از یک نقش را می‌خوانم سعی می‌کنم در قالب آن نقش بروم. البته ناگفته نماند که هر نقشی روی بازیگر تاثیرات خودش را می‌گذارد چون هر بار تو باید یک حس تازه را بگیری که ممکن است با نقش قبلی فرق داشته باشد. به هر حال من سعی می‌کنم با نقش‌‌هایم زندگی کنم تا برای مخاطبم هم قابل پذیرش باشد.

تا به حال شده یک نقش روی شما خیلی اثر بگذارد؟

بله، در یک تله‌فیلم نقش یک زن عصبی و بیمار را بازی می‌کردم که این نقش آنقدر روی من اثر داشت که حتی با عوامل پشت صحنه هم با پرخاش حرف می‌‌زدم و اصلا دست خودم نبود.

با همه اینها حالا دیگر به یک بازیگر پرکار تبدیل شده‌اید، این پرکاری حتما دلایلی دارد؟

باور کنید که این پرکاری روی روح و جسمم اثر گذاشته و حسابی خسته شده‌ام و دلم می‌خواهد مدت‌ها استراحت کنم، اما از آنجا که به کارم علاقه دارم خیلی زود دلم برای آن تنگ می‌شود.

تا به حال شده کاری را از روی رودربایستی قبول کنید؟

بله، چون نمی‌خواهم دوستانم از من ناراحت شوند.

راستی شما صدای خوبی هم دارید. تا به حال وسوسه نشده‌اید که در زمینه دوبله هم فعالیت کنید؟

نکته: مردم همیشه کارهای طنز را دوست دارند فقط کافی است که سلایق آنها را بشناسیم. در این صورت آنها همیشه با ما همراه خواهند بود و کارهای ما را پیگیری خواهند کرد

چرا. پیش از انقلاب به رادیو رفتم و تست صدا دادم و قبول هم شدم، اما باز به دلیل مخالفت خانواده‌ام دیگر آن را پیگیری نکردم و خیلی هم پشیمان هستم که چرا در زمینه دوبله کار نکردم. چون استعداد خوبی هم در زمینه دوبله دارم.

خب الان بروید و کار کنید؟

الان دیگر خیلی دیر است. ضمن این که وقتش را هم ندارم چون بازیگری تمام وقتم را پر کرده است.

برویم سراغ چهارچرخ. چه شد که در این کار بازی کردید؟

مشغول بازی در سریال وضعیت سفید بودم که از طرف آقای شفیعی‌، برای بازی در سریال چهارچرخ دعوت شدم. از آنجا که بازیگران خوبی در این کار حضور داشتند، دوست داشتم حتما با آنها کار کنم بنابراین پیشنهاد را پذیرفتم.

با توجه به این که فیلمنامه این سریال در ابتدا آماده نبود چطور به سازندگان آن اعتماد کردید؟

من قصه‌هایی را که محمدرضا فاضلی می‌نویسد دوست دارم و مطمئن بودم که کار خوبی خواهد شد بنابراین اعتماد کردم و پشیمان هم نیستم.

نقش قدسی در این کار چقدر سهم شماست و چقدر سهم کارگردان و نویسنده؟

ببینید من نقشی که می‌خواهم بازی کنم اول در موردش خوب فکر می‌کنم و سعی می‌کنم عکس‌‌العمل‌های مختلفی را برای او پیش‌بینی کنم. وقتی هم که کار شروع می‌شود طبیعتا با کارگردان و نویسنده همفکری می‌کنم، اما به هر حال تجربه‌هایم خیلی به من کمک می‌کنند تا بتوانم چیزهای جدیدی را وارد نقش‌هایم ‌کنم. در مورد قدسی هم این مساله وجود داشت.

در اجرای نقش‌های طنز چه مولفه‌های خاصی را رعایت می‌کنید؟

به نظرم اگر بازیگر کلام و چهره شیرین و دلنشین داشته باشد حتما می‌تواند مخاطب را جذب کند. مثل آقای محسن قاضی مرادی که وقتی حرف می‌زنند ناخودآگاه آدم خنده‌اش می‌گیرد. چون بسیار آدم شیرین و طنازی هستند.

قصه چهارچرخ را دوست داشتید؟

در زمان تصویربرداری خیلی متوجه قصه نبودم چون همزمان سر یک کار دیگر هم بودم، ولی الان که کار را می‌بینم، آن را دوست دارم و فکر می‌کنم قصه خیلی از آدم‌های جامعه ماست و خیلی فانتزی و دور از ذهن نیست.

نقش قدسی با شخصیت شما چقدر فاصله دارد؟

خیلی زیاد. من اصلا آدم فضولی نیستم و دوست ندارم در کار دیگران دخالت کنم، برعکس قدسی که دائم سرش در زندگی دیگران است.

کار با 2 کارگردان سخت یا آسان بود؟

بسیار کار مشکلی بود. چون سلیقه‌ها با یکدیگر متفاوت بود، اما به هر حال همه بازیگران سعی کردند که کار خوبی ارائه کنند و خوشبختانه این اتفاق افتاد و مخاطبان خیلی خوب توانسته‌اند با این سریال ارتباط برقرار کنند.

در این مدتی که با کارگردانان مختلف همکاری کرده‌اید از کار با کدام کارگردان لذت بیشتری بردید؟

منوچهر هادی و حمید نعمت‌الله. منوچهر هادی پشت دوربین بازیگر را می‌سازد و نعمت‌الله هم کارگردان بسیار دقیق و ایده‌پردازی است.

خنداندن مردم خیلی آسان نیست. با توجه به این که بیشتر کار طنز می‌کنید چطور می‌توانید آنها را به خنده وادار کنید؟

مردم همیشه کارهای طنز را دوست دارند و فقط کافی است که سلایق آنها را بشناسیم. در این صورت آنها همیشه با ما همراه خواهند بود.

بازی کدام یک از بازیگران چهارچرخ را بیشتر دوست داشتید؟

به نظرم همه آنها خوب بودند، اما حمید لولایی بسیار آدم مثبتی است و سعی می‌کند دیگران را هم بخوبی راهنمایی کند و به نظرم بازی او بسیار دیدنی است.

از پرونده هنری‌تان راضی هستید؟

خودم نمی‌توانم درباره بازی خودم قضاوت کنم، اما سعی خودم را کرده‌ام تا بتوانم انتخاب‌های خوبی داشته باشم و پس از مرگم بگویند خدا بیامرزدش. همین یعنی عاقبت به خیری.

فکر می‌کنید مخاطبتان به واسطه کدام نقش شما را به یاد می‌آورد؟

نقش ماهی خانم در زن‌بابا و نقشی که در سریال دلنوازان داشتم. فکر می‌کنم اینها بیشتر در ذهن مردم باقی مانده‌اند.

شما در سینما کمتر کار می‌کنید، این کم‌کاری دلیل خاصی دارد؟

چون تلویزیون خودمانی‌تر است و مخاطب بیشتری هم دارد در صورتی که مخاطبان سینما محدودتر هستند، اما قطعا سینما هم به لحاظ مالی و هم به دلیل این که فرصت کمتری از بازیگر می‌گیرد بهتر است.

راستی بالاخره دخترتان بازیگر شد؟

خیر. او از ابتدا هم این کار را دوست نداشت و قرعه به نام من افتاد.

محبوبه ریاستی / جام جم


نظر خوانندگان:
لطفاً نظرات را فارسی وارد کنید
نام:    پست الکترونیک: