روزنامه جام جم
صفحه اصلی روزنامه درباره ما ارتباط با ما پیوندها راهنمای سایت بورسبورس آب و هواآب و هوا انتشاراتانتشارات اشتراکاشتراک آرشیو روزنامهآرشیو روزنامه
چهارشنبه 29 اسفند 1397 / 13 رجب 1440 / a 20 Mar 2019
صفحه اول روزنامه
سياسي
راديو و تلويزيون
اقتصاد
فرهنگي
جامعه
ورزش
دانش
جهان
حوادث
ايران زمين
گفتگو
سلامت
انديشه
صفحه آخر
جستجوی پیشرفته
ضمائم
ویژه نامه ها
چمدان
نسخه چاپی فرستادن با پست الکترونیک
سه شنبه 22 شهريور 1390 - ساعت 19:00
شماره خبر: 100854041602
همسايه‌هاي نامدار حرم عبدالعظيم
شاید شما هم بارها برای زیارت به شهرری رفته و برای خواندن فاتحه اهل قبور پا بر سنگ مزارهای اطراف آن گذاشته باشید بدون‌آن که بدانید چه کسانی آنجا خفته‌اند. آنجا افرادی دفن شده‌اند که در تاریخ ادبیات، هنر، سیاست و دین این مرز و بوم نقش موثری داشته‌اند. باغ طوطی که در ضلع غربی حرم مطهر حضرت عبدالعظیم قرار دارد یکی از این مکان‌هاست که از یک‌سو به حرم و از سوی دیگر به بازار راه دارد. اگر سری به آنجا بزنی، متوجه می‌شوی امروزه قبرستانی است که هیچ وجه تسمیه‌ای با نامش ندارد و از باغ وطوطی هیچ خبری نیست. تنها صحن وسیعی را می‌بینی که تمام مزارهای آن هم سطح زمین هستند و تعدادی سنگ قدیمی با نوشته‌های زیبا آن را به گذشته پیوند داده است.

اما در گذشته‌های نه‌چندان دور، آنجا باغ مصفایی بوده که زائران بعد از زیارت در آنجا به استراحت و تفریح می‌پرداختند و زمانی یکی از جاذبه‌های مهم شهرری لک‌لک‌هایی بودند که بر بلندای درختان آن پرواز می‌کردند.

پس از جستجوی بسیار در بین مزارها، سنگی سیاه با حاشیه قرمز را می‌بینی که روی آن نوشته «این بنده عاصی ستار برای اجرای احکام شریعت غراء احمدی مطابق احکام صادره علماء اعلام، از جان و مال و اولاد و هستی خود صرف‌نظر کرده تا دولتی جابره تبدیل به دولت عادله و قوانین حضرت سیدالمرسلین رویه و مسلک اهل اسلام شود.»

این مزار متعلق به ستارخان است و آنگونه که روی سنگ قبرش نوشته شده، به دلیل رهبری و مقاومت سرسختانه مردم آذربایجان در مقابل اشغالگران و دشمنان مشروطه به عنوان سردار ملی معروف گردید و پس از عمری مبارزه 25 آبان 1293 ه.ش دارفانی را وداع گفت. کمی دورتر از مدفن ستارخان جلوی در کتاب‌فروشی، قبل از پله‌ها، سنگی با همان شکل و شمایل قبر ستارخان جداافتاده که روی آن هم نوشته «با تمام مردم ایران دست به دست هم داده، کشور خود را از نابودی نجات خواهم داد». اینجا آرامگاه مجاهد شهید شیخ محمدخیابانی است.

قبر محمدعلی رزم‌آرا و طیب حاج‌رضایی هم اینجاست. با عبور از باغ طوطی و ورود به حرم، نسیم خنکی صورت را نوازش می‌کند و گرمای بیرون را از یاد می‌برد.

رواق‌ها را که طی می‌کنی نام بسیاری از علما بر نی‌نی چشمانت می‌نشیند که آنجا مدفون هستند؛ یکی از معروف‌ترین و بنام‌ترین آنها آیت‌الله کاشانی است که در صحنی به نام خودش مدفون است و روی قبرش نوشته «عالم زنده است اگرچه مرده باشد.»

در رواق دیگری که به دلیل وجود مدفن ابوالفتوح ‌رازی به نام او خوانده می‌شود، قبل از این‌ که پله‌ها را بالا بروی، کنار دیوار (قسمت زنان) سنگ قبری قدیمی قرار دارد که نوشته‌های آن به مرور زمان ناخوانا شده، اما روی سنگی کوچک بالای مزار این عبارت حک شده است: «حاج میرزا ابوالقاسم قائم مقام فراهانی که در تاریخ 1251 قمری به دستور محمدشاه قاجار به شهادت رسید.»

به روایت تاریخ، ناصرالدین شاه هم اینجا مدفون است ولی هیچ نشانی از او نمی‌یابید.

اما در همان رواق و بالای پله‌ها اگر سنگ فرش مرمرین را با کمی کنجکاوی نگاه کنی، اسم‌های آشنایی را می‌بینی؛ حکیم قاآنی، بدیع‌الزمان فروزانفر، علامه عارف قزوینی، عباس اقبال‌آشتیانی و عبدالعظیم قریب جمعی از استادان علم و ادب این کشور هستند که حالا تنها نامی سبزرنگ روی سنگ‌ها شده‌اند.

در کنارشان که می‌نشینی، فکر می‌کنی چه مدت زمان لازم است تا این نام‌ها پاک شود و با خود می‌گویی از سنگ‌ها شاید اما از ذهن و فکر این ملت، هرگز.

یکی از خدام حرم می‌گفت هم سطح کردن قبرها و سنگ فرش کردن صحن بعد از بازسازی طی چند سال گذشته انجام شده است.

و تو می‌ترسی نکند در بازسازی بعدی، دیگر هیچ نشانی از این بزرگان باقی نماند چون به نظر می‌رسد از دیدگاه متولیان این امر، ساماندهی و بازسازی یعنی سنت‌زدایی از فضای مصفای گذشته و نام‌ها را زیر سنگ فرش مرمری و سیمان پنهان کردن، به طوری که یادگاری از گذشته باقی نماند.

اکرم بیگی


نظر خوانندگان:
لطفاً نظرات را فارسی وارد کنید
نام:    پست الکترونیک: