روزنامه جام جم
صفحه اصلی روزنامه درباره ما ارتباط با ما پیوندها راهنمای سایت بورسبورس آب و هواآب و هوا انتشاراتانتشارات اشتراکاشتراک آرشیو روزنامهآرشیو روزنامه
جمعه 30 فروردين 1398 / 13 شعبان 1440 / a 19 Apr 2019
صفحه اول روزنامه
سياسي
راديو و تلويزيون
اقتصاد
فرهنگي
جامعه
ورزش
دانش
جهان
حوادث
ايران زمين
گفتگو
سلامت
انديشه
صفحه آخر
جستجوی پیشرفته
ضمائم
ویژه نامه ها
قاب کوچک
نسخه چاپی فرستادن با پست الکترونیک
شنبه 26 شهريور 1390 - ساعت 19:00
شماره خبر: 100854390775
گفت‌وگو با رشيد کاکاوند
اين روزها حال ترانه خوب نيست
رشید کاکاوند متولد سال1346 در نیشابور، عضو هیات علمی دانشگاه و خالق آثار چاپی در حوزه فرهنگ و هنر است. اسلام و مکتب‌های ادبی، شعورقلم درباره تاریخ بیهقی و سروده‌هایش از آثار منتشر شده اوست.
فعالیت‌های مستمر او درمقام مجری ـ کارشناس در حوزه هنر و ادب سال‌هاست وی را به چهره‌ای نام آشنا بدل کرده است. با توجه به اثر‌گذاری عمیق قالب ترانه به عنوان یکی از اشکال هنر شعر و موسیقی با او به گفت‌وگو نشستیم.

به طور کلی جایگاه ترانه سرایی را در کارهای تلویزیونی چگونه می‌بینید؟

ترانه در کار‌های تلویزیونی، طی سال‌های اخیر انگار یک فرصت است برای فیلمساز، برنامه‌ساز، ترانه‌خوان، شبکه‌ها، تهیه‌کننده‌ها و .... ترانه در تیتراژ آغازین و پایانی مجموعه‌ها از نظر ایجاد لذت، اعتبار، شهرت و فرصت، انگار با مجموعه و آدم‌هایش بده‌بستانی تعریف نشده دارد. گاهی مجموعه با یک صدای محبوب و مشهور به احترام و اعتبار می‌رسد و گاهی یک صدای ناشنیده غریب با خواندن یک تیتراژ در حد ستاره پرفروغ موسیقی، محبوب و مطرح می‌شود. بعضی وقت‌ها هم صدایی بی‌مجوز و ممنوع با خواندن تیتراژ رواج قانونی می‌یابد. یک شکل دیگر کار هم این است که خواننده سرشناس نه برای اهدای اعتبار به یک برنامه، شاید برای عقب نماندن از قافله یا اثبات توانایی‌ها یا تجدید موفقیت‌ها یا حتی این‌که خودش را دوباره عزیز کند و... می‌آید و تیتراژی را می‌خواند. اما این وسط ترانه‌سراها سرنوشت غم‌انگیزی دارند. نه احساسشان مال خودشان است و نه اندیشه‌ای که بیان می‌کنند. در حد یک بازیگر، نقشی عاریه‌ای می‌پذیرند و تواناترین‌هایشان البته نقش خود را خوب بازی می‌کنند. این که ترانه چقدر با موسیقی، روایت و تصاویر مجموعه تطبیق دارد در بیشتر نمونه‌ها در حد اکتفا کردن به یک پیام فکری و اخلاقی یا در بعضی نمونه‌ها به اندازه به کار بردن عنوان مجموعه یا واژه‌ای مرتبط باقی مانده است. البته قصد بدبینی ندارم.گاهی نمونه‌هایی هم پیدا می‌شود که تطبیق نسبی در آن هست؛ اما با شنیدن بعضی تیتراژ‌ها حتی می‌شود گفت حال و هوای کلی موسیقی و ترانه با آنچه در مجموعه اتفاق می‌افتد هیچ نسبتی ندارد. مثلا یک کلام جدی، اجتماعی، عرفانی یا عقیدتی با اجرای جدی بعد از یک سریال طنز، آدم را به فکر فرو می‌برد.

می‌توانید مثال بزنید؟

ترانه نسبتا سیاه، رمانتیک و خیلی جدی «نرو» با صدای رضا صادقی بعد از سریال طنز مهران غفوریان که گویا فقط بهانه‌ای بود تا صدای رضا صادقی شنیده شود یا تیتراژ پایانی سریال طنز «نون و ریحون» با صدای احسان فدایی یا در همین روز‌های گذشته «سه‌دونگ سه‌دونگ» که فریدون آسرایی خوانده بود و فقط تعبیر سه‌دونگ در متن ترانه می‌توانست یک‌جوری مربوط باشد. اجرای ترانه بسیار زیبایی «ز من نگارم» بعد از شب‌های برره و بعد هم «امشب شب مهتابه» در تیتراژ قهوه تلخ که غیر از تداعی تاریخی ترانه علی‌اکبر شیدا در دوره قاجار و شباهت فضای مجموعه ـ اگر چه قبل از قاجاریه را روایت می‌کند ـ به بی‌سروسامانی دوره قاجار، دلیل دیگری نمی‌تواند داشته باشد. جالب آن که این نمونه‌ها به تنهایی آثار شنیدنی و جالبی هستند، اما به عنوان ترانه تیتراژ، نه.

شکل‌گیری ترانه‌هایی که استفاده می‌شود بر چه اساسی است؟ آیا بیشتر سفارش داده می‌شوند یا از ترانه‌هایی که قبلا خوانده و سروده شده است، استفاده می‌شود؟

همه جور دیده می‌شود. در پاسخ به سوال قبل به این نکته اشاره کردم. بسته به این است که ترانه به چه هدفی در کار گنجانده شده باشد. البته اصرار برنامه‌سازان به شکل طبیعی این است که ترانه و آهنگ آن قبلا شنیده نشده باشد. در ضمن باید گفت اگر قرار است ترانه از لحاظ کلام،زبان شعر،حال و هوا و فضاسازی مضمون، ملودی، سازبندی و نوع موسیقی با اثر تصویری یا برنامه تلویزیونی تناسب و تطبیق داشته باشد، بهتر است خاص آن اثر ساخت و پرداخت شده باشد.

از نظر شما یک ترانه خوب چه ویژگی‌هایی باید داشته باشد؟

خودش را با شعر اشتباه نگیرد. در ترانه 2 عامل مهم است که آن را از خلوت شاعرانه، شخصی و خاص شاعر ممتاز می‌کند. اول، موسیقی. یک ملودی با همه شاخصه‌هایی که کلام برای موسیقی باید داشته باشد، آوا‌های کلام، عبارت‌بندی‌های منطبق بر جمله‌های موسیقی، توجه به ظرفیت‌های قابل توجهی که واج‌ها و مصوت‌های بلند دارند، نحو و ساختار دستوری که در بستر موسیقی رسایی و سلامت خودش را از دست ندهد.

دوم، مخاطب. در ترانه موضوع مهم برقراری سریع ارتباط با مخاطب است. در ترانه اگر لایه پنهان معنایی یا عنصر زیبایی‌شناسی ویژه‌ای هست پشت مفاهیم و زبان ساده قرار می‌گیرد که بعد با تکرار دریافت می‌شود. ولی با یک بار شنیدن معانی، روابط، جذابیت‌های موسیقایی و نیز تخیل کلام باید منتقل شود. پس در یک کلام یک ترانه خوب، هم چفت موسیقی مناسبش می‌شود و هم ارتباط سالم و موثری با مخاطب برقرار می‌کند. اندیشه، عاطفه، تخیل و بقیه عناصر شعری در حد متعادل و متناسب در یک ترانه خوب وجود دارند. هر موسیقی،ترانه خودش را می‌طلبد و این ترانه، خود را با ریتم و ملودی تطبیق می‌دهد.

ترانه‌های ما از نظر محتوایی و مفهومی در چه سطح و جایگاهی هستند؟

از بی‌نهایت زیر صفر مثلا در کلام بعضی ترانه‌های عوام‌پسند، چه از نظر لفظی و چه از نظر محتوایی (عرف، اخلاق و زیبایی) تا نمره بالای مثبت مثل خیلی از آثاری که اندیشه پخته و زیبایی ظریفی دارند، جدی و تاثیر گذارند و وقتی می‌گویم جدی، منظورم عبوس نیست. بعضی کار‌ها را که می‌شنوم به خاطر ضعف فرم و زبان، سستی قافیه‌ها، نارسایی‌ها و رویکرد‌های سخیف اندیشه و اخلاق، بدون تعارف احساس تحقیر می‌کنم. این اصلا به نوع موسیقی ربط ندارد. ممکن است این احساس در اثری به من دست دهد که با سازهای ایرانی نواخته شود یا موسیقی پاپ باشد یا رپ، راک و....

ساده‌بینی در کلام، بی‌سلیقگی در تنظیم و ناتوانی در اجرای خواننده ممکن است به وجود بیاید. در مقابل این، نمونه‌های غرورانگیزی حتی در موسیقی رپ و راک می‌شنوم چه برسد به موسیقی پاپ، کلاسیک و در نهایت موسیقی اصیل ایرانی.

یکی از عوامل تاثیرگذار ترانه‌ها کیفیت آهنگ‌هایی است که برای آنها ساخته می‌شوند. وضعیت آهنگسازی را چگونه ارزیابی می‌کنید؟

من معتقدم ترانه خوب عموما موسیقی خوب با خودش می‌آورد مگر آن که آهنگساز، ترانه را نفهمیده باشد یا وقتی ترانه‌سرا روی آهنگ کلام می‌