روزنامه جام جم
صفحه اصلی روزنامه درباره ما ارتباط با ما پیوندها راهنمای سایت بورسبورس آب و هواآب و هوا انتشاراتانتشارات اشتراکاشتراک آرشیو روزنامهآرشیو روزنامه
جمعه 31 شهريور 1396 / 01 محرم 1439 / a 22 Sep 2017
صفحه اول روزنامه
سياسي
راديو و تلويزيون
اقتصاد
فرهنگي
جامعه
ورزش
دانش
جهان
حوادث
ايران زمين
گفتگو
سلامت
انديشه
صفحه آخر
جستجوی پیشرفته
ضمائم
ویژه نامه ها
ويژه نامه مطبوعات
نسخه چاپی فرستادن با پست الکترونیک
يكشنبه 08 آبان 1390 - ساعت 19:31
شماره خبر: 100858108848
غرفه‌اي براي خاطرات خون و خاکستر
پرواز
اگر می‌خواستند عکس همه شهدای عرصه خبر و رسانه را به دیوارها بیاویزند، احتمالا همه دیوارهای نمایشگاه هم کم می‌آمد و دیوارها از عکس‌های کوچک و بزرگ ، عکس‌های سیاه و سفید و رنگی شهدای پیر و جوان شلوغ می‌شد.
به همین دلیل شاید آنها که غرفه شهدای خبر و رسانه را آراسته‌اند حالا فقط 112 نفر از شهدای این عرصه را انتخاب کرده‌اند؛ 112 نفر از میان خیل شهدای در خون خفته جنگ تحمیلی و دفاع مقدس یا ترور شده به دست منافقان، یا پر و بال سوخته در سی 130 که برای این آخری‌ها نمی‌شود صفت در خون خفته را به کار برد چه، خاکستر شده‌اند.
غرفه شهدای عرصه خبر و رسانه، ساده و کوچک است، با دیوارهای سپیدی که هیچکدام خالی نمانده‌اند و البته دو عروسک مومی که یکی دوربین دست گرفته است و مثلا از مردم فیلم می‌گیرد و آن دیگری ایستاده و به آنها که می‌آیند خیره شده است.
انتهای غرفه هم در مستطیلی به اندازه یک باغچه، کمی خاک رس آورده‌اند و چند لاشه خمپاره روی آن کاشته‌اند و پشت سرشان هم، سه ماکت از اجساد کفن پوشیده شهدای گمنام را روی جعبه‌ای چوبی گذاشته‌اند، اما مجموعه همین باغچه کوچک کنار محراب مصلی و اتاقک بی‌سقف با دیوارهای سپید پوشیده از عکس‌های شهدا، گرچه شاید حق مطلب را ادا نکرده باشد، گرچه تصویر خیلی‌ها را کم دارد، هنوز هم می‌تواند بازدیدکننده‌ها را برای چند لحظه متوقف کند و به تماشا وا دارد تا خاطراتی دور را از عزیزترین‌هایشان مرور کنند و آرام و بی‌صدا اشک‌هایشان را از گوشه چشم‌ها بگیرند.

«شهدا، شاهدی بر باطن و حقیقت عالم اند و هم آنانند که به دیگران حیات می‌بخشند.»

شهید آوینی

شهیدان تصویرگر زندگی عالم عرش روی فرش‌اند که شاهدان همیشه تاریخ‌اند و به‌ویژه آن‌که شهیدی خود روایتگر تاریخ نیز باشد.

شاهدان روایتگر تاریخ از ابتدای انقلاب تاکنون با حضور در صحنه‌های مختلف، انقلاب و آرمان‌هایش را به تصویر کشیده‌اند و نقش در نقش تاریخ زده‌اند.

شهیدان شاهد، نویسندگان، خبرنگاران، تصویربرداران و عکاسان راویان هماره تاریخ انقلاب‌اند که با اتکا به اعتقاد و ایمان باب شهادت را گشودند و به باغ جاویدان شهادت وارد شدند. در سراسر تاریخ انقلاب، دفاع مقدس و دوران پس از آن رسانه‌ها حضوری پرشور داشته‌اند و در این میان روایتگران حاضر، شور و شوق و حضور مردم را به تصویر کشیده‌اند.

تاریخ 8 سال دفاع مقدس سرشار است از این روایتگری‌های پرشور که راویان شهید، خبرنگاران، عکاسان و تصویربرداران در لحظه‌های حماسه و شور حضور داشتند و در گرماگرم مبارزه، صحنه‌های دفاع از میهن و آرمان‌های انقلاب را به تصویر کشیدند و برای همیشه در تاریخ ثبت کردند.

کم نیستند خبرنگاران و عکاسانی که در جبهه‌های جنگ لحظه به لحظه شورآفرینی‌ها، اشک‌ها و لبخندها، ایثارگری‌ها، مقاومت‌ها و پیروزی‌ها را ثبت و ضبط کردند؛ شهید غلامرضا رهبر خبرنگاری که غرق در خون شد تا مقاومت رزمندگان برای آیندگان باقی بماند.او نخستین خبرنگار صدا و سیما بود که با شجاعت و مردانه در جبهه‌ها حضور یافت و به روایت دفاع مقدس پرداخت. صدای «نصر من الله و فتح قریب» او هنوز در گوش تک تک ایرانیانی که او را در جبهه‌ها می‌دیدند در آب‌های نیلگون خلیج فارس و در جبهه‌های سومار و هویزه، طنین‌انداز است. صدا و تصویر غلامرضا رهبر فراموش شدنی نیست.

تاریخ از حافظه خود نخواهد توانست عکاس‌ها و تصویرهای شهید حاج داریوش گودرزی‌کیا، نخستین عکاس شهید جنگ را بزداید. او با دوربین خود به ثبت لحظه‌ها و رویدادهای انقلاب و دفاع مقدس پرداخت و با حضوری مستمر در جبهه‌ها لحظه‌های ناب و عشق راستین عاشقان حسین (ع) را ثبت کرد.

شهید عبدالرسول مصطفایی، شهید محمد مالکی، شهید مسعود جان‌نثاری، شهید محمدرضا ژیان سید احمدی، شهید ابوالقاسم تیمورنژاد، شهید محمدایل بیگی و شهید علیرضا افشار خبرنگارانی بودند که در سال‌های دفاع مقدس و پس از آن صدا و تصویرشان بر ذهن همه ایرانیان حک شده است و آنان درس‌آموز ما خواهند بود که مانده‌ایم و بقیه تاریخ را به تصویر بکشیم یا ثبت و ضبط کنیم. شهید محمود صارمی برای همیشه نامش در رسانه‌ها جاوید خواهد ماند که به نام مبارزات و مقاومت‌هایش با گروه جهل و تحجر طالبان در مزارشریف افغانستان جان به خداوند تسلیم کرد و تسلیم باورهای کور و غلط طالبان نشد.

روز خبرنگار به یاد او نقش بسته است و به عنوان شهید خبرگزاری جمهوری اسلامی اسطوره شد. شهید سیدمرتضی آوینی، سیدالشهدای اهل قلم، بزرگمردی که پرچم روایت فتح را در دشت عباس، مجنون، هورالعظیم و خلیج فارس و در ده‌ها سرزمین مقدس نبرد عاشقانه به دوش کشید و شهادت را به جان خرید. شهید آوینی روایتگری بی‌نقص بود که گفت: ما به جستجوی شهدا به قبرستان‌ها می‌رویم غافل از آن که شهدا در میان ما همواره نظاره‌گر ما هستند!

عروجشان چه زیبا بود! آن هنگام که از میان خاکریزها و سنگرها خبرها و دستنوشته‌هایشان خون‌آلود پیدا می‌شد، اما چه بغضی سنگین بر تحریریه روزنامه کیهان، اطلاعات، جمهوری اسلامی و نشریات دیگر بر گلوی همکاران می‌نشست که کجاست حسن باقری، عباس محمدی، یوسف دقت، اکبر بانوئیان، ناصر دادرس، مهدی میرافضلی، سپهدار ساجدی، مرتضی چمن، سالار بختیاری، ایرج یزدان‌پناه، محمدرضا امانی، رضا نوروزیان، رضا طاهرخانی و ده‌ها شهید دیگر که مرگشان خودآگاهی و خداباوری بود و آگاهی‌بخش جامعه!

چه زیبا بود! پرواز بی‌انتهای روایتگران عشق و شور که می‌خواستند راوی شجاعت و شعور و شور مردانی باشند که غرق در عشق به آبی‌ترین آب‌های دنیا یعنی خلیج همیشه فارس بودند. اما پروازشان چه کوتاه بود! کوتاه بود و سوزناک! صادق نیلی صندلی روبه‌روی مادرش می‌گذارد و از او می‌خواهد سیر او را نگاه کند ،چرا که او می‌داند پروازش ابدی است و بازگشتی به خانه نخواهد داشت!

علیرضا برادران، عکاس متعهدی که دوقلوهایش باور نکردند پدر دیگر دوربینش را به خانه نخواهد آورد.

صبا، غزل و شروین چشم انتظار پدرانشان محمد، ابراهیم و محمد ماندند اما عروج بی‌نظیر به بالا به عرب احمدی، بقایی و شادروح اجازه بازگشت به زمین نداد. اینان به راستی چگونه از جان عبور کردند تا ما بمانیم! چگونه ایثار کردند تا انقلاب استوار بماند!

براستی جز عشق و اعتقاد چه می‌تواند آنان را به وادی شهادت بکشاند!

شهدای رسانه، پیام‌رسانان راستین‌اند که با خون و قلم خود حقیقت را به تصویر کشیدند.

در این سال‌ها رسانه‌ها داغدار کسانی بودند که از بهترین‌ها گلچین شدند!

به روایت ماندگان، قرار بود به جای هر یک از این شهیدان رسانه (هواپیمای سی 130)‌
کس دیگری برود، اما دعوت به نام رفتگان زده شده بود و آنان از سمت دست نخورده‌ترین قسمت آسمان فراخوانده شده بودند!

هرگز یاد کبوتران خونین بال شهدای رسانه در لابه‌لای خطوط و کلمات و صفحات روزنامه‌ها به فراموشی نخواهد رفت.

چه روزهای سخت و پرحادثه‌ای بود! اسم هر کس را که می‌شنیدی اشک، بغض و آه تو را امان نمی‌داد!

خبرنگارانی که خود خبر شدند! واژه سلام و خداحافظ آنان در قاب تلویزیون، در لنز دوربین‌ها و در میان خطوط و کلمات به یادگار ماند تا ما نیز دریابیم رفتن با عزت و انتخاب راه پرفضیلت شهادت را می‌توان همواره ادامه داد!

ما هستیم و خبر هنوز هست...

شهید هست و رسانه هنوز هست...

شهید! تو هستی و مردم هنوز منتظر شنیدن یک خبرند...

ما مانده‌ایم و کوله‌باری از احساس مسوولیت!

ما هستیم و راه شهیدان در پیش!

حقیقت این است نه غلامرضا رهبر اولین شهید رسانه بود و نه شهدای هواپیمای سی 130 آخرینشان...

راه شهیدان ادامه داشته که بدینجا رسیده است...!

زیبا اسماعیلی


نظر خوانندگان:
لطفاً نظرات را فارسی وارد کنید
نام:    پست الکترونیک: