روزنامه جام جم
صفحه اصلی روزنامه درباره ما ارتباط با ما پیوندها راهنمای سایت بورسبورس آب و هواآب و هوا انتشاراتانتشارات اشتراکاشتراک آرشیو روزنامهآرشیو روزنامه
جمعه 31 شهريور 1396 / 01 محرم 1439 / a 22 Sep 2017
صفحه اول روزنامه
سياسي
راديو و تلويزيون
اقتصاد
فرهنگي
جامعه
ورزش
دانش
جهان
حوادث
ايران زمين
گفتگو
سلامت
انديشه
صفحه آخر
جستجوی پیشرفته
ضمائم
ویژه نامه ها
ويژه نامه مطبوعات
نسخه چاپی فرستادن با پست الکترونیک
يكشنبه 08 آبان 1390 - ساعت 19:31
شماره خبر: 100858109159
گزارشي از حال و هواي هجدهمين نمايشگاه مطبوعات
گپ و گفت مطبوعاتي با طعم نسکافه
امیرکبیر از پشت دیوار کاهگلی به مردم چشم دوخته، آن عقب‌تر رضاشاه استعفا داده، جنگ جهانی دوم روی آن تخته شاسی هنوز در جریان است، عهدنامه گلستان و ترکمان‌چای امضا شده، کاریکاتورهای روی دیوار زهرخندی می‌زنند که «دنیا را آب برده و رجال ما را خواب» ولی فرماندهان اشغالگر دست از سر ایران برنمی‌دارند آنها حالا به قلب تهران رسیده‌اند، وقتی مشیرالدوله از ماموریت شانه خالی کرد میرزا آقاسی، میرزا تقی‌خان را به جایش به ارزنه‌الروم فرستاد، ولی امیر هنوز هم نگران است...

غرفه تاریخ مطبوعات ایران بوی تاریخ می‌دهد، بوی خون، بوی باروت، بوی خاک برآمده از سم اسب‌ها و چکمه‌های روس‌ها و انگلیس‌ها. وسط در وسط سالن برپایی هجدهمین نمایشگاه مطبوعات در مصلای تهران در کنار 100 نشریه متعلق به دوره قاجار که امسال از خزانه مطبوعات موسسه فرهنگی موزه‌های بنیاد بیرون آمده‌اند. بوی تاریخ مطبوعات ایران آنقدر غلیظ هست که به مشام 600 رسانه داخلی و 50 رسانه خارجی حاضر در نمایشگاه هم برسد، حتی به مشام مردمی که به پاتوق مطبوعات می‌آیند. و دست‌هایشان را روی میزهای شیشه‌ای گرد درون آن تکیه می‌دهند و چای و نسکافه می‌نوشند و با هم گپ می‌زنند. «پاتوق رسانه» محل خستگی در کردن است همان چهار محلی که با رنگ‌های سفید و قرمز دیوارک‌های اطرافش به‌ویژه با سه مجسمه کاغذی مردانی که در حال پرواز دادن کبوترهایی از جنس روزنامه‌شان هستند، متمایز شده‌اند.

استقبال از پاتوق‌های رسانه خوب است. اینجا حتی اگر صندلی برای نشستن کم باشد و مجبور شوی ایستاده بنوشی و حرف بزنی باز هم از این که می‌توانی ته‌مانده‌های دلت درباره مطبوعات را بیرون بریزی خوشحالی؛ پاتوق رسانه بو و طعم گپ‌های حرفه‌ای می‌دهد.

در نمایشگاه هجدهم، نشسته روی زمین و درازکش روی موکت‌های قرمزرنگ کف سالن هم می‌شود حرف‌های مانده در دل را بیرون ریخت، مثل دختران دانش‌آموزی که بی‌توجه به اطراف و بی‌اعتنا به سر و صدای غرفه کودک و نوجوان حرف‌های دلشان را روی بلندترین روزنامه‌دیواری ایران می‌نویسند و نقاشی می‌کنند.

دانش‌آموزان از این که خودشان یک روزنامه دیواری دارند خیلی خوشحالند، اما بعضی از بازدیدکنندگان پهن شدن این روزنامه در راهروی اصلی نمایشگاه را مانع رفت و آمد می‌دانند، چون به باور آنها نمی‌شود از روی حرف‌های دل دیگران پرید و گِل‌های کف کفش را روی نوشته‌هایشان انداخت؛ اما همه هم این طور فکر نمی‌کنند مخصوصا مردی با کت و شلوار طوسی رنگ که عصر روز چهارشنبه قدم‌زنان از روی روزنامه‌دیواری راه رفت و با کفش‌های گِلی خیسش رد عاج‌ها را روی دلنوشته‌های بچه‌ها انداخت.

نمایشگاه هجدهم به باور بازدیدکنندگان ، از یک ویژگی منحصر به فرد برخوردار است و آن احترام به مخاطب و حفظ شأن و شخصیت اوست

بعضی‌ها می‌گویند نمایشگاه هجدهم با سال قبل فرقی نکرده؛ اما خیلی‌ها می‌گویند بهتر شدن این دوره نسبت به دوره‌های قبل کاملا محسوس است. اینها به حضور صندوق اعتباری حمایت از نویسندگان و روزنامه‌نگاران برای نخستین بار در نمایشگاه اشاره می‌کنند و به رونمایی از سایت مسجد بلاگ و حضور 15 ناشر فعال در حوزه علوم ارتباطات و اضافه شدن فضای غرفه نشریایی که سال قبل 12 متر زمین در اختیارشان بوده و امسال به 50 متر رسیده، تاکید می‌کنند و رونمایی از میثاق‌نامه روزنامه‌نگاری در نمایشگاه هجدهم را به عنوان علت‌العلل دیدگاه مثبت‌شان بیان می‌کنند؛ اما نمایشگاه مطبوعات، مانند هر کار فرهنگی دیگر منصفانه معجونی از ضعف‌ها و قوت‌هاست و این خیلی خوب است که امسال به باور همگان قوت‌هایش بیشتر است. امسال مطبوعاتی‌ها و رسانه‌ای‌ها در مصلای تهران کارها و حرف‌های متفاوت زیادی با خود آورده‌اند؛ چه آنهایی که در غرفه‌شان تصویر استیو جابز با سیب گاز زده را گذاشته‌اند و این‌گونه با او خداحافظی کرده‌اند و چه آنهایی که در غرفه‌شان تابلویی بزرگ نصب کرده‌اند و روی آن از ورع سیاسی حرف زده‌اند؛ ورع یعنی پرهیز از گناه آن هم در مسائل شرعی، اما اینها باور کرده‌اند که ورع مطبوعاتی مرز میان خودسانسوری و بی‌بندو باری خبری است. در این میان بعضی‌ها هم عقایدشان را خیلی واضح بیان کرده‌اند و بدون این‌که بنر یا پلاکاردی نصب کنند و افکارشان را جار بزنند، پرچم اسرائیل و آمریکا را روی زمین انداخته‌اند تا بازدیدکنندگان غرفه‌شان آنها را لگدمال کنند.

اما دور از فضای غرفه‌ها، در حیاط روبه‌روی شبستان زندگی مردم به سبک قرن 21 و به شیوه تهران امروز در جریان است. آفتاب که غروب می‌کند و دانه‌های باران درشت‌تر می‌شود، آدم‌های بیشتری برای بازدید به نمایشگاه می‌آیند. آنها در حالی که گوش به نوای نوازندگان موسیقی تعزیه می‌دهند و با عروسک‌های سه چهار متری که با لباس سنتی زنانه و مردانه برای سرگرم کردن بچه‌ها در غرفه کودک و نوجوان ساخته شده‌اند، عکس یادگاری می‌اندازند، در صف دریافت بن خرید و اشتراک مطبوعات هم می‌ایستند. در نمایشگاه هجدهم سهم هر یک از مردم از این بن‌ها 10 هزار تومان است که البته اگر کارت ملی و یک 2000 تومانی بدهند، بن می‌گیرند، بن‌های 20 هزار تومانی هم برای دانشجویان و طلاب و خبرنگاران کنار گذاشته شده، به شرط آن‌که کارت ملی و کارتی که هویت شغلی‌شان را نشان دهد، ارائه دهند، هرچند سهم روزنامه ها و هیات علمی‌ها از همه بیشتر است، اما این اتفاق بزرگ نمایشگاه هجدهم از نظر مردم است.

نمایشگاه هجدهم به باور بازدیدکنندگان از یک ویژگی منحصر به فرد برخوردار است و آن احترام به مخاطب و حفظ شأن و شخصیت اوست. اگر وقت کردید، سری به آنجا بزنید، هنوز دو قدم مانده تا انتها.

مریم خباز


نظر خوانندگان:
لطفاً نظرات را فارسی وارد کنید
نام:    پست الکترونیک: