روزنامه جام جم
صفحه اصلی روزنامه درباره ما ارتباط با ما پیوندها راهنمای سایت بورسبورس آب و هواآب و هوا انتشاراتانتشارات اشتراکاشتراک آرشیو روزنامهآرشیو روزنامه
جمعه 31 شهريور 1396 / 01 محرم 1439 / a 22 Sep 2017
صفحه اول روزنامه
سياسي
راديو و تلويزيون
اقتصاد
فرهنگي
جامعه
ورزش
دانش
جهان
حوادث
ايران زمين
گفتگو
سلامت
انديشه
صفحه آخر
جستجوی پیشرفته
ضمائم
ویژه نامه ها
ويژه نامه مطبوعات
نسخه چاپی فرستادن با پست الکترونیک
يكشنبه 08 آبان 1390 - ساعت 19:52
شماره خبر: 100858113265
گفت‌وگو با دکتر اميدعلي‌ مسعودي، روزنامه‌نگار و استاد دانشگاه
ضرورت تدوين منشور اخلاقي براي مطبوعات
دکتر امیدعلی ‌مسعودی که بیش از 2 دهه به فعالیت‌های مطبوعاتی در کشور پرداخته و در حال حاضر استاد دانشگاه‌ است، گزینه مناسبی برای گفت‌وگو درخصوص اخلاق در مطبوعات محسوب می‌شود. دکتر مسعودی از سال 58 رسما وارد مطبوعات شده و 10 سال در روزنامه‌هایی مانند کیهان و ابرار به روزنامه‌نگاری مشغول بوده است. 15 سال صاحب امتیازی و مدیر مسوولی هفته‌نامه «دوستان» را برعهده داشته و اکنون هم در هیات تحریریه 2 نشریه علمی ـ‌ دانشگاهی مشغول است. با این حال در همین سال‌ها تحصیلاتش را تا دکترای علوم ارتباطات ارتقا داده و از مباحثی که در مورد آن در مقالات و کتاب‌هایش نوشته، اخلاق مطبوعاتی است. او از فضای اخلاقی فعلی مطبوعات چندان راضی نیست و راهکارهایی برای بهبود این وضع نیز ارائه می‌دهد. گفت وگوی ما با او علاوه بر ضرورت‌های رعایت اخلاق در مطبوعات به اصول حرفه‌ای این شغل و چگونگی رعایت اصول اخلاقی در کنار اصول حرفه‌ای نیز پرداخته است.

اخلاق مطبوعاتی یعنی چه؟

وقتی درخصوص اخلاق صحبت می‌کنیم در واقع وارد حوزه وسیعی می‌شویم مثلا در فلسفه اخلاق یعنی در جهان هستی از نگاه فلسفی بررسی می‌کنیم که یک رفتار چقدر در حیطه اخلاق درست است، اما می‌توان خارج از نگاه فلسفی و در نگاه وحیانی یا مادیگرایانه نیز اخلاق را به عنوان خلق و خو مورد بررسی قرار داد. در واقع هر فردی هر کاری را که انجام می‌دهد، با توجه به تعریف فرهنگی و اجتماعی یا تعریفی که خودش به دست آورده است، می‌تواند بررسی کند که رفتار سرزده از او اخلاقی است یا خیر.

بنابراین این خلق و خوست که در کار هر فردی در هر حرفه‌ای نشان می‌دهد که آن شخص کارش را درست انجام داده است یا خیر. در واقع اخلاق بر مبنای خوب و بد تعریف می‌شود.

آقای دکتر اخلاق، نسبی است یا مطلق؟

در اسلام اخلاق مطلق است و من به عنوان یک مسلمان معتقدم که اخلاق مطلق است.

یعنی نمی‌توان گفت اخلاق در برخی حوزه‌ها نسبی است؟

خب وقتی شما معتقد باشید اخلاق در برخی از حوزه‌ها نسبی است در واقع باز هم مطلق فکر می‌کنید، چرا که مطلقا معتقدید اخلاق در برخی حوزه‌ها نسبی است، پس باز مطلق فکر می‌کنید.

خب چطور از این بحث می‌توانیم به اخلاق در مطبوعات برسیم؟

ببینید مطبوعات تشکیل شده از مطالبی نظیر خبر، گزارش، مصاحبه و مطالبی از این دست، اگر خبر را در نظر بگیریم، درخصوص انتشار اخبار، شاخص‌هایی وجود دارد به عنوان ارزش‌های خبری، در واقع این ارزش‌های خبری هستند که به شما کمک می‌کند در میان انبوه خبرها، باتوجه به ظرفیت صفحات روزنامه، خبرهایی را انتخاب و منتشر کنید، حالا به این مساله می‌رسیم که در این انتخاب اخبار تا چه حد اخلاق را در نظر می‌گیرید؟ در واقع تا چه حد تعهدات اخلاقی در انتخاب و نشر اخبار مورد توجه قرار می‌گیرد.

خب اگر اخلاق را در مطبوعات نیز مطلق در نظر بگیریم و بگوییم که تعهدات اخلاقی ما نسبت به مردم در درج خبرها باید به شکل مطلق مدنظر گرفته شود، پس همه مطبوعات کشور باید با یک تیتر و خبرهای مشابه هم منتشر شود، این طور نیست؟

اشتباه شما در همین‌جاست که اخلاق را با اصول حرفه‌ای یکسان فرض کرده‌اید.

تفاوت اخلاق و رعایت اصول حرفه‌ای در چیست؟

با یک مثال برایتان توضیح می‌دهم، فرض کنید فردی را به عنوان متهم دستگیر کرده‌اند، یعنی این فرد به عنوان متهم یک پرونده قتل دستگیر می‌شود، اما شما می‌بینید که مطبوعات ما تصویر این فرد را به عنوان قاتل پرونده منتشر می‌کنند. در حالی که بعدها همین فرد در این پرونده تبرئه می‌شود، حالا تصور کنید آسیبی که به این فرد می‌رسد چقدر زیاد است. اینجاست که ما وارد مرزهای اخلاقی می‌شویم.

یعنی به این تعریف می‌رسیم که در اخلاق مطبوعاتی نویسندگان باید شأن و آبروی افراد را در نظر بگیرند؟

بله، اما این فقط یک بخش از بحث اخلاق مطبوعاتی است. گذشته از بحث توجه به شأن افراد حتی در سطح بالاتر نیز باید این مساله مورد توجه قرار گیرد. مثلا مطبوعات اجازه ندارند حقوق و شأن اقلیت‌ها، اقوام و قومیت‌ها را زیر پا بگذارند. البته همه این موارد در قانون مطبوعات وجود دارد، اما همه مباحث در قانون دیده نشده است، مواردی از اخلاق وجود دارد که در قانون وجود ندارد، مثلا نحوه نشستن افراد در حضور سالمندان و بزرگان یک خانواده در هیچ جای قانون نوشته نشده است، اما برای خودش و براساس اخلاق تعریف مشخصی دارد.

در مطبوعات هم همین‌طور است، یعنی مسائلی در مطبوعات باید از نظر اخلاقی مورد توجه قرار گیرد که لزوما در قانون اشاره‌ای به آن نشده است.

با این تفاسیر و البته در نظر گرفتن مطلق بودن اخلاق، آنچه که در مطبوعات کشور مورد توجه و نشر قرار می‌گیرد، چقدر اخلاقی است؟

کم، مثلا من وقتی صفحه حوادث را مدنظر قرار می‌دهم، می‌بینم اخبار زیادی درخصوص قتل‌های خانوادگی، سوءظن، فرزند‌آزاری و اخباری از این دست مورد توجه قرار می‌گیرد.

ممکن است تعداد این اخبار خیلی زیاد نباشد، اما به هر حال توجه کنید در ادبیات و فرهنگ ما داستان رستم و سهراب و این که پدری فرزندش را بکشد، اوج تراژدی یک داستان محسوب می‌شود، در حالی که در مطبوعات به راحتی درخصوص فرزندکشی، پدرکشی و قتل‌های خانوادگی نوشته می‌شود.

اما مسائلی که اشاره کردید واقعا اتفاق افتاده که مطبوعات خبرهایش را منتشر کرده‌اند، یعنی از نظر شما نشر اخبار قتل‌های خانوادگی غیراخلاقی است؟

منظورم این است که در صورت نشر این اخبار، وارد جزئیات نشویم، ببینید شاید این جزئیات برای یک فرد دانشگاهی یا فرهنگی بدآموزی نداشته باشد، اما پرداختن به برخی از جزئیات می‌تواند به یک نوجوان 15 یا 16 ساله، آسیب بزند. بررسی جزئیات این‌گونه حوادث می‌تواند بر روان جمعی افراد جامعه تاثیر منفی بگذارد.

روزنامه‌نگاران باید همان‌طور که ارزش‌های خبری را در نظر می‌گیرند تا نیازهای خبری جامعه را برطرف کنند، معیارهای اخلاقی جامعه را نیز خوب بشناسند و براساس آن دست به نشر اخبار و اطلاعات بزنند

برخی معتقدند پرداخت جزئیات این حوادث می‌تواند در بروز جرم تاثیر داشته باشد، نگاه من این نیست، بلکه من معتقدم پرداختن به برخی از جزئیات می‌تواند تهدیدی برای جامعه باشد و کاری اخلاقی نیست.

در واقع روزنامه‌نگاران باید همان‌طور که ارزش‌های خبری را در نظر می‌گیرند تا نیازهای خبری جامعه را برطرف کنند، باید در این میان معیارهای اخلاقی جامعه را نیز خوب بشناسند و براساس معیارهای اخلاقی جامعه دست به نشر اخبار و اطلاعات بزنند.

البته این بحث خیلی پیچیده است، ببینید آقای دکتر مثلا درخصوص کنترل بیماری ایدز در کشور. مطبوعات با نوشتن در مورد روش‌های پیشگیری از این بیماری دچار مشکل بودند. تا چند سال پیش به روش‌های جنسی انتقال ایدز اشاره مستقیم نمی‌شد، هرچند که حالا این مساله تقریبا حل شده اما چطور مطبوعات می‌توانستند هم به روش‌های پیشگیری جنسی ایدز اشاره نکنند و هم به مردم درخصوص این بیماری آگاهی دهند؟

خب اینجا به توانمندی خبرنگاران می‌رسیم، در واقع اینجا هنر این کار مطرح است که شما باید با قلم خود در عین حالی که عرف و فرهنگ جامعه را درنظر می‌گیرید در قالب لغات مناسب مفهوم را به مخاطب برسانید.

پس همه مسوولیت‌ها به گردن خود خبرنگاران است؟

بله، درواقع ما خبرنگاران باید با ادبیاتی بنویسیم که هم حرمت جامعه را نگه داریم و هم مفهوم موردنظر را برسانیم. براساس نظریه‌های علوم ارتباطات معنی نزد مخاطب است و این شما خبرنگاران هستید که در قالب نماد، نشانه، تیتر، لید و ... انتقال معنی را انجام می‌دهید.

برای رسیدن به اخلاق مطلوب در روزنامه‌نگاری، چه باید کرد؟

ما در کنار آموزش اصول حرفه‌ای خبرنگاری نیازمند تدوین یک منشور اخلاقی هستیم.

منشور اخلاقی چیست؟

منشور به ما می‌گوید خبرنگار نباید دروغ بگوید، ناگفته نماند که مسائل اخلاقی ما خارج از آموزه‌های دینی نیست. در اینجا کسی که مثلا زنا می‌کند یا تهمت می‌زند در عین حال که گناه بزرگی انجام می‌دهد اما دشمن خدا نیست اما دروغگو دشمن خداست. بنابر این در منشور اخلاقی باید عنوان شود که خبرنگار صحت، درستی و روشنی خبر را باید رعایت کند.

اگر بخشی از حقیقت عنوان نشود، چطور؟ این موضوع در منشور چطور باید دیده شود؟

ببینید لازم است حتی گاهی اخباری منتشر نشود، در واقع اخلاق حکم می‌کند که در برخی موارد حتی برخی از اخبار منتشر نشوند و این خلاف منشور اخلاقی محسوب نمی‌شود، مثلا وقتی انتشار خبری با منافع ملی کشور ما مغایرت دارد و می‌تواند تهدید کننده منافع ملی باشد، اخلاقی است که آن خبر منتشر نشود.

تفاوت منشور اخلاقی در مطبوعات با قوانین وضع‌شده درخصوص مطبوعات چیست؟

قانون و منشور از جهات مختلفی با هم متفاوت هستند، اهداف قانونی با اهداف اخلاقی متفاوت است، مثلا هدف از وضع قانون حفظ نظم است اما هدف اخلاق بیشتر ابعاد درونی و نفسی افراد را مدنظر دارد. قلمرو قانون و منشور اخلاقی هم تفاوت‌هایی دارند، قانون قلمرو مشخصی دارد اما اخلاق نه، مثلا نمی‌توان قلمرو اخلاقی حسادت را مشخص کرد، از طرفی قانون ضمانت اجرایی دارد که اخلاق از این ضمانت اجرایی برخوردار نیست.

لزوما کسی که دروغ می‌گوید و هر دروغی مجازات قانونی ندارد اما تکلیف کسی که قانون را با دروغ زیرپا گذاشته مشخص است و به شکل مشخصی مورد مجازات قرار می‌گیرد، در واقع قانون و منشور اخلاقی از نظر کیفری کاملا متفاوت هستند.

با این مقایسه وقتی در نوشتن خبری هم اصول و قانون را رعایت می‌کنی و هم منشور اخلاقی را مدنظر قرار می‌دهی، در واقع به هدف اصلی و حفظ هردوی این امور رسیده‌اید.

روش حفظ منشور اخلاقی در کار چیست؟

ببینید در اخبار حوادث مثلا هروقت خبرنگاری خبر اتهام فردی را می‌نویسد اگر خودش را جای همان فرد بگذارد، به نظرم مشکل حل می‌شود، چون مطمئن می‌شود هرگز نمی‌خواهد برای جرمی که هنوز اثبات نشده، معرفی شود. در واقع بهتر است گاهی خودمان را جای فردی که متهم است بگذاریم و ببینیم آیا حاضریم خبرنگاری بدون درنظر گرفتن آبروی ما و صرف یک اتهام، آبروی ما را بریزد یا خیر.

بیشتر مثال‌های شما به سرویس حوادث محدود شده است، لطفا به‌آفت‌هایی که در سایر سرویس‌ها مثلا سرویس سیاسی یا اقتصادی می‌تواند وجود داشته باشد، اشاره کنید.

در این حوزه‌ها نیز آفت‌هایی وجود دارد، متاسفانه برخی از خبرنگاران ما هنوز تفاوت هدیه و رشوه را نمی‌دانند. در واقع از نظر اصول حرفه‌ای در حوزه‌های خبری آفت‌هایی برای انتشار اخبار سفارشی وجود دارد که این مساله به فضای مطبوعات کشور ضربه‌های غیرقابل جبرانی وارد می‌کند، عکس این موضوع هم صادق است، یعنی در برخی از حوزه‌ها هم اخباری را کاری کنیم که بیشتر ضربه می‌زنیم. مثلا ممکن است در حالی به یک پروژه اقتصادی علمی انتقاد کنیم که در دراز مدت قرار است این پروژه خدمات خوبی به مردم ارائه کند اما به دلیل همان ضعف‌های موجود، تشخیص این موضوع وجود ندارد به اشتباه یک پروژه علمی را زیر سوال می‌بریم.

برای حل این ضعف‌های موجود اشاره شده، چه راهکارهایی ارائه می‌دهید؟

ببینید باید فضای مطبوعاتی را به روز کنیم، باید با دوره‌های کوتاه‌مدت آموزشی فضای مطبوعاتی را به دانش روز تجهیز کنیم تا ضعف‌های این‌چنینی حل شود و در واقع فضای مطبوعاتی کشور کاملا به سمت حرفه‌ای شدن پیش برود.

کمک کنیم تا خبرنگاران ‌شأن خود را در برخورد با منابع خبری در نظر بگیرند از آن طرف با رعایت اصول حرفه‌ای و اخلاق، شـأن منابع خبر نیز محترم شمرده شود. وقتی صحبت از آموزش است یعنی برای مثال یک خبرنگار اقتصادی باید تفاوت جهانی شدن و جهانی‌سازی را بداند، اگر در این مفاهیم دچاراشتباه شود، مطالب اشتباهی خواهد نوشت و بجای این که از جهانی شدن بنویسد از جهانی‌سازی که در واقع بها دادن به کارتل‌ها و شرکت‌های بزرگ اقتصادی بدون در نظر گرفتن منابع ملی است، خواهد نوشت که خطای بزرگی است.

با این وجود آیا اخلاق در روزنامه‌نگاری نیز مبحث قابل آموزشی است؟ یعنی می‌توان با آموزش، اخلاق حرفه‌ای را وارد مطبوعات کرد؟

بله، مباحث اخلاقی با صحبت و توصیه قابل اجرا نیست، بلکه باید در بحث اخلاق در مطبوعات فرهنگ‌سازی کنیم. اخلاق در مطبوعات باید به عنوان بخشی از جشنواره مطبوعات دیده شود و از خبرنگاران با اخلاق هر ساله تقدیر شود.

چرا در فضای مطبوعاتی کشور هنوز منشور اخلاقی تعریف شده‌ای نداریم؟

متاسفانه تشکل‌های صنفی مطبوعاتی هنوز به یک وحدت نرسیده‌اند، اگر همه تشکل‌های مطبوعاتی شامل، روزنامه‌نگاران آزاد، مسلمان، مستقل و همه تشکیلات موجود به یک وحدت و هماهنگی می‌رسیدند و با اضافه شدن سندیکای مدیران مسوول به این مجموعه، یک شورای واحد از اجماع این تشکلات ایجاد می‌شد و در نهایت با نظارت قوه قضاییه و وزارت ارشاد، شورای مطبوعات تاسیس می‌شد و خیلی از این کاستی‌ها حل می‌شد. علاوه بر این اگر کسی هم از مطبوعات شکایت داشت به جای قوه قضاییه به این شورا مراجعه می‌‌کرد.

در واقع شورای مطبوعات با تذکر و توصیه مشکلات را حل می‌کرد و نیازی به زندانی کردن یک روزنامه‌نگار نبود. در این صورت روزنامه‌نگاران با توصیه و تذکر و در نهایت جریمه مالی تنبیه می‌شدند. در واقع بهتر است خبرنگاران بر کار خودشان نظارت کنند. پس با تاسیس شورای مطبوعات و تجمیع همه گروه‌های مطبوعاتی هم می‌توان نظارت بهتری بر اصول حرفه‌ای مطبوعات داشت و هم می‌توان با تداوم فرهنگ‌سازی در اخلاق مطبوعاتی، مسیر رسیدن به مطبوعاتی با اخلاق را مشخص و تعیین کرد.

مستوره برادران‌نصیری


نظر خوانندگان:
لطفاً نظرات را فارسی وارد کنید
نام:    پست الکترونیک: