روزنامه جام جم
صفحه اصلی روزنامه درباره ما ارتباط با ما پیوندها راهنمای سایت بورسبورس آب و هواآب و هوا انتشاراتانتشارات اشتراکاشتراک آرشیو روزنامهآرشیو روزنامه
جمعه 30 تير 1396 / 26 شوال 1438 / a 21 Jul 2017
صفحه اول روزنامه
سياسي
راديو و تلويزيون
اقتصاد
فرهنگي
جامعه
ورزش
دانش
جهان
حوادث
ايران زمين
گفتگو
سلامت
انديشه
صفحه آخر
جستجوی پیشرفته
ضمائم
ویژه نامه ها
ويژه نامه انقلاب دوم
نسخه چاپی فرستادن با پست الکترونیک
چهارشنبه 11 آبان 1390 - ساعت 16:15
شماره خبر: 100858356594
فريدون صديقي از حال و هواي ايران در روزهاي تسخير سفارت آمريکا مي‌گويد
مثل ميدان التحرير
فریدون صدیقی روزنامه‌نگار باسابقه و مدرس روزنامه‌نگاری است. وی در زمان تسخیر لانه جاسوسی آمریکا توسط دانشجویان خط‌امامی، 30 ساله و عضو شورای سردبیری روزنامه کیهان بوده است، روایت او از حال و هوای جامعه و رسانه متبوعش در آن روزها خواندنی است؛

«انقلاب اخیر مصر و تماشای صحنه‌های میدان التحریر قاهره، افرادی که در عین داشتن عقاید و سلایق مختلف دور هم جمع شده بودند و با برپایی غرفه‌ها و برگزاری نشست‌ها، میتینگ‌ها و سخنرانی‌ها گرد یکدیگر جمع شده بودند، همه و همه مرا به 13 آبان 58 برد. حادثه تسخیر لانه جاسوسی آمریکا در آبان سال 58، توسط دانشجویان مسلمان و خط امامی، برای تمام دنیا یک رویداد غیرقابل پیش‌بینی و غیرمنتظره بود. رسانه‌ها نیز که به تبع، مستقیما ناقل و ناشر پدیده‌ای بودند که جهان را تکان داد، از این امر مستثنا نبودند. دقیقا لحظه‌ای که خبر به تحریریه کیهان رسید را به خاطر دارم، من و همکارانم مانند تمامی مردم از این اقدام مبهوت شده بودیم. هرچند که اتفاقات غیرمنتظره، اقتضای انقلاب و مردم انقلابی و جوانان پرشور و نشاط است ولی ابعاد این ماجرا به‌گونه‌ای بود که تقریبا با محاسبات و تصورات پیشین همگان ناسازگار بود، یعنی همه را تحت‌تاثیر خود قرار داده بود. اتفاقی که دولت موقت را آن‌گونه به سکوت واداشت و آنچنان با خود برد و کارش را به استعفا کشاند، مشخص است که روی جامعه هم تاثیری شگرف گذارده بود. باید گفت 13 آبان بازتابی پردامنه و چند وجهی داشت؛ رویدادی بسیار بزرگ با ابعادی جهانی در کشور به‌وقوع پیوسته بود و رسانه‌ها قویا در تلاش بودند تا تمام جنبه‌های آن را پوشش دهند و هیچ نقطه‌‌ای را تاریک نگذارند. طبعا کیهان هم از این قاعده مستثنا نبود، ما نیز سعی در پوشش همه‌جانبه این واقعه داشتیم تا شاید بتوانیم هجمه رسانه‌ای بیگانه را که به طرز سرسام‌آوری در پس این حادثه علیه کشور ما به وجود آمده بود، خنثی کنیم. اغلب رسانه‌ها و مطبوعات غربی با این رویداد برخوردی قهری داشتند و به تبلیغ علیه آن مشغول بودند. به غیر از عرب‌ها که در آن زمان روحیه‌ انقلابی داشتند و برخی کشورهای آفریقایی و آمریکای لاتین مانند کوبا و نیکاراگوئه، در سایر کشورها، چرخ‌های ماشین تبلیغات چندان به نفع ما نمی‌چرخید. اکثرا اقدام انقلابی دانشجویان خط امامی را تقبیح می‌کردند و می‌گفتند نباید سفارت، که در حکم خاک یک کشور است به تصرف درمی‌آمد. بی‌اغراق تا مدت‌ها بسیاری از رسانه‌های خارجی، از این ماجرا مبهوت بودند و ارزیابی درستی از آن نداشتند و نمی‌دانستند که عاقبت کار به کجا کشیده خواهد شد.

من در آن زمان 30 سال داشتم، به دلیل این‌که بخش قابل توجهی از نسل قبل روزنامه‌نگاران، در آن زمان با کیهان قطع همکاری کرده بودند، نسل ما که از سال 51 وارد روزنامه شده بودیم، مانند دکتر فرقانی و منصور رئیس‌احدی و... عضو شورای سردبیری روزنامه بودیم و به همین دلیل چندان حضوری میدانی نداشتم و معمولا جوان‌تر‌ها برای پوشش خبری این واقعه اعزام می‌شدند. البته چون روزنامه کیهان روزنامه عصر بود، چند باری فرصت دست داد تا من و برخی از دوستانم نیز در برخی از تظاهرات و گردهمایی‌ها شرکت کنیم. ضمن این‌که به علت زمان طولانی این رویداد که 444 روز شد، می‌توان گفت که دیگر کسی بری از پوشش این واقعه نبود و نمی‌توانست به این موضوع ورود پیدا نکند. جامعه حال و هوای خاصی داشت، همه در جوش و خروش بودند، دیوار سفارت رنگ‌آمیزی شد، میتینگ‌ها و سخنرانی دانشجویان خط امامی هر روز برگزار می‌شد و عموما بازتاب جهانی داشت، گزارشگران داخلی و خارجی به مخابره اخبار می‌پرداختند. دقیقا خاطرم هست که هر چه از 13 آبان می‌گذشت خیابان‌های منتهی به سفارت شلوغ‌تر می‌شد و تردد در آنها به سختی صورت می‌گرفت. روز به روز بر خیل جمعیت افزوده می‌شد و به تبع آن ملزومات پیرامونی هم شکل می‌گرفت، یعنی بتدریج چادرها و غرفه‌های مختلف برپا و در آنها سخنرانی‌ها و میتینگ‌های متعدد برگزار می‌شد. به‌طور کلی یک فضای هیجانی و ملتهب عجیب و غریب و سرشار از آمد و شد، برای خبرنگاران داخلی و خارجی ایجاد شده بود.

این رویداد واقعا تجلیگاه وحدت بود، گروه‌های سیاسی مختلف از هر گروه و جناحی ـ اعم از توده‌ای، چریک و... ـ فارغ از طرز فکر و سلایقشان دور هم جمع می‌شدند و زنجیره انسانی شکل می‌دادند. آن زمان هر کسی به خیابان طالقانی می‌آمد تنها برای ستایش از دانشجویانی می‌آمد که سفارت آمریکا را تسخیر کرده بودند.


نظر خوانندگان:
لطفاً نظرات را فارسی وارد کنید
نام:    پست الکترونیک: