روزنامه جام جم
صفحه اصلی روزنامه درباره ما ارتباط با ما پیوندها راهنمای سایت بورسبورس آب و هواآب و هوا انتشاراتانتشارات اشتراکاشتراک آرشیو روزنامهآرشیو روزنامه
دوشنبه 08 خرداد 1396 / 03 رمضان 1438 / a 29 May 2017
صفحه اول روزنامه
سياسي
راديو و تلويزيون
اقتصاد
فرهنگي
جامعه
ورزش
دانش
جهان
حوادث
ايران زمين
گفتگو
سلامت
انديشه
صفحه آخر
جستجوی پیشرفته
ضمائم
ویژه نامه ها
ويژه نامه انقلاب دوم
نسخه چاپی فرستادن با پست الکترونیک
چهارشنبه 11 آبان 1390 - ساعت 16:15
شماره خبر: 100858357364
چرايي تصرف سفارت آمريکا
28 مرداد اين بار تکرار نشد
پرده اول:


نیمه مرداد 1332 و درست چند روز قبل از انجام کودتای 28 مرداد، پایگاه نظامی انگلیس‌ها در نیکوزیای قبرس به مرکز هدایت یکی از مشهورترین کودتاهای قرن بیستم آمریکا و انگلستان علیه دولتی ملی در یکی از کشورهای جهان سوم تبدیل شده است.

روابط ایران و انگلستان که بعد از روی کار آمدن دولت مصدق رو به وخامت گذاشته بود، سرانجام در 30 مهر 1331 بصورت یک‌طرفه از جانب دولت ایران قطع گردید تا دیپلمات‌ها و 4500 کارشناس و نیروی نظامی انگلستان از ایران خارج شوند. البته این پایان کار نبود. از یک‌سو سفارت آمریکا در تهران نقش مرکزی مخالفت با دولت وقت ایران را عهده دار شد و از سوی دیگر هم دولت وقت انگلستان که از ملی شدن صنعت نفت در ایران دچار شکست شده بود و از آن بالاتر حقارت ناشی از قطع یک‌طرفه رابطه تهران ـ لندن را پذیرا شده بود، تصمیم به حذف دولت ملی مصدق و جایگزینی دولتی نزدیک به انگلستان گرفت.

دولت انگلستان برای تحقق کودتا به مرکزیتی در تهران نیاز داشت، اما چنین مرکزی با اقدام به موقع دولت وقت ایران و اخراج کارکنان انگلیسی از ایران تقریبا از بین رفته بود. با این وجود آمریکا که از فردای پس از جنگ جهانی دوم قدرت روز افزونی گرفته بود و برای خود ماموریت جهانی قائل بود، تمایل نشان می‌داد تا به نوعی جای انگلستان در ایران را پر کند. از همین رو سفارت آمریکا در تهران به سرعت وظایف سفارت انگلستان در تهران را متقبل شد و در عین حال مرکزیت فرماندهی مشترک آمریکا و انگلستان برای سرنگونی دولت مصدق در مقر نظامی انگلستان در نیکوزیای قبرس تشکیل شد.

کمتر از یکسال پس از این ماجرا و با همراهی کامل آمریکا و انگلستان، عملیات موسوم به اژاکس با هدایت مستقیم آمریکایی‌ها و پشتیبانی کامل انگلیسی‌ها در ایران اجرا شد و دولت ملی مصدق سرنگون شد.

با پیروزی آیزنهاور در انتخابات ریاست جمهوری آمریکا، جان فاستردالس وزیر امور خارجه و برادرش آلن دالس رئیس سازمان سیا شد و تغییرات عمده‌ای در سیاست خارجی آمریکا پدید آمد، کرمیت روزولت، رئیس اداره خاور نزدیک سازمان سیا به فرماندهی عملیات انتخاب شد و آمریکا و انگلیس ستاد مشترکی را در ایستگاه اطلاعاتی انگلیس، در نیکوزیا (قبرس) تشکیل دادند. ماموران 6 MI و سازمان CIA فعالانه مشغول تهیه طرح و مطالعه امکانات گردیدند.

روزشنبه 24 مرداد 1332، سرلشکر فضل‌الله زاهدی، فرمان نخست‌وزیری خود را که به امضای شاه رسیده بود، به برخی امرای ارتش که آماده همکاری بودند نشان داد و سرهنگ نصیری فرمانده گارد، فرمانده عملیات اجرایی کودتا شد.

اقدامات عملی کودتا به قطع برق و تلفن جنوب شهرشروع شده و در ادامه دکتر فاطمی وزیر امور خارجه، مهندس حق‌شناس وزیر راه و مهندس زیرک‌زاده را توقیف کردند‌، اما در بازداشت سرتیپ ریاحی رئیس ستاد ارتش ناکام ماندند‌، نصیری با چهار کامیون نظامی، دو جیپ و یک زره‌پوش به قصد اشغال خانه نخست‌وزیر حرکت کرد ولی محافظان خانه بلافاصله او را دستگیر کردند و به این ترتیب، توطئه کودتای نظامی که از نیمه شب آغاز شده بود، در ساعت 5 صبح بی‌اثر ماند.

با ناکام ماندن این کودتا، شاه از کشورخارج شد و به بغداد فرار کرد و تعداد زیادی از افسران کودتاچی هم بازداشت شدند. دکتر فاطمی پس از آزادی بلافاصله به سفرا و کارداران ایران اعلام کرد که شاه از سلطنت خلع شده است. این وقایع بروز واکنش‌ها و تحولاتی را درسطح کشورسبب شد، ازجمله عکس‌های شاه و ثریا از اداره‌ها جمع‌آوری گردید و مجسمه‌های شاه و پدرش در تهران و شهرستان‌ها پایین کشیده شد؛ لشکرگارد خلع سلاح گردید و تعدادی از مخالفان از جمله تعدادی از نمایندگان مجلس بازداشت شدند، همچنین دکتر فاطمی و حزب توده خواستار لغو نظام سلطنتی شدند. کودتا شکست خورد، اما تشنج فروکش نکرد و حادثه‌ای مهم در راه بود، زاهدی از مخفیگاه خود با خبرنگاران مصاحبه کرد و خود را نخست وزیر قانونی ایران نامید.

2 روز بعد یعنی 26 مرداد، هرج و مرج در سراسر تهران حکمفرما شد و مراکز توطئه نیز دوباره سازماندهی شدند، اما در عوض سران جبهه ملی سرمست از پیروزی خود، اقدامی برای بسیج مردم نکردند، البته شاید درست‌تر این باشد که بگوییم آنها دیگر قدرت بسیج مردم را نداشتند، زیرا با کناره‌گیری آیت‌الله کاشانی و تهمت‌هایی که به ایشان زده بودند، درعمل اکثریت جامعه متدینین از همکاری با نهضت ملی و ورود به سیاست دل‌زده شده بودند. حزب توده با ایجاد تظاهرات آشوبگرایانه و پخش شعارهای تند، بیشتر مردم را از خود دور می‌ساخت و به انگلستان و آمریکا فرصت می‌داد که مصدق و هواداران او را نیز توده‌ای بنامند.

طی 3 روز از 25 تا 28 مرداد تظاهرات خیابانی احزاب و گروه‌های مختلف کم و بیش برله مصدق ادامه داشت. بعدازظهر 27 مرداد 1332 که فرمانداری نظامی ختم تظاهرات را اعلام داشته بود، عده‌ای که از قبل سازماندهی شده بودند به خیابان‌ها ریختند و با کمک ارتشی‌ها که لباس شخصی پوشیده بودند به تظاهرات به نفع شاه پرداختند.

در روز چهارشنبه 28 مرداد 1332، گروهی اوباش به سرکردگی شعبان بی‌مخ، تظاهراتی به نفع شاه به راه انداختند و با همکاری معدودی نظامی علیه مصدق کودتا کردند. این واقعه آن چنان به سادگی صورت یافت که حیرت همگان را برانگیخت.

به این ترتیب نهضت ملی با کودتای 28 مرداد شکست خورد و شاه به ایران بازگشت. دکتر مصدق محاکمه و زندانی شد و تا پایان عمر در ملک شخصی خود در احمدآباد در تبعید به سر برد و در 14 اسفند 1345 درگذشت.

پرده دوم

26 دی 1357 و فرار دوم و ابدی محمدرضا شاه پهلوی از ایران زمینه پیروزی انقلاب اسلامی ایران به رهبری امام خمینی(ره)‌ را فراهم کرد. ایران در غوغای انقلاب است و شیرازه امور مدیریتی مملکت از هم گسیخته است. کمیته‌های مردمی برای اداره کشور در جای جای ایران تشکیل شده و اداره کشور عملا به دست انقلابیون افتاده است. در تهران ناآرامی‌ها و درگیری‌های خیابانی بیشتر از بقیه شهرهاست. سفارت آمریکا در تهران بشدت فعال است تا مانع از پیروزی نهایی انقلاب شود و به‌همین دلیل نظامیان کارکشته آمریکایی در تهران بشدت فعالند و هدایت نیروهای سرکوبگر اما از رمق افتاده را بر عهده دارند. سرانجام در بعدازظهر 22 بهمن آخرین تلاش آمریکایی‌ها برای حفظ نظام شاهی در ایران با شکست مواجه می‌شود و ستاد مشترک ارتش با صدور اطلاعیه‌ای بی‌طرفی خود را در وقایع سیاسی اعلام می‌کند و دقایقی بعد از رادیو خبر پیروزی انقلاب اسلامی ایران به رهبری امام خمینی(ره)‌ به اطلاع ملت ایران می‌رسد.

درست در همان روزها از دولت آمریکا انتظار می‌رفت به خاطر نقش خیانت‌آلود دیگری که در ایران ایفا کرده است، خود به تعطیلی سفارتش در تهران اقدام کند، اما نه‌تنها چنین نشد که اسناد موجود نشان می‌دهد دولت وقت آمریکا با استناد به این که تحولات داخلی ایران به آمریکا ارتباطی ندارد، خواستار تداوم فعالیت دیپلماتیکش در ایران بود.اما آمریکا در شرایطی حفظ ظاهر دیپلماتیک می‌کرد که از یکسو تحرکات پیدا و پنهانی برای مسخ و سرنگونی انقلاب تازه پیروز شده اسلامی ایران نشان می‌داد و از سویی خیانت‌های دوگانه آمریکا در جریان کودتای 28 مرداد و طی سال‌ها و ماه‌های منتهی به پیروزی انقلاب اسلامی قابل چشم‌پوشی نبود.

از همین رو و از همان روزهای نخستین استقرار انقلاب اسلامی ایران، نوعی نگاه منفی اما نزدیک به واقعیت به نقش آمریکا و سفارتش در تهران در چگونگی مواجهه با انقلاب وجود داشت و البته رفتارهای مشکوک آمریکایی‌ها و تلاش آنان برای عدم تحویل شاه فراری به انقلابیون بر بدگمانی‌ها می‌افزود و بیم آن می‌رفت سفارت آمریکا بار دیگر به مرکزیت وقوع توطئه‌ای دیگر نظیر کودتای 28 مرداد تبدیل شود. از همین رو انقلابیون بویژه جوانان و طیفی از دانشجویان که بعدها به نام دانشجویان پیرو خط امام معروف شدند به رصد تحرکات دیپلمات‌های آمریکا در تهران پرداختند تا این که نشانه‌هایی قوی از تلاش مخفیانه سفارت آمریکا برای اقدامی مشابه کودتای 28 مرداد و حتی بدتر از آن به دست آمد. دیگر به همگان ثابت شده بود که سفارت آمریکا در تهران نه یک سفارتخانه معمولی که مرکز توطئه و لانه جاسوسی علیه انقلاب اسلامی ایران است.

تحقیقات مفصلی که از سوی مرکز اسناد انقلاب اسلامی به عمل آمده است، نشان می‌دهد که در شکل‌گیری‌ حادثه‌‌ تسخیر لانه‌‌ جاسوسی‌ آمریکا، عوامل‌ متعددی‌ دخیل‌ و موثر بودند که‌ تقریبا همه این‌ عوامل‌، متاثر از عملکرد دولت‌ آمریکا، درقبال‌ انقلاب‌ اسلامی‌ ایران‌ بود. واقعیت‌ این‌ است‌ که‌ دولت‌ آمریکا با وجود پیروزی‌ انقلاب‌، دست‌ از مداخله‌گری‌ در امور ایران‌ برنداشت‌. در طول‌ ۹ ماه‌ بین‌۲۲ بهمن‌ ۱۳۵۷ تا ۱۳ آبان‌ ۱۳۵۸، انواع‌ و اقسام‌ حرکت‌های‌ توطئه‌آمیز در سراسر کشور، علیه‌ انقلاب‌ شکل‌ گرفت‌.

بنابراین انگیزه‌های‌ اصلی‌ این‌ حرکت‌، مقابله‌ با احتمال‌ سلطه‌‌ دوباره آمریکا بر ایران‌، اعتراض‌ به‌ جنایت‌های‌ ۲۵ ساله آمریکا در ایران‌ که‌ به‌ طور مشخص‌ با کودتای ‌۲۸ مرداد ۳۲ آغاز شده‌ بود، اعتراض‌ به‌ حضور شاه‌ مخلوع‌ در آمریکا و تثبیت‌ جریان ‌ارزشی‌ و اصولگرا و همچنین‌ مقابله‌ با حرکت‌های‌ کند و غیرانقلابی‌ دولت‌ موقت‌ بود که‌ اندک‌ اندک‌ زمینه دلسردی‌ مردم‌ و انقلابیون‌ واقعی‌ را از انقلاب‌ و دستاوردهای‌ آن‌، فراهم‌ می‌کرد. چنین‌ به‌ نظر می‌رسد که‌ دانشجویان‌ پیش‌بینی‌ می‌کردند که‌ با این‌ حرکت‌، دولت‌ موقت‌ استعفا دهد و در عین حال تمام توطئه‌های آمریکا در نطفه خفه شود.

تعدادی از دانشجویان که در تسخیر سفارت آمریکا در تهران حضور داشته‌اند، در تحلیل چرایی این رخداد عمدتا به همان محورهایی اشاره می‌کنند که در بالا ذکر شد. ازجمله آقای‌ مهندس‌ ضرغامی‌ ـ رئیس‌ سازمان‌ صداوسیما ـ که‌ خود در آن‌ زمان‌ ازدانشجویان‌ پیرو خط‌ امام‌ بود، در مورد دلایل‌ شکل‌گیری‌ حرکت‌ تسخیر لانه‌‌جاسوسی‌ می‌گوید: «در شکل‌گیری‌ حادثه تسخیر لانه جاسوسی‌ آمریکا، عوامل‌ متعددی‌ دخیل‌ و موثر بودند که‌ تقریبا همه این‌ عوامل‌، متاثر از عملکرد دولت‌ آمریکا، در قبال‌ انقلاب‌ اسلامی‌ ایران‌ بود. واقعیت‌ این‌ است‌ که‌ دولت‌ آمریکا با وجود پیروزی‌ انقلاب‌، دست‌ از مداخله‌گری‌ در امور ایران‌ برنداشت‌. در طول‌ ۹ ماه‌ بین‌۲۲ بهمن‌ ۱۳۵۷ تا ۱۳ آبان‌ ۱۳۵۸، انواع‌ و اقسام‌ حرکت‌های‌ توطئه‌آمیز در سراسر کشور، علیه‌ انقلاب‌ شکل‌ گرفت‌ که‌ به‌گونه‌ای‌ آشکار، دست‌ آمریکایی‌ها در وقوع‌ آنها دیده‌ می‌شد و عملا سفارت‌ آمریکا، به‌ صورت‌ یک‌ مرکز جاسوسی‌، برای‌ سازماندهی‌ حرکت‌های‌ تفرقه‌‌افکن‌ و تجزیه‌طلبانه‌، درآمده‌ بود. پیش‌ از آن‌ حضرت‌ امام‌ بر این‌ مساله‌ واقف‌ بودند و لذا در این‌ مدت‌، در تمامی سخنرانی‌ها و اعلام‌ مواضع‌ خودشان‌، طلاب‌ و دانشجویان‌ و جوانان‌ را به ‌هشیاری‌ در برابر آمریکا و ضرورت‌ مقابله‌ با توطئه‌های‌ این‌ دولت‌، فرا می‌خواندند. همین‌ هشدارها باعث‌ می‌شد تا دانشجویان‌ به‌ این‌ یقین‌ برسند که‌ حضرت‌ امام‌، به‌ عنوان‌ رهبری‌ انقلاب‌، اخبار و گزارش‌های‌ دقیقی‌ به‌ حضورشان ‌واصل‌ می‌شود که‌ این گونه‌ نسبت‌ به‌ اقدامات‌ آمریکا، هشدار می‌دهند و همگان ‌را به‌ مقابله‌ با این‌ اقدامات‌، دعوت‌ می‌کنند».


نظر خوانندگان:
لطفاً نظرات را فارسی وارد کنید
نام:    پست الکترونیک: