روزنامه جام جم
صفحه اصلی روزنامه درباره ما ارتباط با ما پیوندها راهنمای سایت بورسبورس آب و هواآب و هوا انتشاراتانتشارات اشتراکاشتراک آرشیو روزنامهآرشیو روزنامه
جمعه 30 تير 1396 / 26 شوال 1438 / a 21 Jul 2017
صفحه اول روزنامه
سياسي
راديو و تلويزيون
اقتصاد
فرهنگي
جامعه
ورزش
دانش
جهان
حوادث
ايران زمين
گفتگو
سلامت
انديشه
صفحه آخر
جستجوی پیشرفته
ضمائم
ویژه نامه ها
ويژه نامه انقلاب دوم
نسخه چاپی فرستادن با پست الکترونیک
چهارشنبه 11 آبان 1390 - ساعت 16:15
شماره خبر: 100858357860
گفت‌وگو با موسي يوسفي، کارگر يکي از مغازه‌هاي روبه‌روي سفارت آمريکا
32 سال روبه‌روي لانه جاسوسي
برای این ‌که شاهدی عینی از زمان اتفاقات سال 1358 پیدا کنم راه خیابان طالقانی را پیش می‌گیرم و به موازات سفارت سابق ایالات متحده پیش می‌روم. دنبال ساختمان‌هایی می‌گردم که ظاهرشان بیانگر آن روزها باشند. صنایع دستی «خ» ساختمانی قدیمی دارد. وارد می‌شوم و می‌پرسم شما در زمان تسخیر سفارت اینجا بوده‌اید؟ پیرمردی را نشانم می‌دهند و می‌گویند او از قدیم اینجا بوده، اما باید برای مصاحبه معرفی‌نامه بیاورم. استدلال رئیس فروشگاه این است که اینجا منطقه حساسی است.

2 روز بعد که معرفی‌نامه را می‌آورم می‌توانم پای صحبت‌های موسی یوسفی بنشینم. کارگر 90 ساله‌ای که سال 1358 از قزوین به تهران آمده و با معرفی یک نفر در این فروشگاه کاری پیدا کرده است. به گفته خودش او در آن زمان 3000 تومان حقوق می‌گرفته است. او البته روزهای تسخیر سفارت را به یاد ندارد چرا که اواخر سال 1358 در این فروشگاه مشغول به کار شده است. فروشگاهی که صاحبش آن را قدیمی‌ترین فروشگاه صنایع دستی در تهران می‌داند.

پیرمرد آشکارا بی‌میل به سیاست است. این را می‌توان از چهره‌اش دریافت. می‌گوید آن موقع در تظاهرات مقابل سفارت شرکت نمی‌کرده است و بلافاصله اضافه می‌کند که افراد دیگری هم بودند که شرکت نمی‌کردند. از آقای یوسفی می‌خواهم درباره خاطراتش از آن زمان به ما بگوید. او از شب‌هایی می‌گوید که پاسداران در سفارت مستقر شده بودند، در مقابل آن پست می‌دادند و از روزهایی که مقابل سفارت تظاهرات بود. گاهی تظاهرات‌ به درگیری هم کشیده و باعث بسته ‌شدن خیابان یک‌طرفه تخت‌جمشید می‌شد. یوسفی می‌گوید در تظاهرات‌ اقشار مختلف شرکت می‌کردند ولی نمی‌گوید که به طور دقیق طرفین این درگیری‌ها چه کسانی بودند. اغلب این درگیری‌ها با فحش و ناسزاگویی آغاز می‌شده و به کتک‌کاری ختم می‌شده است. او البته هیچ‌گاه ندیده است که در این مواقع تیراندازی صورت گیرد یا طرفین درگیری‌، مغازه‌ها یا اماکن تجاری را تخریب کنند. یوسفی می‌گوید شعارهای این راهپیمایی‌ها علیه محمدرضاشاه پهلوی و آمریکا بوده است.

از یوسفی می‌پرسم او در این ایام چه می‌کرده و او می‌گوید در این درگیری‌ها، به امر صاحب مغازه، معمولا کرکره را پایین می‎کشیده است. او به یاد می‌آورد که فروششان در این ایام بسیار کم شده بود چون کسی نبود که برای خرید صنایع دستی به روبه‌روی سفارت آمریکا بیاید. پیش خودم فکر می‌کنم من هم اگر جای مردم آن دوره بودم به جای این مغازه به روبه‌روی آن خیره می‌شدم. به جایی که حالا خودش یک پای تاریخ شده است.


نظر خوانندگان:
لطفاً نظرات را فارسی وارد کنید
نام:    پست الکترونیک: