روزنامه جام جم
صفحه اصلی روزنامه درباره ما ارتباط با ما پیوندها راهنمای سایت بورسبورس آب و هواآب و هوا انتشاراتانتشارات اشتراکاشتراک آرشیو روزنامهآرشیو روزنامه
پنجشنبه 30 شهريور 1396 / 29 ذی الحجة 1438 / a 21 Sep 2017
صفحه اول روزنامه
سياسي
راديو و تلويزيون
اقتصاد
فرهنگي
جامعه
ورزش
دانش
جهان
حوادث
ايران زمين
گفتگو
سلامت
انديشه
صفحه آخر
جستجوی پیشرفته
ضمائم
ویژه نامه ها
ويژه نامه نوروز 89
نسخه چاپی فرستادن با پست الکترونیک
پنجشنبه 27 اسفند 1388 - ساعت 00:04
شماره خبر: 100869760622
خبرسازان
جواد شمقدری

جواد شمقدری بعد از زنده‌یاد سیف‌الله داد، دومین فیلمسازی است که بر مسند معاونت سینمایی وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی تکیه زده است. شمقدری را می‌توان مدیری دانست که با شعار تنش‌زدایی پا به معاونت سینمایی گذاشت و از همان روزهای اول هم این سیاست را اعمال کرد. او تلاش کرد فاصله بین معاونت و فیلمسازان را کم کند و این گمانه را که بین معاونت سینمایی و فیلمسازان مشکل و تنش وجود دارد را از بین ببرد.

 شمقدری در روزهای اولیه کار قبل از این‌که مجوز ساخت به فیلم‌هایی بدهد که در نوبت دریافت پروانه ساخت بودند، شروع به دادن مجوز نمایش به فیلم‌هایی کرد که برخی از آنها سال‌ها بود در انتظار اکران بودند. شمقدری بررسی فیلم‌هایی را که در سال‌های مختلف بنا به دلایلی توقیف شده بودند آغاز کرد. اولین فیلم، کتاب قانون ساخته مازیار میری بود که درست بعد از آغاز به کار شمقدری روانه اکران شد. محسن علی‌اکبری بعد از اکران کتاب قانون از شمقدری به عنوان مدیری یاد کرد که تمایل دارد مشکلات سینما را حل کند، نه این‌که برای آن مشکل‌آفرینی کند. تقریبا شبیه همین صحبت را محمد درمنش زمانی که فیلم ماه‌وش بعد از چند‌سال که از ساخت آن می‌گذشت اکران شد درباره شمقدری بیان کرد. هرچند هم کتاب قانون و هم ماه‌وش مجوز نمایش داشتند، اما به نوعی از اکران آنها جلوگیری می‌شد. با رفع مشکل اکران این دو فیلم جمال ساداتیان، تهیه‌کننده فیلم به رنگ ارغوان پا پیش گذاشت و از شمقدری خواست مشکل اکران این فیلم را هم حل کند. شمقدری هم وارد عمل شد و بعد از مدتی خبر خوش رفع توقیف فیلم به رنگ ارغوان را داد و همه سینمادوستان را خوشحال کرد. این خوشحالی زمانی دوچندان شد که فیلم به رنگ ارغوان بدون حتی یک پلان کم شدن در جشنواره فیلم فجر به نمایش درآمد و فیلم هم به صورت کامل اکران عمومی شد. بعد از رفع توقیف از فیلم حاتمی‌کیا نوبت به فیلم‌های دیگر رسید؛ فیلم‌هایی که تهیه‌کننده و کارگردانان آنها از اکران فیلم‌هایشان کمی تا قسمتی ناامید شده بودند، فیلم‌هایی مثل آتشکار، صد سال به این سال‌ها، تسویه‌حساب و سفر به هیدالو. همه این فیلم‌ها را شمقدری رفع توقیف کرد به جز فیلم سفر به هیدالو ساخته مجتبی راعی که به خاطر بازیگر زنش نمی‌توان مشکل آن را حل کرد. شمقدری یک کار ارزشمند دیگر هم کرد و آن اکران فیلم‌هایی بود که بنا به دلایلی سال‌ها با داشتن مجوز نمایش در نوبت اکران مانده بودند و سایه سنگین‌شان همواره روی شانه معاونت سینمایی سنگینی می‌کرد. برخی بر‌این باورند که شمقدری همه برگه‌های برنده خود را در ماه‌های اول کارش رو کرده و در آینده دیگر نمی‌تواند مثل سال اول کارش بدرخشد، اما شمقدری گفته است که به دنبال راه‌اندازی شورای عالی سینماست؛ شورایی که رئیس‌جمهور هم در جلسات آن شرکت کند. اگر شمقدری این شورا را به نتیجه برساند باز گامی بلند برداشته است. البته شمقدری وعده مخاطب میلیونی هم برای سینما داده است؛ اگر این وعده هم تحقق یابد، شمقدری موفق شده است.

ابراهیم حاتمی‌کیا

تولید فیلم «به رنگ ارغوان» سال 1382 آغاز شد و قرار بود در جشنواره فجر سال 83 به نمایش دربیاید ولی فیلم امکان نمایش نیافت. در آن زمان شمقدری، مشاور رئیس جمهور بود و اعتقاد داشت فیلم مشکلی از لحاظ محتوا ندارد. وقتی شمقدری به معاونت سینمایی رسید یکی از اولین اقداماتش رفع توقیف به رنگ ارغوان بود. فیلم پس از نمایش موفق در جشنواره اواخر سال اکران شد تا سال 88 برای ابراهیم حاتمی‌کیا سال خوبی باشد. پس از «دعوت» که یک فیلم ضدحاتمی‌کیایی پرستاره با مضمونی اجتماعی بود و فرسنگ‌ها با سینمای حاتمی‌کیا فاصله داشت، اکران و موفقیت جشنواره‌ای به رنگ ارغوان می‌تواند بازگشتی دوباره برای حاتمی‌کیا باشد.

او سراسر سال را در سکوت و انزوای خبری گذراند و در حوادث اجتماعی نیز از اظهارنظر مستقیم پرهیز کرد. با این‌که تأکید داشت روال عادی سینما به امثال او اجازه فعالیت نمی‌دهد و او نمی‌تواند فیلم‌های دلخواهش را مطابق آرمان‌ها و عقاید خودش بسازد، ولی حضور حاتمی‌کیا در تیترهای خبری 10 ماه نخست سال بسیار کمرنگ بود.

در جشنواره بیست و هشتم به رنگ ارغوان فیلم خوبی محسوب می‌شد و با این‌که بهترین فیلم حاتمی‌کیا نیست، توانست جایزه بهترین فیلم جشنواره را از آن خود کند. دریافت جوایز اصلی و اکران گسترده فیلم، بهترین اتفاقاتی بود که می‌توانست برای این کارگردان قدیمی، متعهد و اصولگرای سینمای ایران بیفتد. از گوشه و کنار شنیده می‌شود که بلافاصله پس از پایان اکران «به رنگ ارغوان» پیش‌تولید فیلم جدید حاتمی‌کیا نیز آغاز خواهد شد.

محمدرضا جعفری جلوه

امسال جعفری‌جلوه، معاون امور سینمایی وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی با آن برنامه‌های مفصلی که برای «تبیین جایگاه سینمای ملی» داشت، جایش را به شمقدری داد تا برنامه‌هایش نیمه‌تمام بماند و طرح‌های ادیبانه‌اش نیز به نتیجه نرسد. جعفری‌جلوه در مدت تصدی‌اش همواره در حال گفتگو درباره طرح‌ها و راهکارهایش برای سینمای ایران بود و بیش از هر مدیر همپایه خودش در رسانه‌ها حضور داشت. برنامه‌های او برای روشن کردن تعریف سینمای ملی بازتاب زیادی داشت و مدت‌ها توجه رسانه‌ها به آن معطوف بود. او حتی چند کتاب و مجموعه مقاله نیز برای تبیین نظریات خود تألیف و منتشر کرد و در زمان مدیریتش کوشید از سینمایی که مورد تأیید خودش بود، حمایت کند. جعفری‌جلوه از فیلم‌های زیادی با عنوان «سینمای ملی» پشتیبانی کرد .

از نگاه مخالفان جعفری‌جلوه، سینمای ملی نشان‌دهنده ناکارآمدی طرح‌های بلندمدت در دوران کوتاه مدیریت‌های فرهنگی در کشور ماست.

حمید فرخ‌نژاد

در چند دوره اخیر جشنواره فجر همیشه عده زیادی منتظر بودند که بازیگر مورد علاقه آنها سیمرغ بلورین بهترین بازیگری را دریافت کند. این جمله را بارها شنیده‌ایم که: «امسال دیگر نوبت فلانی است.» یا «حق اوست که جایزه را دریافت کند.» فرخ‌نژاد امسال بسیار پرکار بود و در جشنواره امسال با حضور در فیلم‌های مختلف رکورددار محسوب می‌شد.

بازی خوب او در چند فیلم باارزش امسال باعث شد که پیش از جشنواره خیلی از کارشناسان پیش‌بینی کنند که جایزه بهترین بازیگر امسال به او تعلق می‌گیرد. حتی پیش از اعلام رسمی نتایج، از سوی برگزارکنندگان به فرخ‌نژاد خبر می‌رسد که برنده سیمرغ او خواهد بود.

فرخ‌نژاد پس از گفتگو با مسوولان جشنواره مطمئن می‌شود که قرار است بالاخره سیمرغ را دریافت کند و با همین اطمینان خاطر شروع می‌کند به تدارک دیدن و خودش را برای گرفتن جایزه آماده می‌کند.

ظاهرا او تصمیم داشته جایزه‌اش را به یکی از سرداران دفاع مقدس که قهرمان مردم آبادان است، تقدیم کند و به همین دلیل وقتی تایید غیررسمی مسوولان را می‌شنود، سردار مذکور را به مراسم اختتامیه دعوت می‌کند تا هنگام دریافت جایزه حضور داشته باشد؛ اما در آخرین ساعت‌های شب اختتامیه، نام محسن طنابنده اعلام می‌شود و فرخ‌نژاد که خود را آماده دریافت جایزه و تقدیم آن به سردار محبوبش کرده بود، سنگ روی یخ می‌شود.

محسن طنابنده 2 سال پیش که جایزه نقش مکمل را دریافت کرد، گفته بود «تا وقتی که بازیگر سیمرغ را در دست نگرفت، نباید مطمئن باشد. چون در این سینما هر اتفاقی ممکن است در لحظات آخر بیفتد.»

انگار این جمله طنابنده به گوش فرخ‌نژاد نرسیده بود! ناکامی حمید فرخ‌نژاد در جشنواره امسال زمانی تکمیل‌تر شد که اولین فیلم سینمایی‌اش در مقام کارگردان نیز از حضور در بخش فیلم‌های اول و دوم بازماند تا کلکسیون بدشانسی‌های او تکمیل شود.

قرار بود «سفر سرخ» که سال 1380 ساخته شده در جشنواره امسال به نمایش دربیاید، ولی این اتفاق نیفتاد تا اولین تجربه کارگردانی فرخ‌نژاد تجربه تلخی برایش باشد

داریوش مهرجویی

پس از اتفاقی که برای فیلم «سنتوری» پیش آمد و نمایش غیرمجاز آن که به نابودی کامل فیلم منجر شد، داریوش مهرجویی تا مدتی در حالتی میان شوک‌زدگی و اندوه به سر می‌برد و تصمیم نداشت پس از سنتوری فیلمی بسازد.

ضربه روحی ناشی از ماجراهای پس از جشنواره و اظهارنظرهای گوناگونی که درباره سنتوری مطرح شد، برای مهرجویی بسیار سنگین بود ولی امسال با فروکش کردن موج منفی به نظر می‌رسد که کارگردان سنتوری، واقعیت تلخ قربانی‌‌شدن فیلمش را پذیرفته و آماده می‌شود که به سینما سلامی دوباره بدهد. مهرجویی در جشنواره امسال با فیلم «طهران‌تهران» حضور داشت؛ فیلمی که از 2 اپیزود جداگانه تشکیل شده که یکی را مهرجویی و دیگری را مهدی کرم‌پور کارگردانی کرده‌اند.

ترکیب جالب و کنجکاوی‌برانگیز فیلمسازی قدیمی و مشهور چون داریوش مهرجویی و یک فیلمساز جوان اما باتجربه که در تشکیلات صنفی سینما نیز حضور پررنگی دارد، باعث شد که دوستداران سینما برای تماشای «طهران‌تهران» بسیار علاقه‌مند باشند.

با این‌که فیلم چندان درخشان نبود و جایزه‌ای هم به‌دست نیاورد؛ ولی بازگشت مهرجویی به سینما، خبر خوبی برای هواداران این کارگردان کهنه‌کار است. پیش از جشنواره، مهرجویی سرگرم ساختن فیلمی جدید با نام «آسمان محبوب» بود که از محصولات سیمافیلم به شمار می‌رود.

انگار فیلمساز معتبر ایرانی تصمیم گرفته این چند سال دوری از سینما را با تولید دوبرابر جبران کند. به این ترتیب، نگرانی علاقه‌مندان سینما که پس از سنتوری پیش‌بینی می‌کردند مهرجویی از ساخت فیلم بازخواهد ماند، برطرف شد. در فیلم‌هایی که مهرجویی پس از سنتوری ساخته است، رگه‌هایی از آثار قبلی او دیده می‌شود. مثلا طهران تهران از لحاظ ساختار بصری و مولفه‌های سبکی تا حدودی به اجاره‌نشین‌ها یا فیلم‌های ابتدای فعالیت حرفه‌ای او شباهت دارد یا در آسمان محبوب مهرجویی پس از مدت‌ها به فضای روستایی و ناکجاآبادی فیلم گاو بازگشته و بخش اصلی داستان در محیط روستایی می‌گذرد. همین که داریوش مهرجویی در این سن و سال این‌چنین فعال و خستگی‌ناپذیر است، جای تحسین دارد. او فیلم‌های جاودانه‌اش را ساخته و حتی اگر از این لحظه تا پایان فعالیت حرفه‌ای‌اش، هیچ فیلم مهمی هم نسازد، چیزی از قدر و منزلت او کم نمی‌شود. او همیشه در صدر اخبار سینمایی قرار دارد و کافی است کوچک‌ترین اتفاقی اطرافش رخ دهد تا به «تیتر یک» روزنامه‌ها تبدیل شود. نمونه‌اش همین تابستان امسال که شایعه شد به خاطر همراه داشتن مواد مخدر در فرودگاه دبی دستگیر شده.

خیلی از دشمنانش که منتظر فرصتی برای بدگویی بودند تا توانستند عقده‌هایشان را با اتهام‌زنی به او خالی کردند، ولی بعد معلوم شد که بازداشتی در کار نبوده و مهرجویی تنها چند قرص مسکن به همراه داشته است.

هدیه تهرانی

او اولین بازیگر زنی نیست که نمایشگاه عکس برگزار می‌کند، ولی قطعا درباره عکس‌های هیچ‌کس به اندازه هدیه تهرانی سر و صدا به پا نشد و موضوع رسانه‌ای نشد. قبل از هدیه تهرانی، بازیگران مشهور دیگری مثل لاله اسکندری، حامد بهداد، رضا کیانیان و نیکی کریمی نمایشگاه‌هایی در حوزه هنرهای تجسمی برگزار کرده‌اند و بزودی نمایشگاهی از عکس‌های لیلا اوتادی نیز برگزار خواهد شد.

ولی نمایشگاه تهرانی به دلایلی که از ابتدا هم قابل پیش‌بینی بود بیش از نمایشگاه‌های قبلی جنجال خبری و رسانه‌ای ایجاد کرد. حضور اسفندیار رحیم‌مشایی در این نمایشگاه که امری بی‌سابقه محسوب می‌شد و با جایگاه سازمانی مشایی نیز بی‌تناسب بود، بر موج هیاهو افزود و افراد مختلفی به اظهار نظر و تحلیل درباره هدیه تهرانی، مشایی، وام سنگین حمایتی، نمایشگاه عکس و باقی مسائل پرداختند.

رضا کیانیان و امید بنکدار جزو موافقان تهرانی بودند و استدلال می‌کردند که او حق دارد از مزایای شهرت و محبوبیتش بهره‌مند شود. در مقابل، عده‌ای با رد این استدلال‌ها تاکید داشتند که این حمایت‌های بیجا از ستاره‌هایی چون هدیه تهرانی، ظلم و بی‌عدالتی در حق عکاسان حرفه‌ای است که برای آموختن فن عکاسی سال‌ها زحمت کشیده‌اند. از سوی دیگر، هدیه تهرانی پس از 4 سال غیبت و دوری از سینمای ایران، امسال دوباره روی پرده‌های سینما حضور داشت. اکران عمومی فیلم «شبانه» پس از چند سال و بازی او در فیلم «هفت دقیقه تا پاییز» که در جشنواره نیز نمایش نسبتا موفقی داشت از مهم‌ترین جلوه‌های بازگشت او به سینما بود. او در «هفت دقیقه تا پاییز» علاوه بر بازی در نقش اصلی، طراح صحنه و لباس نیز بود و براساس شنیده‌ها مجموعاً بابت این فیلم در حدود 150 میلیون تومان دستمزد دریافت کرده است که رکوردی دست‌نیافتنی به نظر می‌رسد.

محمدرضا گلزار

وقتی خبر دستمزد 90 میلیون تومانی محمدرضا گلزار برای بازی در یک نقش کوتاه در فیلم دموکراسی تو روز روشن (علی عطشانی) منتشر شد، نخستین واکنش‌ها آمیزه‌ای از انکار و ناباوری و حیرت بود. سپس وقتی خبر از سوی منابع موثق تایید شد، بسرعت موجی از اظهارنظرهای گوناگون به راه افتاد و گفتگوهای موافقان و مخالفان درباره این موضوع تیتر یک مطبوعات و پایگاه‌های اینترنتی را برای چند روز به خود اختصاص داد. نکته اینجاست که نقش گلزار در فیلم دموکراسی تو روز روشن چندان اهمیتی در پیشبرد ماجراها ندارد و یک نقش فرعی تمام‌عیار است.

گلزار در این فیلم نقش فرشته مرگ را بازی می‌کند که لباسی شبیه قهرمانان ماتریکس می‌پوشد و یک خودروی شیک گران‌قیمت هم دارد که با آن سراغ آدم‌های رو به موت می‌رود تا روح‌شان را قبض کند. در همان روزهای انتشار رقم دستمزد گلزار، این توضیح نیز از گوشه و کنار شنیده می‌شد که او برای فقط 3 جلسه حضور در صحنه فیلم 90 میلیون تومان دریافت کرده. اما کارگردان ضمن رد این خبر (که ظاهرا از سوی عوامل فیلم به گوش رسانه‌ها رسیده بود) تأکید می‌کرد که گلزار 10 جلسه چندساعته سر صحنه حاضر بوده و خود را کاملا در اختیار پروژه قرار داده است. موضوع وقتی داغ‌تر شد که نشریه معتبر گاردین در گزارشی از رقم دستمزد مشهورترین بازیگران جهان، محمدرضا گلزار را جزو گران‌قیمت‌ترین بازیگران آسیا معرفی کرد که برای هر فیلم نزدیک به 100 هزار دلار دریافت می‌کند.

گلزار امسال «دو خواهر» را نیز روی پرده سینماها داشت که پس از ممنوع‌الفعالیت شدنش در سال گذشته، نخستین حضور سینمایی او بود. جالب است که ممنوعیت فیلمسازان و سینماگران از همکاری با گلزار بر اثر اعتراضاتی بود که درباره دستمزد بی‌حساب‌ ‌و کتاب این بازیگر برای حضور در فیلم «دو خواهر» به‌‌راه افتاده بود و حالا با «دموکراسی تو روز روشن» یک بار دیگر رقم دستمزد گلزار به سوژه مطبوعات تبدیل شده، اما این‌بار احتمالا جریمه‌ای در کار نخواهد بود.

مصطفی زمانی

سریال «یوسف پیامبر» با همه جنجال‌هایی که درباره‌اش به راه افتاد، یکی از پربیننده‌ترین سریال‌های تلویزیونی چند سال گذشته بود و توانست بازیگر جوانش را در معرض دید میلیون‌ها بیننده تلویزیون قرار دهد. مصطفی زمانی، بازیگر نقش حضرت یوسف بسرعت در ویترین سینمای ایران قرار گرفت و از همان زمان پخش سریال، خیلی از فیلمسازها دوست داشتند از محبوبیت و شهرت فراگیر او به نفع فیلمشان استفاده کنند. «زمانی» پیش از یوسف پیامبر در هیچ فیلم یا سریالی ظاهر نشده بود و تجربه بازیگری نداشت.

در طول پخش سریال نیز براساس قراردادی که با سازندگان سریال داشت، متعهد بود که در هیچ کار دیگری بازی نکند. ولی با پایان مدت تعهدش، او توانست در میان پیشنهادهایی که دریافت می‌کرد، نقش دلخواهش را انتخاب کند. مصطفی زمانی یک نمونه جالب از بازیگران جوانی است که نخستین انتخاب‌های حرفه‌ای‌شان را با دقت و هوشمندی فراوان انجام دادند و همین موضوع باعث شد موقعیت خود را به عنوان بازیگر تثبیت کنند. زمانی ابتدا پیشنهاد بازی در «آل» را پذیرفت که یک فیلم بدنه‌ای ترسناک به تهیه‌کنندگی علی معلم بود. شاید انگیزه پذیرش این نقش این بود که زمانی می‌دانست با حضور در این فیلم از جنجال‌های خبری و شیوه‌های تبلیغاتی خاص علی معلم بهره‌مند خواهد شد. «آل» تجربه آبرومندی از کار درآمد و در همان زمان، او پیشنهاد بازی در «بدرود بغداد» را قبول کرد که فیلمی خوش‌ساخت و خاص‌پسند است. زمانی با بازی در «بدرود بغداد» و حضور در نقشی دشوار (که همه دیالوگ‌هایش به زبان عربی هستند) توانست توانایی خود را ثابت کند و اعتبار حرفه‌ای زیادی به دست آورد. او سپس به گروه بازیگران کیفر اضافه شد تا همکاری با حسن فتحی را نیز تجربه کند. مصطفی زمانی، بازیگر جوانی که تا همین 2 سال پیش هیچ‌کس او را نمی‌شناخت، اکنون یکی از بازیگران رده اول سینمای ایران به حساب می‌آید و گزینه اول خیلی از فیلمسازان برای بازی در نقش‌های اول جوان است. اگر انتخاب‌های هوشمندانه او ادامه یابد، در آینده نیز از او بیشتر خواهیم شنید. آیا مصطفی زمانی می‌تواند چهره‌ای بی‌رقیب در سینمای ایران باشد؟ زمان به این پرسش پاسخ خواهد داد؛ ولی مایه‌های لازم مانند فیزیک مناسب، چهره سمپاتیک، توانایی بازیگری و هوش و درایت حرفه‌ای را دارد.


نظر خوانندگان:
لطفاً نظرات را فارسی وارد کنید
نام:    پست الکترونیک: