روزنامه جام جم
صفحه اصلی روزنامه درباره ما ارتباط با ما پیوندها راهنمای سایت بورسبورس آب و هواآب و هوا انتشاراتانتشارات اشتراکاشتراک آرشیو روزنامهآرشیو روزنامه
جمعه 08 ارديبهشت 1396 / 01 شعبان 1438 / a 28 Apr 2017
صفحه اول روزنامه
سياسي
راديو و تلويزيون
اقتصاد
فرهنگي
جامعه
ورزش
دانش
جهان
حوادث
ايران زمين
گفتگو
سلامت
انديشه
صفحه آخر
جستجوی پیشرفته
ضمائم
ویژه نامه ها
ويژه نامه نوروز 89
نسخه چاپی فرستادن با پست الکترونیک
پنجشنبه 27 اسفند 1388 - ساعت 00:04
شماره خبر: 100869780484
خاطرات نوروزي مهران رجبي
بجز کانال کولر در تمام کانال‌ها هستم
اصلا فکرش را نمی‌کرد که روزی اینقدر معروف بشود که تمام کارگردان‌ها و تهیه‌کننده‌ها پشت در خانه‌اش زنبیل بگذارند! او اتفاقی وارد دنیای بازیگری شد؛ اما خیلی زود توانست جای خودش را بین هنرمندان دیگر و البته مردم باز کند. مهران رجبی، بازیگری است که حدود 14 سال در این عرصه مشغول به فعالیت است. روحیه خاصی دارد. از طنازی خسته نمی‌شود و همیشه جوابی بکر در آستینش دارد. او مدت‌ها در دانشگاه در رشته گرافیک تدریس می‌کرده است. از آنجا که عادت کرده‌ایم هر سال کاری از او به مناسبت‌های مختلف ببینیم، این بار سراغش رفتیم تا از آخرین کارش برایمان بگوید و همین طور خاطرات نوروزش در سال‌های کودکی. رجبی اهل روستای واریان کرج است و هنوز هم علاقه خاصی به این روستا و خاطراتش دارد.

آقای رجبی از اولین خاطرات نوروزی خود بگویید؟

فکر می‌کنم 8 ساله بودم که به طور جدی فضا و حال و هوای نوروز را درک کردم. یادم می‌آید در آن زمان وقتی سال تحویل شد، به پشت بام آقای نعمتی که در همسایگی ما بودند، رفتیم و شروع به بازی کردیم. ما در آن زمان، در روستای واریان زندگی می‌کردیم. محل بازی‌های ما معمولا پشت‌بام‌ها بود، چون در آنجا بیشتر زمین‌ها شیب‌دار بودند. یادش بخیر با آن بلوز و شلوار کاموایی با خطوط افقی از روی کپه برف‌ها می‌پریدیم و از این نظر صدای همه را درمی‌آوردیم.

عیدی چه گرفتید؟

2 ریال عیدی گرفتم و کلی هم خوشحال شدم.

و آن 2 ریال را چطور خرج کردید؟

یک صبح تا غروب در محله‌های کرج با برادرم می‌گشتیم، ما پول‌هایمان را روی هم گذاشته بودیم و تمرهندی خریدیم و بعد با هسته‌هایش بازی کردیم. به این می‌گویند استفاده بهینه (می‌خندد)‌.

آیا در این ایام براساس سنت غذای خاصی هم می‌خوردید؟

بله. در روستای ما و در ایام عید نان خاصی به اشکال مختلف پخته می‌شد که توتک نام داشت و حداکثر قطر آن 12 سانتی‌متر بود. علت خوشمزه بودن این نان هم این بود که ما همیشه و در شرایط معمولی از نان‌های معمولی استفاده می‌کردیم و تنها عید تا عید از این نوع شیرینی استفاده می‌کردیم. بهترین موقع برای خوردن این نان زمانی بود که تمام شیرینی‌های عید تمام می‌شد. آن موقع با ولع خاصی سراغ توتک‌های پخته شده در بقچه می‌رفتیم.

هنوز هم این نان در روستای شما پخته می‌شود؟

بله. البته در روستایی که پدرم اهل آنجاست، یعنی روستای کلوان این سنت بیشتر رعایت می‌شود برای همین هم الان منتظرم که عید بشود و بروم خانه عمو نقره علی و از توتک‌های زن عمویم‌ بخورم.

آقای رجبی دلتنگ کدام یک از سنت‌های عید هستید که اکنون دیگر وجود ندارد؟

طبیعتا برای ما که حالا بزرگ‌تر شده‌ایم دیگر سنت عیدی گرفتن وجود ندارد و در این سال‌ها بیشتر عیدی می‌دهیم، ولی همچنان دلتنگ عیدی گرفتن هستم. منتظریم ببینیم دایی‌ام غلامحسین‌خان امسال دستش توی جیبش می‌رود یا نه؟ ایشان بسیار آدم شوخی هستند و از لحاظ فیزیکی بسیار شبیه به فتحعلی اویسی است. چون دایی‌ام وضع مالی خوبی نداشت از طرفی بچه‌های فامیل هم تعدادشان زیاد بود، او معمولا یکی در میان به بچه‌های فامیل عیدی می‌داد. یک بار دایی غلامحسین گفت: خب بچه‌ها به ترتیب خریت بایستند، می‌خوام عیدی بدهم. یادم می‌آید از آن صفی که بستیم 5 ریالی هم نصیب من شد.

عید این سال‌ها که قرار است عیدی بدهید، چقدر به شما خوش می‌گذرد؟

باور کنید که عیدی دادن زیاد برایم لذتبخش نیست. نه به خاطر این که باید عیدی بدهم بلکه به دلیل این است که مثلا بچه‌ من هم باید برود و از کسی که به او عیدی دادم، عیدی بگیرد. به هر حال یک جور بده و بستان شده است.

شما با توجه به تورم عیدی می‌دهید؟

خیر من به تورم کاری ندارم. به نظر من ظاهر عیدی مهم است نه رقم آن مثلا یک هزار تومنی نو از یک 50 هزار تومنی کهنه بهتر است. وگرنه می‌توانم به همه یک تراول 50 هزار تومنی عیدی بدهم.

از آنجا که بازیگر فعالی هستید می‌خواهم بدانم در طول 365 روز سال چند روزش سهم خود مهران رجبی است؟

به نظرم یک هفته،‌ چون بسیار فعال هستم و گریزی هم ندارم. خیلی وقت‌ها دوست دارم کسی به من پیشنهاد ندهد و مثلا دو ماه بیکار باشم. خیلی وقت‌ها همزمان در چهار پروژه بازی می‌کنم و خوشحالم عوامل مختلف توانسته‌‌اند هماهنگی‌های لازم را ایجاد کنند. الان هم که درگیر 2 تا کار هستم و باید تمام عید را در تهران بمانم.

یادم است که قبلا می‌گفتید بیشتر کارها را به خاطر رودربایستی می‌پذیرید. هنوز هم این اخلاق را دارید؟

من جواب «نه» را به دوستانمان می‌گویم اما «نه»‌ من را حساب نمی‌کنند و می‌گویند تو بیا قرارداد را امضا کن ما بقیه‌اش را درست می‌کنیم. حتی گاهی وقت‌ها به دروغ می‌گویم سر پنج تا کار هستم ولی می‌گویند ما برنامه‌ریزی داریم وما اصلا حقوق می‌گیریم که این کارها را درست کنیم!

فکر می‌کنید چرا مهران رجبی تا این حد پیشنهاد کار دارد؟

شاید قابلیت‌هایی در وجود این بنده حقیر دیده‌اند که از من برای بازی در فیلم‌ها و سریال‌های مختلف دعوت می‌کنند. به هر حال یک جورهایی هم تقصیر کارگردان‌هاست که مهرم به دلشان نشسته است.

به نظر شما بازیگر طنز کم داریم یا تهیه‌کننده‌ها کمتر ریسک می‌کنند و سراغ تازه کارها نمی‌روند؟

خب در شرایط فعلی کسی نمی‌آید سرمایه‌گذاری کند و هنرپیشه کشف کند و از همین بازیگرانی که هستند استفاده می‌کنند؛ چون ریسک کمتری دارد.

یک زمانی شما در تمام کانال‌های تلویزیون حضور داشتید اکنون هم کم و بیش این‌گونه است، این حضور پررنگ چه حسی در شما ایجاد می‌کند؟

من خودم گاهی در برنامه‌های زنده به این نکته اشاره کرده ام که به جز کانال کولر در همه کانال‌ها حضور دارم. به هر حال از خدا می‌خواهم تکراری بشوم و دیگر کسی به بنده مراجعه نکند، و در آن صورت با طبیعت رفیق‌تر خواهم شد.

آقای رجبی لحظه سال تحویل برای همه لحظه خاصی است. این زمان برای شما چگونه می‌گذرد؟

در 4 سال گذشته هیچ وقت سال تحویل خانه نبودم. یا مجری بودم یا سر صحنه سریال، امیدوارم امسال کنار سارا، زهرا، علیرضا و مادرشان باشم.

آیا به آرزوهای دوران کودکی خود رسیده‌اید؟

من همیشه آرزوی پرواز کردن داشتم و الان یک هفته‌ای است که یک چتر به مبلغ 4 میلیون تومان خریده ام و تحت آموزش هستم، امیدوارم بزودی بتوانم پرواز کنم و از این طریق به یکی از آرزوهای کودکی‌ام برسم.

عید امسال هم مثل سال‌های گذشته به خارج می‌روید؟

بله، البته خارج از کرج. عید سال قبل تماما مشغول بازی در سریال مقرنس بودم و بچه‌ها 13‌روز عید را خانه بودند. از یادآوری این خاطرات لذت نمی‌برم. پارسال قرار بود کیش برویم و به قول آقای قاضی‌مرادی کیش‌مان شد پیش و ما هیچ جا نرفتیم. امسال هم جای خاصی نخواهیم رفت.

فکر می‌کنید سرسفره هفت‌سین‌تان جای چه چیزهایی خالی است؟

جای پدرم خیلی خالی است. ایشان 21 سال پیش براثر سقوط از درخت گردو از دنیا رفتند و هیچ وقت نمی‌توانم او را فراموش کنم و جایش سرسفره هفت‌سین ما همیشه خالی خواهد ماند.

اگر قرار باشد امسال 7 نفر از اعضای سینما و تلویزیون را سرسفره‌تان دعوت کنید، آن افراد چه کسانی خواهند بود؟

از کارگردان‌ها سیدرضا میرکریمی، کیانوش عیاری، کمال تبریزی، فریدون حسن‌پور، ایرج کریمی، مجید صالحی و محمود غفاری از جمع بازیگران هم مجددا مجید صالحی، رضا عطاران، علی صادقی، امیر جعفری، سعید آقاخانی، سروش صحت و محمد کاسبی را دعوت خواهم کرد.

معمولا از خانه تکانی کدام کار به عهده شما گذاشته می‌شود؟

البته همیشه سعی کرده‌ام در بروم، اما نصب پرده‌ها بیخ ریش خودم است.

فکر می‌کنید امسال بتوانید به تمام خواسته‌هایتان برسید؟

من خواسته‌‌ای ندارم و منطقی زندگی کردن بیشترین خواسته من است. به هر حال من پدر 3 فرزند هستم که باید تلاش کنم تا آنها راحت زندگی کنند.

فکر می‌کنید بچه‌های امروز می‌توانند لذتی را که شما درگذشته تجربه کرده‌اید، تجربه کنند؟

من دلم برای بچه‌های امروز می‌سوزد؛ چون آنها اصلا نتوانستند از کودکی‌شان لذت ببرند. مثلا پسرم الان 5 سالش است و چند سال دیگر 10 ساله می‌شود ولی من هرگز کودکی کردن او را ندیده‌ام. هر چند سعی می‌کنم کودکی ماندگاری برای او ایجاد کنم. شبی نیست که با بچه‌هایم بازی نکنم. یک ماه پیش پسرم شیشه تلویزیون را شکست و وقتی آمدم خانه و این صحنه را دیدم، بسیار لذت بردم، چون او سال‌های بعد می‌تواند بگوید یک بار در کودکی‌ام شیشه تلویزیون را شکستم و پدرم هیچی به من نگفت. یادم می‌آید پدرم برایم چند تا گوسفند خریده بود و به من می‌گفت اینها را تو بزرگ کن. آن موقع خیلی ذوق می‌کردم و خیلی به آنها می‌رسیدم. یادش بخیر. به هرحال بچه‌های امروز خاطرات جذابی از کودکی‌شان مانند ما نخواهند داشت.

محبوبه ریاستی


نظر خوانندگان:
لطفاً نظرات را فارسی وارد کنید
نام:    پست الکترونیک: