روزنامه جام جم
صفحه اصلی روزنامه درباره ما ارتباط با ما پیوندها راهنمای سایت بورسبورس آب و هواآب و هوا انتشاراتانتشارات اشتراکاشتراک آرشیو روزنامهآرشیو روزنامه
جمعه 08 ارديبهشت 1396 / 01 شعبان 1438 / a 28 Apr 2017
صفحه اول روزنامه
سياسي
راديو و تلويزيون
اقتصاد
فرهنگي
جامعه
ورزش
دانش
جهان
حوادث
ايران زمين
گفتگو
سلامت
انديشه
صفحه آخر
جستجوی پیشرفته
ضمائم
ویژه نامه ها
ويژه نامه نوروز 89
نسخه چاپی فرستادن با پست الکترونیک
پنجشنبه 27 اسفند 1388 - ساعت 00:04
شماره خبر: 100869842964
20 پيشنهاد وسوسه‌کننده سينمايي
در سراسر دنیا رایج است که هنگام فرارسیدن روزهای تعطیلی عمومی و اعیاد، از‌سوی مطبوعات پرمخاطب فهرست‌های مختلفی از فیلم‌ها و کتاب‌های پیشنهادی تهیه می‌شود و کارشناسان در قالب این فهرست‌ها، تعدادی از فیلم‌ها و آثار فرهنگی مورد علاقه خود را که احساس می‌کنند تماشایشان ممکن است برای مخاطبان گسترده مفید یا سرگرم‌کننده باشد، معرفی می‌کنند. انتخاب 20 فیلم از میان انبوه فیلم‌های ساخته‌ شده و به نمایش درآمده طی سال گذشته کار بسیار دشواری بود. تصمیم گرفتیم برای انتخاب بهترین فیلم‌های سال از منتقدان باتجربه و کاربلد کمک بگیریم و نظر آنها را جویا شویم. در کنار آنها نظر چند روزنامه‌نگار جوان را هم پرسیدیم که می‌دانستیم خوره فیلم هستند و سینما مهم‌ترین علاقه زندگی‌شان است. فیلم‌های زیادی بودند که می‌شد در این فهرست باشند و نیستند. برخی فیلم‌ها هم ممکن است مخالفانی داشته باشند. به هر حال سینما مثل همه هنرهای دیگر با سلیقه و بینش مخاطب سر و کار دارد و هر آدمی ممکن است دیدگاهی مخصوص به خود داشته باشد که با مراجعه به آن، فیلمی را بپسندد یا نپسندد. این فیلم‌ها انتخاب این آدم‌ها هستند و آدم‌های دیگر در شرایط دیگر ممکن بود انتخاب‌های دیگری داشته باشند.

فیلم‌های این فهرست از همه جنبه‌ها موردتأیید نیستند و فقط یک چشم‌انداز کلی از سینمای جهان در یکی دو سال گذشته به دست می‌دهند که قصد دفاع از آن را هم نداریم. این فهرست تنها یک پیشنهاد ساده و دوستانه برای دوستداران سینماست که در روزهای تعطیلی پیش رو، دیدن چندتایی از آنها را تجربه کنند. خیلی از مردم ما در تعطیلات طولانی نوروز حساب ویژه‌ای روی تماشای فیلم‌ها و سریال‌های خارجی باز کرده‌اند. این روزها هم که بساط نمایش خانگی حسابی رواج دارد و همه عادت کرده‌اند که از سوپرمارکت محله یا ویدئوکلوب‌ها فیلم بخرند و در کنار خانواده تماشا کنند. سعی ما بر این بوده که به علاقه‌مندان سینمای خانگی کمک کنیم وقتی فیلمی را تهیه می‌کنند، دست‌کم تا اندازه‌ای با محتوا و مضمون آن آشنایی داشته باشند و از قبل بدانند که این فیلم ساخته کدام کشور است، چه کسانی در تولیدش نقش داشته‌اند و داستانش در چه حال‌وهوایی اتفاق می‌افتد. برای انتخاب فیلم‌های این فهرست این نکته مهم و بنیادی را در نظر داشته‌ایم که تمام آثار پیشنهاد شده، با فرهنگ ملی و اعتقادات دینی خودمان هماهنگی داشته باشد و خارج از عرف نباشد. آنچه قابل توجه است جنبه سرگرمی این فیلم‌ها، جذابیت‌های دراماتیک و بصری، نکات آموزشی و دستاوردهای تکنولوژیک آنها برای سینماگران جوان و در نهایت تجربه حدود دو ساعت جادوی سینما بوده است و سایر حواشی احتمالی درباره فیلم‌های این فهرست و سازندگان آنها موردنظر نبوده است. حتی اگر تماشای یک فیلم از این فهرست تجربه خوشایند و آموزنده‌ای برای کسی فراهم آورد به این معنی است که تلاش منتقدان و کارشناسان عزیزی که این فهرست را آماده کرده‌اند، بی‌نتیجه نبوده است.

فعالیت فراطبیعی (اورن پلی)

Paranormal Activity

سعید قطبی‌زاده: از جهاتی می‌توان این فیلم را یک اثر تاریخ‌ساز دانست، چون با هزینه‌ای حدود 15 هزار دلار ساخته شده، ولی به فروشی چند میلیون دلاری دست‌یافته و باعث حیرت کمپانی‌های بزرگ هالیوود شده است. از همین حالا تولید آثاری به تقلید از «فعالیت فراطبیعی» آغاز شده و همه فیلمسازان مستقل آرزو دارند چنین موفقیتی به دست بیاورند. «فعالیت فراطبیعی» فضایی مستندوار و ساده دارد و داستانی ترسناک و بشدت تاثیرگذار را با ابزار معمولی به تصویر کشیده است. همین سادگی ساختار بصری باعث شده که موقعیت‌های ترسناک فیلم باورپذیر از کار دربیاید. «فعالیت فراطبیعی» برای دوستداران وحشت واقعی و مستند و همچنین برای کسانی که از دیدن دل و روده و خون و خشونت بر پرده سینما خسته شده‌اند و در جستجوی ایده‌های ناب و موقعیت‌های ترس‌آور واقعی هستند، تجربه‌ای ازدست‌ندادنی به شمار می‌رود.

روبان سفید (میشائیل هانکه)

The White Ribbon

هانکه را به عنوان یکی از اصیل‌ترین و نامتعارف‌ترین فیلمسازان سینمای روشنفکرانه اروپا می‌شناسند. «روبان سفید» فیلمی تاثیرگذار درباره اخلاق، قوانین اجتماعی و بخصوص خشونت است. داستان در اوایل قرن بیستم در روستایی در شمال آلمان اتفاق می‌افتد. در طول داستان روند شکل‌گیری نازیسم و به قدرت رسیدن ایدئولوژی حاکم بر آلمان را مشاهده می‌کنیم. «روبان سفید» ساختار اپیزودیک دارد و محیط متعصب و عبوس اروپای پروتستان را با ترکیب‌بندی سیاه و سفید صحنه‌ها به تصویر کشیده است. دلالت‌های مذهبی و اجتماعی فیلم گسترده‌اند و درد و خشونت را به شکلی عریان نشان می‌دهد. «روبان سفید» درامی تکان‌دهنده با شخصیت‌هایی قوی و تأثیرگذار است که روند عادی گسترش وحشیگری در قالب خشونت اخلاق‌گرایانه را مورد بررسی قرار می‌دهد. فیلم حاوی زنجیره‌ای از رذالت‌های کوچک و بزرگ موذیانه است که ممکن است دیدنش را تا انتها تاب نیاورید. ضمنا اگر از معماهای حل‌نشده متنفرید، «روبان سفید» و اساسا فیلم‌های هانکه را نبینید.

معرفت (الکس پرویاس)

Knowing

مهرزاد دانش: مانند «2012» این فیلم هم داستان آخرالزمانی و رمزآلود دارد و در خلق فضایی تلخ و مایوس از «2012» هم رادیکال‌تر است. «معرفت» رگه‌هایی از یک فیلم ترسناک را دارد و انبوهی از مفاهیم سینمای وحشت مانند جن‌زدگی و تأثیر نیروهای ماورائی در آن به چشم می‌خورد. اما هرچه داستان جلوتر می‌رود نوعی لحن معنوی بر فیلم حاکم می‌شود و از آخرالزمان به عنوان وسیله‌ای برای تاکید بر هدف‌دار بودن هستی استفاده می‌گردد. بازیگر اصلی فیلم نیکلاس کیج است و برخلاف «2012» از جلوه‌های ویژه پرهزینه و مهیج در اینجا خبری نیست.

2012 (رولند امریش)

2012

فیلمی پرحادثه و سرشار از جلوه‌های ویژه رایانه‌ای درباره آخرالزمان و نابودی زندگی. اگرچه از فرمول‌های مستعمل و کلیشه‌های آشنایی چون نجات قهرمان در آخرین لحظه و عبور شخصیت‌های اصلی از همه موانع در این فیلم استفاده شده، ولی بر خلاف روال متداول در این ژانر، داستان «2012» واقعا با نابودی کامل زمین پایان می‌یابد و این‌بار خبری از نجات معجزه‌آسای دنیا در لحظات واپسین نیست. فیلم در بستر فاجعه به بحران‌های عاطفی و گسست‌های خانوادگی می‌پردازد و از ارجاعات مذهبی نیز خالی نیست. نام فیلم اشاره مستقیمی به سال 2012 است که طبق پیشگویی مشهور قوم مایا، زمان پایان یافتن دوران خواهد بود.

منطقه 9 (نیل بلومکمپ)

District 9

شهزاد رحمتی: هواداران فیلم‌های علمی تخیلی هرگز از تماشای این فیلم حادثه‌ای خیالپردازانه ناامید نخواهند شد. داستان «منطقه 9» درباره موجودات فضایی ناشناخته‌ای است که به زمین می‌آیند و توسط قدرت‌های حاکم بر زمین در یک پایگاه حفاظت‌شده ارتشی اسیر می‌شوند تا تحقیقات لازم روی آنها صورت بگیرد و فناوری آنان کشف شود. این قرنطینه اجباری سرآغاز وقوع حوادثی عجیب است. فیلم بافت تلخ و خشونت‌باری دارد و با نگاهی نامتعارف به مقوله موجودات فرازمینی ساخته شده است. دیدگاه «منطقه 9» با آثار سرگرم‌کننده و مخاطب‌پسند آمریکایی که در آنها موجودات فضایی فقط بهانه‌ای برای قهرمان‌بازی نجات‌دهندگان تمدن بشری هستند، تفاوت زیادی دارد. فیلم دلالت‌های سیاسی و فلسفی فراوانی دارد و پرسش‌های مهمی را مطرح می‌کند.

ماه (دانکن جونز)

Moon

یکی از دیدنی‌ترین اکشن‌های علمی خیالی سال که به‌خاطر بافت معمایی و صحنه‌های دلهره‌آورش هواداران زیادی دارد. فیلمنامه «ماه» براساس قصه‌ای از کارگردان، نوشته شده و کوین اسپیسی یکی از نقش‌های اصلی فیلم را بازی می‌کند. فضاسازی فیلم براساس نشانه‌هایی در ژانر علمی خیالی کاملا شناخته شده و مرسوم است. «ماه» جزو پروژه‌های پرهزینه هالیوود محسوب نمی‌شود ولی موفقیت زیادی به دست آورد که از آن جمله می‌توان به نامزدی دو جایزه بفتا اشاره کرد. قهرمان داستان شخصیت‌پردازی جالبی دارد و تماشاگر را به یاد دانشمندان نابغه اوایل قرن بیستم می‌اندازد.

برادرها (جیم شریدان)

Brothers

شاهین شجری‌کهن: درام تکان‌دهنده‌ای درباره جنگ افغانستان و تأثیر مخرب آن بر سربازان آمریکایی و خانواده‌های آنها. «برادرها» درام قوی و تأثیرگذاری است که بدون حاشیه رفتن و اداهای وطن‌پرستانه، نسبت به اثرات فاجعه‌آمیز جنگ هشدار می‌دهد. جیم شریدان فیلم بی‌ادعایی ساخته که چند فراز دراماتیک جذاب دارد و به شکلی موجز و موثر قصه‌اش را روایت می‌کند. توبی مگوایر یکی از بهترین بازی‌هایش را در این فیلم به نمایش گذاشته و توانسته روان تخریب‌شده یک سرباز آمریکایی را با ظرافت بازسازی کند. توازنی که شریدان میان اکشن و ملودرام ایجاد کرده
جالب توجه است. 2 بازیگر خردسال «برادرها» به‌قدری روان و طبیعی بازی می‌کنند که کودکان بازیگر ما در مقایسه با آنها به چوب خشک می‌مانند.

تترو (فرانسیس فوردکاپولا)

Tetro

خالق پدرخوانده‌ها پس از سال‌ها دوری از سینما با یک فیلم مستقل کم‌هزینه اما خوش‌ساخت به دنیای کارگردانی
بازگشته است. «تترو» یک درام معمایی جذاب است که به تفاوت‌ها، عقده‌ها و مناسبات اخلاقی پنهان در خانواده می‌پردازد. بعد از «مکالمه» این دومین فیلم کاپولا است که فیلمنامه‌اش را نیز خودش نوشته. ونسان گالو در نقش اصلی بازی بسیار تأثیرگذاری دارد و آمیزه‌ای از خشم و نفرت و لاقیدی را در قالب یک شخصیت پیش‌بینی‌ناپذیر به نمایش می‌گذارد. کاپولا در واکاوی عمق روان شخصیت‌هایش موفق است و ساختار بصری فیلم در عین سادگی از پختگی و قوام حیرت‌آوری برخوردار است. به نظر می‌رسد دوران جدیدی در تاریخچه سینمای مستقل آغاز شده است و فیلمسازان باتجربه‌ای چون کاپولا از این طریق می‌توانند فیلم‌های شخصی بسازند و دغدغه‌های هنری خود را بدون نگرانی از خرده فرمایشات استودیوها و کمپانی‌های عظیم هالیوود به تصویر بکشند. «تترو» یک نمونه موفق از سینمای مستقل است که چون با هزینه اندک تولید شده، نگرانی جذب مخاطب عام و بازگشت سرمایه از طریق فروش در گیشه را نیز ندارد.

ضامن (کاترین بیگلو)

Hurt Locker

شاپور عظیمی: اواخر سال رقابت سختی میان خانم بیگلو و همسر سابقش جیمز کامرون وجود داشت. کامرون قصد داشت رکورد پرفروش‌ترین فیلم تاریخ سینما را از چنگ خودش(!) دربیاورد و با «آواتار» از رقم فروش فیلم قبلی‌اش «تایتانیک» عبور کند. کاترین بیگلو هم «ضامن» را ساخت که تحسین همه منتقدان و علاقه‌مندان سینما را برانگیخت و یکی از بهترین فیلم‌های سال لقب گرفت. «ضامن» درام درخشانی است که به جنگ و حاشیه‌های تمام‌نشدنی آن می‌پردازد. تصویر تلخ و مستندی که بیگلو از محیط‌های نظامی نشان می‌دهد، تکان‌دهنده است. فیلم به عمق روح شخصیت‌هایش نفوذ می‌کند و موقعیت‌هایی تأثیرگذار را به نمایش می‌گذارد. شخصیت‌های اصلی داستان خنثی‌کننده بمب هستند ولی قرار نیست به سبک فیلم‌های جنگی آمریکایی، قهرمانان شکست‌ناپذیر باشند. تصویری که «ضامن» از عراق و حضور نظامیان آمریکایی در خاک آن کشور ارائه می‌کند، بیشترین مطابقت را با واقعیت دارد. «ضامن» از آن فیلم‌هایی است که نمی‌توان نادیده رها کرد.

بدنام (داگلاس مک‌گریث)

Infamous

یک درام جذاب و درگیرکننده درباره زندگی و روحیات نویسنده مشهور آمریکایی ترومن کاپوتی که رمان تحسین‌شده «در کمال خونسردی» را نوشته است. شخصیت‌ شکننده و پیچیدگی‌های ذهن کاپوتی به شیوه‌ای متاثرکننده در فیلم بازتاب یافته است. «بدنام» در خلق فضای اشرافی آمریکای نیمه قرن بیستم موفق است و رابطه نامتعارفی را که میان یک نویسنده و سوژه‌اش پدید می‌آید با نشانه‌هایی ظریف به تصویر می‌کشد. بازی تابی جونز که نقش ترومن کاپوتی را بر عهده دارد، حیرت‌انگیز و مجذوب‌کننده است. شاید این دقیق‌ترین و واقعی‌ترین کاپوتی تاریخ سینما باشد و با فاصله‌ای زیاد از بازی فیلیپ سیمور هافمن در همین نقش بهتر است. «بدنام» پیوند قدرتمندی میان ادبیات، روان‌شناسی و معما برقرار کرده و شخصیت‌پردازی دقیقی دارد.

آغوش‌های گسسته (پدرو آلمودوار)

Los Abrazos Rotos

اصغر نعیمی: آخرین ساخته آلمودوار شاید به اندازه فیلم‌های قبلی‌اش قوی و تأثیرگذار نباشد اما هنوز می‌توان آن را یکی از بهترین درام‌های انسانی سال گذشته دانست. «آغوش‌های گسسته» داستانی پرکشش درباره عشق، انتقام، دشمنی و البته پشت پرده سینما دارد و می‌توان آن را اظهار علاقه شخصی کارگردان به تاریخ سینما به شمار آورد. پنه‌لوپه کروز، بازیگر مورد علاقه آلمودوار در شمایلی شبیه آدری هپبورن ظاهر شده و فیلم به بررسی عشق و خاطره در بستر دوستی‌های مردانه می‌پردازد. «آغوش‌های گسسته» در جشنواره کن حضور داشت و یکی از بخت‌های اصلی دریافت جایزه نخل طلایی بود.

ربوده‌شده (پیر مورل)

Taken

یکی از بهترین فیلم‌های اکشن و حادثه‌ای سال که با ساختاری قوی و داستانی منسجم باعث تحسین علاقه‌مندان سینمای اکشن شد و منتقدان نیز حسابی تحویلش گرفتند. لیام نیسن در نقش اصلی بازی قابل قبولی دارد و فضای فیلم به طرز خیره‌کننده‌ای پرتنش و جذاب است. صحنه‌های درگیری قهرمان با آدم‌ربایان و باندهای بزرگ خلافکاری بسیار خوب کارگردانی شده و همه‌چیز به طور سنجیده‌ای سر جای خودش قرار دارد. ساختار بصری و شیوه قاب‌بندی «ربوده‌شده» نشان از کارگردانی قوی و منسجم پیر مورل دارد و برای تک‌تک نماهای فیلم از قبل طراحی مشخصی در نظر گرفته است.

گرفتن پلهام 123 (تونی اسکات)

The Taking of Pelham123

احسان ناظم‌بکایی: یک تریلر مهیج درباره گروگانگیری، خشونت و تعقیب و گریز. جان تراولتا نقش سردسته گروه کوچکی را بازی می‌کند که یک قطار زیرزمینی را با همه مسافرانش می‌ربایند و در مقابل خواسته‌ای بزرگ دارند. دنزل واشنگتن با گروگانگیرها ارتباط برقرار می‌کند و می‌کوشد اوضاع را به حالت عادی درآورد. فیلم سرشار از لحظه‌های نفسگیر است و مسیر درام تا نابودی کامل ضدقهرمان ادامه می‌یابد. با این‌که از انفجارهای بزرگ و تعقیب و گریزهای طولانی در این فیلم خبری نیست ولی هیجان در بیشتر دقایق در بالاترین سطح قرار دارد. «گرفتن پلهام 123» برای دوستداران هیجان و سرگرمی انتخاب مناسبی است.

رفقای قدیمی (والت بکر)

Old Dogs

یک کمدی خانوادگی جذاب و سرگرم‌کننده درباره 2 دوست و شریک قدیمی که در آزمونی دشوار قرار می‌گیرند. نقش‌های اصلی را جان تراولتا و رابین ویلیامز بازی می‌کنند که به نظر می‌رسد بهترین گزینه‌ها برای این دو نقش بوده‌اند. در سال‌های گذشته رابین ویلیامز ستاره بی‌چون‌وچرای ملودرام‌ها و کمدی‌های خانوادگی بوده و تراولتا هم هرگاه لابه‌لای اکشن‌های پرهیاهویش فرصتی پیدا کند نقش‌های این‌چنینی را قبول می‌کند و خودی نشان می‌دهد. مثل همه کمدی‌های آمریکایی در اینجا هم با ستایش مفاهیم مثبت مانند عشق، وفاداری و ثبات در دوستی روبه‌رو هستیم و به ماجراهای کوچک زندگی روزمره، پرداختی دراماتیک و طنزآلود داده شده. موسیقی، طراحی صحنه، شیوه استفاده از رنگ و نور و بازی‌های «رفقای قدیمی» در سطح بالایی قرار دارند و داستان بدون شاخ و برگ اضافی روایت می‌شود.

شماره 9 (شین اکر)

9

هوشنگ گلمکانی: با این‌که نام تیم برتون نه در مقام کارگردان و نه به عنوان نویسنده، بلکه فقط به عنوان یکی از چهار تهیه‌کننده «شماره 9» آمده، اما این فیلم را می‌توان اثری بشدت تیم برتونی دانست که نشانه‌های سبکی تیم برتون از هر لحظه‌اش مشهود است. این انیمیشن فانتزی علمی خیالی فضایی تیره و مأیوس می‌آفریند که در آن همه‌جا پر از خطر و احتمال نابودی است. «شماره 9» مضمونی آخرالزمانی دارد و در بدویتی که پس از آخرین جنگ جهانی به وجود آمده دنیای خاص خودش را می‌آفریند. لحن تلخ فیلم زمانی که از سلطه ماشین‌ها و ایدئولوژی‌های جنگ‌طلب سخن می‌گوید به اوج می‌رسد. «شماره 9» پیشگویی ناخوشایندی است درباره پایان دوران و خطر سلطه ماشین بر انسان. ولی با وجود این تلخی و تیرگی، فیلم از لحاظ بصری مسحورکننده است و بر خاطره تماشاگر تأثیری عمیق و هشداردهنده می‌گذارد.

آواتار (جیمز کامرون)

Avatar

برای علاقه‌مندان سینما تماشای آخرین ساخته جیمز کامرون نیازی به توصیه و پیشنهاد ندارد. «آواتار» ضیافتی از جلوه‌های ویژه رایانه‌ای و چشم‌اندازهای بصری خیره‌کننده است. جذابیت درونی فیلم بیش از آن‌که به تکنیک‌های به کار گرفته شده در آن بازگردد، مدیون هوش و چیره‌دستی کارگردان نابغه‌ای است که روح سینما را در کالبد اثرش دمیده است. گرچه داستان و سیر دراماتیک فیلمنامه در حد و اندازه پرهزینه‌ترین فیلم تاریخ سینما نیست، اما صحنه‌هایی از «آواتار» واقعا تماشاگر را جادو می‌کند. جیمز کامرون جهانی منحصربه‌فرد آفریده که تک‌تک اجزایش با دقت و مهارتی فوق‌العاده طراحی و اجرا شده‌اند. هارمونی کامل صحنه‌ها در کنار یکدیگر و انرژی درونی فیلم نشان می‌دهد که چرا جادوی «آواتار» در همه دنیا مخاطبان سینما را این چنین مسحور و مجذوب خویش کرده است. البته بخشی از جذابیت‌های فیلم در نمایش خانگی از میان می‌رود، چرا که «آواتار» برای نمایش روی پرده عریض طراحی شده و هنگام دیدن آن روی صفحه کوچک تلویزیون یا مانیتور قسمتی از ظرایف فیلم پنهان می‌ماند.

کورالین (هنری سلیک)

Coraline

محبوبه افتخاری: این انیمیشن فانتزی یکی از تلخ‌ترین و تیره‌ترین فیلم‌هایی است که تا کنون برای کودکان ساخته شده و تماشای آن فقط برای بزرگسالان توصیه می‌شود. «کورالین» که نامزد اسکار بهترین انیمیشن سال هم بود، براساس کتابی از نیل گیمن ساخته شده و داستان دختربچه‌ای است که در خانه‌ای اسرارآمیز با وقایع کابوس‌واری روبه‌رو می‌شود. منطق کابوس در تمام لحظات فیلم جاری است و توالی جنون‌آمیز و وهم‌آلود ماجراها جز با منطق رویا و کابوس قابل توجیه نیست. فیلم با تکنیک استاپ موشن اجرا شده و پیداست که تولید بسیار دشوار و وقت‌گیری داشته است. تنوع بصری «کورالین» بسیار زیاد است و صحنه‌های چشمگیری در فیلم وجود دارد. طراحی شخصیت‌ها و نماهای پس‌زمینه با دقت انجام شده و طیف رنگ‌های سرد و تیره با هماهنگی کامل در کنار یکدیگر قرار گرفته‌اند. با این‌همه «کورالین» فیلم ملال‌آوری نیست و حتی می‌توان گفت جذاب و پرانرژی است. اشارات فلسفی زیادی در فیلم به چشم می‌خورد و شخصیت‌پردازی متکی بر نظریه‌های روان‌شناسی مدرن است.

گرن تورینو (کلینت ایستوود)

Gran Torino

دوستداران کلینت ایستوود تمام‌نشدنی «گرن تورینو» را یکی از بهترین فیلم‌های سال 2008 می‌دانند و در برخی نظرسنجی‌های معتبر نیز این فیلم را جزو 10 فیلم برتر سال معرفی کرده‌اند. داستان فیلم درباره پیرمرد عبوسی است که کهنه‌سرباز جنگ کره به حساب می‌آید و با زمین و زمان سر ناسازگاری دارد. او تنها زندگی می‌کند و دنیای مدرن را درک نمی‌کند. تصویری که فیلم از جامعه معاصر آمریکا و تعارضات درونی این جامعه نشان می‌دهد، تکان‌دهنده است. «گرن تورینو» فیلمی در نقد نژادپرستی است اما از سوی دیگر به هویت‌باختگی جامعه آمریکا بر اثر آمیزش با نژادهای مختلف نیز اعتراض می‌کند. در این فیلم تصویری از یک محیط پرتشنج و ناامن نشان داده می‌شود که افرادی از زبان‌ها، نژادها و فرهنگ‌های متفاوت با بدبینی و کینه در کنار یکدیگر زندگی می‌کنند و هر لحظه احتمال انفجار این دیگ جوشان نفرت و عدم درک متقابل می‌رود.

بالا (پت داکتر، باب پترسون)

Up

وحید سعیدی: نامزد 5 جایزه اسکار و بهترین انیمیشن سال، جدیدترین محصول کمپانی پیکسار است که برگ برنده دیگری در کارنامه این کمپانی محسوب می‌شود. «بالا» داستانی جذاب و پرکشش دارد و از نظر بصری به رنگین‌کمانی از رنگ و نور شبیه است. جلوه‌های تکنیکی فیلم خیره‌کننده است و براساس فیلمنامه‌ای دقیق و همراه با جزئیات ساخته شده. تصاویر نماآهنگ واری که در ابتدای فیلم گنجانده شده تا سیر نیم قرن زندگی عاشقانه 2 شخصیت اصلی را بازگو کند، دستاوردی ستایش‌برانگیز در زمینه ایجاز روایی و بیان تصویری است. بیشتر مفاهیم داستان به وسیله تصویر منتقل می‌شود و گفتگوها (بخصوص در نیمه اول فیلم) در حاشیه قرار دارند. «بالا» از آن فیلم‌هایی است که حتماً باید بیش از یک بار دیده شود تا همه ظرایف و جزئیات هنرمندانه‌اش کشف گردد.

ابری با احتمال بارش کوفته قلقلی (فیل لرد، کریس میلر)

Cloudy with a Chance of Meatballs

امسال این انیمیشن کمدی خوش‌آب‌ورنگ یکی از فیلم‌های پرفروش دنیا بود و توانست دوستداران انیمیشن را در سراسر دنیا به وجد بیاورد. داستان فیلم درباره مخترع بی‌دست‌وپایی است که تصادفی یک ماشین عجیب اختراع می‌کند که طبق سفارش، هر نوع غذایی که خواسته شود در تعداد فراوان تحویل می‌دهد. این ماشین عجیب کم‌کم از کنترل خارج می‌شود و بارانی از خوراکی‌های متنوع بر سر مردم شهر می‌بارد که ابتدا باعث خوشحالی آنان می‌شود ولی به مرور خطر نابودی تهدیدشان می‌کند. «ابری با احتمال بارش کوفته قلقلی» با این‌که لحن کمدی و طراحی‌های عامه‌پسند دارد ولی در لایه‌های زیرینش نقدهای مهمی را درباره آسیب‌های زندگی مدرن و مساله غذاهای فوری مطرح می‌کند. فیلم نسبت به عواقب رفتارهای غلط و ناسالمی که جامعه مدرن را به سوی نابودی می‌کشاند، هشدار می‌دهد.

 


نظر خوانندگان:
لطفاً نظرات را فارسی وارد کنید
نام:    پست الکترونیک: