روزنامه جام جم
صفحه اصلی روزنامه درباره ما ارتباط با ما پیوندها راهنمای سایت بورسبورس آب و هواآب و هوا انتشاراتانتشارات اشتراکاشتراک آرشیو روزنامهآرشیو روزنامه
جمعه 08 ارديبهشت 1396 / 01 شعبان 1438 / a 28 Apr 2017
صفحه اول روزنامه
سياسي
راديو و تلويزيون
اقتصاد
فرهنگي
جامعه
ورزش
دانش
جهان
حوادث
ايران زمين
گفتگو
سلامت
انديشه
صفحه آخر
جستجوی پیشرفته
ضمائم
ویژه نامه ها
ويژه نامه نوروز 89
نسخه چاپی فرستادن با پست الکترونیک
پنجشنبه 27 اسفند 1388 - ساعت 00:04
شماره خبر: 100869845639
خبر سازان
فاطمه واعظ جوادی

خبرسازی در عین سکوت

اگر نگوییم بحث برانگیز، فاطمه واعظ جوادی حتما آدم متفاوتی است. او تا مرداد ماه سال 88 رئیس سازمان حفاظت محیط زیست بود؛ سازمانی که با رشته تحصیلی‌اش زمین‌شناسی با گرایش فسیل‌شناسی از زمین تا آسمان فرق داشت. فاطمه جوادی در دولت نهم تنها عضو زن کابینه بود. زنی بسیار محجبه، منسوب به خانواده آیت‌الله جوادی‌آملی و گریزان از اصحاب رسانه. برخی منتقدان البته حاضر نشدن او در جمع خبرنگاران را نشانی از مسلط نبودن او برموضوعات زیست محیطی می‌دانستند، یعنی انتقادی که خود او نیز از آن خبر داشت. اما روز تودیع جوادی، یکی از آن مراسم به یادماندنی بود. او وقتی کرسی ریاست سازمان را به محمدجواد محمدی‌زاده تحویل می‌داد بدون آن که آثار ناراحتی در چهره یا لحن صدایش مشهود باشد گفت در 4 شب از ماه رمضان بدون آن که خواب به چشمش آمده باشد، دست به دعا برداشته تا خداوند کسی را به جای او به سازمان بفرستد که دوستدار و حافظ محیط زیست باشد!

او در آن جلسه حرف‌های متفاوت دیگری هم زد، اما وقتی با لحنی آرام و دوستانه از حضار خواست به یمن شب‌های قدر همه او را حلال کنند، خیلی‌ها برای لحظاتی متاثر شدند. جوادی بالاخره از سازمان محیط زیست رفت تا همان‌گونه که مسوولی در سکوت بود، سال‌های باقیمانده عمرش را نیز در سکوت خبری بگذراند. پس از رفتن او البته خبرهای جسته و گریخته‌ای درباره‌اش شنیده شد و مهم‌تر آن که او فهرست دارایی‌هایش را ارائه کرده تا تغییرات اموالش در دوره تصدی پست معاونت ریاست جمهوری مشخص شود. این فهرست روز پانزدهم مهر ماه رسانه‌ای شد؛ فهرستی که دارایی‌های معاون مازندرانی احمدی‌نژاد را این‌گونه توضیح می‌داد: «یک واحد آپارتمان 100 متری متعلق به خودش و یک واحد آپارتمان 100 متری متعلق به همسرش که هر دو را سال 79 در محله نارمک تهران خریده‌اند به علاوه 4 تا 5 میلیون هدایای دریافت شده از نهادهای دولتی.»

فهمیدن این که زن جنجالی کابینه نهم پس از ترک ساختمان پارک پردیسان کجاست و چه می‌کند کار سختی بود، اما پرس و جوها نشان داد که او به شیراز رفته تا در کسوت عضوی از هیات علمی دانشگاه این شهر به تدریس مشغول شود و به قول خودش در بررسی فسیل‌ها غرق شود و پیش خود تکرار کند خدایی که فسیلی را میلیو‌ن‌ها سال حفظ می‌کند چطور نمی‌تواند آقایی امام زمان(عج) را هزار سال زنده نگهدارد.

کامران باقری لنکرانی
آن وزیر سفر کرده

هر چند که وزیر بهداشت دولت نهم در کمال ناباوری از ادامه کار با دولت، کنار گذاشته شد اما به نظر می‌رسد ارزش کار‌های فعلی او، خصوصا این‌که همه عصرها در درمانگاه دولتی وابسته به دانشگاه علوم پزشکی شیراز و نه در مطب خصوصیش بیمار می‌بیند، اگر از وزیر بودن بیشتر نباشد، کمتر نیست.

کامران باقری لنکرانی متولد سال 1344 متاهل و صاحب 3 فرزند،جوان ترین وزیر کابینه نهم بود که اتفاقا وقت گرفتن رای اعتماد در مجلس، تاکیدش بر توجه نمایندگان به نیروهای جوان متمرکز بود. روز خبرنگار، 17 مرداد 1388، در جمع خبرنگاران تعریف می‌کرد که به عنوان معاون پشتیبانی دانشگاه علوم پزشکی شیراز، برای مرخصی تابستانی به اتفاق خانواده‌اش در تبریز بوده که به او خبر می‌دهند رئیس‌جمهور برای انتخاب وزیر بهداشت تشکیل جلسه‌ای داده و او هم از افراد حاضر در این جلسه است و خودش را به تهران برساند.

به گفته خودش در همان جلسه که به خیالش جلسه‌ای برای مشورت و انتخاب وزیر بهداشت است، به عنوان وزیر بهداشت انتخاب می‌شود.اتفاقا صحبت‌هایی که در همین روز خبرنگار با خبرنگاران گفته شد، اصلا بوی خداحافظی نمی‌داد و خبرهای رسیده از گوشه و کنار حکایت از ماندگاری لنکرانی در دولت دهم داشت. اما این‌گونه نشد تا ریاست این وزارتخانه به اسم مرضیه وحید دستجردی یا همان اولین وزیر زن در جمهوری اسلامی رقم بخورد.

البته دوستداران این وزیر جوان، در روز تودیع او با تقدیم پرچمی که به مدت 100روز بر فراز حرم مطهر امام حسین برافراشته بود، برایش سنگ تمام گذاشتند. لنکرانی در حال حاضر به عنوان استاد تمام، با مدرک فوق‌تخصصی گوارش و کبد در دانشگاه علوم پزشکی شیراز مشغول به کار است.

لنکرانی بعد از بازگشت به دانشگاه شیراز، مرکز تحقیقات سیاستگذاری سلامت را در این دانشگاه راه‌اندازی کرده و ظاهرا هر روز صبح کارش را در همین مرکز شروع می‌کند. در این مرکز تحقیقاتی کار‌های پژوهشی و برنامه‌ریزی‌های کلان حوزه سلامت مورد تحقیق و بررسی قرار می‌گیرد.

وزیر سابق بهداشت در شیراز مطبی ندارد و خارج از هر گونه کار اجرایی، ظاهرا همه وقت و زمانش را به کارهای دانشگاهی و پژوهشی متمرکز کرده است. علاوه بر فعالیت‌های علمی و پژوهشی، لنکرانی با تاسیس کانون فرهنگی بصیرت با توجه به فرمایشات رهبر معظم انقلاب اسلامی، فعالیت‌های فرهنگی را نیز در استان فارس آغاز کرده است.

حمید رضا حاجی بابایی
وزیر پراگماتیسم

شاید حمیدرضا حاجی‌بابایی را باید نمونه بارز یک شخصیت کهنه کار پارلمانی در دولت دانست که با سابقه طولانی حضور در مجلس توانسته است ادبیات جدیدی در این زمینه به وجود آورد. او که متولد سال 1338 درهمدان است سالها نمایندگی مردم همدان درمجلس شورای اسلامی را در کارنامه خود دارد.

حضور در مجلس پنجم، ششم، هفتم و هشتم تنها بخشی از کارنامه او را تشکیل
می دهد زیرا وی طی دوره‌های هفتم وهشتم عضویت در هیئت رئیسه مجلس نیز حضور داشت تا کارنامه سیاسی خویش را در این زمینه کامل کند.

علاوه براینها در کارنامه پارلمانی حاجی بابایی، عضویت در کمیسیون‌های تلفیق، اصل نود،محاسبات و بودجه و امنیت ملی و سیاست خارجی دیده می‌شود.

پس از آنکه رییس جمهور در آبان ماه سال 88 وی را برای تصدی وزارت آموزش و پرورش در دولت دهم به مجلس هشتم معرفی کرد شاید خوشبین ترین منتقدان وی نیز گمان نمی بردند که وی با رای بالایی بتواند نمایندگان خانه ملت را مجاب به قبول خود کند.

حاجی بابایی در جلسه رای اعتماد وزیران توانست با 217رای موافق، 33رای مخالف و 13رای ممتنع از نمایندگان مجلس برای وزارت آموزش و پرورش رای اعتماد بگیرد و این خود دلیل موجهی برای قرار گرفتن وی در جایگاه این سمت بوده است.

شاید نقطه تمایز حاجی بابایی با دیگر وزیران دولت های پیشین در حوزه آموزش و پرورش عملگرایی وی در وعده هایی باشد که وی به جامعه فرهنگیان ایران داده است. این امر تا جایی پیش رفت که برخی وعده های وی در بدو عهده دار شدن او به سمت وزیر آموزش و پرورش و عمل به آنها از وی یک وزیر پراگماتیسم (عملگرا) در این زمینه ساخته است.او حتی چندی پیش پا را فراتر از این نیز گذاش و با وعده استخدام 30 هزار معلم ورزش موج شادی را در میان جامعه فرهنگیان ایران ایجاد کرد.رفع مشکلات معیشتی فرهنگیان از دیگر وعده های این وزیر در ماههای نخست عهده دار شدنش به این سمت بود که نشان از آن داشت که حضورش در چهار دوره قبلی مجلس (1388-1375) که همواره با عضویتش در هیئت رئیسه و رئیس فراکسیون فرهنگیان مجلس بوده است بی دلیل نبوده است.

مرضیه وحید دستجردی
وزارت از جنس زنانه

اسمش را چه می‌شود گذاشت. شانس، اقبال، توانایی، لیاقت، این‌که دقیقا 50 ساله شوی و به عنوانی در این حد یعنی اولین وزیر زن در جمهوری اسلامی برسی، حتما شروع متفاوتی برای آغاز دهه پنجم زندگی‌ات محسوب می‌شود.

دکتر مرضیه وحیددستجردی، متخصص زنان و زایمان است و صرف‌نظر از سمت‌های علمی و پزشکی شامل هیات علمی گروه زنان و زایمان دانشگاه تهران، ریاست بیمارستان‌هایی در تهران، عضو شورای عالی نظام پزشکی کشور و... در دوره‌های چهارم و پنجم مجلس شورای اسلامی نماینده تهران بوده است.

هرچند وزیر قبلی بهداشت مهم‌ترین مسوولیتش حتی به ریاست دانشگاه علوم پزشکی شیراز هم نمی‌رسید و دکتر لنکرانی تنها معاونت این دانشگاه را به عهده داشت، با این حال ما بر خلاف کسانی معتقدند انتخاب دکتر دستجردی به عنوان وزیر زن در کابینه دهم بیشتر به یک عمل تشریفاتی و شعارگرایی نزدیک است تا انتخابی از روی تجارب و توانایی‌ها، چنین اعتقادی نداریم.

البته 25 مرداد 88 وقتی رئیس‌جمهور از دکتر دستجردی به عنوان وزیر بهداشت نام برد، برای کسانی که فراز و نشیب‌های طرح‌های پزشکی در اواخر دهه 70 را بخوبی به یاد داشتند، اولین چیزی که بخاطرشان آمد بی‌شک طرح انطباق بود؛ طرحی که از سوی دکتر دستجردی و دوستانش در دانشگاه تهران برنامه‌ریزی شد و قرار بود براساس آن تفکیک جنسیتی در مراکز درمانی انجام شود.

هر چند نمی‌توان لزوما چنین طرحی را غیرضروری نامید، اما بسیاری از منتقدان اتفاقا بر اساس منابع شرعی چنین اقدامی را بیشتر یک اقدام نادرست می‌دانستند و بر همین اساس ذهن‌ها وزیری افراطی را تداعی می‌کرد.

اما چنین نشد، دکتر دستجردی در روز معارفه اتفاقا در مقابل این سوال که شما قصد اجرای چنین طرحی را دارید، با لبخند به خبرنگار جام‌جم گفت: همه اینها شایعه است و تکذیب می‌کنم.

این‌که با گذشت نزدیک به یک دهه چگونه طراح طرحی، در بالاترین سمت حاضر به اجرای آن نمی‌شود، سوالی است که جوابی تاکنون نداشته، اما عملکرد 7 ماهه وزیر اتفاقا او را زن عمل‌های جدی‌تری نشان داده تا مجری طرح‌های گذشته. شاهد این موضوع اقدام ضربتی وزیر بهداشت در خصوص ابطال آزمون دستیاری سال 88 است، اقدامی که به‌رغم محرز شدن تقلب و تخلف در این آزمون نتیجه‌اش در طول چند دوره وزارت گذشته، تنها اغماض بود.

دیگری داشت. از اینها که بگذریم، نمی‌توان از مشکلات حوزه سلامت و بهداشت و پذیرش چنین مسوولیتی بسادگی گذشت، دست کم در حوزه درمان نارضایتی مردم بشدت بالاست و انتظار رفع مشکلات این حوزه در طول 4سال و با هر تلاش حتی شیرزنانه‌ای بیشتر به خیال می‌ماند تا واقعیت.

این‌که اولین وزیر زن در کارنامه‌اش چه خواهد داشت تا او را از عنوانی خالی از عمل، مبرا کند، هنوز به بیش از 40 ماه زمان نیاز دارد.

رزا منتظمی
خاموشی کدبانوی ایرانی

می‌گفت: «در اولین روز زندگی مشترک، وقتی قرار بود یکه و تنها به جنگ دیگ و قابله بروم، وقتی در اولین مهمانی خانوادگی، چند جفت چشم منتظر به دست‌هایم خیره مانده بودند، وقتی مادرشوهرم اولین بار به آشپزخانه سرک کشید و با یک نفس عمیق، عطر خوش قرمه‌سبزی‌ام را تایید کرد، فقط و فقط یک کتاب به دادم رسید.

او می‌گفت امروز هم جهیزیه دخترم را با این کتاب مزین کرده‌ام که در برابر دوست و فامیل آبروداری کند. این کتاب را بارها خوانده‌ام، بارها سطرهایش را از بر کرده‌ام، کتابی که مربی دیروز من و امروز دخترم است.» او از کتاب هنر آشپزی سخن می‌گوید.

کتاب هنر آشپزی از نگارنده‌ای که سالهاست اسمش با کدبانوگری و خورشت‌ها و شیرینی‌ها و دسرهای رنگارنگ همراه است.

او «رزا منتظمی» است. نام رزا منتظمی، یادآور هنری است که برای ایرانیان اصالت می‌آورد. ایرانیان به اصالت غذایی‌شان می‌بالند و اصالت غذایی با نام رزا منتظمی ماندگار شده است. رزا منتظمی با نام واقعی فاطمه بحرینی را در سالی که گذشت پس از 87 سال از دست دادیم. کتاب هنر آشپزی این کدبانو بیش از 40 سال است که در منازل دست به دست می‌شود و از هدایای معمول بسیاری از مادران به دختران و حتی همسران است.

این آشپز نام‌آور، «هنر آشپزی» را با دستور 600 نوع غذا در سال 1343 منتشر کرد. نگارش این کتاب 2 سال طول کشید. رزا از شاگردان باهوش و ممتاز سال‌های تحصیل بود و زمانی که سی و چند سال از عمرش می‌گذشت به آموزش آشپزی روی آورد. چاپ‌های اخیر کتاب او به 2 جلد رسید و دستور پخت بیش از 1700 نوع غذای ایرانی و فرنگی را در خود داشت.

در زمان حیاتش، رسانه‌ها کمتر به او پرداختند. آنچه از او مانده مصاحبه‌ای نصفه‌نیمه از روزنامه ‌اطلاعات است که در آن از روزگار و بی‌مهری مردم گله کرد. او ناشر کتابش بود و در هر چاپ، دستور‌هایی به هنر آشپزی اضافه می‌کرد. منتظمی از بی‌مهری وزارت ارشاد هم گفته و این‌که او را همراهی نکردند تا کتابش را با با تیراژ واقعی به دست مردم برساند؛ به همین دلیل کتاب هنر آشپزی که با 20 هزار نسخه هر سال تجدید چاپ می‌شود، با تامین نشدن کاغذ مورد نیاز به 5000 نسخه کاهش یافت.با وجود این، هنر آشپزی هنوز مادر بسیاری از کتاب‌های آشپزی است و هنوز بسیاری از صاحبان موسسات آموزش آشپزی، خود را شاگرد نویسنده آن می‌دانند. در میان اعتبار و ارزش هنر آشپزی همین بس که گفته می‌شود، در بحبوحه جنگ تحمیلی و دوران کمبود کاغذ، به خاطر جلوگیری از افزایش قیمت، کتاب هنر آشپزی با دفترچه بسیج اقتصادی به فروش می‌رسید.

اواخر عمر اما رزا منتظمی همان کدبانویی که صدها غذا را آموزش داد، آنقدر رنجور شده بود که به قول خودش توان پختن یک تخم‌مرغ عسلی را هم نداشت، تا سرانجام در اول آبان 88 برای همیشه شاگردانش را ترک کرد، یادش گرامی ...

علی احمدی
از فرهنگ تا اقتصاد

آقای دکتر عذرخواهی کردند و گفتند فعلا فرصت مصاحبه ندارند.

جملات و اظهارنظرهای علی‌احمدی در مدت یک سال و نیم وزارت به همان اندازه منجر به شگفتی رسانه‌ها و افکار عمومی می‌شد که کنار گذاشتن او از کابینه دهم و شاید همین مساله، عاقبت او را بر کرسی ریاست هیات مدیره صندوق بازنشستگی کارکنان وزارت نفت نشاند.

علی‌احمدی با مدرک دکتری مدیریت تولید، سال 84 در اولین گام برای ورود به حوزه سیاست نتوانست رای اعتماد مجلس را در پست وزارت تعاون کسب کند؛ اما در نیمه دوم سال 86 با عزل محمود فرشیدی در کسوت نهمین وزیر آموزش و پرورش به یکی از جنجالی‌ترین چهره‌های دولت تبدیل شد.واکنش به اظهارات وزیر سابق حوزه آموزش در بهمن ماه 86 کلید خورد، زمانی که او از تفاوت در آموزش دختران و پسران در سنین خاص سخن گفت و با اعلام این که یکسانی تعلیم و تربیت پسران و دختران پس از سال 1328 از دستاوردهای استعمار است، بر تفکیک ضمنی مفاهیم آموزش در مدارس تاکید کرد.

این سخنان هر چند با انتقاد برخی کارشناسان و حتی نمایندگان خانه ملت روبه‌رو شد، اما مخالفت او با استخدام نیروهای حق‌التدریسی که سال‌ها در انتظار استخدام بودند، او را به مانعی ستبر در راه خواسته فرهنگیان تبدیل کرد؛ در حالی که علی‌احمدی مخالف استخدام معلمان نبود، بلکه کسری بودجه 6000 میلیارد تومانی وزارت آموزش و پرورش در زمان او، سد راه اجرای برنامه‌های وی برای تحول نظام آموزش کشور شد؛ کسری که بارها وزیر از آن ابراز نارضایتی کرد؛ اما به ثبت دوران رکود اعتبار وزارت علی‌احمدی در تاریخ منجر شد.

وی حتی به خاطر همین کسری اعتبارات، معلمان را به بازنشستگی فراخواند و به آنان وعده حقوق بیشتر داد تا شاید راهی برای حل مشکلات وزارتخانه‌ای بیاید که 95 درصد اعتباراتش را به حقوق پرسنلی اختصاص می‌دهد.علیرضا علی‌احمدی در یک سال گذشته مبدع تحول، ساماندهی و مدیریت منابع انسانی در نظام آموزش بوده است؛ ابداعاتی که چندان به مذاق مجلسیان خوش نیامد و او را تا پای استیضاح پیش برد. همین مساله او را واداشت تا خود و وزارتخانه‌اش را در زندان بخشنامه‌ها اسیر بداند و در مراسم تودیع خود، خطاب به حمیدرضا حاجی‌‌بابایی، وزیر جدید توصیه کند: «من در ایجاد تغییر عجله کردم، شما عجله نکنید.»

اما این همه ماجرای علی‌احمدی نیست. وزیری که همواره در نوک تیز انتقادها و حمله کارشناسان در رسانه‌ها قرار داشت، توانست بار مطالبات فرهنگیان را که همچون غده چرکینی نظام آموزش را آزار می‌داد، درمان کند. علی‌احمدی خواهان تحول بود؛ تحولی که پیش از او کمتر مورد توجه قرار گرفت. به خاطر همین مدیریت مالی و نزدیکی او به رئیس‌جمهور، تحلیل کارشناسان بر ابقای او در دولت دهم بود، اما انتشار شایعاتی مبنی بر اختلاف نظر میان او و رئیس‌جمهور بر سر انتصاب مشایی به عنوان معاون اول ریاست جمهوری، امکان ابقا را از بین برد؛ شایعه‌ای که با تکذیب علی‌احمدی همراه بود، ولی او حاضر نشد در دفاع از دوران وزارتش به افکار عمومی توضیح دهد و این ویژگی، شایعات و یکسونگری‌ها را علیه او تشدید کرد. علی‌احمدی این روزها از پیشینه خود فاصله گرفته است. جهاد دانشگاهی، دانشگاه پیام نور و وزارت آموزش و پرورش نتوانست او را پایبند فضای فرهنگی کشور کند و به نظر می‌رسد رفاقت او با مسعود میرکاظمی، وزیر نفت، زمینه ورودش به حوزه اقتصاد بود؛ حوزه‌ای که بنا بر آمارهای رسمی 4 تریلیون تومان دارایی و 500 میلیارد تومان در سال گردش مالی دارد.


نظر خوانندگان:
لطفاً نظرات را فارسی وارد کنید
نام:    پست الکترونیک: