روزنامه جام جم
صفحه اصلی روزنامه درباره ما ارتباط با ما پیوندها راهنمای سایت بورسبورس آب و هواآب و هوا انتشاراتانتشارات اشتراکاشتراک آرشیو روزنامهآرشیو روزنامه
جمعه 08 ارديبهشت 1396 / 01 شعبان 1438 / a 28 Apr 2017
صفحه اول روزنامه
سياسي
راديو و تلويزيون
اقتصاد
فرهنگي
جامعه
ورزش
دانش
جهان
حوادث
ايران زمين
گفتگو
سلامت
انديشه
صفحه آخر
جستجوی پیشرفته
ضمائم
ویژه نامه ها
ويژه نامه نوروز 89
نسخه چاپی فرستادن با پست الکترونیک
پنجشنبه 27 اسفند 1388 - ساعت 00:05
شماره خبر: 100870118239
حکمت ايران باستان در گفتگو با دکتر غلامرضا اعواني
حکمت ذوقي ايران باستان فوق حکمت استدلالي يونان
ویژگی‌های حکمت ایران‌باستان چیست و اصولا شواهد ما بر وجود این حکمت چیست؟

متاسفانه بسیاری از متون ایران‌باستان از میان رفته، اما با وجود این متونی که برجای مانده در واقع از حیث حکمت اهمیت فراوانی دارد. بخشی از حکمت ایران‌باستان مکتوب نبوده و بیشتر از این که مکتوب باشد، حکمت تحققی بوده است، یعنی در افراد و حکما تحقق داشته و حکیمان بزرگی در آن دوران می‌زیستند. حتما لازم نیست حکیمی مطلبی بنویسد، ممکن است مطلبی ننویسد، چرا که عارف، عارف است، ممکن است کلماتی از او نقل شده باشد یا ممکن است رساله‌ای نوشته باشد یا ننوشته باشد. این است که حکمتی که در آن دوره وجود داشته، به صورت حکمت عملی و تحققی بوده است، دوم این که در آن زمان حکمت با دین یک چیز بوده و در تمدن‌های باستانی تفاوت میان دین و حکمت کمتر قابل تمایز بوده است، چنانچه این مساله را در ایران‌باستان، تمدن هند و چین می‌توان مشاهده کرد، برخلاف یونان‌باستان که حکمت با دین ارتباطی نداشت.

مطلب دیگر این که افراد غیرایرانی به وجود حکمت در ایران‌باستان گواهی دادند، یونانیان که در حکمت معروف هستند، بسیاری از نویسندگان قدیمی و باستانی آنها به این که در ایران حکمت وجود داشته گواهی دادند و بنده در سخنرانی‌های مختلف راجع به این موضوع صحبت کردم. یکی از بزرگ‌ترین مورخان یونان‌باستان در تاریخ حکمت و فلسفه کسی است به نام دیوگنس لائرتیوس. وی کتاب معروف «زندگی حکمای بزرگ» را حدود 2000 سال پیش به زبان یونانی تالیف کرده و در این کتاب، از حکما و نویسندگان بسیار دور که به زبان یونانی در دسترس بوده و اکنون در دسترس نیست فراوان اشاره کرده است. آغاز این کتاب درباره پیدایش حکمت در میان اقوام مختلف است و این سوال را مطرح می‌کند که اولین قوم یا کشوری که در آنجا حکمت آغاز شده، کدام است؟ و خود در پاسخ اول، نام کشور ایران را می‌برد و می‌گوید بنا به گفته‌ای، ایرانی‌ها در حکمت، باستانی‌ترین و قدیمی‌ترین قوم و کشوری هستند که در جهان وجود دارد و حتی از مولفان بسیار دوردست یونانی نقل می‌کند و می‌گوید که اینها چنین حرفی را زدند و حتی نقل‌قولی دارد که برای ما هم ممکن است قابل قبول نباشد و می‌گوید حکمت ایران‌باستان به 8000 سال پیش می‌رسد. باید توجه داشته باشیم که وی این حرف‌ها را 2000 سال پیش گفته است. همچنین از میان حکمای ایران از زردشت نام می‌برد و می‌گوید نام زردشت، نام بزرگی است و مغان پیروان زردشت در حکمت معروف هستند.

از دلایل دیگری که می‌توان مطرح کرد این است که یکی از بزرگ‌ترین فیلسوفان قرن سوم میلادی افلوطین است که متولد 205 و متوفای سال 268 میلادی است، او در حکمت بسیار معروف و بنیانگذار مکتب نوافلاطونی است و یکی از حکمای یونان‌باستان است. در شرح حال او نوشته‌اند، حکمت یونان‌باستان را تمام کرد و حدود 11 سال هم شاگرد «آمونیاس ساکاس» حکیم نوافلاطونی در اسکندریه بوده و وقتی به 40 سالگی می‌رسد، آرزوی تلمذ حکمت را نزد حکمای ایرانی می‌کند و به ایران می‌‌آید. ظاهرا چون از لحاظ مالی مشکل داشت در سپاه امپراتور روم گردیانوس که عازم جنگ با ایران بوده حرکت می‌کند و می‌خواسته همراه این سپاه به ایران بیاید و به این قصد حرکت می‌کند اما در عراق فعلی در مرز ایران در جنگی که میان شاپور اول و گردیانوس در می‌گیرد، گردیانوس کشته می‌شود و سپاه او شکست می‌خورد و وی دوباره به روم برمی‌گردد و نمی‌تواند به ایران بیاید و وقتی به روم برمی‌گردد در آنجا مکتب بزرگ نوافلاطونی را تاسیس می‌کند. این را به این دلیل گفتم که کسی با این عظمت علمی در زمانی که کمال فلسفی یونان بوده و فلاسفه بزرگی در آنجا بودند خواستار تلمذ فلسفه در ایران بوده و حاضر شده به هر طریقی وارد ایران شود. شواهدی از این دست زیاد است، اگر بخواهم یک یک این موارد را بگویم، یک کتاب می‌شود.

به دستور یکی از امپراتوران روم، آکادمی افلاطون بعد از حدود 900 سال فعالیت در سال 529 میلادی بسته می‌شود و 7 تن از بزرگان فلاسفه آکادمی افلاطون به دربار خسرو انوشیروان در ایران مهاجرت می‌‌کنند و چند سال در نهایت احترام در ایران بودند و بعضی گفته‌اند که در این مدت حضورشان در ایران، در دانشگاه جندی‌شاپور تدریس می‌کردند و بعد از 3 سال در جنگی که خسرو انوشیروان با رومیان داشت، در معاهده‌ای که میان آنها بسته می‌شود، یکی از شرایط انوشیروان این بوده است که این فیلسوفان به آتن برگردند و به کار فلسفه بپردازند و امپراتور متعرض آنها نشود و آنها بتوانند در کمال آزادی به فلسفه بپردازند و اینها برمی‌گردند و اتفاقا کتاب‌های بسیار خوبی که در تاریخ فلسفه معروف است، بعد از برگشت آنها از ایران تالیف شده است. این فیلسوفان در زمانی که در ایران بودند، تعدادی از متون یونانی به زبان پهلوی ترجمه شده است، اکنون به اصطلاح کتاب‌هایی از زبان فلسفه یونانی به زبان پهلوی ترجمه شده است که بعضی از آنها را ابن‌مقفع که مترجم کلیله و دمنه است و در متون قدیم به دلیل این که به ترجمه آثار منطق و فلسفه می‌پرداخته به ابن‌مقفع منطقی معروف است، از زبان پهلوی به زبان عربی ترجمه کرده است. این ترجمه ابن مقفع در سال 50 یا 48 هجری انجام شده است. شواهدی از این دست زیاد است، اما به اصطلاح کتب دینی که اکنون به دست ما رسیده مملو از مسائل بسیار مهم فلسفی است مانند گات‌ها و خیلی از کتاب‌های دیگر که از حیث مسائل فلسفی و حکمی مهم هستند. تعدادی از این آثار به زبان عربی ترجمه شده از جمله کتاب «صوان‌الحکمه» یا کتاب «اخبار‌الحکما» نوشته قفطی یا خیلی دیگر از کتاب‌ها که در دسترس هست و اختصاص به حکمای ایران‌باستان دارد که طالبان علم و علاقه‌مندان می‌توانند به آنها مراجعه کنند.

رابطه حکمت اشراق سهروردی و حکمت ایران‌باستان در چیست؟

حکمت اشراق که عالی‌ترین نوع حکمت است، در ایران‌باستان وجود داشته و یکی از کارهای بزرگ شیخ اشراق شهاب‌الدین سهروردی صاحب کتاب حکمه‌‌الاشراق احیای مبادی حکمت اشراق در نزد ایران‌باستان است که الحق و الانصاف از عهده این کار تا حدی که منابع در اختیار بوده، بخوبی برآمده است، اگر در واقع یونانی‌ها به حکمت بحثی و استدلالی شهره بودند، اما به نظر شیخ اشراق یک حکمت بسیار برتر و عالی‌تری وجود دارد که بالاتر از حکمت بحثی و استدلالی است و بسی فوق آن است و در طول آن قرار دارد نه در عرض آن و آن حکمت ذوقی و کشفی است و نمودار عالی این نوع از حکمت حکمای ایران باستان بودند.

این حکمت ویژگی‌هایی دارد که بر نور، اشراق و ظهور استوار است و عالم را با نور توجیه می‌کند و معتقد است خداوند نورالانوار است

این حکمت ویژگی‌هایی دارد که بر نور، اشراق و ظهور استوار است و عالم را با نور توجیه می‌کند و معتقد است خداوند نورالانوار است و همه مراتب هستی، مراتب تشکیکی نور است. همچنین این حکمت مبتنی بر رمز است و زبان رمز و تمثیل زبان حکمت است که نزد حکمای ایران باستان رواج کامل داشته و در یونان بویژه نزد ارسطو این حکمت رمزی چنان که باید و شاید مورد فهم قرار نگرفته و از طرف دیگر می‌گوید آنها اهل توحید بودند و به یک نکته دیگری که در این بحث به آن اشاره می‌کند، حکمت خسروانی بوده است، یعنی خسروان، حکیم بودند، برای این‌که نه‌تنها جنبه نظری، اخلاقی و فردی داشته، بلکه حکمت خسروانی بوده، یعنی در سطح عالی در جامعه وجود داشته است، به دلیل این‌که پادشاهان حکیم بودند.

حکمت آنها به تعبیر سهروردی، حکمت کامل الهی بود و به نظر من، درست نیز همین طور است، چون این حکمت فوق حکمت بحثی و استدلالی است.

چرا فلاسفه قبل از سهروردی مانند فارابی و ابن‌سینا توجهی به حکمت ایران باستان نداشتند؟

درواقع پایه‌گذار این حکمت، ابن‌سینا بوده است، چرا؟! برای این‌که ابن‌سینا در آغاز کتاب شفا گفته است که حکمتی که بنده به آن اعتقاد دارم، حکمت مشرقیه است و شفا را مطابق نظر مشائیان نوشتم و تکمیل کردم، اما با این‌که حکمت مشاء را به کمال رساندم، حکمت مورد نظر من نیست، کسانی که می‌خواهند به حکمتی که بنده به آن اعتقاد دارم، رجوع کنند، به کتابی که در این باب نوشتم به نام «الحکمة‌المشرقیة» مراجعه کنند. در این کتاب، ابن‌سینا نظرات خاص خود را که ورای حکمت مشاء است، مطرح کرده است. این کتاب از بین رفته، اما مقدمه‌اش وجود دارد که در مقدمه آن می‌گوید: آن چیزی را که من نوشتم، در جوانی بوده که به حکمت مشاء تعصب می‌ورزیدم و عده‌ای هستند که جاهل و متعصب هستند و در آنچه می‌خوانند اصرار می‌کنند و گمان نمی‌کنند که حقیقتی در ورای آنچه می‌گویند وجود دارد، ولی من به این نتیجه رسیدم که حکمت عالی‌تر و بسیار برتری است. ابن‌سینا در این اثر به سوی حکمت ایران باستان و عرفان رفته است. بنابراین پایه‌‌گذار حکمت ایران باستان با این‌که بحث حکمت باستان را به تنهایی مطرح نکرده و تمام شرق را مدنظر قرار داده، ابن‌سیناست. ابن‌سینا همچنین اثری با عنوان «کتاب‌الانصاف» داشته که در بیش از 2 هزار مساله اختلافی میان شرق و غرب قضاوت کرده است، اما متاسفانه این کتاب موجود نیست. بالاخره این راه حکمت مشرقیه را سهروردی در کتاب حکمه‌‌الاشراق مطرح کرده و ادامه داده است.

آموزه حکمت ایران باستان برای انسان معاصر ایرانی و غیر ایرانی چه می‌تواند باشد؟

متاسفانه نسل جدید ما خیلی کم به ایران باستان توجه دارند، در ابتدا باید این کتاب‌ها را بخوانند و به این نقل‌ قول‌هایی که از حکمای ایران باستان است، اندکی توجه کنند، ایرانی‌ها نه‌تنها در حکمت نظری، بلکه همچنین در حکمت عملی و در فن حکومت‌‌داری همیشه شهره آفاق بوده‌اند، به دوره مادها، کوروش و هخامنشی نگاه کنید، این‌ها حکیم بودند. کشورداری و اداره یک امپراتوری از مرز هند تا یونان و مصر شاید 20 برابر ایران امروزی بوده است. با نبود وسایل امروزی اداره این امپراتوری بزرگ با کمال قدرت، خودش حکمت است. بنابراین می‌توانید از نقل قول‌هایی که از این پادشاهان در حکومت رسیده و خیلی عظیم است در زمینه‌های عدالت، خداپرستی و... پی به وجود حکمت در میان آنها ببرید.

فلسفه را نباید امری انتزاعی دانست. اداره حکومت خوب، عالی‌ترین نوع حکمت است که ایرانی‌ها به آن خیلی شهرت داشتند و این نه‌تنها در ایران بوده که در چین هم همین‌گونه بوده است. کنفوسیوس احیای حکمت را به امپراتوران بزرگی که 2000 سال پیش از او می‌زیستند برمی‌گرداند، او اعتقاد داشته که آنها بزرگ‌ترین حکما بودند. بنابراین در اخبار برخی پادشاهان بزرگ که فن حکومت‌داری را واقعا تاسیس کردند و این سرمشقی شده است برای همه جهان، قابل تقدیر، توجه و مطالعه است، چون آنها به عدل و داد و ستم‌ستیزی معروف بودند. بیشتر پادشاهان ایران در طول تاریخ ستم‌گریز و یا ستم‌ستیز بودند، البته بعضی‌ها بودند که عادل نبودند، اما خیلی از پادشاهان نمونه عالی حکمت بودند که این در اخبار آنها و کتاب‌های حکمای ما وجود دارد که شایسته توجه است.

سیدحسین امامی


نظر خوانندگان:
لطفاً نظرات را فارسی وارد کنید
نام:    پست الکترونیک: