روزنامه جام جم
صفحه اصلی روزنامه درباره ما ارتباط با ما پیوندها راهنمای سایت بورسبورس آب و هواآب و هوا انتشاراتانتشارات اشتراکاشتراک آرشیو روزنامهآرشیو روزنامه
جمعه 08 ارديبهشت 1396 / 01 شعبان 1438 / a 28 Apr 2017
صفحه اول روزنامه
سياسي
راديو و تلويزيون
اقتصاد
فرهنگي
جامعه
ورزش
دانش
جهان
حوادث
ايران زمين
گفتگو
سلامت
انديشه
صفحه آخر
جستجوی پیشرفته
ضمائم
ویژه نامه ها
ويژه نامه نوروز 89
نسخه چاپی فرستادن با پست الکترونیک
پنجشنبه 27 اسفند 1388 - ساعت 00:05
شماره خبر: 100870118492
کارت‌پستال‌ها فراموش شده‌اند
خاطره بازها بخوانند
ایرانی‌ها اصولا ویژگی‌های خاصی دارند که کمتر در میان مردمان دیگر کشورها یافت می‌شود، یکی از همین ویژگی‌ها خاطره باز بودن است. مردمانی که اگرچه به اعتقاد برخی مردم شناسان و پژوهشگران علوم اجتماعی شاید به ظاهر حافظه تاریخی خوبی نداشته باشند، اما وقتی پای صحبت‌های خودمانی به میان می‌آید و به اصطلاح سفره دلشان را پهن می‌کنند، می‌بینیم که چقدر خاطره باز هستند.

اصلا کافی است نگاهی به اطرافمان و آدم‌هایی که از صبح تا شب با آنها همکلام هستیم، بیندازیم آن وقت می‌بینیم در میان افرادی که از دور و نزدیک می‌شناسیم، چقدر آدم‌هایی وجود دارند که گذشته‌ها را دوست دارند و این دوست داشتن هم اصلا دلیل نمی خواهد در مکالمات و گفتگوهای روزمره مثلا در یک مهمانی یا جمعی صمیمی جرقه‌ای کافی است تا بلافاصله خاطرات قدیمی (مشترک یا غیرمشترک) شبیه آتشفشانی خاموش سربازکند و همه شروع به روایت کنند.یکی از همین جرقه‌ها که قدرت انفجارش آدم را گاهی تا نخستین خاطره‌های مبهم و مه گرفته زندگی اش در دوران کودکی و خردسالی پرتاب می‌کند، عید نوروز و آغاز بهار است.

قرآن خواندن پدر بزرگ پای سفره هفت‌سین، صدای توپی که تلویزیون و رادیو پخش می‌کرد، پوشیدن لباس‌های نو، عیدی گرفتن و عیدی دادن، سبزی پلو با ماهی، خرید شب عید، دید و بازدید، رفتن به سفر و شهر پدری که متولد آن بوده‌ایم و محله‌های قدیمی که در آن ساکن بوده‌ایم... اصلا همین آخری برای آدم‌های خاطره باز خودش یک انفجار کامل است؛ خاطراتی که وقتی برای آدم زنده می‌شوند، چنان بغضی گلویمان را می‌فشرد که برخی اوقات به خاطر دور شدن از آن روزها و آن خاطرات دلمان می گیرد و دوست داریم زمان به عقب بازگردد، اما دریغ که...

بگذریم، ولی باور کنید بسیاری را دیده ام که با رفتن به محل قدیمی زندگی یا تحصیلشان آنقدر تحت تاثیر خاطره‌ها قرار گرفته‌اند که ناگهان بغضشان ترکیده و خلوتی پیدا کرده‌اند و چند قطره باران صفایی به چشم‌هایشان داده است که نگو و نپرس.

حالا اگر آدم خاطره بازی هستید، می‌خواهیم به یکی از همین خاطره‌های نه‌چندان دور سری بزنیم؛ کافی است تا سراغ کمد خاطره‌ها بروید و در کمد را باز کنید و از میان انبوه وسایل شخصی و یواشکی‌هایی که دارید کارت تبریک‌هایی که در سال‌های گذشته از دوستان و آشنایان دریافت کرده‌اید را مرور کنید؛ کارت تبریک‌هایی که سهم بزرگی از خاطره‌های ما را در ارتباط با سال نو و نوروز شدنمان در بر می‌گیرد.

کارت‌هایی که هر کدام نامی، محله‌ای، مکانی یا حسی نوستالژیک را در ذهن و یاد شما به نمایش در می‌آورد و با خواندن متن‌های این کارت‌پستال‌ها هم لبخندی شیرین یا تلخ بر لب‌هایتان می‌نشیند.

برای من و خیلی از مردم کارت‌پستال خریدن و فرستادن در ایام عید رسمی قدیمی و البته این روزها فراموش شده است و مغازه‌های کارت فروشی در این ایام کمتر به مانند سال‌های گذشته و دور، شلوغ و پر رفت و آمد هستند.

انگار یادمان رفته همان روزهایی که پای تلویزیون و برنامه کودک می‌نشستیم و از دیدن «پت پستچی» لبخند می‌زدیم درست همان موقع‌ها منتظر بودیم تا آقای پستچی محکم به در بکوبد و کارت‌پستال عید را همراه عکسی از عزیزی که در غربت داریم برایمان به ارمغان بیاورد و بعد با لذت و حرص و ولعی تمام و البته وصف نشدنی همان جا تکیه به در می‌دادیم و پاکت را باز می‌کردیم و پیش از هر کسی این مولانا بود که برایت می‌خواند:

آمد بهار خرم و آمد رسول یار
مستیم و عاشقیم و خماریم و بی‌قرار

بعد هم تمام حیاط را می‌دویدیم و پله‌ها را دو تا یکی بالا می‌رفتیم تا کارت‌پستال را به همه خانواده نشان دهیم.

البته این کارت‌پستالی که در بالا ماجرایش و خاطره‌اش را گفتم شاید کمی خانوادگی باشد و جای این کارت‌پستال‌ها هم معمولا در آن کمد یواشکی‌ها نیست بلکه در گنجه‌ای یا ویترینی به یادگار مانده‌اند و امروز منتظر دستان شما هستند تا در میان شلوغی‌های شب عید و خانه تکانی‌ها دستی بر غبار روزمرگی آنها بکشید.

واقعیت این است کارت‌پستال‌ها بخشی از خاطره‌های ما و به عبارتی دیروزهای ما را تشکیل می‌دهند، چیزی که آرام‌آرام تبدیل به یک نوستالژی شده است

واقعیت این است کارت‌پستال‌ها بخشی از خاطره‌های ما و به عبارتی دیروزهای ما را تشکیل می‌دهند، چیزی که آرام‌آرام تبدیل به یک نوستالژی شده است و با پیشرفت علم و همه‌گیر شدن اینترنت این کارت‌ها نیز تحت تاثیر فناوری قرار گرفته‌اند و کارت‌های آنلاین یا - Card E که یک کارت‌پستال الکترونیک است و توسط اینترنت و معمولاً به واسطه پست الکترونیک ارسال می‌شوند، جای آنها را گرفته اگرچه همچنان آن حس قوی و رها را نتوانسته و نمی‌تواند به انسان انتقال دهد.

این روزها به جای رفتن به سراغ حافظ و سعدی و مولانا و جستجو کردن در دیوان‌هایشان می‌کوشیم تنها با فشار دادن دکمه‌ای یک متن از پیش تعریف‌شده را همراه با عکس‌های مختلف و در بهترین حالت یک پیام شخصی برای یک یا چند گیرنده ارسال کنیم و البته معمولاً اصل کارت هم توسط ایمیل منتقل نمی‌شود، بلکه یک پیوند یا لینک برای نمایش کارت همراه نامه الکترونیکی ارسال می‌شود و اگر خیلی بخواهیم برای طرف مقابل وقت بگذاریم، قراری مجازی طراحی می‌کنیم و شروع به چت صوتی و نوشتاری و تصویری می‌کنیم و تازه اگر این امکان هم میسر نشود، تلفن از نوع ثابت و همراهش را که از ما نگرفته‌اند بی‌درنگ گوشی را بر می‌داریم و الو...

یواشکی بودن، شخصی بودن، عاشقانه خرید کردن و قلم به دست گرفتن و نوشتن پیامی که فقط برای یک نفر است، از ویژگی‌های کارت‌پستال‌های قدیم است که امروز کمتر آن را می‌بینیم اصلا خود شما یادتان هست آخرین باری که کارت تبریک خریدید و برای کسی امضا کردید و فرستادید کی بود؟

شاید امسال فرصتی باشد و عید نوروز هم بهانه‌ای تا بار دیگر به یکی از مراکز فروش کتاب و کالاهای فرهنگی سری بزنید و برای عزیزان و آشنایانتان یک کارت‌پستال با شعر و طرحی ایرانی و اصیل انتخاب کنید و به آنها هدیه کنید؛ هدیه‌ای که در گوشه‌ای از تاریخ و حافظه ذهنی طرف مقابل حک می‌شود، نه در گوشه‌ای از هارد اکسترنال یا فلش مموری طرف مقابل !!!

جالب است بدانید اولین بار کارت‌پستال توسط چینی‌ها برای آرزوی خوشبختی و تبریک سال نو استفاده شد و سپس این مصری‌ها بودند که از کاغذ پاپیروس برای ارسال پیام‌های شخصی استفاده کردند.

در قرن 14 میلادی کاغذ‌های دست‌ساز در اروپا به عنوان کارت‌های تبریک رایج شد و آلمانی‌ها هم به روایتی نخستین مردمی بودند که کارت‌های تبریک سال نو و ولنتاین (ویژه روز عشاق) را به صورت چاپ شده و امروزی به یکدیگر هدیه کردند.

در ایران هم ناصرالدین‌شاه، اگرچه شاید اولین ایرانی نباشد که با کارت‌پستال خریدن برای انیس‌الدوله هدیه‌ای به او داده است، اما مسلما اولین مرد ایرانی است که به این عنوان نامش در تاریخ آمده است.ماجرا هم از این قرار بوده که وقتی ناصرالدین‌شاه به سفر فرنگ رفت، تحت تاثیر فرهنگ آنجا که به مناسبت روز عشاق (ولنتاین) کارت‌پستال به کسانی که دوستشان داشتند، هدیه می‌دادند، تصمیم گرفت به مناسبت این روز برای انیس‌الدوله هدیه‌ای به ایران بفرستد. به همین دلیل کارت‌پستال و تصویری از بلیت یک نمایش که به دلیل علاقه انیس‌الدوله به هنر تئاتر صرفا برای رویت او چاپ شده بود، به ایران فرستاد تا با ارسال این کارت علاقه‌اش را به انیس‌الدوله نشان دهد.

این ماجرا نخستین حضور جدی کارت‌پستال در ایران به شمار می‌رود و از آن زمان تاکنون کارت‌پستال‌های فراوانی در کشورمان به چاپ رسیده‌اند و بسیاری آنها را خریده‌اند و به یکدیگر هدیه کرده‌اند و البته همان طور که پیش از این نیز گفته آمد، آرام‌آرام جای کارت‌پستال‌ها به جای ویترین مغازه‌ها به کمد یواشکی‌ها و کمد خاطره‌هایمان نقل مکان کرد.

کاش امسال همه ما کمی خاطره بازتر بشویم...

سینا علی‌محمدی


نظر خوانندگان:
لطفاً نظرات را فارسی وارد کنید
نام:    پست الکترونیک: