روزنامه جام جم
صفحه اصلی روزنامه درباره ما ارتباط با ما پیوندها راهنمای سایت بورسبورس آب و هواآب و هوا انتشاراتانتشارات اشتراکاشتراک آرشیو روزنامهآرشیو روزنامه
سه شنبه 08 فروردين 1396 / 29 جمادي الثاني 1438 / a 28 Mar 2017
صفحه اول روزنامه
سياسي
راديو و تلويزيون
اقتصاد
فرهنگي
جامعه
ورزش
دانش
جهان
حوادث
ايران زمين
گفتگو
سلامت
انديشه
صفحه آخر
جستجوی پیشرفته
ضمائم
ویژه نامه ها
ويژه نامه نوروز 89
نسخه چاپی فرستادن با پست الکترونیک
پنجشنبه 27 اسفند 1388 - ساعت 00:05
شماره خبر: 100870120665
امروز و فرداي احزاب از نگاه فعالان سياسي
همگان اذعان دارند انتخابات ریاست جمهوری دهم، یک اتفاق مهم در عرصه سیاسی کشورمان بود. این اتفاق بر مسائل زیادی تاثیر گذاشت و احزاب و جریان های سیاسی نیز از آن مستثنا نبوده‌اند. به باور برخی ناظران سیاسی، احزاب و جر یان های سیاسی ایران بعد از انتخابات در انتظار تغییر و تحولاتی به سر می‌برند، اما در مقابل گروهی دیگر معتقدند این انتخابات باعث شد برخی احزاب جر یان های سیاسی پالایش شوند.

در این میان، دیدگاهی نیز وجود دارد که می‌گوید وقایع مورد اشاره گویای آن است که جریانی که معتقد به تحزب نیست، درصدد حذف احزاب از صحنه سیاست است. در این خصوص چند پرسش را با برخی چهره‌های شاخص و فعال سیاسی کشورمان در میان گذاشته‌ایم.

احزاب فصلی

احزاب ایران جایگاه خود را هنوز نیافته‌اند و به وظایف قانونی‌شان در کشور عمل نمی‌کنند. بلکه فعالیتشان فقط در موسم انتخابات آغاز می‌شود و همزمان با اتمام ایام انتخاباتی، تب و تاب احزاب و گروه‌های مختلف سیاسی می‌خوابد.

اگر به نتیجه رسیدند و کاندیدای مورد حمایت آنها پیروز میدان بود که هیچ، اگر هم تلاششان به نتیجه‌ای نرسید، متلاشی می‌شوند. در این خصوص نیز بر این باورم تحول خاصی در دسته‌بندی‌های سیاسی موجود رخ نداده است و کماکان همه چیز بر سبک و سیاق خود ادامه خواهد یافت.

اشکال احزاب موجود در این است که فصلی کار می‌کنند و فعالیت آنها همیشگی نیست. کادر آموزشی در ساختار احزاب وجود ندارد و به طور منسجم نیز به نیروسازی و آموزش اعضا مشغول نیستند.

احزاب همچنین داعیه انتخاباتی ندارند. این در حالی است که احزاب باید بدون توجه به موسم انتخابات، کار حزبی و سیاسی و اجتماعی خودشان را دنبال کنند و مقطعی نباشند.

اصلا اعتقادی به این که جریانی در پی حذف تحزب در کشور است، ندارم بلکه بعکس بر این باورم باید برای تاسیس احزاب قانونی بیشتر نیز اقدام کرد.

از سوی دیگر، حذف احزاب امکان‌پذیر نیست، چرا که در قانون اساسی کشورمان برای وجود و فعالیت آنها، اصلی در نظر گرفته شده است و حذف گروه‌های سیاسی قانونی، امکان‌پذیر نیست.

سیدرضا اکرمی، عضو جامعه روحانیت مبارز

3 مشخصه حزب مقتدر

من معتقد به توسعه و تعمیق فرهنگ تحزب در کشور هستم و چون این توسعه و تعمیق را به نفع نظام جمهوری اسلامی می‌دانم، اعتقاد دارم در نهایت، نظام و مردم حزب‌ستیزی را نخواهند پذیرفت.

عملکرد خوب احزاب و مقبول واقع شدن این عملکرد نزد مردم می‌تواند زمینه‌های حزب‌ستیزی را از بین ببرد.

از نظر اینجانب در اداره امور اجرایی و تقنینی و شوراهای شهر و روستا در کشور خودمان، احزاب به شرط داشتن «اقتدار» می‌توانند نه تنها خدمت ارزنده‌ای به نظام ارائه کنند، بلکه می‌توانند موجب توسعه و تعمیق فرهنگ تحزب نیز شوند.

«حزب مقتدر» به نظر اینجانب 3 مشخصه باید داشته باشد:

الف - قدرت تولید فکر و برقرار کردن رابطه مستمر میان مرکز تولید این فکر و عامه مردم. این فکر می‌تواند اعم از «ایدئولوژیک»، «اقتصادی»، «سیاسی» و... باشد.

ب - قدرت پاسخگویی به این سوال مهم که: «اداره کشور چگونه؟»

ج - قدرت پاسخگویی به این سوال مهم که: «اداره کشور با چه کسانی؟»

حزبی که اقتدار بند «الف» را داشته باشد، اعضای باورمندی خواهد داشت که همه استعدادهای خویش را برای تحقق فکر ارائه شده از طرف حزب به کار می‌گیرند.

و حزبی که اقتدار بند «ب» را دارا شود، به تعریف دیگر، دارای برنامه کارشناسانه دقیق اجرایی و تقنینی در اداره امور و شوون مختلف کشور خواهد بود.

و حزبی که اقتدار بند «ج» را دارا شود، به تعریف دیگر، «کادرسازی» لازم را انجام داده و مدیران لایقی را در امور مختلف اداره کشور آموزش داده و در صورت پیروزی در انتخابات در خدمت مردم قرار می‌دهد.

اگر احزاب کشور واجد این 3 نوع اقتدار باشند، در موقع انتخابات وارد میدان رقابت می‌شوند و این اقتدارها در هنگامه انتخابات به رقابت می‌پردازند و هر کدام از احزاب واجد اقتدار بیشتری با تعریف فوق بودند، مورد اقبال و رای بیشتر مردم قرار می‌گیرند و رقابت «الفاظ» و «شعارها» که فعلا به آن مبتلا هستیم به رقابت «فکرها»، «برنامه‌ها» و «مدیران تربیت یافته حزبی» تبدیل می‌شود.

و در این صورت هم حزب پیروز می‌داند که چه وعده‌هایی به مردم در دوران تبلیغات انتخابات داده و خود را مسوول تحقق آن وعده‌ها می‌داند و هم مردم می‌دانند که مطالباتشان را می‌توانند از یک تشکیلات «منسجم»، «مقتدر» و «شناسنامه‌دار» خواستار باشند.

در این صورت این نوع رقابت خود به خود باعث پیشرفت کشور می‌شود.

در حال حاضر عملکرد احتمالا و بعضا سوء دولت، مجلس و شوراها عمدتا متوجه اصل نظام می‌شود و این خود خطر بسیار بزرگی است. در صورت وجود احزاب «مقتدر»، دارای «فکر»، «برنامه» و «مدیر» اگر عملکرد سوئی هم اتفاق بیفتد، مردم به جای اصل نظام به جانب بازخواست «حزب پیروز» می‌روند و یک نوع «مصونیت» برای اصل نظام حاصل می‌شود.

اینجانب با دلایل ارائه شده در فوق، معتقدم توسعه و تعمیق فرهنگ تحزب در کشور به نفع نظام خواهد بود و چشم‌انداز تحزب را با این شرایط، مثبت پیش‌بینی می‌کنم.

محمدنبی حبیبی، دبیرکل حزب مؤتلفه اسلامی

آینده ای روشن برای احزاب

نظام جمهوری اسلامی فعالیت تمامی احزاب را که پذیرنده قانون اساسی هستند و در این چارچوب کار می‌کنند، آزاد می‌داند و این اصل در قانون اساسی لحاظ شده است هرچند لازم است تغییراتی در این خصوص به وجود آید. بنابراین تلاش جریانی که به دنبال حذف احزاب هستند، نتیجه‌بخش نخواهد بود. با وجود این من نگرانی کلی‌تری درباره جایگاه احزاب دارم زیرا نگاهم مقطعی نیست که آن هم بخواهد به انتخابات اخیر برگردد. لذا معتقدم باید نگاه کلی‌تری به مساله احزاب و جایگاهشان در کشور داشت.

من قبول دارم که برخوردهای صورت گرفته بعد از انتخابات با احزاب و فعالان سیاسی، می‌تواند به مفهوم حذف و برخورد با احزاب باشد اما معتقدم باید بحث را به صورت کلان‌تر دید چرا که باوری بر وجود احزاب در دولت فعلی وجود ندارد و حالا مسائل انتخابات، مزید بر علت شده است. در باور آنها احزاب فقط به درد گرم کردن تنور انتخابات می‌خورند اما بعد از اتمام انتخابات باید کنار بروند. این نگاهی است که نسبت به احزاب وجود دارد و البته ما را به جایی نمی‌رساند. لذا اگر گفته شود جریانی در پی حذف احزاب است، درست است.

امروزه در تمام دنیا، همه حکومت‌ها به دنبال مردم‌سالاری و نظام دموکراتیک هستند و قطعا هسته اصلی هر دموکراسی‌ای نیز، انتخابات و رای‌گیری از مردم است. در عین حال هسته اصلی هر انتخاباتی نیز احزاب هستند. برای همین اگر جریانی خواستار حذف و نبودن احزاب است، یا باید بگویند انتخابات را نمی‌خواهند یا بگویند احزاب را نمی‌خواهند. بنابراین از آنجا که این دو لازم و ملزوم یکدیگرند، چنانچه کشوری بخواهد بگوید که آزاد و دموکرات است و صاحب دموکراسی، لذا نمی‌تواند برای حیات احزاب حقی قائل نباشد و درصدد حذف گروه‌های سیاسی باشد. باید کاری کرد که احزاب بتوانند موثرتر به فعالیت خود ادامه دهند.

بر این اساس، طرحی مبنی بر استانی شدن انتخابات در مجلس مطرح است که می‌تواند به رسمی‌تر و جدی‌تر شدن نقش احزاب کمک کند. در این طرح پیش‌بینی شده که احزاب بتوانند برای هر انتخاباتی لیست بدهند و مردم نیز علاوه بر رائی که به کاندیدا یا کاندیداها می‌دهند، به کاندیدای لیست یکی از احزاب هم رای بدهند.

در این طرح همچنین پیش‌بینی شده اگر کاندیدا در مرحله اول 20 درصد آرا را کسب کرد که هیچ، ولی اگر کمتر از این مقدار باشد، به مرحله دوم راه یابد و در آنجا نیز به رقابت با کاندیدای برگزیده لیست احزاب بپردازد. چنانچه این طرح به ثمر بنشیند، می‌توان آینده روشنی را برای احزاب پیش‌بینی کرد و من امیدوارم این اقدامات مثبت در آینده‌ای نزدیک درباره احزاب به وقوع بپیوندد. در همین حال وزارت کشور اعلام کرده به دنبال اصلاح قانون احزاب است و نظر احزاب مختلف را هم در این خصوص جویا شده است. از سوی دیگر طرحی هم درباره انتخابات در مجمع تشخیص مصحلت نظام در حال بررسی است. من امیدوارم این اقدامات به نحو احسن صورت بگیرد که اگر چنین شود،‌ می‌توان امیدوار بود احزاب به جایگاه واقعی خود و نقش موثری که می‌توانند در اداره جامعه داشته باشند، نزدیک شوند. باید به سمت احزاب قوی و بزرگ برویم که به جای این که بگوییم 200 پروانه فعالیت احزاب صادر شده، چهار پنج حزب قدرتمند داریم تا از این طریق بتوانند سهم زیادی در تحولات کشور ایفا کنند.

مصطفی کواکبیان، دبیرکل حزب مردم‌سالاری

تشکل های سنتی و کلاسیک

در واقع بخشی از وقایعی که بعد از انتخابات در مورد برخی احزاب اصلاح‌طلب رخ داد، به احزاب و عملکرد آنها بازمی‌گردد و به کمیسیون ماده 10 احزاب مربوط است که به کارشکنی‌های احتمالی احزاب بپردازد، لذا بررسی قانون‌شکنی برخی حزب‌ها که بعد از انتخابات مطرح شد، بحث دیگری است. اما آنچه درباره جریان حزب ستیز وجود دارد سابقه‌ای دیرینه‌تر داشته و برمی‌گردد به قبل از انتخابات. برخی افراد راحت‌ترند که در باندهای کوچک به فعالیت بپردازند و اگر بر اثر حوادث ایام، به پست‌هایی دست یافتند، به هر قیمتی آن را نگه دارند. این افراد ترجیح می‌دهند گردش قدرت در قالب احزاب نباشد. این گروه حزب و الزامات حزبی را نمی‌توانند بپذیرند لذا می‌بینیم که در مواجهه با احزاب حتی توهین هم می‌کنند؛ زیرا منافع سیاسی‌اشان اقتضا می‌کند در قالب احزاب کار نکنند. البته گروه‌هایی که آنها تشکیل می‌دهند در حد یک حزب است، با این تفاوت که رسمی نیستند و تابلو ندارند.

البته بعد از انتخابات، برخی احزاب نظیر مشارکت دست به کارهایی زدند که کاملا مغایرت دارد با تعهداتی که هنگام ثبت اساسنامه حزبشان داده بودند. هر حزبی که در ایران مجوز فعالیت می‌گیرد باید متعهد به قانون اساسی، ‌ولایت فقیه و کلا نظام جمهوری اسلامی باشد. اما در ساز و کار انتخابات بهار گذشته برخی آنها با اقداماتی خارج از تعهدشان، وجهه خود را مخدوش کردند. لذا کمیسیون ماده 10 احزاب درصدد رسیدگی به این تخلفات برآمد و موضوع را به مرجع قضایی ارجاع داد تا این مرجع، به داوری درباره عملکرد احزاب مذکور بپردازد. این موضوع کاملا متفاوت است و به این معنی نیست که نظام به دنبال حذف احزاب است.معتقدم این تلاش، تلاشی نیست که به ثمر بنشیند تحزب، یکی از دستاوردهای بشری برای اداره کشورهاو یکی از اسباب دمکراسی است. مردم باید در سرنوشت خویش مشارکت داشته باشند. این مشارکت هم جز با حضور در احزاب و گروه‌های سیاسی مختلف، حاصل نمی‌شود؛ یعنی یکی از راه‌های حضور مردم در اداره جامعه، تعامل با احزاب است. بنیانگذار انقلاب و همین‌طور رهبر معظم انقلاب نیز طرفدار احزاب و گروه‌های متعدد سیاسی هستند. حال چنانچه دولت یارانه احزاب را قطع کند یا ...، چنین امری محقق نمی‌شود.

درست است که احزاب در کشورمان با مشکلاتی مواجه هستند، اما فکر می‌کنم چون ما روز به روز در مسیر توسعه سیاسی قدم برمی‌داریم؛ قطعا گروه‌های سیاسی آینده خوبی خواهند داشت. لازمه کار سیاسی در هر کشوری تحزب است. متاسفانه اعضای ارشد حزب‌ها به عنوان آخرین اولویت خود به حزب متبوعشان توجه دارند و کمتر فردی هست که تمام‌وقت در دفتر حزب مشغول به کار باشد. با وجود این بنده آینده روشنی را متصور هستم.

ما در صحنه سیاسی کشور معمولا با دو تشکل سنتی و کلاسیک مواجه بوده‌ایم که به راست و چپ یا همان اصولگرا و اصلاح‌طلب معروف اند. اما درون همین جریان‌ها نیز طیف‌های متعددی داریم. به نظرم بعد از انتخابات 22 خرداد آرایش سیاسی کشورمان مقداری تغییر یافته است و در آینده نیز بیشتر تغییر خواهد کرد. زیرا در جریان اصلاح‌طلبی، بسیاری از سران این گروه از مواضع پیشین خود عدول کردند و با چرخش 180 درجه‌ای آنان مواجه شدیم. این نیز حاکی است که اصلاح‌طلبان به بن‌بست رسیده‌اند. از سوی دیگر از بطن همین اصلاح‌طلبان یک گروه اصلاح‌طلب معتدل به بازسازی مواضعشان خواهند پرداخت و تعریف مجددی از اصلاحات ارائه خواهند کرد که در چارچوب نظام می‌گنجد. در اصولگرایان نیز یک گروه مثل جبهه پیروان خط رهبری را داریم که متشکل از 14 گروه است.

اینها از ابتدا حامی، اما منتقد دولت فعلی بوده‌اند که در آینده نیز چنین خواهند ماند. این احزاب و تشکل‌ها تا وقتی که رئیس‌جمهور در مسیر رهبری گام بردارد، از وی حمایت خواهند کرد اما در مقابل، گروهی دیگر از اصولگرایان قرار دارند که دولت را به طور 100 درصد تایید می‌کنند. در واقع آنها اصلا جزئی از دولت و به عبارتی خود آن هستند. از سوی دیگر گروهی هم پس از انتخابات در اصولگرایان شکل گرفته که اصولگرایان مستقل نام دارند. آنان خود را رقیب دولت و حتی اصلاح‌طلبان می‌دانند، زیرا معتقدند می‌توانند جای خالی احزاب اصلاح‌طلب را پر کنند و در عین حال رقیب دولت هم باشند. بنابر این پیش‌بینی می‌کنم در روزهای آتی چنین آرایشی را در دسته‌بندی جدید احزاب شاهد باشیم.

سجادی، سخنگوی پیروان خط امام و رهبری

حزب دولت ساز یا احزاب دولتی

معتقدم حزب باید بلاگردان کشور و نظام باشد، یعنی تمام احزاب در انتخابات شرکت کنند و هر حزبی که شکست خورد، بلاگردان نظام شود. حزب برنده تشکیل دولت داده و اجازه دهد حزب بازنده، دولت در سایه تشکیل دهد تا از این طریق به همان اصل امر به معروف و نهی از منکر دولت در قدرت بپردازند. مگر پیغمبر(ص)‌ نفرمودند که «کلکم راع و کلکم مسوول» همه باید مسوول و مراقب یکدیگر باشیم. از این رو باید حکومت کمک کند تا احزاب شکل بگیرند و تقویت شوند. سابقه احزاب ایران قبل از انقلاب 2 گونه بود؛ احزاب یا دولت‌ساخته بودند یا وابسته به بیگانگان و خارجیان. نمونه‌اش حزب رستاخیز بود که شاه در اوایل دهه 50 آن را تاسیس و رسما اعلام کرد هرکس نمی‌خواهد در ایران عضو حزب رستاخیز شود، کشور را ترک کند.

از سوی دیگر، احزاب مطرح آن زمان نیز مثل حزب توده وابسته به شوروی بودند و از مقامات آن دستور می‌گرفتند.

دیگر احزاب نیز بین این دو طیف قرار داشتند؛ از این رو حزبی که از درون مردم برخاسته باشد و خواسته‌های آنان را مطرح کند، وجود نداشت.

به همین دلیل مردم ایران از حزب سابقه ذهنی خوبی ندارند و احزاب بین مردم جا نیفتاده‌اند. پس از پیروزی انقلاب اسلامی، آیت‌الله خامنه‌ای، شهیدان بهشتی، باهنر و... که درواقع مسوولان اصلی کشور بودند، دست به دست هم دادند و حزب جمهوری اسلامی را تاسیس کردند. اعتقاد این بزرگان آن بود که حزب و پارلمان همزاد با یکدیگرند و اگر بخواهیم آزادی در کشور نهادینه شود، باید احزاب در جامعه شکل بگیرند، البته با ماهیت اسلامی. این حزب تقریبا داشت فراگیر می‌شد؛ اما چون حزب دیگری قدرت رقابت با آن را نداشت و هر حزب دیگری اگر به صحنه می‌آمد، مانند ستاره‌ای می‌بود در مقابل خورشید که نورش نمی‌توانست آسمان را روشن کند، لذا امام دستور جمع‌آوری این حزب را دادند، چون کشور داشت به سمت تک‌حزبی پیش می‌رفت و مضرات کشور تک‌حزبی خیلی بیشتر از بدون حزب است. وقتی آقای هاشمی رفسنجانی در تلویزیون رسما انحلال حزب جمهوری اسلامی را اعلام کردند، ما دیگر حزبی در کشورمان نداشتیم تا این که پس از دوم خرداد 76 عده‌ای به فکر تاسیس حزب افتادند و شروعش هم از درون مجلس پنجم شکل گرفت. ما حدود 50 نفر از نمایندگان، حزب همبستگی را با منشأ پارلمانی ایجاد کردیم، افرادی هم که درون دولت آقای هاشمی رفسنجانی بودند، حزب کارگزاران و برخی دولتمردان آقای خاتمی نیز حزب مشارکت را بنیان نهادند.

این دو حزبی که وابسته به دو دولت بودند، پس از کنار رفتن دولت بعد از 8 سال، آن توانایی و قدرتی را که می‌بایست دارا باشند، نداشتند و کم‌کم منزوی شدند. عرضم این است که حزب باید دولت‌ساز باشد نه که دولتی حزب بسازد؛ در این صورت وقتی دولتی کنار رفت، طبیعتا حزب هم فراموش می‌شود. در قانون اساسی کشور ما نیز به آزادی فعالیت احزاب و جمعیت‌ها اشاره شده است. به هر جهت احزاب فعالیت خود را شروع کردند و در کنارش 60 50 حزب و تشکل نیز با مراجعه به وزارت کشور، مجوز فعالیت گرفتند. این احزاب در حالی تاسیس شدند که هنوز تحزب در کشور ما نهادینه نشده بود. علت نهادینه نشدن احزاب در ایران نیز آن است که تصمیم‌گیران و تصمیم‌سازان کشور ما یا حزب‌ستیزند یا حزب‌گریز. اما اعتقادمان بر این است که حزب اساسا به این خاطر به وجود می‌آید که دولت را به خاطر کاستی‌هایش به چالش بکشد. پس خود حزب هدف نیست، ابزار است؛ ابزاری که می‌تواند مجلس یا دولت یا هر دو را در اختیار بگیرد و از این طریق، به مردمش خدمت کند.

اما دیدگاه دیگری هم وجود دارد که می‌گوید حزب برای امر به معروف و نهی از منکر به وجود می‌آید. من نیز به این دیدگاه معتقدم. در گذشته، امر به معروف و نهی از منکر روش‌های خود را داشت؛ اما امروزه با پیشرفت جوامع بشری، روش‌های این اصل را ما باید تغییر بدهیم که اثرگذار باشد و احزاب ابزار مناسبی هستند. هنر آن است که قوای سه‌گانه کشور امر به معروف و نهی از منکر شوند و این جز از طریق حزب، از راه دیگری امکان‌پذیر نیست. البته ایرادی هم به احزاب وارد است که متاسفانه فعالیت خود را محدود به فصل برگزاری انتخابات کرده‌اند.

خباز، عضو شورای مرکزی حزب اعتماد ملی

وجه اشتراک احزاب

گروه‌های سیاسی موجود چه راست و چه چپ، بنابر اصول آرمانی‌شان، حزب خود را تشکیل داده‌اند لذا میدان را خالی نمی‌کنند و فعالیت خود را در هر شرایطی ادامه می‌دهند. حالا گاهی شرایط برای فعالیت آنان مساعد است و گاهی نیز شرایط مشابه آنچه پس از انتخابات 22 خرداد رخ داد، می‌شود. با این حال مطمئنم هیچ فعال سیاسی حزبی و استخوان‌داری، صحنه سیاست را ترک نمی‌کند. یقینا همه به قانون تن خواهند داد. از سوی دیگر، معتقدم سران احزاب اصولگرا و اصلاح‌طلب، به هیچ وجه اعتقادی به برخوردهای حذفی ندارند. ما هیچ گاه از ابتذال و تحقق نیافتن آرمان‌های انقلاب اسلامی خشنود نبوده و نیستیم، لذا انتقاد از کسانی است که حرف مصلحان را نمی‌شنوند و بدون توجه به هشدارها، یک تنه به قاضی می‌روند.احزاب کارکشته کشور می‌دانند که چه می‌خواهند و هدف‌هایشان در چارچوب قانون اساسی تعریف شده است. از بدو انقلاب نیز دو تفکر در کشور وجود داشته است یکی اصولگرا و دیگر اصلاح‌طلب. همیشه گفته‌ام احزاب چپ و راست بیایند نقاط اشتراکشان را کنار هم بگذارند که در آن صورت می‌بینیم نقاط اشتراکشان بیشتر از افتراقشان است. زیرا همه آنها در چارچوب قانون اساسی، قرآن و شریعت خواستار جمهوری اسلامی ایران هستند و در تلاشند تا اهدافشان تحقق یابد. نقاط افتراقی هم که وجود دارد بیشتر برمی‌گردد به تاکتیک‌ها و شیوه‌های اجرا. در صورت حضور جدی احزاب، قطعا آینده سیاسی روشنی خواهیم داشت. بنده بر این باورم که برای اداره بهینه کشور و به حداقل رساندن تنش‌ها و چالش‌های جامعه، احزاب می‌توانند کمک‌کننده باشند زیرا این ظرفیت را در چارچوب قانون اساسی دارند تا در چنین فضایی حرکت کنند. به این خاطر وجود احزاب را بسیار ضروری می‌دانم. احزاب هم فارغ از این که چپ باشند یا راست، هر مرام سیاسی که داشته باشند، با روش‌های اصولی که حاکم بر جوامع است، باعث پیشرفت جامعه می‌شوند، البته احزابی که در چارچوب قانون اساسی کشورمان گنجانده می‌شوند و دارای پروانه فعالیت هستند. بنابراین احزاب شناسنامه‌دار چنانچه دو موضوع را رعایت کنند، دارای چنین قابلیتی هستند که باعث پیشرفت جامعه شوند. یکی این که با خودشان و مردم صادق باشند و دیگر آن که از چارچوب قانون اساسی تخطی نکنند. ضمن آن که نقد قوانین و وضعیت کشور را حق خود بدانند. اگر این اتفاق بیفتد، نتیجه‌اش جامعه‌ای سیاسی می‌شود که هیچ مغایرتی با جامعه اسلامی ندارد و بدون آن که کسی به کسی انگ بزند یا مارک بچسباند، به پویایی کشور کمک می‌کنند.

راکعی؛ دبیرکل زنان نواندیش مسلمان


نظر خوانندگان:
لطفاً نظرات را فارسی وارد کنید
نام:    پست الکترونیک: