روزنامه جام جم
صفحه اصلی روزنامه درباره ما ارتباط با ما پیوندها راهنمای سایت بورسبورس آب و هواآب و هوا انتشاراتانتشارات اشتراکاشتراک آرشیو روزنامهآرشیو روزنامه
جمعه 06 مرداد 1396 / 04 ذی القعدة 1438 / a 28 Jul 2017
صفحه اول روزنامه
سياسي
راديو و تلويزيون
اقتصاد
فرهنگي
جامعه
ورزش
دانش
جهان
حوادث
ايران زمين
گفتگو
سلامت
انديشه
صفحه آخر
جستجوی پیشرفته
ضمائم
ویژه نامه ها
ويژه نامه نوروز 89
نسخه چاپی فرستادن با پست الکترونیک
پنجشنبه 27 اسفند 1388 - ساعت 00:05
شماره خبر: 100870124334
زنان حاکم دنياي امروز
اگرچه در طول تاریخ بشری همواره زنانی بوده‌اند که همچون ملکه سبا در یمن و یا ملکه‌های ایزابل در انگلیس و اسپانیا در کسوت پادشاه بر جامعه حکم رانده‌اند اما شمار چنین افرادی در مجموع بسیار اندک است. با گذشت زمان و آغاز دوران جدید تاریخ بشر که در آن، کشورها به استقلال دست یافته و پدیده‌ای به عنوان دموکراسی در جوامع رخ نمود،‌ این انتظار که زنان بتوانند در عرصه حکومت نیز همچون دیگر عرصه‌های زندگی اجتماعی در کنار مردان حاضر شده و حتی به رقابت به آنان بپردازند، بیشتر شد. با همین دیدگاه بود که زنان بتدریج به عنوان افرادی صاحب حق رای در صحنه انتخابات ظاهر شده و سپس، بتدریج در مقام داوطلبان نامزدی در انتخابات مجلس و ریاست جمهوری در کشورهای مختلف قد علم کردند. نتیجه این روند، حضور شمار زیادی از زنان به عنوان نمایندگان مجالس و پارلمان، وزیران دولت، معاون نخست وزیر و رئیس‌جمهور و کسب مسوولیت‌های مختلف سیاسی و اجتماعی توسط آنان در کشورهای مختلف است.

این روند حتی به کشورهای عربی نیز که از نظر تاریخی و فرهنگی زنان در آن از جایگاه چندانی در عرصه مسوولیت‌های اجتماعی برخوردار نبوده‌اند به وضوح مشاهده می‌شود. در ایران ما نیز زنان که از سال‌ها پیش خود را تا سطح نمایندگی مجلس ارتقا داده بودند، اکنون در کسوت وزیر و معاون رئیس‌جمهور ظاهر شده و حتی ادعای حضور در عرصه انتخابات ریاست جمهوری را نیز مطرح کرده‌اند.

اگرچه همه این رخدادها در سایه تحولات و تغییرات فرهنگی، اجتماعی و سیاسی در جوامع بشری بوجود آمده و اعتقاد به دموکراسی به عنوان پذیرش رای اکثریت و برابری زن و مرد نقش مهمی در آن داشته است، اما با وجود این شمار زنانی که امروزه هدایت دولت‌ها و کشورها را در مقام رئیس‌جمهور و نخست وزیر بر عهده دارند، در کل جهان از شمار انگشتان دست فراتر نمی‌رود.

بر اساس نتایج انتخابات دموکراتیکی که طی سال‌های اخیر برگزار شده، سران دولت‌هایی که زنان در آن توانسته‌اند قدرت را به دست بگیرند حدود 10 نفر است. صحنه‌ها و قاره‌های آنها متفاوت است. آنگلا مرکل یک اقتصاد قوی همچون آلمان را در اروپا رهبری می‌کند، میچل باچلت اداره یک کشور وسیع آمریکای لاتین با چالشها و دغدغه‌های وی‍ژه مانند شیلی را در دست دارد، در آفریقا، الن جانسون سیرلیف به عنوان نخستین زن در انتخابات ریاست جمهوری به پیروزی رسیده است و باید با مشکلات بسیار لیبریا پس از غلبه بر یک جنگ خونبار داخلی فائق آید، در فنلاند، تاریا هالونن چند دوره مدیریت این کشور شمال اروپا را در دست گرفته است و در آسیا بویژه منطقه جنوب و جنوبشرقی آن نیز زنان قدرتمندی همچون گلوریا ماکاپاگال آرویو سال‌ها است حکومت می‌کنند. اما با وجود این تنوع و گونه‌ گونی مناطق و کشورها، مشترکاتی نیز میان زنان حاکم به چشم می‌خورد: همه آنان مجبور شده‌اند برای رسیدن به قدرت با رقبای سرسخت مرد خود و فرهنگ دیرپای حکومت مردان نبرد کنند، همه این زنان در سن پختگی هستند و علاوه بر آن، با ایده توزیع طبیعی قدرت موافقند.

اما، علاوه بر این‌گونه زنان که چه به صورت انتخاب مستقیم مردم در صندوق‌های رای یا رهبری یک حزب یا ائتلاف سیاسی به قدرت رسیده‌اند، زنانی نیز وجود دارند که با تکیه بر سنت البته، به صورت تشریفاتی در برخی کشورها حکومت می‌کنند. ملکه الیزابت دوم در انگلیس، ملکه بئاتریز در هلند و مارگاریتا در دانمارک از زمره چنین افرادی هستند که رهبری تشریفاتی حکومت را در این کشورهای اروپایی در اختیار دارند. این در حالی است که پرنسس ویکتوریا نیز خود را برای سلطنت بر سوئیس پس از مرگ پدر آماده می‌کند.

تمامی این رخدادها حتی در سیستم‌های سلطنتی آنجا که زنان بر خلاف همیشه می‌توانند جانشین پادشاه شوند و دیگر بحث پسر بودن برای جانشینی پدر مطرح نیست، موید وقوع پدیده‌ای است که از رشد مشارکت زنان در مسوولیت‌های مختلف سیاسی، اجتماعی و اقتصادی حکایت دارد و نشان می‌دهد که موقعیت زنان در چنین پست‌هایی هر روز بیشتر عادی می‌شود. این امر در واقع محصول روندی است که در آن، افراد جوامع گوناگون بشری اعم از مردان و زنان هر روز این ایده را که زن جنس دوم و ضعیف است را بیشتر پشت سر می‌گذارند و اعتقاد آنان به توانمندی‌های زنان بیشتر می‌شود. در این زمینه البته نباید تلاش خود زنان را برای فعالیت جدی در عرصه فعالیت‌های علمی، دانشگاهی و سیاسی و اجتماعی نادیده گرفت.

قرن بیستم در این زمینه تحولات چشمگیری داشته و تجربه زنانی قدرتمند را در عرصه حکومت در تاریخ خود به ثبت رسانده است. در اروپا، خانم مارگارت تاچر موسوم به بانوی آهنین که از 1979 تا 1990 به مدت 11 سال نخست وزیری انگلیس را در دست داشت، و ویگدیس فینبوگادوتیر که از 1980 تا زمان استعفا در 1996 رئیس‌جمهور ایسلند بود و اولین رئیس‌جمهور زن در یک کشور و در همه دنیا به شمار می‌رود که از طریق صندوق‌های رای به این سمت انتخاب شد، از جمله این افراد به شمار می‌روند. آنگلا مرکل صدراعظم آلمان از 2005 تاکنون، ماری رابینسون رئیس‌جمهور ایرلند از 1990 تا 1997 و ماری مک لیز رئیس‌جمهور بعدی این کشور اروپایی از 1997 تاکنون، واریا ویک – فریبرگا رئیس‌جمهور لتونی از 1999 تا 2007 و آگاتا باربارا، رئیس‌جمهور مالت از 1982 تا 1987 را باید از دیگر رهبران زن در اروپا برشمرد.

قاره آسیا حکومت زنانی چون ایندیرا گاندی را به عنوان نخست وزیر هند به مدت 15 سال از سال 1966 تا 1977 و 1980 تا زمان قتل توسط یک هندوی افراطی در 1984 شاهد بوده است. پاکستان هم دو دوره از 1988 تا 1990 و 1993 تا 1996 نخست وزیر خانم بی‌نظیر بوتو را به خود دیده است که او نیز همچون ایندیرا گاندی در گرماگرم انتخابات عمومی کشورش توسط افراطیون در سال 2007 میلادی در جریان یک رشته انفجارها و بمب‌گذاری به قتل رسید.

خانم کورازون آکینو رئیس‌جمهور فیلیپین از 1986 تا 1992 و گلوریا ماکاپاگال آرویو دیگر رئیس‌جمهور این کشور جزیره‌ای جنوب‌ شرق آسیا از سال 2001 میلادی تاکنون، مگاواتی سوکارنو پوتری رئیس‌جمهور اندونزی از 2001 تا 2004، و چاندریکا کوماراتونگ رئیس‌جمهور سریلانکا از 1994 تا 2005 از دیگر رهبران زن در قاره آسیا به شمار می‌روند. سریلانکا همچنین سه دوره از سال1960 تا 1965، از 1970 تا 1977 و از 1994تا 200 شاهد نخست وزیری خانم سیریماوو باندارانائیکه بوده است.

بنگلادش نیز به مدت 15 سال شاهد حکومت زنان با نخست وزیری خانم شیخ حسینه واجد از 1996 تا 2001 و خالده ضیا از 1991 تا 1996 و 2001 تا 2006 بوده است. علاوه بر اینها، مقام ریاست جمهوری هند نیز که یک مقام بیشتر تشریفاتی است، اکنون برای اولین بار در اختیار یک زن به نامپراتیبها پاتیل قرار گرفته است.

قاره آمریکا هم سال‌ها است که شاهد حکومت زنان است. اگر از ایالات متحده آمریکا بگذریم که با وجود رقابت هیلاری کلینتون در انتخابات ریاست جمهوری اخیر، او نتوانست افتخار انتخاب به عنوان اولین رئیس‌جمهور زن را در این کشور در کارنامه خود ثبت کند، در بسیاری از دیگر کشورهای این قاره زنان سال‌ها در مقام رئیس‌جمهور یا رئیس دولت فعالیت کرده‌اند. میچل باچلت رئیس‌جمهور شیلی که اکنون آخرین روزهای حکومت خود را می‌گذراند، ایزابل پرون رئیس‌جمهور آرژانتین از 1974 تا 1976 و کریستینا فرناندز د کرچنر از سال 2007 تاکنون، خانم لائورا چین چیلا میراندا که بتازگی در کاستاریکا در انتخابات ریاست جمهوری به پیروزی رسیده است، میریا الیسا موسکوسو رئیس‌جمهور پاناما از 1999 تا 2004، ویولتا باریوس د چامورو در نیکاراگوا از 1990 تا 1996 و ژانت ژاگان در گویان از 1997 تا 1999 را از این جمله می‌توان برشمرد. پورتیا سیمپسون میلر هم نخستین زن در جامائیکا است که از سال 2006 تاکنون در مقام نخست وزیر، اداره دولت آن را در دست دارد.

شمار زنان حاکم در آفریقا اندک است. علاوه بر خانم جانسون سیرلیف رئیس‌جمهور لیبریا که شرح زندگی را در پی خواهیم آورد، فقط خانم لوئیسا دیگو در موزامبیک مقام نخست وزیری را از سال 2004 بر عهده دارد که یکی از فقیرترین کشورهای جهان است. با این حال، کسانی چون سیلویه کینیگی در بروندی، مام مادیور بویه در سنگال و الیزابت دومیتین در آفریقای مرکزی هم برای مدتی کوتاه در سمت رئیس دولت یا معاون آن در آفریقا فعالیت کرده‌اند.

در قاره کوچک اقیانوسیه نیز نیوزلند شاهد نخست وزیری زنان بوده است. در این کشور، جنی شیپلی از 1997 تا 1999 نخست وزیر بود و پس از او هلن کلارک این سمت را در اختیار گرفت.

با این توضیحات، به معرفی 10 تن از زنانی می‌پردازیم که هم‌اکنون هدایت دولت‌ها و کشورهای خود را در جهان بر عهده دارند.

کریستینا فرناندز، شریک شوهر

خانم کریستینا فرناندز د کرچنر رئیس‌جمهور کنونی آرژانتین، کسی است که به نظر می‌رسد از همان آغاز ازدواج خود با نستور کرچنر، تصمیم گرفته بود همه موفقیت‌های زندگی را با یکدیگر تقسیم کنند.

کریستینا، متولد 1953 در حومه بوئنوس آیرس پایتخت آرژانتین از پدری اسپانیایی و مادری، آلمانی هنگامی که در سال 1973 تحصیلات دانشگاهی خود را در رشته حقوق در دانشگاه ملی لاپلاتا انجام می‌داد، به فعالیت‌های سیاسی روی آورد و به تشکل‌های دانشجویی هوادار خانم اوا پرون رئیس‌جمهور پیوست. همانجا بود که هنگام یک مصاحبه، نستور کرچنر را در جریان فعالیت‌های دانشجویی اش در سال 1974 شناخت و هر دو به تشکل جوانان دانشگاهی پرونیست پیوستند. این همراهی منجر به نامزدی آنها و سپس، ازدواج رسمی آنان در سال 1975 میلادی شد.

با سقوط دولت ماریا استلا مارتینز موسوم به اوا پرون و دستگیری، قتل و ناپدید شدن گسترده هواداران وی، خانواده کرچنر ناچار به چندبار مهاجرت به نقاط مختلف کشور شدند و از آنجا که هر دو در رشته حقوق تحصیل کرده بودند، مرکز مشاوره حقوقی کرچنر را به صورت یک دفتر خصوصی در شهر پاتاگونیا دایر کردند.

با گذشت زمان و پایان دوران حکومت نظامیان در آرژانتین، کریستینا فرناندز در سال 1989 به عنوان نماینده مجلس محلی در ایالت سانتاکروز انتخاب شد و این موفقیت را برای سال 1993 نیز تکرار کرد. او در سال 1995 به عنوان نماینده سانتاکروز به مجلس سنای ملی آرژانتین راه یافت، 2 سال بعد نماینده مجلس نمایندگان کشورش شد و در سال 2001 نیز بار دیگر به عنوان سناتور انتخابی سانتاکروز انتخاب گشت.

در همین دوران بود که شوهرش، نستور کرچنر در انتخابات ریاست جمهوری سال 2003 شرکت کرد و با حمایت همه جانبه همسرش و پرونیست‌ها به پیروزی رسید. این‌گونه بود که کریستینا علاوه بر نمایندگی سنا، در نقش بانوی اول آرژانتین مشارکت سیاسی موثری در رویدادهای کشورداشت. کریستینا در انتخابات مجلس قانونگذاری (نمایندگان) آرژانتین در اکتبر 2005 هم به عنوان سناتور انتخاب شد اما این بار از استان بوئنوس آیرس پایتخت و به عنوان نماینده جبهه پیروزی، ائتلافی که موفق شد با 26 امتیاز بر رقیب خود به ریاست خانم هیلدا گوانزالس دوهالده همسر رئیس‌جمهور سابق آرژانتین، ادواردو دوهالده، چیره شود.

کریستینا فرناندز که در این مدت چهره خود را به عنوان یک مدافع جدی حقوق بشر و فعالیت سیاسی زنان به آرژانتین و آمریکای لاتین شناسانده بود و تماسهایی نیز با خانم میچل باچلت رئیس‌جمهور شیلی، هیلاری کلینتون سناتور آمریکایی و وزیر خارجه کنونی آن و سگولن رویال نامزد انتخابات ریاست جمهوری فرانسه در سال 2007 برقرار کرده بود، طبق توافقی که با شوهرش داشت، در انتخابات ریاست جمهوری سال 2007 آرژانتین شرکت کرد و با پیروزی در انتخابات، جای نستور کرچنر را برای 4 سال اداره کشور گرفت.

به این ترتیب، کریستینا فرناندزد کرچنر که پس از انتخاب به مقام ریاست جمهوری ترجیح می‌دهد واژه کرچنر در نامش قید نشود، به اولین زن در تاریخ آرژانتین تبدیل شد که با رای مردم به این سمت دست یافته است، زیرا خانم اوا پرون رئیس‌جمهور دهه 70 پس از مرگ همسرش، به صورت انتصابی جانشین وی شده بود.

خانم کریستینا فرناندزاز نظر حزبی متعلق به حزب عدالت خواه وابسته به ائتلاف جبهه پیروزی است و در سال 2009 میلادی یکی از 10 زن قدرتمند جهان از سوی مجله آمریکایی فوربس معرفی شده است.

کریستنا و شوهرش نستور کرچنر که اکنون به عنوان مشاور رئیس‌جمهور فعالیت می‌کند، 2 فرزند دارند: یک پسر به نام ماکسیمو و یک دختر به نام فلورنسیا.

یولیا تیموشنکو، هویت چندگانه

یولیا تیموشنکو با داشتن ظاهری آراستهص، یکی از شخصیت‌های پیچیده و بانفوذ در عرصه سیاست اکراین است که اکنون آخرین روزهای حضور خود را در مقام نخست وزیر این کشور اروپای شرقی می‌گذراند.

او از رهبران انقلاب نارنجی اکراین و متحد اصلی ویکتور یوشچنکو بود که با حمایت‌های غرب در این کشور به قدرت رسید اما بروز اختلافات گسترده میان این دو و مشکلاتی که روسیه بر سر راه دولت آنان ایجاد کرد، منجر به شکست این دولت و پایان انقلاب نارنجی در زمستان جاری در اکراین شد.

بارزترین نکته در ظاهر تیموشنکو، مدل موی مشهور اوست که اولین بار در سال 2002 با آن ظاهر شد. بسیاری می‌گویند که موهای او طبیعی نیست. او یکبار در پاسخ به سوال خبرنگاری درباره مدل موی خود گفت که شوهرش از او خواسته است موهایش را بلند کند، اما از آنجایی که نمی‌توان در کار رسمی و سیاسی با موی باز ظاهر شد، بهتر است که موهایش را ببافد.

یولیا تیموشنکو که اکنون 49 سال دارد، متولد 27 نوامبر 1960 در نیپروپتروفسک اکراین است. شوهرش مردی به نام الکساندر تیموشنکو است و فرزندی دختر به نام ائوژنیا دارند. یولیا مسیحی ارتدوکس است

در باره هویت یولیا تیموشنکو حرف و حدیث‌های بسیاری هست. گفته می‌شود نام اصلی او پیش از ازدواج، گریگیان بوده و نیمه ارمنی بخاطر پدرش به شمار می‌رود. با این حال، هوادارانش تاکید دارند که او از نظر نژادی و بخاطر مادرش یک روس است و به همین خاطر، نامش پیش از ازدواج، تلژین بوده است. بهرحال، او در سال 1979 میلادی با الکساندر تیموشنکو فرزند یک بوروکرات کمونیست اتحاد شوروی ازدواج کرد و از همانجا بود که دوره تصدی کرسی‌های مختلف مدیریتی در نظام حکومتی شوروی سابق برایش آغاز شد.

یولیا در دانشگاه دولتی نیپروپتروفسک در سال 1984 در رشته اقتصاد مدرک گرفت و پس از آن نیز در همین زمینه مدرک معادل دکترا اخذ کرد. از آن زمان تاکنون او بیش از 50 مقاله علمی به نگارش درآورده است.

یولیا تیموشنکو در سال 1989 یک شبکه پخش فیلم راه‌اندازی کرد که برایش موفقیت‌های بسیاری به همراه داشت. با فروش اتحاد جماهیر شوروی دوره تازه مدیریتی برای تیموشنکو آغاز شد و او طی سال‌های 1990 تا 1998 مدیریت چند شرکت نفتی را بدست گرفت، به گونه‌ای که طی سال‌های 1995 تا 1997 او ریاست کل سیستم‌های واحد انرژی اکراین که گاز طبیعی روسیه را به اروپا منتقل می‌کند عهده‌دار بود. در همین زمان بود که یولیا تیموشنکو در جریان شایعات مربوط به ربودن حجم عظیمی از گاز روسیه به پرنسس گاز شهرت یافت.

حضور در شرکتهای پولدار نفتی پای یولیا تیموشنکو را در سال 1996 به دنیای سیاست باز کرد و او در سال 1996 با کسب بیش از 92 درصد آرا به عنوان نماینده منطقه اوبلاست کروارد پا به مجلس اکراین گذاشت. این موفقیت در سال 2002 نیزبرای او تکرار شد. او در دوره نخست نمایندگی رئیس کمیته بودجه پارلمان بود اما اندکی بعد به دولت ویکتور یوشچنکو رفت و به عنوان معاون نخست وزیر در امور سوخت و انرژی به فعالیت پرداخت.

با این حال، معاونت نخست وزیری او دوام چندانی نیافت زیرا لئونید کوچما رئیس‌جمهور اکراین در ژانویه 2001 به اتهام جعل مدارک و قاچاق گاز طبیعی روسیه در دوران ریاست بر شرکت سیستم‌های واحد انرژی اکراین از کار برکنار کرد. او چند روز پس از آن دستگیر شد اما اندکی بعد، تیموشنکو آزاد و چند هفته بعد، از اتهامات وارده تبرئه شد. یولیا تیموشنکو در توجیه این وضعیت گفت که اتهامات علیه او از سوی رژیم کوچما تحت‌تاثیر الیگارشی حاکم بر صنعت نفت و گاز کشور وارد شده بود چون آنها از اصلاحات من برای رفع فساد می‌ترسیدند. این اصلاحات بشدت بخش اقتصاد کشور را تحت تاثیر قرار داد و موجب افزایش درآمد دولت و بهبود وضعیت پرداخت حقوق کارمندان دولتی شد.

یولیا تیموشنکو اندکی پس از آزادی، بار دیگر در روسیه دستگیر اما باز هم بلافاصله آزاد شد. پس از آزادی، تیموشنکو با حمایت دولت‌های غربی به یکی از رهبران اکراین و معترضان اصلی به عملکرد دولت کوچما تبدیل گشت که معتقد بودند در مرگ گئورگی گونگادزه، روزنامه‌نگار مشهور مخالف دولت که در سال 2000 ربوده و به قتل رسیده بود، دست داشته است. مرگ او با اعتراضات عمومی همراه شده بود. یولیا در همین زمان بلوک یولیا تیموشنکو را به عنوان یک حزب سیاسی تاسیس کرد که در انتخابات پارلمانی سال 2002 میلادی بیش از 7 درصد آرا را بدست آورد.

تیموشنکو در انتخابات ریاست جمهوری سال 2004 از ویکتور یوشچنکو حمایت کرد اما دولت هوادار روسیه کوچما به نفع ویکتور یانوکوویچ نامزد مورد حمایت خود، دست به تقلب در نتایج انتخابات زد. این امر شعله انقلاب نارنجی را در اکراین شعله ور کرد که از نوامبر 2004 تا ژانویه 2005 به مدت 3 ماه موج گسترده اعتراضات و اعتصابات عمومی را در کشور منتشر ساخت. یکی از رهبران اصلی انقلاب نارنجی، یولیا تیموشنکو بود. پیامد این انقلاب و واکنش‌های جهانی، دادگاه عالی اکراین نتایج انتخابات را ملغی اعلام کرد و با برگزاری مجدد آن، یوشچنکو به عنوان رئیس‌جمهور انتخاب شد. او نیز در اواخر ماه ژانویه، تیموشنکو را به نخست وزیری اکراین منصوب کرد اما این دوره دوام چندانی نیافت چون در نتیجه اختلاف میان هوداران رئیس‌جمهور و نخست وزیر، یولیا تیموشنکو مجبور شد در سپتامبر 2005 یعنی پس از 9 ماه کرسی نخست وزیری را رها کند.

با این حال، ائتلاف یوشچنکو و تیموشنکو در انتخابات پارلمانی 2006 ادامه یافت و با پیروزی هوداران آنها، تیموشنکو بار دیگر به نخست وزیری رسید.

یولیا تیموشنکو که در انتخابات سپتامبر 2007 نیز به پیروزی رسیده بود در انتخابات سال جاری 2010 نامزد انتخابات ریاست جمهوری شد اما با اختلاف ناچیز 3 درصد آرا در مقابل یانووکویچ مورد حمایت روسیه تن به شکست داد و از آنجا که دیگر مانند گذشته حمایت آمریکا و کشورهای غربی را به همراه نداشت، با وجود اعتراض اولیه، نتایج انتخابات را پذیرفت تا دوره‌ای دیگر از زندگی پرتلاطم سیاسی وی بسته شود.

ماری مک آلیس، رئیس‌جمهور پیوندها

ماری پاتریسیا مک آلیس رئیس‌جمهور ایرلند (جنوبی)، اولین زن در تاریخ جهان است که جانشین زن دیگری شده که او هم با رای مردم انتخاب شده بود.

خانم مک آلیس 58 ساله و متولد 1951 در بلفاست مرکز ایرلند شمالی است و از همین رو، اولین ایرلندی بخش شمالی کشور (تصرف شده توسط انگلیس) است که در بخش جنوبی، یعنی جمهوری ایرلند به ریاست جمهوری می‌رسد.

مک آلیس که یک وکیل، روزنامه‌نگار و معاون کاتولیک دانشگاه کینز بلفاست بود، با حمایت شین فین (شاخه سیاسی ارتش جمهوریخواه ایرلند که برای آزادی ایرلند شمالی از دست انگلیس تلاش می‌کرد) در انتخابات ریاست جمهوری اکتبر 1997 شرکت کرد و با کسب بیش از 45 درصد آرا به پیروزی رسید.

حمایت شین فین از این نامزد کاتولیک متولد ایرلند شمالی در انتخابات ریاست جمهوری با مخالفت گسترده کسانی روبرو شد که معتقد بودند این کار بسان یک بمب در روابط میان ایرلند و انگلیس پروتستان عمل خواهد کرد و روابط دو کشور را که پس از سال‌ها بر اختلاف و کشمکش بر سر ایرلند شمالی بهبود یافته است، مخدوش خواهد ساخت.

در چنین شرایطی، مک آلیس با شعار ساخت پلها و به منظور تقویت ارتباطات جمهوری ایرلند با انگلیس و نیز بهبود روابط میان مردم 2 بخش شمالی و جنوبی جزیره وارد عرصه انتخابات شد و موفق گشت در جریان دو دور انتخابات با کسب بیش از 58 درصد آرا بر ماری بانوتی از حزب فین گوال، عدی روشه از حزب کارگر و دو نامزد مستقل دیگر به نام‌های دانا رزماری اسکالن و درک نالی چیره شود.

خانم مک آلیس در طول دوران ریاست جمهوری خود بارها از ایرلند شمالی دیدن کرد و در آنجا نیز با استقبال گسترده مردم روبه‌رو شد، به گونه‌ای که بسیاری معتقدند وی نقش مهمی در تحکیم و تقویت دوستی‌ها میان دو بخش ایرلند ایفا کرده است. مک آلیس که سابقه همکاری با دفتر ملکه الیزابت را دارد، روابط خوبی را نیز با انگلیس برقرار کرده و یکی از مهم‌ترین برنامه‌های خود را میزبانی از اولین سفر تاریخی وی در دوبلین برشمرده است.

او به منظور بهبود روابط میان کاتولیک‌ها و پروتستان‌های ایرلند، در سال 1998 روز 12 ژوییه را به طور رسمی به عنوان روز سان پاتریس اعلام کرد که نزد پروتستان‌های ایرلند اهمیت بسیاری دارد اما این اقدام با انتقاد کلیسای کاتولیک روبه‌رو شد.

این اقدامات در شرایطی از سوی مک آلیس انجام شد که ریاست جمهوری در ایرلند اساسا یک مقام تشریفاتی و نمادین است. با این حال، انتخاب او با رای مردم برای یک دوره 7 ساله صورت می‌گیرد و از آنجا که مک آلیس در سال 2004 رقیبی نداشت، او بدون برگزاری انتخابات، دوره ریاست جمهوری خود را برای یک دوره 7 ساله دیگر یعنی 2011 تمدید کرد.

علت عدم برگزاری انتخابات آن بود که هیچیک از رقبای مک آلیس نتوانستند حمایت لازم برای نامزدی خود را بدست آورند و در نتیجه، احزاب سیاسی برای پرهیز از هزینه‌های سیاسی و مالی توافق کردند خانم مک آلیس بدون انجام رای گیری برای دوره جدید به فعالیت خود ادامه دهد.

ماری مک آلیس متاهل و دارای سه فرزند است: یک دختر و دو پسر.

گلوریا ماکا پاگال، آنها مرا دوست ندارند

گلوریا ماکاپاگال آرویو، 62 ساله و رئیس‌جمهور فلیپیین، اگرچه دومین رئیس‌جمهور زن در این کشور جنوب‌شرقی آسیا بر کورازون آکینو است اما به نوشته مجله آمریکایی فوربس، سومین زن قدرتمند جهان به شمار می‌رود.

او فرزنددیوسدادو ماکاپاگال رئیس جمهور فیلیپین در دهه 1960 است. سال‌های ابتدایی زندگیش را با برادر و خواهر پدریش از ازدواج نخستش در لوبائو، جزیره پامپانگا در شمال فیلیپین سپری کرد اما وقتی برادر جدیدش به دنیا آمد، گلوریا 4 ساله زندگی در کنار مادر بزرگ مادریش در شهر ایلیگان در جنوب فیلیپین را ترجیح داد.

او به مادر برزگش گفته بود: «من می‌خواهم پیش تو زندگی کنم، چون آنها دیگر مرا دوست ندارند».آرویو در 11سالگی نزد خانواده‌اش در برگشت.

زندگی آرویو در 14 سالگی پس از انتخاب پدرش به ریاست‌جمهوری فلییپین در سال 1961 دگرگون شد. او پس از آن به همراه خانواده‌اش در کاخ مالاکانانگ زندگی می‌کرد. در 18 سالگی به واشینگتن دی‌سی رفت و دو سال در دانشگاه جورج تاون اقتصاد خواند.

او در 1968 به فیلیپین بازگشت و با خوزه میگل آرویو که از نوجوانی او را می‌شناخت، ازدواج کرد و تحصیلات خود را در کشورش ادامه داد. در 1976 کارشناسی ارشد اقتصاد را از دانشگاه آتنو دی مانیل گرفت و دکترای اقتصاد خود را از دانشگاه فیلیپین در 1985دریافت کرد. حاصل ازدواج او نیز سه فرزند است: خوان میگل در 1969، اوانجلینا لوردس در 1971 و دیوسدادو ایگناسیو خوزه ماریا در 1974.

گلوریا پس از آن وارد فعالیت‌های دولتی و سیاسی شد. با پایان دوران دیکتاتوری فردیناند مارکوس که در 1965جایگزین پدر گلوریا آرویو در کاخ ریاست جمهوری فیلیپین شده بود و انتخاب خانم کورازون آکینو به این سمت در 1987، آرویو به دولت فیلیپین فراخوانده شد. او کار خود را در مرکز تجارت و صنعت فیلیپین آغاز کرد. مهم‌ترین مسوولیت او نظارت بر صنعت نساجی کشور بود.

آرویو در 1992تصمیم به شرکت در انتخابات سنا گرفت. بر اساس قانون انتخابات 1987فیلیپین 12نفر اول برای یک دوره 6 ساله و 12 نفر بعدی برای یک دوره 3ساله انتخاب می‌شدند. آرویو سیزدهم شد و در سال 1995 مجددا در انتخابات شرکت کرد. او این بار با 16 میلیون رأی به عضویت سنا درآمد. بیشترین رأیی که تاکنون یک سناتور در فیلیپین به دست آورده‌است.

او در دوران نمایندگی خود یک قانون‌گذار بسیار پرکار بود و در نوشتن 55 قانون شرکت داشت که «قانون ممنوعیت مزاحمت‌های جنسی»، «قانون حقوق مردم بومی» و «قانون توسعه صادرات» از مهم‌ترین آنها هستند.

آرویو قصد کاندیداتوری برای عنوان ریاست جمهوری در انتخابات سال 1998 را داشت، اما به توصیه رئیس‌جمهور وقت فیدل راموس و رهبران حزب حاکم برای پست معاون رئیس‌جمهور و شریک انتخاباتی خوزه دی ونسیا ثبت نام کرد. در پایان هر چند جوزف استرادا هنرپیشه محبوب سابق فیلیپینی رئیس‌جمهور شد، ولی آرویو با سیزده میلیون رأی که نزدیک به دوبرابر نزدیک‌ترین رقیبش ادگاردو آنگارا زوج استرادا و دو میلیون رأی بیش از استرادا بود به پست معاون رئیس‌جمهور برگزیده شد. او در 30 ژوئن 1998 شغل جدید خود را آغاز کرد و همزمان با حکم استرادا اداره وزارتخانه توسعه و رفاه اجتماعی را نیز بر عهده گرفت.

در اکتبر 2000 استرادا توسط چاویت سینگسون استاندار ایلوکوس جنوبی به فساد متهم شد. وقتی استرادا با شکایت یک کاردینال مشهور فیلیپین به دادگاه فراخوانده شد، آرویو در رم به سر می‌برد. او پس از آن که از پاپ ژان پل دوم رهبر کاتولیک‌های جهان خواستار دعا برای کشورش شد، استعفای خود را اعلام کرد و به جمع مخالفان رئیس‌جمهور پیوست. آرویو در 29 اکتبر 2000 در یک سخنرانی در دانشگاه اتنو دی مانیلا اعلام کرد که رهبری اعتراضات غیر خشونت‌آمیزی که خواستار استعفای استرادا بودند را برعهده می‌گیرد. آرویو در این دوران از سوی بسیاری از رهبران سیاسی و مذهبی مورد تحسین قرار گرفت، هرچند اتهامات و تهدیدات زیادی نیز علیه او صورت گرفت.

در نهایت دیوان عالی فیلیپین در 20 ژانویه 2001 برکناری استرادا از ریاست‌جمهوری را اعلام کرد پلیس و ارتش نیز پیش از آن حمایت خود را از استرادا قطع کرده بودند. در مه 2001 وقتی استرادا دستگیر شد، حدود 40 هزار نفر از طرفداران او شهر را به آشوب کشیده و به کاخ ریاست‌جمهوری هجوم آوردند. پس از سرکوب شدن معترضان، با اعلام وضعیت اضطراری دستور دستگیری رهبران مخالفین را صادر کرد. وضعیت اضطراری یک هفته بعد پایان یافت.

در همان سال، دادگاه عالی فلییپین از ماکاپال آریو که از سمت معاون رئیس‌جمهور در جریان اعتراضات استعفا داده بود، خواست به عنوان رئیس‌جمهور سوگند یاد کند. ریاست جمهوری او تا سال 2004 میلادی ادامه داشت. در این مدت او توانست مخالفت‌های گسترده هواداران استرادا را سرکوب کرده و حتی با جبهه آزادی اسلامی که سال‌ها با دولت فیلیپین در نبرد بودند، توافقنامه رسمی آتش بس امضا کند.

آرویو که شعار خود را مبارزه با فساد، بازگشت امنیت، بهبود اقتصاد و توجه به زنان قرار داده بود، در انتخابات سال 2004 میلادی نیز موفق شد فرناندو پوئه نامزد هواداران استرادا را با کسب 5/12 میلیون رای یک میلیون رای بیشتر از رقیبش شکست دهد. با این حال، مخالفت‌های هواداران استرادا علیه آرویو پایانی نداشت به گونه‌ای که وی در پی تظاهراتی ده هزارنفری که در فوریه 2006 علیه وی برگزار شد، وضعیت اضطراری در کشور اعلام کرده و مخالفان را به تلاش برای انجام کودتا علیه دولت متهم کند. یکی از اقدامات بحث انگیز آریو در دوره جدید ریاست جمهوری، لغو مجازات اعدام در فیلیپین بوده است.

الن جانسون سیرلیف، بانوی آهنین

الن جانسون سیرلیف ملقب به بانوی آهنین آفریقا اولین زنی است که با رای مردم قدرت را در قاره سیاه بدست گرفته است. قدرت اراده و قاطعیت در تصمیم‌گیری، چنین لقبی را برای این بانوی 72 ساله به ارمغان آورده است: همواره تلاش کرده به خودم ایمان داشته باشم، فعالانه زندگی کنم و برای آنچه به آن اعتقاد دارم، بجنگم.

او پیش از بدست گرفتن قدرت در لیبریای خسته از جنگ و درگیری‌های داخلی افزود:من تجربه سیاسی زیادی دارم و گذشته حرفه‌ای من نیز در لیبریا شناخته شده است. من همواره گفته‌ام که می‌توانم از این تجربه به نفع کشورم استفاده کنم و امیدوارم فرصت انجام این کار را داشته باشم.

بانوی آهنین لیبریا راست می‌گوید. این زن 72 ساله که مادر 4 فرزند و صاحب 8 نوه است، روزگار سخت و پر فراز و نشیبی را در زندگی طی کرده است. پدر و مادر او فرزندان خانواده‌ای فقیر بودند که پس از مهاجرت از مناطق روستایی به مونرویا پایتخت لیبریا همدیگر را شناختند و ازدواج کردند. پدر فرانسوی تبار بود و مادر نیز از مادری آفریقایی و پدری آلمانی متولد شده بود.

الن جانسون از 1948 تا 1955 در رشته اقتصاد و ریاضیات در مونرویا تحصیل کرد و زمانی که فقط 17 سال داشت، با مردی به نام جیمز سیرلیف ازدواج کرد. او در سال 1961 راهی آمریکا شد و در آنجا با تحصیل در دانشگاه‌های کلرادو و هاروارد، مدرک دکترای اقتصاد گرفت. همزمان برای سازمان ملل، بانک جهانی و سیتی بانک نیز فعالیت می‌کرد.

اما او فقط در تحصیل جدیت نداشت بلکه پرونده قطوری نیز در عرصه سیاسی در کشورش دارد. خانم سیرلیف در ترکیب دولت‌های مختلفی در لیبریا قرار داشته است. نخست، در دوران ریاست جمهوری ویلیام توبمان (سال‌های 1943 تا) 1971 و سپس، ویلیام تولبرت (از 1971 تا 1980). او در دولت تولبرت طی سال‌های 1972 تا 1973 به عنوان وزیر دارایی فعالیت کرد اما بر اثر اختلاف نظر بر سر زمینه‌‌ها، یکسال بعد از مقام خود استعفا داد.

چندسال بعد، دولت تولبرت در نتیجه کودتای سرهنگ ساموئل دوئه سرنگون و خود وی و شماری از وزیرانش دستگیر و اعدام شدند. در چنین شرایطی، خانم سیرلیف موفق به فرار و زندگی در تبعید در کنیا شد و در نایروبی پایتخت این کشور آفریقایی از سال 1983 تا 1985 مدیریت سیتی بانک را برعهده گرفت.

بانوی آهنین لیبریا دو بار هم به زندان افتاده است، یکبار به اتهام خیانت به رئیس‌جمهور ساموئل دوئه (1980 1989) از طریق نطق‌هایش در جریان بازگشت سیرلیف به کشور که از سوی دادگاه، به 10 سال زندان محکوم شد و بار دیگر، هنگامی که چارلز تیلور در یک کودتای نظامی دیگر ساموئل دوئه را سرنگون کرد و سیرلیف پس از حمایت اولیه از او، زبان به اعتراض از عملکرد دولتش گشود، روانه زندان گشت.

اما این اتفاقات، بانوی آهنین را از صحنه خارج نکرد. او در جریان انتخاباتی که سال 1990 با حضور تیلور برگزار شد، به عنوان رقیب وی در عرصه حضور یافت اما نتیجه انتخابات به نفع تیلور (با کسب 75 درصد آرا) در مقابل 10 درصد سیرلیف اعلام شد، موضوعی که وی معتقد بود در آن تقلب شده است.

اما شرایط برای تیلور نیز همواره موافق نبود. در سال 1999 لیبریا وارد شورش، درگیری و یک جنگ داخلی خونین شد و در نتیجه آن، تیلور ناچار شد در سال 2003 حکومت را به دولت موقتی واگذار کند که در آن، سیرلیف به عنوان رئیس کمیسیون اصلاح دولتی نقش موثری ایفا کرد. در سال 2005 انتخابات ریاست جمهوری در لیبریا با حضور سیرلیف و جورج ویه، فوتبالیست سابق معروف این کشور برگزار شد و در دور دوم، سیرلیف موفق شد با کسب حدود 60 درصد آرا او را شکست دهد. وعده‌های سیرلیف به مردم کشور فقیر و جنگزده لیبریا در این انتخابات، آوردن سرمایه‌های خارجی، تداوم ثبات در کشور و کنترل فساد دولتی بود.

در مراسم تحلیف خانم جانسون که 16 ژانویه 2006 برگزار شد مقام‌ها و شخصیت‌های مختلفی از کشورهای جهان از جمله لورا بوش همسر جورج بوش رئیس‌جمهور وقت آمریکا، کاندولیزا رایس وزیر خارجه آن کشور و نمایندگانی از چین، روسیه و کشورهای اروپایی و آفریقا شرکت کردند.

تاریا کارینا هالونن، وکیل سیاستمدار

تاریا کارینا هالونن یازدهمین رئیس‌جمهور فنلاند است که از سال 2000 میلادی تاکنون هدایت این کشور شبه جزیره اسکاندیناوی را بر عهده دارد.

او متولد هلسینکی پایتخت فنلاند در 24 دسامبر 1943 میلادی است و اکنون 67 سال سن دارد. حرفه اصلی او وکالت است و تا پیش از پاگذاشتن در عرصه سیاست، وکالت سندیکاها را بر عهده داشت. او در رشته دکترای حقوق در دانشگاه هلسینکی تحصیل کرده و پس از انتخاب به مقام ریاست جمهوری با دکتر پنتی آراجاروی که برای مدتی طولانی با او نامزد و شریک زندگی بود، به طور رسمی ازدواج کرده است.

او فعالیت حرفه‌ای خود را به عنوان دبیر امور اجتماعی و دبیرکل اتحادیه ملی دانشجویان در سال 1969 میلادی شروع کرد و اندکی بعد، به عنوان وکیل در سازمان مرکزی سندیکاهای فنلاند (از سال 1970 تا 974 ) فعالیتی جدی داشت. او در سال 1971 به طور رسمی به حزب سوسیال دموکرات فنلاند پیوست و در سال 1974 از سوی کالوی سورسا نخست وزیر به عنوان دبیر امور پارلمانی دولت منصوب گشت. از همین جا بود که شهرت او در دنیای سیاست فنلاند آغاز شد و او پای در وادی سیاست گذاشت.

هالونن از 1975 تا 1996 عضو شورای شهرداریهای هلسینکی بود. همزمان در سال 1979 به عنوان نماینده مجلس انتخاب شد و در آنجا از سال 1984 تا 1987 ریاست کمیته امور اجتماعی را در دست گرفت. او در سال 1987 تا 1990 به عنوان وزیر بهداشت و امور اجتماعی به فعالیت پرداخت. همزمان از 1989 تا 1991 وزیر همکاری‌های نوردیک نیز بود. از سال 1990 تا 1991 مسوولیت وزارت دادگستری هم بر عهده هالونن گذاشته شده بود و پس از آن یعنی از سال 1995 تا 2000 او در مقام وزیر امور خارجه فنلاند انجام وظیفه کرد.

هالونن در انتخابات سال 2000 در فنلاند به ریاست جمهوری رسید و به دلیل کارنامه مثبتى که از خود برجای گذاشته بود بار دیگر با رای بالای مردم در سال 2007 در این سمت ابقا شد.

تاریا هالونن کاندیدای سوسیال دموکرات‌ها و اتحاد چپ بود و در این انتخابات توانست بر 8 رقیب خود برای یک دوره 6 ساله دیگر چیره شود.

انتخابات در فنلاند روش جالبی دارد: برای همه افراد واجد شرایط و به وسیله پست، پاکتی حاوی همه اطلاعات و حتی پیش بینی دور دوم اتخابات ارسال می‌شود. شخص با در دست داشتن این برگه و با مراجعه به شعبه مربوطه رای می‌دهد. نه انگشتی رنگی می‌شود و نه شناسنامه‌ای مهر! نتیجه انتخابات هم دقیقا در پایان موعد مقرر اعلام می‌شود.

آنگلا مرکل، از آپارتمان 20 متری
تا کاخ ریاست دولت

آنگلا دورو تئا مرکل متولد 17 ژوئیه 1954 در هامبورگ در جمهوری فدرال آلمان است و از سال 2005 میلادی تاکنون به عنوان صدراعظم در این کشور قدرتمند اروپایی فعالیت می‌کند. او اولین زن صدراعظم در آلمان، اولین حاکم زن آلمان پس از دوران امپراتوری ملکه تئوفانو اسکلرائینا (956 تا 991 میلادی) و اولین کسی است که پس از اتحاد دوباره آلمان از آلمان شرقی قدرت را در این کشور بدست گرفته است.

پدرش کشیش و مادرش معلم بود. اندکی بعد از تولد، خانواده‌اش به آلمان شرقی مهاجرت کردند. در زمان تحصیل در دبیرستان همیشه شاگرد اول بود و در جوانی آرزو داشت روزی معلم شود.

آنگلا در سال 1973در دانشگاه لَیپتسیگ به تحصیل فیزیک پرداخت و در سال 1978به پایان رساند و دکترای خود را در مقطع شیمی فیزیکی در سال 1986به دست آورد.

تا قبل از فروپاشی دیوار برلین مرکل جایگزین آخرین سخنگوی دولت آلمان شرقی بود. در سال 1990مرکل عضو حزب مسیحی دموکرات شد و در پایان همین سال به عنوان نماینده این حزب وارد مجلس آلمان شد.

در ژانویه 1991هلموت کهل (صدراعظم وقت آلمان) او را به عنوان وزیر بانوان و جوانان نامید و سپس وی پست خود را به وزیر محیط‌‌ ‌زیست، حفظ طبیعت و بالاًخره به امنیت راکتورها تغییر داد و این وزارت را تا سال 1998 که به قدرت گرفتن حزب سوسیال دموکرات آلمان به رهبری گرهارد شرودر انجامید، نگه‌ داشت.

آنگلا مرکل در سال 2000 به عنوان دبیرکل حزبش انتخاب شد و همزمان به عنوان نماینده مجلس به بوندستاگ راه یافت. او با این وجود در سال 2002 ادموند شتویبر دبیر کل حزب مسیحی سوسیال آلمان که با دموکرات مسیحی‌ها در پارلمان متحد است به عنوان نماینده دو حزب متحد برای صدر اعظمی کاندید شد.

این دو حزب با رهبرانشان (مرکل و شتویبر) بارها شرودر و سوسیال دموکرات‌ها را به خاطر سیاست‌های غلط اقتصادی، افزایش بدهی‌های کشور و مهم‌تر از همه تعداد بسیار زیاد بیکاران مورد سرزنش قرار می‌دادند. با این وجود اتحاد آنها بار دیگر در سال 2002 ، بیشتر به خاطرسیاست‌های اشتباه آنها در مورد جنگ با عراق از ائتلاف سبز قرمز به رهبری شرودر و یوشکا فیشر شکست خورد.

این سیاستمدار آلمانی، دبیرکل اتحادیه دموکرات مسیحی آلمان بوده و از 22 نوامبر سال 2005، سرانجام بر طبق مذاکرات ائتلاف بزرگ، سوسیال دموکرات‌ها به صدراعظمی مرکل و کناره‌گیری شرودر از سیاست رضایت دادند به شرط این‌که ? وزارتخانه بزرگ در دستان آنها باقی بماند. به این صورت آنگلا مرکل اولین صدراعظم زن در کشور آلمان معرفی شد. او در انتخابات سال جاری نیز موفق شد بار دیگر در مقام خود به عنوان صدراعظم ابقا شود.

در باره زندگی خصوصی مرکل باید گفت که او در سال 1977 زمانی که 23 ساله بود با اولریش مرکل همکار مطالعاتی‌اش در دانشگاه که هم سن و سال خود وی بود، ازدواج کرد. آنان هنگام ازدواج آپارتمان کوچکی در لایپزیک برای زندگی در اختیار گرفتند که فقط 20 مترمربع مساحت داشت. یکسال بعد آنان به برلین غربی مهاجرت کردند و در آنجا بود که آنگلا مرکل به عنوان مشاور علمی در موسسه مرکزی شیمی فیزیک آکادمی علوم آلمان به فعالیت پرداخت. با این حال، زندگی مشترک آنلگا با اولریش دوام چندانی نیافت و آنها در سال 1982 میلادی از یکدیگر جدا شدند. 4 سال بعد،‌ آنگلا مرکل دکترای خود را در رشته فیزیک دریافت کرد و در همانجا بود که با استاد راهنمایش که یک مرد مطلقه با 2 فرزند بود، طرح زندگی مشترکی را ریخت که در سال 1998 رسمیت یافت. با این حال، به دلایلی که اعلام نشده است، مرکل ترجیح داد بر خلاف سنت رایج در آلمان، با همان نام خانوادگی شوهر نخست خود به زندگی ادامه دهد. آنگلا مرکل با وجود 2 بار ازدواج هنوز فرزندی ندارد.

مرکل علاوه بر آلمانی به زبان‌های روسی و انگلیسی مسلط است و به نوشته مجله فوربس، یکی از قدرتمندترین زنان جهان در حاضر به شمار می‌رود.

پراتیبها پاتیل، هندی پارسی دوست

پراتیبها ویسینگ پاتیل (Pratibha Patil) اولین رئیس‌جمهور زن در هند است که روز چهارشنبه سوم مرداد 1386 سوگند یاد کرد. او در انتخابات ریاست جمهوری هند موفق شد با کسب دو هزار و 931 رای بر بایرون سینگ شکاوات، رقیب 84 ساله‌اش که معاون رئیس‌جمهور و نامزد احزاب مخالف بود، پیروز شود. راى‌گیرى براى انتخاب رئیس‌جمهور در هند توسط قانونگذاران دولتى و فدرال انجام مى‌گیرد

مانموهان سینگ نخست وزیر هند گفت که رای به پاتیل رای علیه سیاست‌های تبعیض‌آمیز است. سونیا گاندی رهبر حزب حاکم کنگره نیز هنگام اعلام پیروزی پاتیل تاکید کرد:این لحظه‌ای بزرگ برای زنان است زیرا برای نخستین‌بار است که یک رئیس‌جمهور زن داریم. پاتیل نیز پیروزی خود را پیروزی مردم خواند.

پاتیل اگرچه دو دهه بیش از دو دهه عضو مجلس محلی بود و در سال 2004 میلادی نیز به عنوان فرماندار ایالت راجستان – که بیشتر یک مقام تشریفاتی است منصوب شده بود، اما هنگام انتخاب وی به عنوان نامزد ریاست جمهوری از سوی سونیا گاندی رهبر حزب حاکم کنگره، بسیاری از مردم هند از او شناخت چندانی نداشتند.

این زن هندو 76 سال پیش در سال 1934 در ایالت ماهاراشترای هند به دنیا آمد و از پایین‌ترین طبقه سیستم اجتماعی هند است.

پاتیل تا ابتدای فعالیت سیاسی به‌عنوان حقوقدان فعالیت داشته و عضو دیرینه حزب کنگره ملی هند محسوب می‌شود.

وی در سال 1975 وزیر بهداشت ماهاراشترا بود و در سال 1986 به‌عنوان سناتور از حزب مذکور در مجلس سنای هند انتخاب شد. او تا سال 1988 سمت معاون رئیس مجلس را در اختیار داشت.

پاتیل طی سال‌های 1991 1996 بعنوان نماینده مجلس مشغول فعالیت بود اما پیش از ریاست جمهوری فعالیت سیاسی چندانی نداشت.

از سال 2004 تا نامزدی در پست ریاست جمهوری سمت فرماندار استان راجستان واقع در غرب هند را بر عهده داشت.

مقام ریاست جمهوری در هند یک مقام تشریفاتی و سمبلیک است که بیشتر نقش ناظر اجرای قانون اساسی را دارد و اداره امور کشور بر عهده نخست وزیر است. با این حال، مراسم سوگند ریاست جمهوری پاتیل به‌طور مستقیم از طریق تلویزیون این کشور یک میلیارد نفری پخش شد.

عبدالکلام رئیس‌جمهور سابق هند و پدر برنامه موشکی فضایی این کشور بعد از سوگند پاتیل اعلام کرد که از این پس به فعالیت‌های علمی خواهد پرداخت.

خانم پاتیل در سال 1965 در سن 31 سالگی ازدواج کرده و دارای یک فرزند پسر و یک دختر است.

خانم پاتیل در طول دوره 2 ساله ریاست جمهوری خود برای اعلام حمایت خود از زنان و امور علمی کارهایی کرده که باعث شگفتی مردم و ناظران شده است. یکی از این اقدامات، پرواز وی در آغاز دوران ریاست جمهوری با یک هواپیمای جنگنده بود.

این زن 74 ساله برای آن که حمایت خود را از نوآوری‌ها و پیشرفت‌های کشورش در عرصه علمی و نظامی به همگان نشان دهد، با یک فروند جنگنده 2 نفره سوخوی 30 ام کا ای که نوین‌ترین جنگنده در نیروی هوایی هند است، به مدت 20 دقیقه پرواز کرد. پرواز در ارتفاع 2 کیلومتری صورت گرفت و این مراسم به‌طور مستقیم از تلویزیون هند پخش شد.

جویتی راتهوره دختر رئیس‌جمهور هند گفت که مادرش پرواز کرد تا همه کشور را تشویق و بر توسعه امکانات زنان تاکید کند.

خانم پاتیل پیش از آن در کاخ ریاست جمهوری برای چنین پروازی آموزش دیده بود. در آن زمان به وی نشان دادند که چگونه باید در هوایپمای نظامی نشست و بهنگام پرواز از چه اهرم‌هایی می‌توان استفاده کرد. این زن مسن پیش از پرواز معاینه پزشکی الزامی را گذرانده و لباس خلبانی به تن کرد تا بتواند اس. ساجان فرمانده پرواز را همراهی کند.

رئیس‌جمهور هند به زبان فارسی نیز علاقه بسیاری دارد. او شهریورماه گذشته به عنوان مهمان افتخاری در مراسم هجدهمین سالروز استقلال تاجیکستان حضور یافت و در جریان آن این بیت معروف استاد رودکی را به زبان فارسی قرائت کرد که مورد استقبال گرم شرکت کنندگان در مراسم قرار گرفت:

هیچ شادی نیست اندر این جهان برتر از دیدار روی دوستان

میچل باچلت، محبوب قلب‌ها

میچل باچلت رئیس‌جمهور شیلی که نام کامل او، ورونیکا میچل باچلت خریا است، در حال حاضر 51 ساله دارد و روز 29 سپتامبر 1951 میلادی در شهر سانتیاگو پایتخت این کشور آمریکای جنوبی متولد شده است.

خانم باچلت اگرچه یک سیاستمدار شیلیایی است اما او در دانشگاه، در رشته پزشکی اطفال تحصیل کرده است. پدرش سرتیپ آلبرتو باچلت فرمانده نیروی هوایی و عضو دولت اتحاد خلق سالوادور آلنده بود که حکومتش با کودتای آمریکایی ژنرال آگوستو پینوشه در سال 1973 میلادی سقوط کرد.

میچل باچلت هنگامی که در رشته پزشکی در دانشگاه شیلی تحصیل می‌کرد، به عنوان هوادار به حزب سوسیالیست پیوست. با کودتای پینوشه در 11 سپتامبر 1973 که در نتیجه آن،‌ پدرش توسط رژیم نظامی، دستگیر و در زندان درگذشت، میچل ناچار شد به زندگی مخفیانه روی آورد. با این حال، او 2 سال بعد به همراه مادرش در منطقه ویلا گریمالدی توسط سازمان‌های سرکوبگر دیکتاتوری پینوشه دستگیر و به یکی از معروفترین شکنجه‌گاه‌های کشور انتقال یافت اما اندکی بعد، به لطف دوستی قدیمی برخی سران نظامی کشور، او و مادرش به خارج از کشور تبعید شدند.

میچل 4 سال بعد در سال 1979 میلادی به شیلی بازگشت و به جمع ده‌ها جنبش مخالف رژیم آگوستو پینوشه پیوست. با بازگشت دموکراسی، باچلت که ابتدا چهره سیاسی مطرحی به شمار نمی‌رفت، به عنوان وزیر بهداشت در دولت ریکاردو لاگوس اسکوبار در سال 2000 میلادی انتخاب شد تا همگان وی را بشناسند. باچلت در سال 2002 به عنوان اولین زن در تاریخ کشور شیلی و منطقه آمریکای لاتین به سمت وزیر دفاع انتخاب گشت و با این مسوولیت برای او محبوبیت بسیار زیادی به همراه آورد. شاید، همین موضوع بود که موجب شد او برای انتخابات ریاست جمهوری سال 2005 از سوی ائتلاف همگرایی احزاب برای دموکراسی به عنوان نامزد معرفی شده و در دور دوم انتخابات با کسب بیش از 53 درصد آرا بر رقیب سباستین پینیرا پیروز شد.

خانم باچلت در 11 مارس 2006 میلادی به عنوان اولین زنی که در طول تاریخ کشور شیلی موفق شده است بالاترین مقام حکومتی را تصاحب کند، در مقام رئیس‌جمهور سوگند یاد کرد. او در آغاز دوران ریاست جمهوری از محبوبیت بالایی برخوردار بود اما این امر دوام چندانی نیافت و در میانه راه، انجام اقدامات و طرح‌هایی نظیر انقلاب پنگوئن، بحران ترانسانتیاگو و درگیری‌های متعدد کابینه ائتلافی وی به کاهش شدید آن انجامید. در چنین وضعیتی، بحران اقتصاد جهانی در سال 2008 میلادی نیز از راه رسید اما باچلت توانست با اجرای برنامه مهر اجتماعی از سوی دولت که بر به کارگیری خرد جمعی شهروندان در اجرای برنامه‌ها استوار بود، محبوبیت از دست رفته خود را بازیابد. این محبوبیت بار دیگر تا آنجا بالا رفت که تاکنون هیچیک از روسای جمهوری ائتلاف سیاسی وی نتوانسته است در تاریخ شیلی به آن دست یابد.

زمان پایان دوره ریاست جمهوری میچل باچلت 10 مارس 2010 میلادی 21 اسفند 1388 بود و از آنجا که بر اساس قانون اساسی شیلی، رئیس‌جمهور حق شرکت در انتخابات بعدی را ندارد، او نتوانست در انتخابات اخیر کشورش حاضر شود. به همین دلیل، در انتخابات اخیر، پینیرا رقیب دور قبلی باچلت موفق بر پیروزی بر رقبای خود شده است.

او اکنون در شرایطی کشور را تحویل پینیرا می‌دهد که زلزله 8/8 ریشتری هشتم اسفند در شیلی خسارات و مشکلات بسیاری برای این کشور پیشرفته آمریکای جنوبی به همراه آورده است.

از نظر زندگی شخصی باید گفت باچلت 2 بار ازدواج کرده است. نخستین ازدواج او به مدت 5 سال از 1979 تا 1984 دوام داشت و حاصل آن یک پسر به نام سباستین و دختری به نام فرانسیسکا است. سوفیا دختر دیگر وی نیز که در سال 1992 متولد شد، حاصل ازدواج دیگر او با یک پزشک بود اما این ازدواج نیز دوام چندانی نیافت.

لائورا چین چیلا، رئیس‌جمهور پلیسی

لائورا چین چیلا میراندا آخرین زنی است که در انتخابات عمومی کشورش، کاستاریکا، موفق به کسب رای اکثریت مردم و رسیدن به مقام ریاست جمهوری شده است. چین چیلا همانند باچلت51 ساله است و در سال 1959 در سان خوسه پایتخت کاستاریکا چشم به جهان گشوده است. او تحصیلکرده علوم سیاسی و رهبر حزب آزادی ملی است و در انتخابات هفتم فوریه 2010 به عنوان اولین زن در تاریخ کشورش به ریاست جمهوری کاستاریکا در آمریکای لاتین رسید اما دولت او 8 می ‌فعالیت خود را آغاز خواهد کرد.

او فرزند رافائل آنخل چین چیلا فایاس است که طی 2 دوره از سال 1972 تا 1987 ذیحساب کاستاریکا بود. خانم چین چیلا 10 سال پیش یعنی در سن 41 سالگی ازدواج کرده و حاصل آن یک فرزند پسر است.

او فعالیت سیاسی و فرهنگی جدی خود را از سال 1990 میلادی به عنوان مشاور امور آمریکای لاتین و آفریقا در سازمان‌های متعدد بین‌المللی همچون برنامه سازمان ملل برای توسعه و بانک توسعه بین‌المللی، در حوزه اصلاحات ساختاری بویژه در زمینه اصلاحات قضایی و امنیت عمومی آغاز کرد. چین چیلا همزمان با آن در مجامع گوناگون به بحث درباره امنیت عمومی و اصلاحات پلیسی پرداخت و طرح‌ها و ابتکاراتی را نیز در این زمینه برای حفاظت از امنیت شهروندان و حقوق بشر در آمریکای لاتین ارائه داد. وی در این راستا همواره به عنوان یک مشاور قوی برای ایالات متحده آمریکا نیز فعالیت کرده است.

چین چیلا همچنین کتاب‌ها و مقالات متعددی را در زمینه‌های مربوط به امنیت و دادگستری به زبان‌های اسپانیایی زبان رسمی کشورش و بیشتر کشورهای آمریکای لاتین و انگلیسی به چاپ رسانده است.چین چیلا در سال‌های 1994 تا 1996 به عنوان معاون وزیر امنیت عمومی منصوب شد تا از همان زمان تلاش خود را برای رسیدن به بالاترین مقام کشورش بکار گیرد. او در سایه همین تلاش‌ها، از سال 1996 تا 1998 به عنوان وزیر امنیت عمومی منصوب گشت و علاوه بر آن، ریاست مرکز مشترک جاسوسی علیه مواد مخدر، شورای ملی مهاجرت و عضویت در شورای ملی امنیت و شورای علمی مرکز ملی پلیس در کارنامه خود به ثبت رساند.

خانم چین چیلا در جریان انتخابات ریاست جمهوری سال 2006 از سوی حزب آزادی ملی به عنوان معاون اسکار آریاس سانچز کاندیدای ریاست جمهوری معرفی و موفق شد به عنوان معاون اول وی به کابینه راه یابد. او همزمان با تصاحب این سمت، به عنوان وزیر بهداشت نیز فعالیت کرد اما 2 سال بعد یعنی در اکتبر 2008 در پی ارائه طرح ابتکاری شهروندی ناچار به استعفا و خروج از کابینه شد. از آنجا که ابتکار چین چیلا با استقبال مردم روبه‌رو شده بود، او بلافاصله پس از استعفا، تصمیم خویش را برای شرکت در انتخابات ریاست جمهوری اعلام کرد و در انتخابات درونی حزب آزادی ملی در سال 2009 نیز موفق شد حمایت اکثریت اعضا را برای پشتیبانی حزب از نامزدی خود بدست آورد.

این انتخابات بهمن‌ماه گذشته با رقابت جدی میان چین چیلا، اوتون سولیس از حزب اقدام شهروندی و اتو گوارا از حزب جنبش کارگری برگزار شد و در نتیجه آن، چین چیلا با کسب 46 درصد ارا بر سولیس با 24 درصد و گوارا 21 درصد ارا به مقام ریاست جمهوری کاستاریکا دست یافت.

محمدرضا نادری گیسور


نظر خوانندگان:
لطفاً نظرات را فارسی وارد کنید
نام:    پست الکترونیک: