روزنامه جام جم
صفحه اصلی روزنامه درباره ما ارتباط با ما پیوندها راهنمای سایت بورسبورس آب و هواآب و هوا انتشاراتانتشارات اشتراکاشتراک آرشیو روزنامهآرشیو روزنامه
شنبه 06 خرداد 1396 / 01 رمضان 1438 / a 27 May 2017
صفحه اول روزنامه
سياسي
راديو و تلويزيون
اقتصاد
فرهنگي
جامعه
ورزش
دانش
جهان
حوادث
ايران زمين
گفتگو
سلامت
انديشه
صفحه آخر
جستجوی پیشرفته
ضمائم
ویژه نامه ها
ويژه‌نامه 10 سال با جام‌جم
نسخه چاپی فرستادن با پست الکترونیک
شنبه 11 ارديبهشت 1389 - ساعت 21:35
شماره خبر: 100874002910
روزنامه جام‌جم چگونه شکل گرفت؟
تاریخچه شکل گیری روزنامه جام‌جم از زبان مسوولان و مدیران آن احتمالا تاریخچه‌ای رسمی و جدی است. آنها به حضور در جلسات و شوراهای کارشناسی، گفتگو با مسوولان سازمان صدا و سیما، دعوت از چهره‌های متخصص و... اشاره خواهند کرد اما مطلبی که قرار است از قلم یکی از اولین همکاران این روزنامه در بخش تحریریه نوشته شود، نکات دیگری دارد که در هیچ مطلب رسمی قابل مطالعه نیست.

خسرو شکیبایی تیتر یک شد

اسفند ماه سال 1378 اولین بار بود که خبر راه‌اندازی روزنامه جام‌جم را شنیدم. در آن زمان روزنامه‌ها و نشریات زیادی منتشر می‌شدند و من و همکارانم حسابی گرفتار کار پُر رونق روزنامه‌نگاری بودیم. فضای غالب در آن روزها در عرصه روزنامه‌نگاری در اختیار روزنامه‌هایی بود که به آنها روزنامه «دوم خردادی» می‌گفتند. ویژگی مهم این روزنامه‌ها اولویت دادن به موضوع‌های سیاسی بود. در چنین فضایی چند روزنامه که منتسب به طیف فکری مقابل بودند، تلاش کردند با برخی شیوه‌ها وارد این فضا شوند و معادله بازی را به نفع خود تغییر دهند. شیوه آنها نیز اتخاذ رویکردهای تازه در عرصه کار رسانه بود، اما در فضای سیاست زده آن سال‌ها، این رویکرد چندان مورد توجه قرار نگرفت و در عمل روزنامه‌ای از این دست همچون «انتخاب» که بامشی خبری ـ تحلیلی منتشر می‌شد، در بین عامه مردم با اقبال چندانی مواجه نشد.

زمزمه‌های مربوط به انتشار روزنامه جام‌جم از بهمن ماه 1387 شنیده شد. در آن مقطع خبر انتشار یک مجله یا روزنامه چیز چندان عجیب و غریبی نبود. اما این‌که رسانه‌ای مانند صدا و سیما با داشتن چند شبکه تلویزیونی و رادیویی اقدام به راه‌اندازی رسانه‌ای مکتوب کند، سوالی بود که شنیدن پاسخ آن برای همه جالب بود. برای سال‌های طولانی هفته‌نامه سروش و نشریات مختلف آن از سروش جوان گرفته تا نوجوان، تنها رسانه مکتوب این سازمان رادیویی ـ تلویزیونی بود.

از زمان ورود به عرصه روزنامه‌نگاری در سال 1375، به عنوان خبرنگار در حوزه سینما و تلویزیون فعالیت داشتم و در زمان تاسیس روزنامه جام‌جم، 4 سال بود که به عنوان روزنامه‌نگاری تلویزیونی در این عرصه شناخته شده بودم. این مساله مهم‌ترین دلیلی بود که سبب شد دعوت به کار شوم. در آن زمان علیرضا رضاداد به واسطه مسوولیت مدیریتی خود در سیما به عنوان دبیر گروه رسانه انتخاب شده بود. او نیز فاطمه مرادی، مدیر روابط عمومی سیما فیلم در آن مقطع را مسوول شکل گیری گروه رسانه کرده بود. مرادی نیز از حسین سلطان‌محمدی یکی از روزنامه‌نگاران با سابقه فرهنگی کمک خواسته بود و او نیز من، رضا درمیشیان و ندا عابد را به عنوان همکار به مرادی معرفی کرده بود. ویژگی هر سه‌ما این بود که در عرصه روزنامه‌نگاری تلویزیونی سابقه فعالیت زیادی داشتیم. البته ندا عابد کارمند روابط عمومی شبکه 2 نیز بود و این ویژگی قرار بود در کار تهیه و تولید خبر به ما کمک کند.

گروه رسانه، اولین گروهی بود که در روزنامه جام‌جم شکل گرفت و قوام پیدا کرد. در آن مقطع کار آنقدر جدی بود که مسوولان روزنامه تصمیم گرفتند برای نوروز سال 1379، ویژه نامه‌ای منتشر کنند. مطالب این ویژه‌نامه نیز قرار بود به معرفی برنامه‌های تلویزیونی بپردازد. اتفاقی که تا پیش از آن در روزنامه‌های دیگر به‌ندرت می‌افتاد و همواره مطلب تلویزیونی مساوی با مطالب تند و تیز انتقادی در خصوص تلویزیون بود. در آن مقطع دو صفحه 3 و آخر مربوط به گروه رسانه بود. این مساله نشان دهنده اهمیتی بود که در ماکت پیشنهادی این روزنامه به صفحات فرهنگی و هنری داده شده بود. به مرور مشخص شد روزنامه جام‌جم قرار است روزنامه‌ای فرهنگی ـ اجتماعی باشد و اساسا قرار نیست رویکرد اصلی آن به سمت و سوی مسائل سیاسی باشد؛ البته گروه سیاسی نیز یکی از اولین گروه‌هایی بود که در جام‌جم شکل گرفت. پرویز اسماعیلی، مدیرعامل فعلی خبرگزاری مهر اولین دبیر سرویس سیاسی بود که کار خود را با حضور کتایون مافی و علیرضا موثقی آغاز کرد. مانند اغلب روزنامه‌ها صفحه 2 به صفحه سیاسی تعلق داشت، اما صفحه 3 که به تعبیری مهم‌ترین صفحه هر روزنامه‌ای است، به انتشار خبرهای رادیو و تلویزیون اختصاص یافت. بر خلاف تصور اولیه، فعالیت در روزنامه‌ای مانند جام‌جم آن سال‌ها کار چندان ساده‌ای نبود. مهم‌ترین مساله ارتباط با شبکه‌های تلویزیونی و رادیویی بود که در این بخش به دلیل نبود بستر مناسب، فعالیت به سختی و کندی پیش می‌رفت. تا آن مقطع روابط عمومی در شبکه‌ها عمدتا بخش‌های محدود و کم تحرکی بودند که فعالیت آنها بیشتر شامل فعالیت‌های اداری بود. یکی از مسوولان روابط عمومی شبکه‌ها در آن مقطع برای دادن چند قطعه عکس از من به عنوان خبرنگار کارت شناسایی به عنوان گرو مطالبه می‌کرد!

تلاش‌های ما برای انتشار ویژه نامه نوروز به نتیجه نرسید. آن روزها مسوولان روزنامه به دنبال زمان مناسبی برای انتشار اولین شماره روزنامه جام‌جم بودند. تاریخ چهاردهم فروردین ماه یکی از زمان‌های پیشنهادی برای انتشار روزنامه بود، اما عملا تا شکل گیری همه گروه‌ها و آمادگی برای انتشار روزنامه، زمان قابل توجهی صرف شد و در نهایت دهم اردیبهشت ماه سال 1379، اولین شماره روزنامه جام‌جم در 12 صفحه منتشر شد. در این مدت گروه‌هایی مانند علمی، جامعه، اقتصاد، جهان و فرهنگ و هنر هم به ترکیب روزنامه اضافه شده بودند و روزنامه شکلی کامل به خود گرفته بود. البته انتشار روزنامه در آن مقطع بااستقبال چندانی از سوی جامعه روزنامه‌نگاری مواجه نشد. روزنامه‌خوان‌های حرفه‌ای هم که در آن مقطع به روزنامه‌های سیاسی عادت کرده بودند، توجه چندانی به «جام‌جم» نداشتند و از عبارت کیهان رنگی در مورد این روزنامه استفاده می‌کردند. برای کمتر کسی قابل درک بود که چرا یک روزنامه 2 صفحه مهم خود را به مطالب فرهنگی و هنری اختصاص می‌دهد. آیا پرداختن به مطالب اجتماعی می‌تواند مفید و موثر باشد؟ آیا می‌توان مخاطبی برای چنین روزنامه‌ای متصور شد؟ چه گروهی می‌توانند مخاطبان احتمالی این روزنامه باشند؟

این تردیدها و پرسش‌ها چنان جدی بود که حسین سلطان محمدی به عنوان سرپرست تیم گروه رسانه تصمیم گرفت پس از راه افتادن کار، گروه رسانه را به فرد دیگری بسپارد. گذشته از این مساله، در تهیه خبرها نیز با مشکلات و محدودیت‌های فراوانی مواجه بودیم. در آن مقطع تامین مطالب 2 صفحه روزنامه کار بسیار سختی بود. روزنامه نگاران سینمایی زیادی مدعی بودند که می‌توانند در این روزنامه کار کنند اما بیشتر آنها پس از مدت کوتاهی حضور در روزنامه جام‌جم، گاهی با خداحافظی و گاهی بی سر و صدا از همکاری با «جام‌جم» منصرف می‌شدند. علت هم این بود که سبک خبرنویسی سینمایی در آن مقطع مبتنی بر اخبار کوتاه بود که چنین اخباری مناسب انتشار در روزنامه نبود و اگر هم منتشر می‌شد، حجم قابل توجهی از صفحه را به خود اختصاص نمی‌داد. اما «جام‌جم» به مرور سبک خاصی از خبرنویسی در خصوص رویدادهای سینمایی و تلویزیونی را رواج داد. رضا درمیشیان در آن مقطع با ارتباط‌های خوبی که با اهالی سینما داشت، اطلاعات بسیار خوبی از پروژه‌های مختلف کسب می‌کرد. سبک دیگری که در همین ایام در روزنامه جام‌جم رواج یافت، تهیه خبرهای مفصل از پروژه‌های تلویزیونی در مراحلی مانند صداگذاری، ساخت موسیقی و تدوین بود که تا آن مقطع بی سابقه بود و برای اولین بار در روزنامه جام‌جم رواج یافت. البته کسب اعتماد اهالی سینما و تلویزیون نیز کار سختی بود. همه نسبت به روزنامه جام‌جم موضع داشتند و حتی در رقابت با هفته نامه‌هایی مانند سروش و سینما، ترجیح می‌دادند خبر آنها در آن نشریات منتشر شود، اما این اعتماد در سال‌های بعد جلب شد.

سیاست در درجه دوم

روزنامه جام‌جم از ابتدای انتشار به مسائل حوزه تلویزیون توجه زیادی نشان داده است. در شماره اول این روزنامه گزارشی با عنوان «گزارش ویژه جام‌جم از یک مجموعه تلویزیونی» منتشر شد. پشت صحنه تهیه این گزارش هم این بود که مسوولان روزنامه تصمیم داشتند برای تیتر یک روزنامه، یک خبر خوب و جذاب از حوزه سینما ارائه کنند. شخصا تا آن زمان تجربه چندانی در عرصه کار خبری نداشتم اما با راهنمایی رضا درمیشیان که این روزها در حال تدارک ساخت فیلم اول سینمایی خود است، متوجه شدم سریالی به نام «تفنگ سرپر» در میمه اصفهان، به کارگردانی امرالله احمد جو و حضور خسرو شکیبایی در حال ساخت است. تلفن محمود فلاح، تهیه کننده سریال را گیر آوردم و طی تماس با او، شماره خانه امرالله احمدجو در میمه را گرفتم و پس از آن با او و تورج منصوری گفتگو کردم. بعد هم با کمک احمد جو موفق شدم شماره خانه مرحوم خسرو شکیبایی را گیر بیاورم. شکیبایی هم لطف کرد و یک یادداشت نوشت و با فکس کردن آن برای «جام‌جم»، مصالح یک گزارش خبری خوب را فراهم کرد. این گزارش با تیتر «روایت ما و شکیبایی از پشت صحنه تفنگ سرپر» منتشر شد و برای شماره اول یک روزنامه بازتاب خوبی به‌دنبال داشت. این بازتاب‌ها انگیزه خوبی برای ادامه فعالیت در روزنامه جام‌جم ایجاد کرد، اما وضعیت تک فروشی روزنامه در آن شرایط نسبت به دیگر روزنامه‌ها چندان قابل اعتنا نبود. در آن مقطع ظاهرا یکی از مسوولان صدا و سیما در جلسه‌ای به مدیران «جام‌جم» گفته بود: «اگر بتوانید این روزنامه را به شمارگان 20 هزار نسخه در روز برسانید، بسیار کار بزرگی کرده اید». «جام‌جم» در آن زمان در ساختمانی در خیابان میرداماد و چسبیده به مسجد الغدیر استقرار داشت و هنوز هم بخش زیادی از جام‌جم در همین ساختمان مستقر است. در آن زمان اتاق‌های خالی زیادی در جام‌جم وجود داشت؛ اتاقی برای مصاحبه، اتاقی برای تشکیل جلسات شورای تیتر، اتاقی برای سردبیری و... میزها نیز با فاصله زیادی از هم قرار داشت و گاه از شدت خلوتی، فضا بیشتر شبیه یک هفته نامه بود تا روزنامه! اما یک سال بعد هر یک از اتاق‌های روزنامه تبدیل به محلی برای انتشار یک ویژه نامه یا صفحه خاص شده بود. روزنامه‌ها و نشریات زیادی در کشور منتشر می‌شوند. خیلی از آنها دیگر منتشر نمی‌شوند و برخی از آنها نیز همچنان هر روز فاصله چاپخانه تا دکه روزنامه فروشی را با افتخار طی می‌کنند. از همان ابتدای حضور در این حرفه ـ یعنی سال 1375 ـ با خودم فکر می‌کردم زمانی که به سن و سال همکاران میانسالم برسم، کجای این حرفه قرار گرفته‌ام؟ واقعیت بی‌رحم این حرفه این است که «روزنامه نگار خوب بودن» تنها بخشی از موفقیت در این حرفه است و بخش مهمتر «کار کردن در یک رسانه معتبر» است که البته رسیدن به این موقعیت به عوامل گوناگونی بستگی دارد. حتی گاهی اهمیت این عنصر دوم، از عنصر اول نیز بیشتر است. روزنامه جام‌جم در این 10 سال بارها و در مقاطع مختلف چنین موقعیتی را در اختیار من و بسیاری از همکارانم قرار داده که فعالیت هایمان در ویترینی به وسعت ایران دیده شود و مطالب کوتاه و بلندمان، از حجم‌هایی مشخص در یک صفحه و ستون، به مطالبی تاثیرگذار تبدیل شود.

«جام‌جم» خیلی زود توانست با انتشار ویژه نامه‌های هفتگی، افزایش صفحات، توجه ویژه به مسائل فرهنگی و اجتماعی، دوری از سیاست‌زدگی مفرط، توزیع حرفه‌ای و گسترده، راه‌اندازی سایت اینترنتی و... به روزنامه‌ای موثر و تاثیر گذار تبدیل شود. به یاد دارم زمانی دوست یکی از کارگردان‌های جوان سینمای ایران که دچار حادثه شده بود، اصرار داشت تا حتما خبری از این کارگردان در روزنامه جام‌جم منتشر شود. در پاسخ به علت این اصرار نیز می‌گفت روزنامه جام‌جم تنها روزنامه‌ای است که به آن شهر دور‌افتاده و مرزی می‌رسد. در سفرهای کاری به نقاط دور و دراز ایران متوجه شدم‌ «جام‌جم» جزو اولین روزنامه‌هایی بود که به دکه‌های مطبوعاتی این شهرها می‌رسید. دیگر مخاطب ما تنها «روشنفکران و فرهیختگان» نبودند و بخش مهمی از آدم‌های عادی جامعه که تا پیش از آن مخاطب نشریات نازل بودند، مطالب مورد علاقه خود را در روزنامه جام‌جم پیدا کردند و به مرور به مخاطبانی قابل اطمینان برای این روزنامه تبدیل شدند. مخاطبانی که شاید برای آنها مسائل سیاسی در اولویت اول نیست، اما خواندن مطلبی در خصوص راه‌های کسب آرامش، چگونگی پخت یک خورشت خوشمزه، شیوه‌های مناسب برای چیدن دکور خانه و... به دلیل نزدیکی به جنس زندگی آنها برایشان اهمیت زیادی دارد. البته باید به نقش تاثیرگذار این روزنامه در حوزه‌های مختلف فرهنگی و اجتماعی نیز اشاره کرد. این‌که روزنامه جام‌جم توانست خانواده گسترده رادیو و تلویزیون را تحت پوشش قرار دهد، تنها یکی از دستاوردهایی است که در طول انتشار این رسانه به دست آمده و سود آن را هم مخاطبان برده اند و هم دست اندرکاران این رسانه. در همین روزنامه نام‌ها و امضاهای مختلفی وجود دارند که خاص «جام‌جم» هستند و خبرنگارانی که ناخودآگاه هنگام معرفی خود به یک حوزه خبری، پسوند «از روزنامه جام‌جم» را به کار می‌برند؛ پسوندی که به هویت حرفه‌ای آنها تبدیل شده است.

در حرفه روزنامه‌نگاری، بخشی طولانی از زندگی ما پشت میزهایی شکل می‌گیرد که با چند سیم و کابل، تحریریه را به دنیایی بزرگ مربوط می‌کند. دنیایی پر از خبرهای ریز و درشت، اغراق‌آمیز و تصنعی، بی اهمیت و با ارزش که باید با تکیه بر تجربه‌ای که هر روزنامه نگار در این عرصه کسب کرده، با گزینش از میان آنها خبری درست انتخاب و با اطلاعاتی دقیق تکمیل شود تا روز بعد در صفحه‌ای که همه داشته روزنامه از آن «حوزه خبری» است به مخاطب عرضه شود. در چنین فعالیت دقیق و حساسی همیشه وسوسه‌ای به نام منافع شخصی وجود دارد که ممکن است برکار حرفه‌ای غلبه کند و روزنامه‌نگار را از فردی دقیق و حساس، به دلالی فرهنگی تبدیل کند. البته نمی‌توان منکر این مساله شد که روزنامه‌نگارها گاه منافع شخصی را در تنظیم خبر در نظر می‌گیرند و گاه تلاش می‌کنند تا با انتشار اخبار صرفا مثبت از یک حوزه خبری، دشمنان احتمالی خود در این عرصه را به دوستانی جدی تبدیل کنند اما اکثریت خبرنگاران تلاش می‌کنند کفه ترازوی کاری‌شان، به سمتی سنگین شود که منافع جمعی در آن وجود دارد. 10 سال گذشته در 4 حوزه رادیو، تلویزیون، سینما و حوزه اجتماعی فعالیت داشته‌ام. شیرین‌ترین خاطرات من و همکارانم از این سال‌ها زمانی است که بعد از انتشار مطلبی، تلفنی زنگ می‌خورد تا مخاطبی عادی از آن سوی خط، بابت مطلبی که نوشته ایم از ما تشکر کند. این شیرین‌ترین، ارزان‌ترین و کم دردسرترین هدیه‌ای است که هر مخاطبی می‌تواند با دیدن یک مطلب به‌درد بخور به یک روزنامه‌نگار هدیه دهد. لطفا به تشخیص خودتان، این هدیه را از ما دریغ نکنید!

رضا استادی ‌


نظر خوانندگان:
لطفاً نظرات را فارسی وارد کنید
نام:    پست الکترونیک: