روزنامه جام جم
صفحه اصلی روزنامه درباره ما ارتباط با ما پیوندها راهنمای سایت بورسبورس آب و هواآب و هوا انتشاراتانتشارات اشتراکاشتراک آرشیو روزنامهآرشیو روزنامه
يكشنبه 05 خرداد 1398 / 21 رمضان 1440 / a 26 May 2019
صفحه اول روزنامه
سياسي
راديو و تلويزيون
اقتصاد
فرهنگي
جامعه
ورزش
دانش
جهان
حوادث
ايران زمين
گفتگو
سلامت
انديشه
صفحه آخر
جستجوی پیشرفته
ضمائم
ویژه نامه ها
ويژه‌نامه 10 سال با جام‌جم
نسخه چاپی فرستادن با پست الکترونیک
شنبه 11 ارديبهشت 1389 - ساعت 21:35
شماره خبر: 100874003109
حق نداريم نااميد شويم
غم به چهره‌ات خط انداخته است، اما هنوز در ته چشم‌های کم نورت امید هست. می‌دانم فقر چه شکلی است، می‌دانم گرفتاری چه بویی دارد، می‌دانم اگر غرور زیر بار هزار مشکل له شود چه حسی دارد، اما هیچ‌وقت فکر نمی‌کردم تو شکل فقر، بوی گرفتاری و حس غرور از دست رفته را یکجا داشته باشی.

من آمده‌ام تا از لابه‌لای کوچه و پس‌کوچه‌های فقر پیدایت کنم و بنویسم که وقتی نان‌آورت زندانی است چه می‌کشی. آمده‌ام تا همه قدرت قلم را به کار ببرم تا فریاد بزنم که تو و هزارها مثل تو چقدر چشم انتظار کمک نشسته‌اید. اما تو نگفتی که پول می‌خواهی. تو آن روز سمبل بی‌نیازی بودی و من نظاره‌گری که جز اشک ریختن به سرنوشتت کاری از دستم ساخته نبود.

تو آن روز خواستی که بنویسم ای‌کاش مردم بخشندگی را از یاد نمی‌بردند و برایش