روزنامه جام جم
صفحه اصلی روزنامه درباره ما ارتباط با ما پیوندها راهنمای سایت بورسبورس آب و هواآب و هوا انتشاراتانتشارات اشتراکاشتراک آرشیو روزنامهآرشیو روزنامه
چهارشنبه 04 مرداد 1396 / 02 ذی القعدة 1438 / a 26 Jul 2017
صفحه اول روزنامه
سياسي
راديو و تلويزيون
اقتصاد
فرهنگي
جامعه
ورزش
دانش
جهان
حوادث
ايران زمين
گفتگو
سلامت
انديشه
صفحه آخر
جستجوی پیشرفته
ضمائم
ویژه نامه ها
ويژه‌نامه 10 سال با جام‌جم
نسخه چاپی فرستادن با پست الکترونیک
شنبه 11 ارديبهشت 1389 - ساعت 21:35
شماره خبر: 100874007381
گفتگو با بيژن مقدم ، مدير مسوول روزنامه و مديرعامل موسسه «جام‌جم»
«جام‌جم » روزنامه‌اي مردم مدار است
شماره 10 در فرهنگ همه کشورها عدد خاصی است، بویژه اگر بخواهیم این عدد را در قالب یک کار گروهی و به اصطلاح یک تیم تعریف کنیم. آن هنگام است که همه نگاه‌ها در میدان کار و رقابت به سوی این عدد کشیده می‌شود. امروز 10 سال از انتشار روزنامه «جام‌جم» می‌گذرد؛ مجموعه و تیمی که در طول یک دهه گذشته و در عرصه رسانه‌ای کشور فراز و فرودهای مختلفی را پشت سر گذاشته و البته تاثیرگذاری‌های جدی هم داشته است.

امروز پیراهن شماره 10 جام‌جم را در دهمین سال انتشارش و در میدان رقابت و جریان سازی رسانه‌ای داخلی و خارجی، فرهنگی و اجتماعی، اقتصادی و سیاسی بیژن مقدم بر تن کرده است؛ مدیری که به مانند یک کاپیتان در این میدان سخت، مهم‌ترین و بیشترین نقش را برای هدایت و موفقیت مجموعه‌اش بر عهده دارد. مرداد ماه امسال که از راه برسد 4 سال از حضور بیژن مقدم در موسسه جام‌جم می‌گذرد. او پیش از این در کارنامه فرهنگی و رسانه‌ای خود حضور در شورای سیاستگذاری روزنامه رسالت، قائم مقامی و سردبیری خبرگزاری فارس، سخنگوی انجمن روزنامه‌نگاران مسلمان و بی‌شمار فعالیت رسانه‌ای دیگر را دارد و اتفاقا از معدود مدیران رسانه‌ای کشور است که تمام مقاطع کاری و زندگی‌اش در سال‌های گذشته مرتبط با رسانه بوده است. در طلیعه دهمین سال انتشار جام‌جم پای صحبت‌های بیژن مقدم نشستیم و درباره پیشینه، اهداف، رویکردها و از همه مهم‌تر تماشای رسانه‌ای او به مسائل مختلف گفتگ کردیم.

آقای مقدم شما از معدود مدیران رسانه‌ای کشور هستید که تقریبا از ابتدا کارتان را در حوزه رسانه آغاز کردید و همین حوزه را هم به صورت تخصصی برای ادامه مسیر انتخاب کردید؛ چه دلیلی باعث شد که این حضور در رسانه را به دیگر حوزه‌های مدیریتی و شغلی ترجیح دهید؟

همان‌طور که اشاره کردید حدود 23 سال پیش من وارد این حوزه شدم یعنی حدود سال 64 و 65 و تا به امروز برای من به مانند هر انسان دیگری شرایط مختلف کاری پیش آمده است و به طور طبیعی پیشنهادهای مختلفی داشته‌ام اما واقعیت این است که هیچ کاری برایم نتوانست جذابیت‌های حضور در رسانه را داشته باشد.

البته فکر می‌کنم حضور در رسانه و بویژه در جایگاه مدیریتی آن در کنار جذابیت، دشواری‌ها و استرس‌های فراوانی هم دارد.

اگر موافقید هم درباره این جذابیت و هم درباره دشواری‌ها بیشتر سخن بگویید؟

این کار یکی از پراسترس‌ترین و پرهیجان‌ترین شغل‌هااست و همین دوگانگی برای من جذابیت دارد چون کار در رسانه کاری پویا است و سکون ندارد. شاید ظاهرش این است که ما هر روز روزنامه در می‌آوریم مثل نانوایی که نان پخت می‌کند اما پشت صحنه هر روزنامه و وقایع مرتبط با آن در مقایسه با روز دیگر کاملا متفاوت است و از طرفی تاثیر هر شماره و هر تیتری که می‌زنیم هم با روز دیگر یکسان نیست.

از طرفی کار روزنامه به شکلی است که وقتی روزنامه منتشر می‌شود تازه کار اصلی شروع می‌شود به دلیل این که آثار بعدی دارد و تاثیرگذار است.

علاوه بر این موارد حضور در رسانه باعث می‌شود تا انسان به همه زمینه‌ها و حوزه‌ها سرک بکشد. شما به‌واسطه حضور در رسانه وارد فضاهای گوناگونی همچون فرهنگ، اقتصاد، جامعه، ورزش، سیاست داخلی و خارجی و... می‌شوید و مجموعه‌ای از این عوامل باعث شده است تا کار کردن در رسانه برای من همواره اولویت اول باشد و در طول این 23 سال، حضور در چنین محیطی را (با همه شرایط سخت و دشواری که دارد) به دیگر حوزه‌ها ترجیح داده‌ام.

اگر مقداری تخصصی‌تر به حضور شما در رسانه نگاه کنیم متوجه ورود شما در عرصه‌های گوناگون رسانه‌ای و در مدیوم‌ها و فضاهای مختلف می‌شویم اعم از رسانه‌های مکتوب، سایبری و... این مدیوم‌ها از نگاه شما چه تفاوت‌هایی با هم دارند بویژه آن که برخی کارشناسان معتقدند در آینده فضای مکتوب به حاشیه خواهد رفت؟

کار در فضای اینترنت و روزنامه هریک ساحت و اقتضائات متفاوت و خاص خود را دارد. اما اگر پیش از این و در سال‌های گذشته این 2 عرصه به‌مانند 2 خط موازی و دور از هم بودند اکنون شرایط به سمتی تغییر یافته است که این دو خط کاملا به هم نزدیک شده‌اند و در کنار هم حرکت می‌کنند، اگرچه به قول شما ممکن است برخی بگویند در آینده رسانه مکتوب و چاپی به نفع رسانه سایبری عقب‌نشینی می‌کند اما به نظرم باید صبر کرد و منتظر ماند ولی واقعیت این است که امروزه این دو بسیار به هم نزدیک شده‌اند. به عنوان مثال در همین روزنامه جام‌جم ما یک بخش روزنامه و مکتوب داریم و در کنار آن سایتی فعال و پویا به نام جام‌جم‌آنلاین که پیوند این دو در مقام مقایسه با گذشته بسیار بیشتر شده است.

اما به طور طبیعی در نوع آرایش نیروها در خبرگزاری‌ها و اهدافی که دنبال می‌کنیم تفاوت‌های جدی با روزنامه وجود دارد. معمولا خبرگزاری‌ها منبع تامین خبر هستند و اصولا برای مراجعات مردمی طراحی نمی‌شوند؛ آنها در واقع یک منبع اولیه هستند برای تولید پیام و دیگرانی هستند که این پیام‌ها را می‌گیرند و منتشر می‌کنند.

کاری که ما و دیگر دوستان همفکر در سال 80 و 81 برای راه‌اندازی خبرگزاری فارس انجام دادیم دقیقا با همین هدف و رویکرد بود. در آن زمان روزنامه زیاد بود اما این روزنامه‌ها نمی‌توانستند یک تحریریه بزرگ داشته باشند و در همه جا و در همه رخدادها و حوزه‌ها حضور خبری و تصویری داشته باشند بنابراین ما به یک تامین کننده جدی در حوزه رسانه نیاز داشتیم.

در شکل اجرایی هم که در داشتن تحریریه مشترک هستیم و البته تفاوت‌ها هم کاملا مشخص است. در روزنامه با کاغذ، چاپ و پخش رو به رو هستیم و در خبرگزاری بستر وب و فضای سایبری و مجازی.

البته هزینه‌ها هم خیلی متفاوت است و بستگی به گستره انتشار روزنامه اما در مجموع و در مقایسه با روزنامه‌های بزرگی مثل جام‌جم هزینه‌های خبرگزاری به مراتب کمتر است.

به راه‌اندازی خبرگزاری فارس و حضورتان در آن اشاره داشتید. چه شد که این خبرگزاری که تازه هم متولد شده بود در آن روزگار و در مدت کوتاهی توانست تبدیل به یک منبع خبری فراگیر و قابل اعتماد شود؟

به طور طبیعی هر رسانه‌ای که متولد می‌شود یک هدف‌هایی برای خودش دارد. من همیشه تاکید دارم که رسانه بی‌طرف و بی‌خط اصلا در دنیا نداریم، شاید بپرسید چرا؟ برای این که رسانه با پیام سر و کار دارد و پیام در ذات خودش هدف دارد. ممکن است یک رسانه تکنیک‌ها و فرم‌هایی به کار گیرد که شما هدف‌های پنهان آن را خیلی صریح نبینید اما وقتی فکر پشت رسانه است خود این فکر جهت دارد، مگر می‌شود گفت پشت رسانه فکر نیست. فکر هم یعنی جهت، حالا جهتش می‌تواند با دیگران متفاوت باشد یا هم‌راستا ولی هرکسی بگوید و ادعا کند رسانه بی‌طرف هستیم و بدون خط، هم به خودش و هم به مخاطبانش دروغ می‌گوید.

ما هم در چنین شرایطی و با همین تعریف آمدیم و در فارس کار کردیم. اتفاقا زمان اصلاحات و حاکمیت جریان دوم خرداد بود و کار کردن هم برای ما بسیار دشوار بود و حتی تا مدت‌ها به بهانه‌های مختلف ما را در دولت اصلا راه نمی‌دادند. رسما توسط برخی گروه‌های دوم خردادی و مطبوعاتشان تحریم بودیم و اصلا برخی از گروه‌های اصلاح طلب مصوبه داشتند که با ما حرف نزنند؛ اما ما به گونه‌ای رفتار کردیم که این تحریم‌ها را تا حدودی شکستیم.

اما اتفاقی که شما می‌گویید (مطرح شدن خبرگزاری فارس)، محصول اعتمادسازی بود؛ چراکه از نظر ما رسانه باید مورد اعتماد قرار بگیرد. رسانه می‌تواند جهت داشته باشد اما نکته مهم این است که باید مورد اعتماد باشد و این اعتمادسازی از دو جهت قابل طرح است، نخست از طرف منبع پیام و دیگری از طرف دریافت‌کننده یا همان مخاطب.

نباید به گونه‌ای عمل کرد که منابع به شما بی‌اعتماد شوند، مثلا من با شما مصاحبه می‌کنم و شما آن را تحریف می‌کنید و منتشر می‌کنید. این کار به منبع شما آسیب می‌زند.

بخش دوم هم که اشاره کردم مخاطب است که باید به او هم اطلاعات درست دهیم حقایق را بگوییم تا او احساس نکند به بازی گرفته شده است. مخاطب می‌داند که شما جهت گیری دارید، گرایش دارید اما باید احساس کند شما در همین گرایش هم صادق هستید و امانت دار و اصول حرفه‌ای را هم رعایت می‌کنید.

آقای مقدم اگر موافق هستید به 29 مرداد سال 1385 برگردیم، روزی که شما به عنوان مدیرمسوول موسسه و روزنامه جام‌جم معرفی شدید و در جلسه معارفه برخی اهداف را برای ادامه مسیر جام‌جم برشمردید از جمله رسانه چند صدایی، حفظ و گسترش دایره مخاطبان و عمق بخشی و... تا چه اندازه پس از گذشت حدود 4 سال به اهدافی که در آن زمان ترسیم کردید، دست یافته‌اید؟

روزنامه‌نگاری یکی از پراسترس‌ترین و هیجان‌انگیزترین کارهاست و همین باعث جذابیت و پویایی آن است

در آن روز باور من بر این بود که رسانه‌ای که اکنون مدیریتش برعهده ما قرار گرفته است زحمت زیادی برایش کشیده شده است. خب به طور طبیعی همه آدم‌ها و مدیران یک سری هدف‌هایی ترسیم می‌کنند. ممکن است به همه یا بخشی از آن در زمان خودشان برسند و ممکن است نرسند.

آنچه در ذهن ما وجود داشت این بود که روزنامه جام‌جم یک روزنامه مردمی است و علاقه‌مندان و مخاطبان فراوانی دارد. خود این مساله که یک سرمایه و نعمتی بود که وجود داشت و ما باید قدرش را می‌دانستیم و در درجه اول کاری انجام نمی‌دادیم که به این سرمایه ضربه بخورند، پس خود این حفظ مخاطب همان‌طور ـ که شما هم اشاره کردید ـ یک هدف بوده است و هدف دیگر گسترش دایره مخاطبان بوده و نکته مهمتر عمق بخشی به روزنامه بوده است.

ما واقعا در طول این سال‌ها توجه خوبی به مسائل عمیق اجتماعی و فرهنگی داشتیم. یک مقدار جلوتر را دیده‌ایم و توانستیم به تهدیدهای اجتماعی خوب بپردازیم و خواننده خودمان را با انتشار و ارائه مطالب دقیق و روشنگر به یک افق‌های بالاتری بیاوریم.

امکانش هست برای ملموس‌تر شدن مثالی بزنید؟

ببینید خیلی تهدیدهای اجتماعی و فرهنگی در پیرامون ما وجود دارد که به آن توجه نمی‌کنیم و فکر می‌کنیم فقط در اطراف ما رخ داده و گذشته است در حالی که با گذشت زمان به یکباره آسیب هایش خیلی عمیق و تاثیرگذار در جامعه و در میان مردم نمود پیدا می‌کند. ما 2 ویژه نامه در زمینه افشا و تبیین فرقه‌های مختلفی که جنبه دینی، عرفانی و اعتقادی داشتند، منتشر کردیم درباره عرفان‌های دروغین و شبه عرفان‌ها که به صورت شبکه‌ای در حال گسترش بودند و با عملکرد و گمراهی که داشتند بسیاری از خانواده‌ها را متلاشی می‌کردند و انحرافات فراوان اخلاقی به وجود می‌آوردند. خب ما به عنوان یک رسانه فراگیر وقتی این آسیب را دیدیم وظیفه خود دانستیم که مثل یک آینه آن را به مردم و مسوولان نشان دهیم و در جهت روشنگری و اطلاع رسانی حرکت کنیم.

یادم هست برخی علما پس از انتشار این ویژه‌نامه‌ها واقعا ما را مورد لطف قرار دادند؛ به عنوان مثال در اهواز خدمت حضرت آیت‌الله جزایری نماینده ولی فقیه و امام جمعه محترم اهواز رسیدیم ـ که صاحب حوزه علمیه هستند ـ و ایشان فرمودند کاری که شما می‌کنید وظیفه حوزه است و ما به شما تبریک می‌گوییم و خیلی از این روشنگری که جام‌جم انجام داده بود، تجلیل کردند.یا ویژه نامه‌ای که درباره بهائیت منتشر کردیم، آن هم در همین راستا بود.

کار دیگری که انجام شد ویژه نامه «تداوم آفتاب» بود که به واقع نمونه و سابقه‌ای نداشت؛ ما اعتقادمان این بود که 20 سال از دوران رهبری حضرت آیت‌الله خامنه‌ای گذشته و ایشان 20 سال کشور را با فراز و نشیب‌های مختلف و با تدبیرهای هوشمندانه خودشان اداره کرده‌اند از طرفی در دنیا و براساس یک فکر و برنامه کاملا پیش بینی شده و حساب شده تمام تلاششان این است که رهبران ما در بایکوت نگه داشته شوند، گاهی این مشکل به شیوه‌ای دیگر در داخل کشور هم به وجود می‌آید خب تجربیات و ابعاد گوناگون شخصیت ایشان را شاید بسیاری نمی‌دانند به عنوان مثال اگر تجربیات نظامی ایشان و سابقه ایشان و حضورشان در دوران دفاع مقدس شرح داده شود و به مردم و بویژه نسل جوان که آن دوره را ندیده انتقال داده شود امکان ندارد جوان امروز بگوید چرا یک روحانی در مورد مسائل نظامی سخن می‌گوید یا پیشینه ادبی و فرهنگی و هنری ایشان اگر درست شناخته شود می‌بینیم که با چه رهبر فرزانه و صاحب نظری در حوزه مسائل اجتماعی و فرهنگی روبه‌رو هستیم.

بخش دیگری از تلاش ما به محتوای روزنامه بازمی گشت تا بتوانیم با انتخاب یک مسیر و سیاست درست نقش آفرینی‌های جدی تری در همه حوزه‌ها و بخصوص سیاست داشته باشیم.

طی 3 سال گذشته ما 3 انتخابات سخت را پشت سر گذاشتیم؛ انتخابات شوراها، مجلس و ریاست جمهوری که در این زمینه ما سعی کردیم با رعایت یک سیاست که هدف اصلی اش جلب مشارکت مردم بود تحلیل‌های روشنی را هم برای انتخاب درست با اطلاع رسانی صحیح داشته باشیم.

در انتخابات ریاست جمهوری هم که سخت‌ترین دوره بود ارزیابی من این است که با ملاحظه نسبت روزنامه با رسانه ملی توانستیم به وظایفمان در انتخابات بسیار خوب عمل کنیم.

انتقال دیدگاه‌های کاندیداها بسیار با دقت و وسواس انجام شد حتی ما در کادرهایمان رعایت حق همه نامزدها را می‌کردیم تا احساس تبلیغ یا ظلم به یک طرف نشود.

اما بعد از انتخابات هم یعنی 23 خرداد به بعد شرایط جدیدی حاکم شد و آرایش جدیدی در فضای سیاسی کشور حاکم شد و در این مقطع هم روزنامه خیلی صریح، شفاف و البته با احترام و پرهیز از هتاکی با ارائه و انتشار مقاله، نقد و گفتگوهای جدی سعی کرد تا آرامش به جامعه برگردد و در عین حال هم ابهامات روشن شود و هم رفتارهای غیرقانونی نامزدهای ناکام و معترض مورد نقد صریح قرار گرفت. همین‌جا من یک نکته دیگر را در زمینه انتخابات بیان کنم و آن نکته این است که برخی از کاندیداهایی که رای نیاوردند و باعث ایجاد حوادث تلخ بعد از انتخابات و تنش‌های جامعه شدند، شکایت‌های متعددی علیه ما مطرح کردند که بدون این که البته ما دنبال جنجال‌سازی باشیم هر موقع که احضارمان کردند به دادگاه رفتیم و دفاع منطقی کردیم و هرچه دادگاه رای دهد هم می‌پذیریم. اما بسیاری از این شکایت‌ها غلط و بی‌ریشه بود و با همان نگاه نخست می‌توان فهمید که یک سازماندهی و طراحی پشت این شکایت‌ها وجود دارد که هدفش تنها بالا بردن رقم شکایت‌هاست تا بگویند ما این همه شکایت کردیم و احیانا نتیجه نداشته است.

از این شکایت‌های انتخاباتی می‌شود مثالی بزنید؟

بله یک مورد مربوط به گفتگوی ما با آقای دکتر غفوری‌فرد بود که گفته می‌شد تبلیغ آقای احمدی‌نژاد شده است؛ من این گفتگو را در بخش‌های مختلف آنالیز و به دادگاه ارائه دادم و نشان دادم که چنین ادعایی صحیح نیست.

آقای مقدم روزنامه جام‌جم همان طور که در شناسنامه آن به چشم می‌خورد روزنامه‌ای فرهنگی ـ اجتماعی است و در دوره‌های گذشته کمتر وارد سیاست و نقش آفرینی در این حوزه شده بود اما در سال‌های اخیر که با حضور شما در راس این مجموعه همراه بوده است تا حدودی حوزه سیاست فعال‌تر و پر رنگ شده است. این رویکرد سیاسی آیا ضرورت اتفاقات و شرایط جامعه بوده یا نه یک هدف برای شما و مجموعه همفکران و مشاورانتان بوده است؟

این جزو اهداف ما بود، البته معنی‌اش این نبود که روزنامه را سیاسی کنیم، نه آن موقع که به روزنامه جام‌جم آمدیم و نه اکنون چنین هدفی نداریم، اما هنگامی که حوزه سیاست آتشفشانی و فعال می‌شود، ما باید به عنوان یک رسانه وظایف خودمان را انجام دهیم، همان‌طور که در حوزه فرهنگ و جامعه و اقتصاد هم فعال هستیم. وقتی تب سیاست و حادثه‌های مرتبط با آن جامعه را فرا می‌گیرد، روزنامه باید به رسالت خودش عمل کند، نمی‌تواند کنار بکشد و به درون غار خودش بخزد و آب‌ها که از آسیاب افتاد برگردد؛ آنجا که شرایط سیاسی ما ایجاب کرده است، ما وارد صحنه شده‌ایم، حرف‌های جدی زدیم و صریح و منطقی موضع گرفتیم. البته همواره در طول هفته مراقبت می‌کنیم که وجه سیاسی بر تیترهای اجتماعی و فرهنگی غالب نشود. در مجموع من فکر می‌کنم تغییر رویکرد به آن مفهوم وجود ندارد، بلکه احیای یکی از بخش‌های روزنامه بوده است که مورد غفلت قرار گرفته بود.

البته من به عنوان کسی که در روزنامه حضور داشته است، فکر می‌کنم جام‌جم در حوزه سیاسی هم یک رویکرد فرهنگی داشته است و این را می‌توان در ادبیات و نوع نقدها و گفتگوها مشاهده کرد؟

یک نگاه نقدپذیر و با سعه صدر در صدا و سیما هم هست؛ نگاهی که اگر نقد سازنده‌ای شود استقبال و حتی فراتر از آن تشویق هم می‌کنند

کاملا درست است؛ در حوزه انتقال پیام ما یک مفهوم را مثلا با هفتاد مدل می‌توانیم منتقل کنیم، حالا ما نمی‌گوییم هفتاد اما وقتی یک نفر بیانیه‌ای صادر می‌کند و شما آن را قبول نداری با چند مدل می‌توان به آن پاسخ داد. هر کسی از یک منظر پاسخ می‌دهد، مدل ما هم خاص خودمان است یعنی با انصاف و ادب پاسخ می‌دهیم که اتفاقا این روش برای تاثیر‌گذاری بهتر است. وقتی با ادب، متانت، مستدل و منطقی باشیم قطعا موفق‌تر هم خواهیم بود، به عنوان مثال اگر طرف معتقد است طرفدار و پیرو امام خمینی(ره) است شما باید او را با معیار امام بسنجید و نقد کنید. اگر از قانون اساسی سخن می‌گوید، باید بگوییم قانون این موارد را هم دارد. اگر طرفدار ولایت فقیه است، بگوییم مفهوم واقعی ولایت فقیه این است یا اصلا او را با پیشینه خودش در ترازو قرار دهیم. این دقیقا همان نگاه فرهنگی است که شما اشاره کردید؛ یعنی ضرورتی وجود ندارد که هرچه از قلم و دهانمان در می‌آید بگوییم، بلکه بر عکس حتما باید نقد ما از مولفه‌های فرهنگی و دینی بهره‌مند باشد و ادب و منطق را هم باید رعایت کنیم.

نکته دیگر نسبت روزنامه با سازمان صدا و سیماست. شما جایگاه روزنامه جام‌جم را در افق رسانه ملی چگونه تبیین می‌کنید و چه نوع رابطه‌ای برای آن با صداو سیما در نظر دارید آیا کاملا ارگانی است یا رسانه‌ای؟

یکی از وظایف خیلی سختی که رسانه‌های شبیه ما دارند این است که یک موازنه‌ای داشته باشند، بین این که یک رسانه هستند با تمام ویژگی‌های حرفه‌ای و این که یک ارگان هستند به مفهوم سخنگو، ابزار زبان و....

واقعیت این است که ما ارگان صدا و سیما هستیم و این که بین ارگان بودن و رسانه بودن چگونه ارتباطی دو سویه برقرار کنیم واقعا پیچیده و ظریف است. به هر صورت جمع کردن این دو در کنار هم کار دشواری بود. ما نخستین کاری که در این رابطه انجام دادیم این بود که وظایف خودمان را در قبال سازمان مشخص کردیم و برای این که هر روز چالش و بحثی پیش نیاید آن را با سازمان تثبیت و هماهنگ کردیم و از آنها خواستیم که کارها و انتظارتی را که دارند، بگویند ما هم کارهایمان را می‌گوییم تا به یک جمع بندی و هماهنگی نهایی برسیم. به هر حال معتقدیم پرداختن به برنامه‌های صداوسیما برای ما نیز یک امتیاز و فرصت تلقی می‌شود.

به بیان دیگر می‌توان گفت صدا و سیما خودش به عنوان یک حوزه خبری نه برای ما که برای همه رسانه‌ها ارزش ویژه‌ای دارد؟

دقیقا؛ ببینید یک فیلم در سینما اکران می‌شود، چندین نقد بر آن نوشته می‌شود. فیلمی که مدت بسیار کوتاهی با مخاطبان کمتری روبه‌روست اما تلویزیون امروز یک سریال می‌سازد که70 قسمت است و 7 تا 8 ماه مردم با رخدادها و شخصیت‌های آن ارتباط برقرار می‌کنند و زندگی می‌کنند. مردم امروز دوست دارند بدانند که سریال یا فیلم تلویزیونی بعدی چیست و چه کسی آن را می‌سازد آیا طنز است، تاریخی است، سرگرمی است و... به‌عبارتی به محض کلید خوردن یک سریال آن، تبدیل به یک خبر می‌شود.

البته بعضی‌ها انتظارشان این است که ما روابط عمومی سازمان باشیم، در حالی که نه روزنامه و نه خود صداو سیما نمی‌خواهد که ما نگاه بولتنی داشته باشیم بلکه به عنوان یک رسانه اطلاع رسانی، روشنگری و تبلیغ و مدیریت افکار عمومی هم جزو وظیفه ماست. اگر هم در ارتباط با سازمان تبلیغی باشد این است که فردا سریالی قرار است آغاز شود، خب ما براساس جذابیت‌های خبری و وظیفه و ارتباط ارگانی که داریم به آن می‌پردازیم.

از سوی دیگر هرجا هم که لازم بوده است و سریال یا برنامه ضعیفی ساخته شده است از نقد آن هم فروگذار نکرده‌ایم که اگر به سایت‌ها مراجعه کنید می‌بینید که گاهی می‌نویسند حتی روزنامه جام‌جم هم فلان برنامه را نقد کرد.

البته این نقدی که ما انجام می‌دهیم از آن طرف نشان دهنده یک نگاه نقدپذیر و با سعه صدر در صدا و سیما هم هست؛ نگاهی که اگر نقد سازنده‌ای شود استقبال می‌کند و حتی فراتر از آن تشویق هم می‌کنند. من فکر می‌کنم یکی از مهم‌ترین تفاوت‌های نگاه ما در نقد با برخی رسانه‌ها در این است که بعضی می‌خواهند در پوشش نقد یک سریال یا برنامه صداو سیما یا رئیس آن را بزنند اما ما قصدمان خود برنامه است و نیت ما هم خیرخواهانه است و این را هم خاستگاه ما و نقدهایمان نشان می‌دهد.

اما درباره بخش دوم عملکرد ما که کار حرفه‌ای و روزنامه نگاری است باید بگویم تقریبا ما یک رسانه مردم مدار تلقی می‌شویم.

رسانه مردمدار به چه مفهوم و معنی؟

یعنی رسانه‌ای هستیم طرف مردم و شامل همه گروه‌ها و اقشار مختلف مردم هم می‌شود. ما در جامعه مشکلات زیادی داریم که می‌توانیم از زبان مردم اینها را بیان کنیم. به هر حال ممکن است بعضی از این موارد از رسانه‌های رسمی ما نتوانند طرح شوند یا امکان ظهور و بروز آن در روزنامه‌هایی که دغدغه سیاسی و حزبی دارند کمتر باشد، ولی ما فرصت طرح شدن آن را از زبان مردم فراهم می‌کنیم.

آقای مقدم درباره نگاه به آینده و برنامه‌هایی که در جام‌جم دنبال می‌کنید هم توضیحاتی بفرمایید؟

چند نکته در این زمینه وجود دارد؛ یکی حوزه اینترنت است که هر روز ضریب نفوذش در میان مردم افزایش می‌یابد که متناسب با این افزایش نفوذ، باید برنامه‌ریزی کرد و خدمات فنی را بالا برد. به نظرم آرام آرام اینترنت و دنیای مجازی یک پدیده مردمی و فراگیر می‌شود و این افزایش کاربر هم سیر تصاعدی پیدا خواهد کرد؛ درست شبیه استفاده از تلفن و تلفن همراه که به یکباره هم بستر، هم نیاز و هم فرهنگش ایجاد و فراگیر شد.

من در این رابطه فکر می‌کنم، نه صدش درست است و نه صفرش یعنی نه می‌توان گفت هیچ اتفاقی نمی‌افتد و نه این که رسانه مکتوب و روزنامه‌ها نابود می‌شوند.

نکته دیگر نیازسنجی است؛ چراکه مخاطب ما رشد می‌کند و ما همواره به نیازسنجی‌های جدید نیاز داریم و بر همین اساس در برنامه هایمان ضمائم جدید و خارج کردن برخی از ضمائم فعلی و تغییرات در آن وجود دارد، همچنین در صفحات روزنامه هم در چند ماهه اخیر تغییراتی داده‌ایم و راه‌اندازی صفحه‌های جدید مثل خوانندگان، خودرو، سبک زندگی یا سلامت و شعر جوان این نیازها را دیده‌ایم اگرچه هنوز از ظرفیت‌هایش خوب استفاده نکرده‌ایم و جای کار دارد.

نگاه بعدی ما به بیرون از مرزهاست ضمن این‌که داخل اولویت ماست اما عبور از مرزها را هم در برنامه‌هایمان داریم و البته در این زمینه تجربه‌ای را از قبل داریم و در برخی مناطق خارج کشور مثل کردستان عراق و ایران خودمان روزنامه را به زبان کردی منتشر کرده‌ایم که بازخورد خوبی هم داشته است. بخش انتشارات روزنامه هم به‌طور طبیعی رفته رفته خودش را پیدا می‌کند و با برنامه‌ریزی خوب فعالیت مناسبی دارد.

در مورد چاپخانه‌ها هم بالاخره دستگاه‌های ما قدیمی است و باید به فکر جا به جایی، بهینه‌سازی و خرید دستگاه‌های جدید و پیشرفته باشیم که این موضوع در برنامه 5 ساله‌ای که نوشتیم مورد توجه قرار گرفته است و امسال هم اولین دستگاه جدید برای تهران عملیاتی می‌شود.

رضا رستمی - سینا علی‌محمدی


نظر خوانندگان:
لطفاً نظرات را فارسی وارد کنید
نام:    پست الکترونیک: