روزنامه جام جم
صفحه اصلی روزنامه درباره ما ارتباط با ما پیوندها راهنمای سایت بورسبورس آب و هواآب و هوا انتشاراتانتشارات اشتراکاشتراک آرشیو روزنامهآرشیو روزنامه
شنبه 01 مهر 1396 / 02 محرم 1439 / a 23 Sep 2017
صفحه اول روزنامه
سياسي
راديو و تلويزيون
اقتصاد
فرهنگي
جامعه
ورزش
دانش
جهان
حوادث
ايران زمين
گفتگو
سلامت
انديشه
صفحه آخر
جستجوی پیشرفته
ضمائم
ویژه نامه ها
ويژه‌نامه 10 سال با جام‌جم
نسخه چاپی فرستادن با پست الکترونیک
شنبه 11 ارديبهشت 1389 - ساعت 21:35
شماره خبر: 100874007778
چه خبر؟
خود را در این موقعیت قرار دهید که در اولین دقایق شروع یک روز کاری هستید. همکار شما از در وارد می‌شود. اولین پرسش شما از وی بعد از احوالپرسی چیست؟ چه خبر؟ این جمله پرسشی شاید ضرورت بسیاری از رفتارهای آدمی را از آغاز تمدن‌های انسانی به خود اختصاص داده است. خبرداربودن و باخبر بودن همان ضرورتی است که باعث شد رسانه‌ها به وجود بیایند.

رسانه یعنی چه؟ شاید مجالی برای رساندن اخبار به گوش کسانی که بنا به نیاز خویش به سمت رسانه پیش رفته‌اند. روزنامه یک رسانه است؛ رسانه‌ای مکتوب که اخبار را به صورت روزانه برای مخاطبانش منتشر می‌کند، اما این که چنین موضوعی با توجه به حجم انبوه رسانه‌های مختلف ـ‌ که این روزها در روند پر شتاب مدرنیزه شدن انسان امروزی هر یک به نوعی سعی دارند مخاطب بیشتری به دست بیاورند ـ‌ به چه میزان ضرورت دارد، موضوعی است که دغدغه بسیاری از صاحب‌نظران عرصه رسانه است؛ اما همین صاحب‌نظران در بسیاری از اظهار نظرهای خود معتقدند هنوز فرصت عرض‌اندام برای روزنامه‌های مکتوب باقی مانده است.

فشار دادن یک دکمه نه وقت زیادی می‌خواهد و نه انرژی فراوان. دنیایی است دنیای اینترنت، با آن همه پستوهایش برای آنان که اهلش باشند. دکمه‌ای را می‌فشاری و لحظه‌ای بعد آنچه را که می‌خواهی به دست می‌آوری. لابد باید با این اوصاف فاتحه روزنامه‌نگاری کاغذی را در این میان خواند. اصلا چه معنی دارد که روزنامه‌ای چاپ شود وقتی می‌توان به صورت آنلاین روزنامه‌ها را خواند و البته ورق زد،‌ ورق زد و ورق زد.

این روزها دغدغه سایبر ژورنالیسم دیگر مانند چند سال گذشته دغدغه اصلی صاحب‌نظران این حوزه نیست. برخی معتقدند روزنامه‌نگاری کاغذی راه خودش را می‌رود و مخاطبان خودش را دارد و البته روزنامه‌نگاری آنلاین هم راه خودش را در پیش گرفته است. هریک به مثابه یک جریان همسو اما موازی در حال حرکت هستند. مخاطبان هر یک نیز مشخص هستند و فعلا نمی‌شود آینده را دقیق پیش‌بینی کرد، اما در میان همه اینها نکته مهمی که به چشم می‌آید همانا نیاز به دانستن اولین و مهم‌ترین شرط همه این حرکت‌هاست.

طرفداران روزنامه‌های چاپی و طرفداران روزنامه‌های الکترونیک همه در این زمینه توافق‌نظر و رای دارند که همه برای دانستن به سمت یک روزنامه خواه کاغذی و خواه الکترونیک می‌روند. دانستن شرط اولیه همه حرکت‌هاست.

چندی پیشتر تحقیقاتی از سوی موسسه معتبر Nielsen‌/‌Net Ratings انجام شد که نشان می‌داد 21 درصد از خوانندگان آنلاین که برای دریافت اطلاعات مورد نظرشان به وب مراجعه می‌کنند، پیش از هر چیز به نسخه‌های تحت وب روزنامه‌ها توجه می‌کنند و چندان سراغی از شماره‌های چاپی آنها نمی‌گیرند. در عین حال 7 درصد از پاسخ دهندگان نیز گفته بودند وقتشان را تقسیم کرده‌اند و هردو نسخه تحت وب و چاپی روزنامه‌ها را با هم مطالعه می‌کنند.

نتیجه آن شد که اکثریت قابل توجه باقیمانده یعنی حدود 72 درصد هنوز هم در وهله اول نسخه‌های چاپی روزنامه‌ها را ترجیح می‌دهند. خب این خود مثال ساده‌ای برای این مساله به‌شمار می‌رود که نسخه‌های چاپی هنوز هم در صدر درخواست‌های رسانه‌ای مخاطبان قرار دارند. اما نباید از این نکته غفلت کرد که توجه به رسانه‌های خبری آنلاین و نسخه‌های تحت وب روزنامه‌ها بسرعت در حال افزایش است.

بررسی‌های Nielsen‌/‌Net Ratings همچنین حاکی است که تنها تسهیلات و آسودگی استفاده از وب عامل اقبال به آن نیست، بلکه قابلیت به روز رسانی سریع و مداوم آن برای کاربران اهمیت بیشتری دارد.

گری دیوید سون، تحلیلگر جهانی رسانه‌ در این مورد سخنان جالبی دارد. او معتقد است شکی نیست که درصد قابل توجهی از خوانندگان روزنامه‌ها اولویت‌های خود را تغییر داده‌اند و نسخه آنلاین را به نسخه چاپی آن ترجیح می‌دهند.

به گفته وی ناشران روزنامه‌ها هم متوجه این تغییر ذائقه تدریجی شده‌اند و کوهی از محتویات تحت وب را برای راضی کردن مخاطبان خود تولید کرده‌اند. آنان همچنین امکانات متنوعی را به وب‌سایت‌های خود می‌افزایند تا بتوانند کانال‌های ارتباطی مناسبی را با خوانندگانشان ایجاد کنند.

لوید اسپنسر، نظریه‌پرداز بزرگ رسانه در جایی گفته است روزنامه‌نگاران درست مثل نمایندگان پارلمان یک کشور نماینده مخاطبان خود هستند زیرا بدون آن‌که رای بیاورند، سمت نمایندگی مخاطبان خود را دارند

به نظر آقای دیوید سون، نسخه‌های آنلاین بیشتر روزنامه‌ها حاوی مطالب نسخه اصلی و اخبار و اطلاعات اضافه‌ای است که در نسخه چاپی وجود ندارد. آنچه بتازگی متداول شده افزوده شدن وبلاگ به سایت‌های روزنامه‌هاست که دست‌اندرکاران این روزنامه‌ها مطالبی را در آنها منتشر می‌کنند.

روزنامه‌ها راه خود را پیدا کرده‌اند، درست مانند چشمه‌ای که به هر حال از زمین می‌جوشد و مسیری را خط می‌کشد و ادامه می‌یابد تا انتها. روزنامه‌ها به هر شکل نیاز هستند. نیاز یعنی احتیاج به خبر، احتیاج به دانستن و البته شاید بهتر است بگوییم احتیاج به بیشتر دانستن.

روزنامه‌نگاری؛ شغلی پرخطر

امروز چند روزنامه‌نگار را می‌شناسید که در همسایگی شما زندگی می‌کنند؟ کمی فکر کنید، شاید پاسخ دادن به این پرسش سخت نباشد. بگذارید پرسش را طور دیگری مطرح کنیم. شما چند روزنامه‌نگار در همسایگی خود می‌شناسید که مشکلات مختلف مادی دارند. چه بسیار روزنامه‌نگارانی اکنون در سراسر جهان زندگی می‌کنند که به عنوان مثال دغدغه روزمره یک گزارش تحلیلی‌شان خانه‌دار شدن بخشی از اقشار جامعه است، اما خود سال‌هاست در خانه‌ای استیجاری زندگی می‌کنند. این واقعیتی است که در حاشیه زندگی بسیاری از روزنامه‌نگاران پیله بسته است. شاید نوع و جنس کار روزنامه‌نگاری این نوع واکنش‌ها را می‌طلبد. شاید به همین سبب باشد که لوید اسپنسر، نظریه‌پرداز بزرگ رسانه در جایی گفته است روزنامه‌نگاران درست مثل نمایندگان پارلمان یک کشور، نماینده مخاطبان خود هستند زیرا بدون آن‌که رای بیاورند، سمت نمایندگی مخاطبانی را دارند که با خواندن مطالبشان به ایشان رای می‌دهند.

حتی در این میان باید وظیفه روزنامه‌نگاران را در این زمینه سخت‌تر و دشوارتر قلمداد کرد، زیرا خودشان این مسیر را انتخاب کرده‌اند تا نماینده مردمی باشند که می‌خواهند مشکلاتشان از دریچه قلم ایشان به زبان ‌آید.

شاید به همین سبب باشد که روزنامه‌نگاری اکنون در میان معدود شغل‌های پر خطر در دنیای معاصر به شمار می‌رود. شغل‌هایی مانند کار کردن در معادن که یک لحظه غفلت باعث مرگ خواهد شد. براستی مرگ در حوزه روزنامه‌نگاری چگونه تعریف می‌شود؟

روزنامه‌ها باید منتشر شوند

تا وقتی خبر برای انتشار وجود دارد، به روزنامه و روزنامه‌نگار نیاز است. اصلا بیایید به این موضوع فکر کنیم که اخبار بدون تحلیل و نگاه یک رسانه که از دیدگاه روزنامه‌نگار عبور می‌کند، منتشر شود، چه اتفاقی خواهد افتاد. هیچ. تنها رویداد‌ها می‌آیند و می‌روند و اگر خوب یا بد باشند، هیچ جریانی در حاشیه آنها رخ نمی‌دهد.

خنثی بودن در قبال رویداد‌ها همان موضوعی است که باعث می‌شود ضرورت بیشتری برای حرفه روزنامه‌نگاری و در کنارش تولید یک روزنامه بیشتر حس شود. اما چه اتفاقی خواهد افتاد که نگاه یا همان تحلیل از کنار رویداد‌ها دور شده و اخبار به طور خنثی منتشر شوند. به عنوان مثال «اثر سردی» (chilling effect ) یکی از مفاهیم ارتباطاتی است که در این مورد شاید بیشتر به کار آید. این اصطلاح زمانی در جوامع مختلف به کار گرفته می‌شود که در محافل رسانه‌ای، روزنامه‌نگاران نظرات خود را به‌هر‌دلیلی‌ به طور آشکار بیان نکنند. این «اثر سردی» ضرورت حضور نگاه روزنامه‌نگارانه را توجیه می‌کند تا به دلایل متعدد چاپ یک روزنامه توجیه شود. انتشار اخبار بدون نگاه معنی ندارد. اینجاست که بحث روزنامه‌نگاری متعهدانه به‌وجود می‌آید و وظیفه‌ای که رسانه در این میان به‌دوش می‌کشد.

دوباره برگردیم به ابتدای این مطلب. جایی که شما خود را در موقعیتی قرار داده‌اید که تازه وارد محیط کارتان شده‌اید و از همکارتان اولین چیزی را که می‌پرسید این جمله است: «چه خبر؟» دست نگه دارید شما به دنبال رسانه هستید، اما از میان همکارانتان شخصی را برای پرسیدن این سوال انتخاب کرده‌اید که به شما نزدیک‌تر است. شاید بهتر است بگوییم نگاهش به اندیشه شما نزدیک‌تر است، یعنی رسانه‌ای است که شما خواسته اید آن را انتخاب کنید. حتی بهتر است بگوییم تحلیلی که آن همکار از رویداد‌های مختلف به زبان می‌آورد دلیل انتخاب وی برای این پرسش بوده است که «چه خبر؟»

مهدی نورعلیشاهی


نظر خوانندگان:
لطفاً نظرات را فارسی وارد کنید
نام:    پست الکترونیک: