روزنامه جام جم
صفحه اصلی روزنامه درباره ما ارتباط با ما پیوندها راهنمای سایت بورسبورس آب و هواآب و هوا انتشاراتانتشارات اشتراکاشتراک آرشیو روزنامهآرشیو روزنامه
شنبه 01 مهر 1396 / 02 محرم 1439 / a 23 Sep 2017
صفحه اول روزنامه
سياسي
راديو و تلويزيون
اقتصاد
فرهنگي
جامعه
ورزش
دانش
جهان
حوادث
ايران زمين
گفتگو
سلامت
انديشه
صفحه آخر
جستجوی پیشرفته
ضمائم
ویژه نامه ها
ويژه‌نامه حکمت ناب
نسخه چاپی فرستادن با پست الکترونیک
يكشنبه 12 ارديبهشت 1389 - ساعت 18:03
شماره خبر: 100874091232
انديشه‌ورزي آزادانه در انديشه مطهري
بدون شک شهید مطهری یکی از اندیشمندان اسلامی قرن حاضر به شمار می‌آید که با شناختی عمیق از مفاهیم اسلامی توانست جنبه‌های مغفول و در عین حال پرارزش آموزه‌های اسلام را به نسل جوان منتقل کند. در این میان، مباحث مطرح شده توسط ایشان پیرامون آزادی اندیشه و آزادی عقیده از جمله مباحثی است که نسل جوان امروز به طور عام و جامعه دانشگاهی به‌طور خاص برای شناخت آموزه‌های اصیل اسلامی محتاج فهم آنهاست.

در این مقاله سعی شده است با بررسی برخی از آثار مرتبط با موضوع مقاله به بررسی دیدگاه ایشان پیرامون جایگاه آزادی تفکر و اندیشه‌ورزی در اسلام پرداخته شود.

آزادی فکر یا آزادی عقیده

یکی از مهم‌ترین انتقادهای منتقدان به ادیان آسمانی پیرامون محدودیت اندیشه‌ورزی و ابراز عقیده است. این افراد بویژه با توصیف فضای حاکم بر دوران قرون وسطی مدعی‌‌اند که دین مانع اندیشه‌ورزی و آزادی بیان است. شهید مطهری در پاسخ به چنین انتقاداتی به‌تفکیک 2 عبارت مهم می‌پردازد که بدون فهم چنین تمایز و تفکیکی نمی‌توان به عمق مطالب بعدی دست یافت.

ایشان معتقدند که میان آزادی عقیده و آزادی تفکر باید تمایز قائل شد. تفکر و اندیشه‌ورزی واسطه کشف حقایق و رفع مجهولات است و وجود چنین قوه‌ای در انسان موجب تمایز وی از سایر موجودات شده است. استفاده از چنین نیرویی چه در قالب تفکر استدلالی و چه در قالب تفکر تجربی نه تنها در اسلام منع نشده بلکه از واجبات تلقی شده و بارها به آن توصیه شده است. حساسیت روی این مساله تا به‌آنجاست که پذیرش اصول دین صرفا با تعقل و نه از طریق تقلید امکانپذیر است. شهید مطهری در توصیف اهمیت این مساله چنین بیان می‌کند:

«از پیغمبر اکرم سوال می‌کردند، از علی (ع) سوال می‌کردند، از سایر ائمه اطهار سوال می‌کردند زیاد هم سوال می‌کردند و آنها هم جواب می‌دادند. این کتاب‌های احتجاجاتی که ما داریم نشان می‌دهد در زمینه اصول دین در اسلام چقدر حق آزادی بیان و حق آزادی سوال داده شده است. تا وقتی که انسان روحش روح تحقیق و کاوش است و انگیزه‌اش واقعا تحقیق و کاوش و فکر کردن است اسلام می‌گوید، بیا فکر کن، هر چه بیشتر فکر و سوال کنی، هر چه بیشتر برایت شک پیدا شود، در نهایت امر بیشتر به حقیقت می‌رسی، بیشتر به واقعیت می‌رسی. این مساله را ما مساله فکر می‌نامیم «مجموعه آثار 24، ص371».

با توصیفات فوق به مساله اصلی بحث یعنی تفاوت میان آزادی عقیده و آزادی تفکر برمی‌گردیم. مرحوم مطهری معتقدند که ما باید میان دو نوع عقیده تمایز قائل شویم: عقیده‌ای که مبنای آن تفکر و استدلال است و عقیده‌ای که مبنای آن احساسات و عواطف است و بر مبنای تقلید و نه تحقیق شکل گرفته است. ایشان با تفکیک این دو قسم، معتقدند آنچه که در اسلام مورد تأکید واقع شده آزادی تفکر و اندیشه است و نه عقیده‌ای که بر مبنای تقلید و تعصب کسب شده است. عقیده‌ای که بر پایه تفکر و استدلال به‌دست آمده باشد موجب پرورش روح تحقیق و حقیقت‌طلبی در انسان می‌شود ولی عقیده کسب شده بر مبنای تقلید و تعصب انعقاد و جمود فکری را به دنبال دارد.

مرحوم مطهری با توصیف و تبیین چنین تفکیک مهمی معتقد است که بشر امروز این مساله را نادیده گرفته و حتی در اعلامیه جهانی حقوق بشر نیز دچار مغالطه شده است و آزادی اندیشه را با آزادی عقیده یکسان تلقی کرده است. ایشان در یکی از سخنرانی‌‌های خود پیرامون «مفهوم آزادی عقیده» در تشریح اهمیت جایگاه آزادی تفکر در اسلام چنین بیان می‌کنند که:

«اما آزادی تفکر، آزادی منطق، آزادی اندیشه ـ همین طور که عرض کردم ـ با آزادی انعقاد فکر نباید اشتباه شود. آزادی تفکر نه آزادی انعقاد. اندیشه، تفکر باید آزاد باشد. هر مکتبی که به ایدئولوژی خودش ایمان و اعتماد دارد ناچار طرفدار آزادی اندیشه و تفکر است. هر مکتبی که ایمان و اعتمادی به خود ندارد جلوی آزادی اندیشه و تفکر را می‌گیرد، می‌خواهد مردم را در یک محدوده خاصی نگه دارد و نگذارد که تفکر کنند یا فکر خود را ابراز کنند؛ همین طور که ما امروز در کشورهای کمونیستی جهان می‌بینیم که به دلیل این که خود اینها بیش از همه می‌دانند که ایدئولوژی‌شان آسیب‌پذیر است حتی رادیو‌هایشان را هم یک موجه می‌کند که ملتشان صدای مردم دیگر دنیا را نشوند و یک بعدی بار بیایند». «مجموعه آثار24، ص123».

آزادی اندیشه در تاریخ اسلام

شهید مطهری در توصیف فضای حاکم بر سال‌های نخستین ظهور اسلام و دوران حیات ائمه معصومین به این نکته اشاره می‌کند که اسلام در حوزه آزادی اندیشه و تفکر، کارنامه بسیار درخشانی را از خود بر جای گذاشته است. ایشان در بیان جایگاه آزادی بحث در تاریخ اسلام چنین بیان می‌کنند که:

«شما در کجای تاریخ عالم دیده‌اید که در حکومتی که لااقل به ظاهر خیلی قسمت‌هایش مذهبی بوده و همه مردمش احساسات مذهبی دارند به غیرمذهبی‌ها آن اندازه آزادی بدهند که بیایند در مدینه در مسجد پیغمبر و در مکه در مسجد‌الحرام بنشینند و آزادانه اصول دین را انکار کنند؛ فردی برود در مسجد مدینه بنشیند و خدا را انکار کند، درباره‌ خدا بحث کند و بگوید من خدا را قبول ندارم؛ دیگری بیاید در مسجدالحرام بنشیند و حج را مسخره کند، بگوید من این عمل را قبول ندارم، من خدا را قبول ندارم، پیغمبر را قبول ندارم ولی در تاریخ اسلام، ما اینها را می‌بینیم و به دلیل همین آزادی‌ها بود که اسلام توانست باقی بماند. اگر در صدر اسلام تا کسی می‌آمد در مدینه می‌گفت من خدا را قبول ندارم، می‌گفتند بزنید، بکشید، امروز اسلامی وجود نداشت. اسلام به این دلیل باقی مانده که با شجاعت و صراحت با افکار مختلف مواجه شده.» «مجموعه آثار 24 ص129».

اهمیت آزادی اندیشه در اسلام تا به‌آنجاست که مرحوم مطهری بصراحت بیان می‌کند عقیده اسلامی اجباربردار نیست و هیچ دینی به اندازه اسلام آزادی اندیشه را به معنی واقعی آن رعایت نکرده است. ایشان در تأیید مدعای خود به آیه‌ «لا اکراه فی‌الدین» اشاره کرده و بیان می‌کنند ایمانی که اسلام خواستار آن است به هیچ عنوان قابل تحمیل و اجبار نیست و صرفا ایمانی پذیرفتنی است که پشتوانه آن تفکر و اندیشه‌ورزی باشد.

احتجاجات

شهید مطهری در بیان اهمیت بحث آزاد و اندیشه‌ورزی در تاریخ اسلام به نگارش کتب احتجاجات اشاره می‌کند. احتجاجات مباحثی است که علما و دانشمندان فرق و مذاهب مختلف که برخی از آنها دهری و مادی مسلک نیز بوده‌اند با ائمه معصومین در جلسات مختلف مطرح کرده‌اند. بخشی از مجموعه‌ بحارالانوار و کتاب احتجاج طبرسی و کتاب عیون اخبار‌الرضا به چنین احتجاجاتی اختصاص یافته است در این جلسات دانشمندان فرق و مذاهب مختلف با ائمه معصومین در حول موضوعات مختلف به بحث و مناظره می‌پرداختند. از جمله معروف‌ترین مناظره‌ها می‌توان به مناظره‌هایی اشاره کرد که در زمان دولت‌ هارون و دولت مأمون رخ داده است.

شهید مطهری با ذکر مصادیقی از این مناظره‌ها به این نکته اشاره می‌کند که اسلام صرفا با مواجهه صریح و شجاعانه با افکار و عقاید مختلف توانسته به حیات خویش ادامه دهد و مسلما تنها راه پاسداری از اسلام و مبانی آن احیای منطق و آزادی اندیشه در مواجهه با افکار مخالف است.

آزادی اندیشه در انقلاب اسلامی ایران

شهید مطهری در بسیاری از سخنرانی‌ها و مصاحبه‌های خود پیرامون انقلاب اسلامی، در کنار تحلیل ماهیت انقلاب اسلامی ایران بارها بر مساله به رسمیت شناختن آزادی اندیشه در حکومت اسلامی تأکید می‌کند. ایشان معتقد است آزادی، نخست در فکر آزاد تجلی پیدا می‌کند. افراد در حکومت اسلامی آزادند که اندیشه‌ خود را با رعایت چارچوب مباحث منطقی مطرح کنند و این مساله مسلما غیر از هرج‌و‌مرج است. شهید مطهری اهمیت ایجاد فضای آزاد برای تبادل افکار و اندیشه‌ها را آنچنان ضروری می‌داند که معتقد است که جلوگیری از ایجاد چنین فضایی و پدید آوردن فضای اختناق، قطعا شکست حکومت را به‌دنبال خواهد داشت. ایشان در یکی از سخنرانی‌های خود به پیشنهادی که در سال 54 دردانشکده الهیات مطرح کرده بودند اشاره و بیان می‌کنند که در آن نامه به مسوولان وقت دانشگاه پیشنهاد دادم که در دانشکده الهیات باید یک کرسی ماتریالیسم دیالکتیک تأسیس و استادی که خود تابع این مسلک است بیاید و تدریس کند و بعد از این استاد، اساتید و علمای اسلام نیز به پاسخگویی به مباحث و شبهات این فرد بپردازند.

مهدی میرلو


نظر خوانندگان:
لطفاً نظرات را فارسی وارد کنید
نام:    پست الکترونیک: