روزنامه جام جم
صفحه اصلی روزنامه درباره ما ارتباط با ما پیوندها راهنمای سایت بورسبورس آب و هواآب و هوا انتشاراتانتشارات اشتراکاشتراک آرشیو روزنامهآرشیو روزنامه
جمعه 30 تير 1396 / 26 شوال 1438 / a 21 Jul 2017
صفحه اول روزنامه
سياسي
راديو و تلويزيون
اقتصاد
فرهنگي
جامعه
ورزش
دانش
جهان
حوادث
ايران زمين
گفتگو
سلامت
انديشه
صفحه آخر
جستجوی پیشرفته
ضمائم
ویژه نامه ها
ويژه‌نامه حکمت ناب
نسخه چاپی فرستادن با پست الکترونیک
يكشنبه 12 ارديبهشت 1389 - ساعت 18:05
شماره خبر: 100874091392
نفاق جديد در نگاه شهيد مطهري
1- مقدمه

در نگاه دشمن شناسانه قرآن کریم، هیچ جریانی خطرناک تر از «نفاق» برای منافع حیاتی اسلام و مسلمین نیست. به همین لحاظ، مهم‌ترین مشغله ذهنی و پر دغدغه ترین مساله برای رهبران دینی – از صدر اسلام تا کنون- پدیده نفاق و منافقین بوده است.

آیات کریمه قرآن و سیره معصومین علیهم‌السلام و همچنین شواهد تاریخی روشنگر این تحلیل از موضوع نفاق است.

انقلاب اسلامی ایران، که سی سالگی‌اش را با پیروزی، شکوفایی و سرافرازی پشت سر گذاشته است، صحنه دیگری از نمایش چهره دشمنانه، کینه‌توزانه و فریبکارانه نفاق و منافقین است. همچنان که بیش از دویست و سی آیه از قرآن کریم و هزاران حدیث و روایت از حضرات معصومین علیهم السلام به موضوع نفاق و منافقین اعتقادی و اخلاقی اختصاص یافته است، در کلمات بنیانگذار انقلاب اسلامی، امام خمینی(قدس سره) و مقام معظم رهبری حضرت آیت‌الله‌العظمی خامنه‌ای (مدظله‌العالی) نیز به فراوانی و حساسیت تمام، به این موضوع پرداخته شده است.

از این رهگذر، شناخت ابعاد مختلف مساله نفاق و منافقین، در صیانت از اسلام و مسلمین و دفاع و نگهبانی از هویت و حریم جمهوری اسلامی ایران- که نماد اسلام ناب محمدی(ص) در عصر ماست – از اهمیت ویژه‌ای برخوردار است.

2- مساله نفاق در آثار شهید مطهری

موضوع نفاق و منافقین، از جنبه‌های مفهوم‌شناسی، ابعاد و مؤلفه‌های آن، عوامل، اهمیت و ضرورت توجه به آن، نشانه‌ها و علائم آن و بالاخره آثار و پیامدهای آن، در حجم قابل توجهی، در آثار شهید مطهری مطرح و مورد بررسی و تحلیل قرار گرفته است. شهید مطهری، بررسی‌های مربوط به نفاق را عمدتا در کتب، مقالات و سخنرانی‌های خویش انجام داده است.

3- مفهوم نفاق

پیش از ورود در بحث « نفاق جدید»، لازم است «مفهوم نفاق»، به همان معنای مصطلح و رایج در منابع اسلامی و کلمات علما و مفسرین عالیقدر، بیان شود.شهید مطهری می‌فرماید:

«نفاق یعنی دو چهرگی؛ این که انسان جوری باشد و طور دیگری ارائه دهد.»

این مضمون در تعریف شهید مطهری از نفاق و منافق، در کلمات اهل لغت و تفسیر هم ذکر شده است، درمجموع نفاق عبارت است از: «اظهار خلاف باطن خویش». این تعریف، دارای سه جزء است که در صورت تحقق هر سه جزء آن، «هویت نفاق» شکل می‌گیرد. آن سه جزء عبارتند از: «اظهار»، «خلاف باطن» و «خود».

«اظهار» یعنی آشکار ساختن چیزی به زبان، عمل یا حالت خاصی. ابزار اظهار، گفتار، نوشتار، رفتار و هیئت اشخاص است.

«خلاف باطن»، یعنی آنچه که مغایر بُعد پنهان وجود آدمی است. در حوزه ذهن و روح انسان، حقایقی وجود دارند که پنهان نگهداشته می‌شوند و عالمانه و عامدانه، کتمان می‌شوند.

«خویش»، همان خود است. همان فردی که برخلاف واقعیت‌های درونی‌اش، اظهار لسانی، کتبی یا عملی دارد. مغایر آنچه که در نهان دارد، می‌نُمایاند.

بنابراین، در تحلیل مفهوم و ماهیت نفاق باید گفت: اگر «اظهار» چیزی (در قالب گفتار، نوشتار، رفتار یا حالت و هیئت) وجود نداشته نباشد، نفاق محقق نمی‌شود. اگر اظهار باشد، ولی «خلاف باطن» نباشد، باز هم نفاق، شکل نمی‌گیرد. همچنین اگر اظهار خلاف باطن باشد، ولی خلاف باطن «خویش» نباشد، بلکه خلاف باطن شخص دیگری باشد، باز هم نفاق محقق نمی‌شوند. لهذا هر قیدی از قیود سه‌گانه، دارای «ماخَرَج» متناسب با خود است. (تأمل شود)

نکته دیگر در مورد این تعریف این است که هر دو حوزه «نفاق اعتقادی» و «نفاق اخلاقی» را پوشش می‌دهد. در این صورت، این تعریف از استاندارد «جامعیت افراد» و «ما نعیت اغیار» برخوردار است.

4- پیشینه‌شناسی واژه «نفاق جدید»

این اصطلاح، در قرآن کریم و در روایات و سخنان حضرات معصومین علیهم‌السلام، به کار نرفته است. در آثار و نوشته‌های علما و فقها عالیقدر و در عصر ما نیز، در کلمات حضرت امام خمینی(ره) و مقام معظم رهبری(مدظله‌العالی) ـ تا امروز ـ این واژه یافت نشده است. راستی! منشأ صدور و استعمال این واژه کجاست؟پس از سخنرانی مقام معظم رهبری، حضرت آیت‌الله‌العظمی خامنه‌ای در جمع کارکنان لشکر 10 سیدالشهداء(ع)، در موضوع «نفاق»، با این که معظم‌له در بیانات خود این واژه (نفاق جدید) را استعمال نفرمودند، لکن کسانی که در مقام تبیین آن سخنرانی برآمدند، در مقالات و سخنرانی‌ها و مصاحبه‌های خود از واژه «نفاق جدید» به فراوانی استفاده کردند و اساسا محور اصلی فرمایشات مقام رهبری را موضوع نفاق جدید دانستند.

مقام معظم رهبری، در آغاز بیاناتشان فرمودند:

«فکر کردم بحثی درباره نفاق مطرح کنم، که بحث قرآنی و تاریخی با هم هست:

الف ـ مفهوم نفاق و منافق در سرتاسر قرآن منتشر شده است و فهمیدن این بحث کمک می‌کند به فهم بسیاری از آیات.

ب ـ مساله نفاق و آنچه را که منافقین دنبال می‌کردند را اگر در پرتو آیات قرآن بفهمیم، کمک می‌کند به شناخت تاریخ صدر اسلام و دوره پیامبر(ص)، که این دوراه را ما باید بیشتر بشناسیم.

ج ـ جهت سوم هم قضایای تاریخی یک برهه خاص است. رگ رگ است این آب شیرین و آب شور...»

5- مفهوم نفاق جدید

واژه «نفاق»، یک اصطلاح قرآنی و در واقع در چارچوب ادبیات «مردم‌شناسی دینی» و «انسان‌شناسی اسلامی» است، «جدید» در مقابل «قدیم» است و دارای هویت «زمان» است. به نظر اینجانب، نفاق جدید و قدیم، مستند و موکول به دورهای از ادوار خاص و با هویت «زمانی» و «تاریخی» همانند صدر اول اسلام، دوره علوی، دوره حضور ائمه معصومین(ع) و یا دوره انقلاب اسلامی. در هر دوره و عصری، هر یک از نفاق‌های قدیم و جدید، امکان حدوث و تحقق دارند.

«نفاق قدیم»، نفاق «مسبوق به کفر» است. آنان که حقیقتا کافر بودند و اظهار کفر می‌کردند و هرگز ایمان نیاوردند، لکن به انگیزه ترس و یا انگیزه طمع، اظهار ایمان کردند. «نفاق جدید»، نفاق «مسبوق به ایمان» است. آنان که حقیقتا ایمان آوردند و در راه ایمانشان نیز مجاهده و فداکاری کردند، لکن به دلایلی، بعدا ایمانشان را از دست دادند، ولی به انگیزه ترس یا طمع، بی‌ایمانی (کفر)شان را پنهان کردند، اینان نیز چون «اظهار خلاف باطن خویش» دارند، منافق به شمار می‌آیند. این نوع نفاق نیز منحصر به دوره و عصر خاصی نیست و در هر زمانی امکان حدوث و وقوع دارد .

6- پیشینه مفهومی و ماهوی نفاق جدید

اگرچه واژه و اصطلاح نفاق جدید در قرآن، روایات، آثار علمای دین و مفسران قرآن و نیز در کلمات رهبران انقلاب اسلامی نیامده است، لکن مفهوم، ماهیت و مصداق آن، در منابع دینی وجود دارند. نمونه‌های دیگری از الفاظ و مفاهیم وجود دارند که وضعیت مشابه دارند. مثلا کلمه «شهید» به معنی «کشته راه خدا»، در قرآن کریم نیامده است ، لکن مفهوم کشته راه خدا در قرآن ذکر شده است.

البته واژه شهادت به معنای مصطلح آن، در روایات و کلمات حضرات معصومین(ع) و فقها و رهبران انقلاب اسلامی، به فراوانی ذکر شده است. واژه نفاق جدید، چنانچه گفته شد، اگرچه در منابع دینی نیامده است، لکن مفهوم و ماهیت آن، کرارا ذکر شده است. در قرآن کریم، موضوع کفر پس از ایمان، با تعابیر مختلفی ذکر شده است:

1ـ کفر پس از ایمان، شانزده مورد.2ـ کفر پس از اسلام، دو مورد. 3ـ گوساله‌پرستی پس از خداپرستی، سه مورد.4ـ ارتداد، پنج مورد.5ـ تعبیر «ینقلبون علی اعقابهم»، چهار مورد.

در موارد سی‌گانه فوق، کفر و بی‌ایمانی و انحراف اعتقادی، مسبوق به ایمان و باور صحیح اعتقادی است. حال اگر منحرفین، کفر و بی‌ایمانی‌شان را به انگیزه‌های ترس و طمع، پنهان نگه دارند و «اظهار خلاف باطن خویش» داشته باشند، «منافق جدید» نامیده می‌شوند.

آیات متعددی در قرآن کریم، به بیان و افشای مصادیق نفاق جدید پرداخته است که برخی از آنها را در اینجا ذکر می‌کنیم.

1ـ آیات 74 تا 77 سوره توبه:

مفسران عالیقدر، عموما، این آیات را مربوط به یکی از انصار به نام «ثعلبه بن حاطب» دانسته‌اند. مرد فقیری بود، مرتب به مسجد و جماعت حاضر می‌شد. اصرار داشت که پیامبر اسلام(ص) دعا کنند تا خداوند مال فراوانی به او بدهد. اصرار ثعلبه موجب شد تا پیامبر اسلام(ص) برای او دعا کنند. در نتیجه، گوسفندانش زاد و ولد کردند و گله‌ای بزرگ از گوسفندان حاصل شد. این گله را به دلیل زیادی آن، نتوانست در مدینه نگهداری کند و به سوی آبادی‌های اطراف حرکت کرد.آیه زکات نازل شد (خذ من اموالهم صدقه). مأموران حکومت نبوی(ص) نزد او آمدند تا زکات گوسفندانش را بستانند. او امتناع کرد و گفت: این «جزیه» است و ما مسلمانیم! هنگامی که پیامبر(ص) سخن او را شنید، فرمود: «یا ویح ثعلبه، یا ویح ثعلبه ...» (تفسیر نمونه، جلد 8، ص 48)

واژه و جریان نفاق که در این آیات آمده است، ناظر به «نفاق جدید» است؛ چون «مسبوق به ایمان» است. ثعلبه، پس از یک دوره دینداری و نماز و عبادت، آیات الهی را تکذیب کرد؛ لکن این تغییر اعتقادی را پنهان نگه داشت. این وضعیت و حالت، در ادبیات قرآنی به «نفاق» تعبیر شده است.

2ـ آیات 10 و 11 سوره عنکبوت

ـ آیه 10: و بعضی از مردمند که می‌گویند به خدا ایمان آوردیم، ولی همین که به خاطر خدا اذیت می‌شوند، شکنجه مردم را همانند عذاب خدا تلقی میکنند؛ ـ آیه 11:و قطعا، خداوند کسانی را که ایمان آورده‌اند می‌شناسد و یقینا منافقان را نیز می‌شناسد.

بنابراین رنج و زحمت و شکنجه در راه خدا، کسانی از مؤمنین را به انحراف در اعتقاد و بازگشت به کفر کشانده است؛ به همین دلیل در آیه یازدهم به عنوان «منافقین» نامیده شدند. از آنجایی که این نفاق، «مسبوق به ایمان» است، لذا مصداقی از «نفاق جدید» است.

با توجه به مفهوم و ماهیت نفاق جدید و بازیابی آن در قرآن کریم، اینک فرازهایی از بیانات مقام معظم رهبری(مدظله‌العالی) در جمع کارکنان لشکر 10 سیدالشهداء را مرور می‌کنیم که مفهوم و ماهیت نفاق جدید را تبیین می‌فرمایند:

1ـ «بدترین دشمن‌ها، دشمن پوشیده و نقابدار است؛ از جمله منافقین و فهم مسأله نفاق، از این حیث مهم است.»

2ـ «راجع به مفهوم نفاق و منافق، در قرآن به روشنی صحبت شده و عبارت است از این که یک کسی یا جماعتی، یک فکری یا جهتگیری را داشته باشد و خلاف آن را به مؤمنین ابراز کند ... مانند منافقین در اول انقلاب، که آیات قرآن می‌آوردند و ظاهر اسلامی نشان می‌دادند، ولی در باطن، مارکسیستی بودند.»

3ـ «در قرآن، از سه نوع منافق یاد شده است. حقیقت نفاق یک چیز است، ولی سه نوع هستند. این موضوع از بحث‌های مهم و آموزنده است.»

«دسته اول، منافقین اول ورود پیامبر(ص) به مدینه هستند. کسانی بودند که یا اسلام نیاوردند یا ... اعتقاد به اسلام و پیامبر(ص)، در دل آنان عمقی نداشت و با یک تکان، ایمان ضایع می‌شد.»

«دسته دوم، کسانی که جزء مؤمنین بودند، اول کار هم هیچ نشانه‌ای از نفاق در اینها نبود، ولی به مرور دچار یک عوارضی شدند ... منافقین دسته دوم، ربطی به دسته اول ندارند. دسته اول، از ابتدا جبهه دشمنی گرفت، ولی دسته دوم کسانی بودند که دشمنی نداشتند ... دوست هم بودند؛ یک جا خراشی پیش آمد، آن را علاج نکردند ... یک جریان مستمر در دنیای اسلام است و ادامه دارد و آن چیزی که جریان اسلام را شکست داد، جریان دوم نفاق بود.»

ـ «دسته سوم، منافقینی هستند که در مدینه ایمان آورند و دچار لغزش‌های مؤمنانه شدند و خود را حفظ نکردند؛ ادامه پیدا کرد، رفتند در «یمانه» با پیامبر(ص) اعلام جنگ کردند و شدند منافقین محارب.»

4ـ «امروز برای شناسایی منافقین دسته دوم، نشانه وجود دارد و نشانه آن همراهی با دشمن شناخته شده است ... منافق، امروز از دوران صدر اسلام قابل شناسایی‌تر است.»

7ـ شهید مطهری و مساله نفاق جدید

موضوع نفاق جدید در اندیشه و آثار استاد شهید، جلوه ویژه‌ای دارد، که تبیین و تأمل در آن، راهگشای رهپویان و دلدادگان اسلام ناب محمدی(ص) در هر زمانه و شرایط غبارآلودگی مسیر هدایت است. در این بخش به چند مطلب اشاره می‌کنیم.

ـ در جستجوی لفظ و معنای نفاق جدید دو تعبیر در آثار شهیدمطهری وجود دارد که معادل نفاق قدیم و جدید استعمال شده است و آنها عبارتند از «منافقین اولین» و «منافقین بعدی».(مرتضی مطهری، پانزده گفتار، ص 155 و 156) این دو تعبیر نشان می‌دهد که استاد شهید درصدد تولید اصطلاحی برای «نفاق جدید» بوده‌اند. این واژه‌سازی برای مفهوم و ماهیت نفاق جدید، در تمامی منابع و آثار علما و اندیشمندان اسلامی، به اندازه‌ای که نویسنده تتبع کرده است، بی‌نظیر است.

استاد در تعریف «منافقین اولین» می‌فرمایند:

«از اولی که پیغمبر اکرم(ص) به مدینه آمدند، یک گروهی بودند که وجود پیغمبر بر اینها گران بود. «عبدالله بن ابیّ بن سلول» قبل از آمدن پیغمبر، یک موقعیت بسیار عالی در مدینه داشت و حتی اواخر، دو قبیله «اوس» و «خزرج»، برای این که به اختلافاتشان خاتمه بدهند، اتفاق نظر پیدا کرده بودند که عبدالله بن ابیّ را به ریاست، بلکه به نوعی پادشاهی در میان خودشان برگزینند ... که این قضایا مقارن شد با ایمان (آوردن) گروهی از مردم مدینه به پیغمبر اکرم(ص) در مکه و بعد آمدن عده‌ای از اینها به مکه و در عقبه منا با پیغمبر اکرم(ص) بیعت کردند و سپس آمدند مبلّغ اسلام در مدینه شدند و اوضاع جدیدی پیش آمد ... عبدالله بن ابیّ و گروه زیادی، چاره‌ای نداشتند از این که به ظاهر هم شده، اسلام اختیار کنند؛ اما در باطن دشمنی می‌ورزید. اینها را منافقین اولیه می‌گوییم.» (همان، ص 155)

استاد در تعریف «منافقین بعدی» که معادل «منافقین جدید» به شمار می‌آید، می‌فرمایند:

«بعضی از اصحاب پیغمبر اکرم(ص)، بعد از آن که ایمان آوردند، منافق شدند. یعنی اول، مؤمن بودند، بعد منافق شدند. اول واقعا مؤمن بودند، ولی بعد، به ظاهر از اسلام انحراف پیدا نکردند، اما در باطن به سوی کفر و مخالفت واقعی (با) پیغمبر اکرم(ص) گرایش پیدا کردند.» (همان، ص156)

شهید مطهری همچنین بیان دیگری دارند که ماهیت و مفهوم نفاق جدید را مطرح می‌کند:

«منافقان، منحصر به گروهی که از آغاز تظاهر به اسلام کرده‌اند، نیستند؛ بلکه ممکن است افرادی ابتدا مؤمن باشند و بعد منافق بشوند. همان گونه که ممکن است فردی مؤمن باشد و بعد کافر شود. زیرا انسان بعد از ایمان آوردن، همیشه در معرض امتحان‌هاست و در این امتحان‌ها ممکن است بلغزد و کافر یا منافق شود. احتمال این که منافق شود خیلی بیشتر است.» (صد گفتار، خلاصه آثار استاد شهید مرتضی مطهری، جلد اول، انتشارات دانشگاه امام صادق(ع)، 1382، تهران، ص 245)

2/7ـ افشای جلوه‌ای از نفاق جدید

شهید مطهری در آثار خود، به جریانی از نفاق جدید اشاره می‌کند که به واسطه دلدادگی گروهی از اهل اسلام و ایمان به اندیشه ماتریالیستی غرب پیش آمده است. آنان، چون نتوانستند اعتقادات انحرافی خود را آشکار کنند، به تفسیر و توجیه مادی معارف اسلامی روی آوردند:

«مطلب دیگری که من بایستی تذکر دهم این است که خطر نفاق، همیشه اسلام را تهدید می‌کرده است؛ ولی همیشه به یک شکل نبوده، بلکه در هر دوره‌ای و هر عصری به شکل تازه‌ای ظاهر گشته است. این روزها کتابی را مطالعه می‌کردم که گویا چند ماهی بیشتر از انتشار آن نمی‌گذرد و کاملا برای من مشهود است که عده‌ای دانسته یا ندانسته، ماتریالیسم و مادیگری را در زیر پوشش قرآن تبلیغ میکنند! زیرا اولش با جمله بسم‌الله الرحمن الرحیم و نام خدا آغاز می‌گردد و همه‌اش، خدا و پیامبر و قرآن است. ولی وقتی به محتویات آن می‌رسیم، می‌بینیم مادیگری خودش را زیر چهره قرآن مخفی کرده است.» (آشنایی با قرآن، سوره‌های حمد و بقره، ص 101)

3/7ـ هشدارها و مسوولیت آفرینی‌ها

استاد شهید، در نهایت مسوولیت‌شناسی و غیرت دینی به همه پویندگان و دلدادگان راه اسلام هشدار می‌دهند که بابصیرت، مراقب این جریان خطرناک (نفاق جدید و منافقین بعدی) باشند و روشنفکران و عالمان متعهد دینی را به این مسوولیت خطیر فرا می‌خوانند که با این شکل از نفاق، هوشمندانه مقابله کنند:

«شاید، ضرری که اسلام از منافقانی که قبلا مؤمن راستین بوده‌اند دیده، به سبب اعتمادی که آنها به خود جلب کرده‌اند، بیش از ضرر منافقینی باشد که از آغاز در نفاق بوده‌اند ... مسلمان باید آن قدر عمیق باشد که فریب تزویر منافقان را نخورد. اسلام، مسلمانی می‌خواهد که حقیقت را از زیر پرده تظاهر درک کند و به حدی تیزبین و تیزهوش و دارای فراست باشد که بتواند منافق را از غیرمنافق تشخیص دهد.» (استاد شهید مطهری، صد گفتار (خلاصه آثار)، ص 245 و 246)

استاد شهید، در راستای مبارزه با «ماتریالیسم منافق»، مسوولانه، دلسوزانه و متواضعانه، اندیشمندان اسلامی را مورد خطاب قرار می‌دهند و می‌فرمایند: «من ترجیح می‌دهم در مطالبی که می‌خواهم تذکر دهم، خود این نویسنده یا نویسندگان را ـ که فرض ما فعلا بر این است که اغفال شده‌اند و قصد خیانتی در کار نیست ـ مخاطب قرار دهم. عزیزان من ...»(مجموعه آثار، جلد 1، ص 460)

استاد شهید، پس از نقد و بررسی برداشت‌های انحراف‌آمیز از قرآن کریم، خطاب به نویسندگان آنها می‌فرمایند:

«آیا اینها دلیل بی‌اطلاعی شما از تاریخ صدر اسلام نیست؟ آیا اینها، معیارهای شما را در فلسفه تاریخ به کلی بی‌اعتبار نمی‌کند؟ آیا اینها کافی نیست که شما در ارزیابی‌ها و تفسیرهای خود از تاریخ تجدیدنظر کنید و فی‌المثل قضاوت‌ها و اندیشه‌ها و گرایش‌ها و تفکرات هزار ساله مفسرین و فقها و حکما و عرفا و زهّاد و عبّاد را، آن گونه توجیه مادی و طبقاتی نفرمایید؟!»(همان، ص 464)

و در خاتمه فرمودند:

«این بود شمّه‌ای از تذکراتی که می‌خواستم خیرخواهانه و دوستانه، به عزیزانی که هنوز فکر می‌کنم اغفال شده هستند، بدهم. امیدوارم این تذکرات، سودمند واقع گردد. بار دیگر از همه فضلا و دانشمندان درخواست دارم که به دقت در آنچه گفته شد بنگرند. اگر مرا بر خطا می‌بینند، واقفم فرمایند؛ که با سپاسگزاری فراوان، خواهم پذیرفت.» (همان، ص 470)

سوگمندانه باید گفت که نصایح دلسوزانه، مطهر و پدرانه آن شهید فرزانه و اندیشه مطهر، در دل و ذهن سنگین و منجمد آن منافقان کینه‌توز مؤثر واقع نشد و استاد، جانش را بر سر مجاهدت با «تهاجم فرهنگی» و مقابله با «جنگ نرم» گذاشت و به مقام «قرب الهی» و «عند ربهم یرزقون» نایل آمد. او، شهید مبارزه با «نفاق جدید» بود.

روحش شاد و راهش پُر رهرو باد.

قاسم واثقی


نظر خوانندگان:
لطفاً نظرات را فارسی وارد کنید
نام:    پست الکترونیک: