روزنامه جام جم
صفحه اصلی روزنامه درباره ما ارتباط با ما پیوندها راهنمای سایت بورسبورس آب و هواآب و هوا انتشاراتانتشارات اشتراکاشتراک آرشیو روزنامهآرشیو روزنامه
سه شنبه 05 ارديبهشت 1396 / 28 رجب 1438 / a 25 Apr 2017
صفحه اول روزنامه
سياسي
راديو و تلويزيون
اقتصاد
فرهنگي
جامعه
ورزش
دانش
جهان
حوادث
ايران زمين
گفتگو
سلامت
انديشه
صفحه آخر
جستجوی پیشرفته
ضمائم
ویژه نامه ها
ويژه‌نامه سرآمدان
نسخه چاپی فرستادن با پست الکترونیک
دوشنبه 03 خرداد 1389 - ساعت 17:19
شماره خبر: 100875987628
نگاهي به «روز سوم» و «شب واقعه»
چه عاشقانه مي‌خواهمت اي وطن...
زمانی‌که صدام ناجوانمردانه به لشکریان خود دستور حمله به ایران را داد،هنوز از پیروزی انقلاب اسلامی چند ماهی بیشتر نمی‌گذشت و هنوز مردم طعم پیروزی انقلاب را به صورت کامل نچشیده بودند. اما واقعیت این است که جنگ و دلاورانه جنگیدن ایرانیان در مقابل دشمن نشان داد که ایرانیان عاشقانه وطن خود را دوست دارند و برای حفظ آن از جان و تن مایه می‌گذارند. این عشق را مردم شهر‌های جنوبی ایران که مورد تهاجم دشمن قرار گرفته بودند چنان با قدرت نشان دادند که نه تنها در تاریخ ایران بلکه در تاریخ جنگ‌های بزرگ دنیا به ثبت رسید. فیلمسازان ایرانی با محور قرار دادن این عشق و نمایش رشادت‌های ایرانیان نقش موثری در نگارش این تاریخ داشتند و دارند.

یکی از حوادث بزرگ دوران جنگ حمله دشمن به شهر خرمشهر، مقاومت مردم این شهر، سقوط خرمشهر و بعد آزادسازی این شهر بود. فیلمسازان ایرانی تاکنون فیلم‌های زیادی درباره این اتفاقات ساخته‌اند که می‌توان از میان آنها به فیلم‌های سرزمین خورشید و دوئل اشاره کرد که هر دوی آنها را احمدرضا درویش ساخته است. درویش چون اهل خرمشهر است می‌داند که مردم این شهر چگونه از دیار خود دفاع کردند و چگونه به پیروزی رسیدند. عبدالحسین برزیده هم که خرمشهری است، با ساخت فیلم «دکل» دین خود را به شهرش ادا کرد. حاتمی‌کیا هم با ساخت سریال «خاک سرخ» نشان داد که خرمشهر چگونه سقوط کرد و مردم این شهر چگونه با دست خالی در مقابل دشمن تا دندان مسلح جنگیدند.

اسطوره‌های شهر جنگی

محمدحسین لطیفی هم جزو کارگردانانی است که به خرمشهر و حوادث آن به گونه ای دیگر نگریسته است و فیلم «روز سوم» را به پاس داشت مقاومت مردم این شهر ساخته است. روز سوم به سفارش بنیاد شهید ساخته شده است. هر کدام از فیلمسازان ایرانی در ساخته‌های جنگی خود نگرش متفاوت خود به جنگ را به تصویر کشیده‌اند. اما در این میان فیلم روز سوم که دو سال پیش ساخته و اکران شد توانست مخاطبان بیشتری را به سمت خود جلب کند آن هم در زمانی که سینما رونق چندانی نداشت و چراغ سینمای دفاع مقدس رو به خاموشی بود. شاید به همین دلیل تهیه‌کنندگان روز سوم (آخوند و جلالی) لطیفی را برای ساخت فیلم روز سوم انتخاب کردند. لطیفی پیش از این با ساخت سریال‌هایی مانند «صاحبدلان» و «سفر سبز» و «همسایه‌ها» و فیلم‌هایی مانند دختر ایرونی و خوابگاه دختران نشان داده بود که قصه‌گویی در دنیای تصویر را بلد است و می‌داند چگونه باید قصه خود را آغاز کند، چگونه به آن فراز و نشیب بدهد و چگونه آن را به پایان برساند تا مخاطب با او همراه شود و داستان او را تا پایان دنبال کند. در زمانی که لطیفی ساخت فیلم «روز سوم» را آغاز کرد، دوره فیلم‌های خاص جنگی که پیامشان را خیلی در لفافه بیان می‌کردند به پایان رسیده بود و کارگردان باید در وهله اول مخاطب را جذب می‌کرد و بعد قصه را برای او تعریف می‌کرد. فیلمنامه روز سوم را مهدی سجاده‌چی نوشته بود، اما لطیفی برای ساخت این فیلم حسابی دستی به سر فیلمنامه سجادی کشید تا بتواند آن را برای مخاطب جذاب کند. شنیده‌ها حاکی از این است که داستان روز سوم واقعی است و واقعا در زمان جنگ رخ داده است؛ یک مرد جوان خرمشهری برای این‌که خواهرش به دست عراقی‌ها نیفتد چاله‌ای در باغچه خانه‌شان حفر و او را در این چاله پنهان می‌کند. برادر می‌گوید خیلی زود برمی‌گردد و او را با خود می‌برد اما وقتی برادر برمی‌گردد خانه به دست عراقی‌ها افتاده است. داستان فیلم روز سوم هم از خرمشهر آغاز می‌شود، دشمن به شهر حمله کرده و آن را به محاصره خود درآورده است. برادر مجبور است خواهر خود را در حفره‌ای در باغچه خانه پنهان کند. اما خانه به دست عراقی‌ها می‌افتد و یک فرمانده عراقی به این خانه می‌آید. فرمانده بعثی که روزی در خرمشهر زندگی می‌کرده عاشق دختر بوده و اکنون می‌داند که این خانه، خانه یار است. او دختر را در باغچه پیدا می‌کند و تصمیم می‌گیرد او را با خود ببرد اما از آن طرف برادر و دوستانش می‌آیند تا خواهر را از دست عراقی‌ها نجات بدهند. خیلی از آنها و حتی برادر دختر در این راه شهید می‌شوند، اما عاقبت دختر زنده می‌ماند و از دست عراقی نجات پیدا می‌کند.

لطیفی داستان روز سوم را که پر از استعاره بود به زیباترین شکل ممکن روایت کرده است. دختر نماد سرزمین ایران است که مردم زمانی که پای نجات آن به میان می‌آید همه اختلاف‌های خود را کنار می‌گذارند و برای نجات وطن دوش در دوش هم می‌جنگند. فرمانده عراقی سمبل صدام بود که عاشق ایران بود و می‌خواست هر جور که شده آن را تصاحب کند. اما ایران و ایرانی از این عاشق لجام‌گسیخته متنفر بودند و او را نابود کردند.

لطیفی برای فیلم خود بازیگران خوبی هم انتخاب کرد. بازیگرانی که همه آنها جوان بودند و مردم آنها را دوست داشتند و برای دیدن آثار آنها به سینما می‌آمدند. باران کوثری نقش دختر جوان را بازی می‌کرد و پوریا پورسرخ بازیگر نقش برادر او بود. حامد بهداد هم در یکی از بهترین نقش‌آفرینی‌هایش نقش فرمانده عراقی را بازی کرد. داستان پر از فراز و نشیب، کارگردانی منسجم و بازی‌های روان و یکدست باعث شد تا روز سوم در جشنواره فیلم فجر جوایز زیادی را از آن خود کند و در اکران عمومی هم موفق شود تا مردم را به سینماها بکشاند.

حماسه مرد جنوبی

موفقیت فیلم روز سوم باعث شد تا بنیاد شهید و امور ایثارگران، دومین فیلم جنگی با موضوع جنگ شهرها را در سال‌های اخیر تهیه کند. این بار هم زندگی یک قهرمان واقعی را دستمایه فیلم قرار دهد. قهرمانی که «دریا قلی‌سورانی» نام داشت و با فداکاری باعث شد تا سربازان عراقی نتوانند آبادان را به تسخیر درآورند. تهیه‌کنندگی این فیلم به احمد میرعلایی و کارگردانی آن هم به شهرام اسدی سپرده شد که چند سال پیش فیلم «آوینار» را با موضوع جنگ ساخته بود و با ساخت فیلم «روز واقعه» به شهرت رسیده بود. اسدی هم برای فیلم خود نام «شب واقعه» را انتخاب کرد. اگر روز واقعه درباره یکی از یاران و عاشقان امام حسین (ع) بود، شب واقعه هم درباره یک قهرمان مسلمان بود که در امروز زندگی می‌کرد. فیلم شب واقعه در بیست و هشتمین جشنواره فیلم فجر که سال گذشته برگزار شد به نمایش درآمد و توانست چند جایزه اصلی این جشنواره را از آن خود کند.

داستان اولیه شب واقعه را شهبازی نوشته است. این فیلمنامه‌نویس و کارگردان را با آثاری مانند سریال «دلیران تنگستان» و... می‌شناسیم. اما اسدی فیلمنامه شهبازی را بازنویسی کرد و آنقدر در آن تغییر ایجاد کرد که توانست نام خود را به عنوان فیلمنامه‌نویس شب واقعه در تیتراژ این فیلم بیاورد. شب واقعه داستان دریا قلی‌سورانی است که در حاشیه شهر آبادان در مشغول به کار است. او مردی عیاش است که بلوف زدن یکی از علاقه‌های اوست. او با آغاز جنگ خانواده‌اش را از آبادان به جایی امن می‌برد و به اوراق‌فروشی خود برمی‌گردد اما شبی متوجه می‌شود که عراقی‌ها تصمیم دارند به آبادان حمله کنند. او مسافت زیادی را پیاده و با سرعت می‌دود تا به مقر سربازان ایرانی می‌رسد. ابتدا کسی حرف او را باور نمی‌کند. همه فکر می‌کنند او دارد بلوف می‌زند اما عاقبت یکی از فرماندهان به او اعتماد می‌کند. سربازان ایرانی با پاتک زدن به عراقی‌ها نمی‌گذارند آنها آبادان را به تصرف درآورند.

اسدی نقش اصلی این فیلم را به بازیگر توانای سینمای ایران یعنی «حمید فرخ‌نژاد» سپرد. بازیگری که با نقش‌آفرینی در فیلم‌هایی مانند عروس آتش، ارتفاع پست، به رنگ ارغوان، چهارشنبه سوری و سریالی مانند حلقه سبز نشان داد که بین مردم محبوبیت زیادی دارد و مردم او را به خاطر ویژگی‌های منحصر به فردش مانند نوع بیان و نوع بازی اش دوست دارند. فرخ‌نژاد برای اولین بار در فیلم عروس آتش به کارگردانی خسرو سینایی بازی کرد و در همین فیلم بود که نشان داد سبک خاص خود را در بازیگری دارد. ویژگی بسیار بارز او در بازی‌هایش لهجه جنوبی است که آن را به زیباترین شکل ممکن اجرا می‌کند. فرخ‌نژاد متولد شهر آبادان است و برای ادای دین به مردم شهرهای خرمشهر و آبادان فیلم «سفر سرخ» را هم کارگردانی کرده است اما این فیلم تاکنون به نمایش درنیامده است. فرخ‌نژاد برای بازی در فیلم شب واقعه نامزد دریافت سیمرغ بلورین جشنواره فیلم فجر بود. او تصمیم داشت این سیمرغ را به یکی از فرماندهان دوران جنگ تقدیم کند. حتی فرمانده را نیز به این مراسم دعوت کرد اما معلوم نیست به چه دلیل در آخرین لحظات مدیران جشنواره تصمیم گرفتند این سیمرغ را به فرخ‌نژاد ندهند. شب واقعه فیلمی است که بر اساس مستندات جنگی ساخته شده است. وقتی دریا قلی برای رسیدن به سربازان ایرانی مسافت زیادی را می‌پیماید در این مسیر بیننده با اتفاقاتی که واقعا در جنگ رخ داده بود، روبه‌رو می‌شود. شب واقعه را می‌توان مستند داستانی زیبایی درباره جنگ دانست. فیلمی که هنوز اکران عمومی نشده است، اما چنین پیش‌بینی می‌شود که در زمان اکران به واسطه واقعیاتی که از جنگ می‌گوید و بازی خوب فرخ‌نژاد با آن لهجه زیبای جنوبی اش مورد استقبال مردم قرار گیرد. اگر شب واقعه مانند روز سوم با اقبال عمومی روبه‌رو شود حتما بنیاد شهید و امور ایثارگران و گروه تلویزیونی شاهد ترغیب خواهد شد سومین فیلم جنگی خود در دهه 80 را هم خیلی زود مقابل دوربین ببرد.

علی آریافر


نظر خوانندگان:
لطفاً نظرات را فارسی وارد کنید
نام:    پست الکترونیک: