روزنامه جام جم
صفحه اصلی روزنامه درباره ما ارتباط با ما پیوندها راهنمای سایت بورسبورس آب و هواآب و هوا انتشاراتانتشارات اشتراکاشتراک آرشیو روزنامهآرشیو روزنامه
سه شنبه 05 ارديبهشت 1396 / 28 رجب 1438 / a 25 Apr 2017
صفحه اول روزنامه
سياسي
راديو و تلويزيون
اقتصاد
فرهنگي
جامعه
ورزش
دانش
جهان
حوادث
ايران زمين
گفتگو
سلامت
انديشه
صفحه آخر
جستجوی پیشرفته
ضمائم
ویژه نامه ها
ويژه‌نامه سرآمدان
نسخه چاپی فرستادن با پست الکترونیک
دوشنبه 03 خرداد 1389 - ساعت 17:19
شماره خبر: 100875989022
آزادي خرمشهر را عکاسان زنده نگه داشتند
هر از چندگاهی دیدن عکس‌های آزادی خرمشهر و روزهای پرفراز و نشیب جنگ در آلبوم، قاب عکس‌ها، کتاب‌ها یا بر صفحه تلویزیون انسان را به یاد دورانی می‌اندازد که ایران و ایرانی خود را بسیج کرده بود تا حتی یک وجب از مام وطن به چنگال دشمن نیفتد.

در این روزگار بود که جامعه هنری ایران در گیرودار دوران پرالتهاب جنگ خود را همگام با سایر اقشار و همگام با مردم، سلاح‌های خود یعنی دوربین هایشان را بر دوش گرفته و وارد عرصه کارزار شدند و آفریدند و آفریدند هر آنچه که در جنگ بود. آنها رشادت‌ها و لحظه‌های نابی را ثبت کردند که بسیاری از آنها به اسنادی از جنگ تبدیل شدند.

در میان خیل عظیم این عکاسان نام‌هایی درخشیدند که همگی تا سالیان سال دوربین زنده حماسه‌های رزمندگان اسلام بودند. خاطرات آنها که بیشتر در قالب عکس بود آنچنان زنده بود که شک و شبهه جهانیان در مورد جنایت‌های متجاوزان در جنگ را از بین می‌برد.

بزرگانی در این دوران درخشیدند، مرحوم کاوه گلستان‏، شهید سعید جان بزرگی، مرحوم کوروش ابوطالب امام، زنده‌یاد بهمن جلالی، عباس میرهاشمی، محمد فرنود، سعید صادقی و... از جمله این عکاسان بودند.

بعد از شروع جنگ 8 ساله عراق علیه ایران، ستاد تبلیغات جنگ با مدیریت کمال خرازی، تعدادی از عکاسان ایرانی را به میدان‌های جنگ اعزام کرد که این افراد با حضور در این عرصه جنگ را با تصاویر گویای خود جاودانه کردند. پس از جنگ نیز عده‌ای از عکاسان به کار خود ادامه دادند و به ثبت آسیب‌های انسانی پرداختند. برخی نیز به چاپ آثار خود در قالب کتاب دست زدند تا شاید پیام جنگ تحمیلی را به گوش اتاق‌های جنگ برسانند. ویژگی مهم عکاسان ایرانی نمایش روابط انسانی در جنگ است و همین موضوع باعث تمایز آنها نسبت، عکاسان دیگر نقاط جهان شده است.

هنر عکاسی، هنر تجربه احساسات است که با انگیزه‌های درونی برای رسیدن به دریای درون انسان‌ها داستان خود را بیان می‌کند و احساسات را برای نیاز هویت جمعی برمی‌‌انگیزاند؛ در حقیقت در ترکیب تصاویر احساس عکاس راه پیدا می‌کند. عناصر زیبایی‌شناسی سال‌های دفاع مقدس ایران در درون آدم‌های درگیر جنگ بود، به همین دلیل بستن قاب برای عکاس سخت بود که به سادگی بتواند جهان‌بینی خود را در ظاهر خشونت‌های جنگ جستجو کند؛ عکاس جنگ با قرار دادن خود در وسط میدان نبرد درباره آنچه اتفاق می‌افتد از طریق تصاویر عکس‌ها ارتباط برقرار می‌کند و این ارتباط و گفتگوی خاموش درباره جنگ است که باعث می‌شود عکاس در صحنه جنگ با تمام احساس خود همه اطراف را نگاه ‌کند و با دیدن رنج‌ها و دردها در کنار حماسه‌ها و ایثارگری‌ها همه را به مخاطب انتقال دهد.

شرایط عکاسی در جنگ دشوار است؛ چرا که برای رسیدن به موقعیت باطن جنگ همواره باید در مرکز جنگ بود تا با احساس درون خود شرایط غیرقابل تحمل انسان درگیر جنگ را احساس کرد و آن احساس‌ها را در وضعیت قابل باور در ترکیب قاب‌های عکس قرار داد و این عکاس جنگ است که به‌عنوان یک شاهد با عکس‌های خود گواه باورهای انسان درگیر جنگ است که در میان انواع خطرها و تراژدی‌ها غرق می‌شود. عکاس جنگ، با شکافتن احساس‌ها و انگیزه‌های «انسان درگیر جنگ» آن را در شرایط طاقت‌فرسا در ترکیب‌های عکس خود بروز می‌دهد و این عکس‌ها با غلبه بر احساسات مردمی که دور از صحنه‌های جنگ به سر می‌برند، آنها را از حالت بی‌تفاوتی خارج می‌کند و برمی‌انگیزاند.

مسوولیت واقعی یک عکاس در جنگ این است که در میان فجایع و تراژدی‌های جنگ با بیان تصویری موثر، در قضاوت برای تاریخ نیز موثر باشد. هر چند تمامی صحنه‌های جنگ خشن و ویران‌کننده است اما دوربین عکاس جنگ می‌تواند لحظه‌های انسانی را نیز ثبت کند و من به‌ عنوان یک عکاس با احساسی که در جنگ تجربه کرده‌ام، برانگیختن احساس انسان‌ها برای جبران ویرانی‌ها را از توانایی عکاسی جنگ می‌دانم و می‌توان گفت شاخصه مهم عکاسی در جنگ برانگیختن و ثبت احساس انسان درگیر جنگ است. این دگرگونی در عکاسی سال‌های دفاع مقدس، به پشتوانه مقاومت‌ها و تأثیرگذاری انسان‌های درگیر جنگ بود که ذهنیات اعتقادی و ایمان و فرهنگ خود را در تمامی صحنه‌های دفاع مقدس به همراه داشتند و این، تنها رمز نهفته در درون آدم‌های درگیر سال‌های جنگ بود که دفاع ملت ایران را با همه جنگ‌های دنیا متفاوت می‌کرد و امروز با گذشت سال‌ها از پایان جنگ باید به عکاسانی که در سال‌های جنگ قاب عکس‌ها را بسته‌اند، پرداخته‌ شود.

می‌گویند عکاس جنگ واقعا باید عاشق باشد تا زاویه عکس‌هایش مانند جهتگیری مردان درون خاکریزها برای رسیدن به آرزوهای کشورش موثر باشد و اینجا هیچ ذهن مادی‌ای نمی‌تواند زیبایی پنهان‌شده در خشونت‌های ظاهری جنگ را درک کند و تنها آیینه روح عکاس جنگ است که به دنبال زیبایی‌ و جستجوگر احساسات ناب زیبایی‌شناسانه مردان جنگ است و عکاس بدون درک عاشقانه‌ و ارتباط گرفتن با حقیقت زیبایی‌های دفاع مقدس، نمی‌تواند با مخاطب خود ارتباط برقرار کند.

عکاسی جنگ (war photography and cobat photography) تصور مردم دنیا را از پدیده جنگ تغییر داد و به مردم کمک کرد تا عمق یک فاجعه جنگی را که از طریق نوشتار قابل انتقال نیست، درک کنند. اما براساس تعریفی که محمدحسین حیدری، مدیر انجمن عکاسان انقلاب اسلامی و دفاع مقدس، ارائه می‌دهد، این موضوع در حوزه جنگ تحمیلی عراق به ایران معنای دیگری پیدا کرد و نام عکاسی دفاع مقدس را بر خود نهاد و عکاسی دفاع مقدس نگاهی بر اساس انجام وظیفه را با خود همراه کرد. از نظر وی ویژگی مهم این نوع عکاسی نسبت به گونه‌های دیگر، حفظ و حراست از جان خود عکاس است. موضوع مهمی که بیش از همه موردنظر عکاسان دفاع مقدس شده بود، توجه به انسان و روابط آنها در میدان جنگ، نسبت به ادوات جنگی است. به گفته حیدری همین شاخصه مهم عکاسی دفاع مقدس باعث شناخته شدن آن با عنوان «عکاسی ایرانی » در سایر کشورها شده است.

اما آیا همه تلاش‌های عکاسان دفاع مقدس، پس از جنگ خاتمه یافت؟ نه. بلکه کشور ما هنوز هم درگیر آسیب‌های جنگی است. تفحص برای یافتن شهدا ادامه دارد. به گفته جاسم غضبان‌پور، عکاس دفاع مقدس، هنوز میدان‌های مین در اطراف مناطق جنگی قابل سکونت وجود دارند که باعث به شهادت رسیدن هموطنان شده است. همین امر دلیلی برای ادامه یافتن عکاسی جنگ، برای ثبت آثار آن حتی پس از پایان یافتنش است.

در واقع دفاع مقدس، دریایی است از سوژه‌های مختلف که هنوز زوایایی از آن به تصویر کشیده نشده و هستند جوانانی که تجربه جنگ را ندارند، اما از بازخوردهای جنگ مانند؛ جانبازان، اسرا و خانواده‌های آنها عکس می‌گیرند. عکاسانی هم که طعم میدان جنگ را از نزدیک چشیده‌اند، تصاویری از آسیب‌های به جای مانده از جنگ و زندگی افراد غیرنظامی و بی‌دفاع ویرانه‌های به جا مانده از جنگ و لطمات انسانی را در قالب کتابی منتشر می‌کنند تا بلکه با نمایش این عکس‌ها در مجامع بین‌المللی یا در اتاق‌های جنگ شاید چند گلوله کمتر به مناطق غیرنظامی شلیک شود. خواه یک سرباز خسته، خواه یک کودک غمگین.

سیدعباس میرهاشمی دبیر سابق انجمن عکاسان انقلاب و دفاع مقدس که دبیر کلی دومین جشنواره تجسمی فجر را نیز به عهده داشت، در مورد عکاسی جنگ می‌گوید: واقعیت این است که دیگر حرف زدن درباره جنگ ساده نیست، یعنی تا کسی بخواهد در این باره صحبت کند یا حالت شعاری پیدا می‌کند یا کلیشه می‌شود. از همه مهم‌تر این‌که متاسفانه ما طی سال‌های اخیر به جنگ، جناحی نگاه کرده‌ایم. روی این اصل، این روزها صحبت کردن درباره جنگ جرات زیادی می‌خواهد چون کسی که دراین باره صحبت می‌کند. باید بداند مورد خیلی از پیش‌داوری‌ها واقع می‌شود. یا ممکن است به سمت و سوهای مختلفی منتسب شود. در حالی که واقعا این نوع نگرش اشتباه است، زیرا جنگ ? ساله برای تک‌تک ملت ایران به مثابه بخش عظیمی از تاریخ به شمار می‌رود. خود من به شخصه جهش عکاسی را مدیون جنگ هستم.

وی در مورد انجمن عکاسان دفاع مقدس توضیح می‌دهد: انجمن عکاسان دفاع مقدس در گردآوری و تثبیت عکس‌های جنگ نقش موثری طی این سال‌ها ایفا کرده است، زیرا اگر انجمن نبود، جمع‌آوری این عکس‌ها امکان‌پذیر نبود. پیشکسوتان عکاسی انقلاب از بین ما می‌روند. نمونه آن زنده‌یاد بهمن جلالی بود یا عزیزانی که در حال حاضر اسیر تخت هستند مثل آقای پرتوی یا خیلی‌های دیگر که ثبت لحظات جنگ را مدیون عکس‌های آنها هستیم. انجمن تا حدود زیادی موفق شد از نابودی این عکس‌ها جلوگیری کند.

مجتبی آقایی، مدیر موزه امام علی(ع) و مدیر امور تجسمی سازمان فرهنگی هنری شهرداری تهران که خود از عکاسان بنام دوران دفاع مقدس است و تاکنون چندین کتاب از عکس‌هایش در آن دوران به چاپ رسیده است، معتقد است که عکاسی جنگ افول نکرد، بلکه دامنه فعالیت‌هایش کاهش یافت. این نوع عکاسی گرچه در میان ما نهادینه شد، اما در این زمینه هرگز نگاه جدی وجود نداشت. عکاسی جنگ در برهه‌ای از زمان مورد حمایت رسانه‌ها، مستندسازان و مردم بود. به دلیل وجود شرایط حساس در مقطع زمانی جنگ ایران و عراق، رسانه‌ها از عکس‌های مربوط به وقایع جنگ تحمیلی استقبال زیادی می‌کردند. امروز گرچه سال‌ها از دوران جنگ گذشته و مقوله عکاسی جنگ به آن شکل دیگر مورد توجه نیست، اما با این همه تصور نمی‌کنم این نوع عکاسی رو به افول رفته باشد. جمع‌آوری و انتشار عکس‌های جنگ بر عهده ارگان‌های دولتی و دست‌اندرکاران امر است. می‌توان گفت نهادهای دولتی وظیفه پررنگ کردن مقوله عکاسی جنگ را بر عهده دارند و باید به شکل جدیتری به این حیطه بپردازند.

مجید احمدی


نظر خوانندگان:
لطفاً نظرات را فارسی وارد کنید
نام:    پست الکترونیک: