روزنامه جام جم
صفحه اصلی روزنامه درباره ما ارتباط با ما پیوندها راهنمای سایت بورسبورس آب و هواآب و هوا انتشاراتانتشارات اشتراکاشتراک آرشیو روزنامهآرشیو روزنامه
دوشنبه 29 بهمن 1397 / 12 جمادي الثاني 1440 / a 18 Feb 2019
صفحه اول روزنامه
سياسي
راديو و تلويزيون
اقتصاد
فرهنگي
جامعه
ورزش
دانش
جهان
حوادث
ايران زمين
گفتگو
سلامت
انديشه
صفحه آخر
جستجوی پیشرفته
ضمائم
ویژه نامه ها
قاب کوچک
نسخه چاپی فرستادن با پست الکترونیک
شنبه 24 مهر 1389 - ساعت 19:00
شماره خبر: 100888516166
گزارش پشت صحنه فيلم تلويزيوني «بازجويي در کافه تهران»
رازگشايي از معماي يک جنايت
هر ساله آثار مختلفی در عرصه سینما و تلویزیون در گونه پلیسی تولید می‌شود. چون این ژانر با تعلیق‌ها، معماها، تعقیب و گریزها، کنش و واکنش و... هیجان خاصی را برای مخاطب ایجاد می‌کند.

«بازجویی در کافه تهران» که به قلم مهدی بهپور و به سفارش سیما فیلم در حال ساخت است، قصه‌ای پررمزوراز و پیچیده‌ای دارد که در هاله‌ای از ابهام تعریف می‌شود و همین نکته جذابیت فیلم را افزایش می‌دهد. این تله فیلم براساس اقتباس از کتاب «سایه گیوتین» نوشته ژرژ سیمنیون است و داستانی معمایی دارد و راز یک جنایت خونبار را روایت می‌کند. پلیس به دنبال متهم اصلی، مسیر سخت و پرپیچ و خمی را طی می‌کند.

سومین همکاری یک زوج هنری

محیط ناآشناست و با این‌که کافی‌شاپ بزرگی است ولی هیچ یک از المان‌هایی پرجنب و جوش که مختص چنین مکان‌هایی باشد در این فضا دیده نمی‌شود و تنها میز و صندلی‌هایی که در گوشه و کنار چیده شده است، تصویر فضای یک کافه دنج و هنری را در اولین نگاهمان ایجاد می‌کند. در بدو ورودمان مهرداد یزدانی، دستیار و برنامه‌ریز سلام و احوالپرسی می‌کند و ما را به ‌شاهد احمدلو، کارگردان کار معرفی می‌کند.

سپس به طبقه بالای کافی‌شاپ می‌رویم؛ جایی که هومن برق‌نورد و همسرش نسیم آریا نشسته‌اند و اولین گفتگویمان در این کار را با هومن برق‌نورد انجام می‌دهیم. او که چندی پیش در مجموعه‌های «در مسیر زاینده‌رود» و «باغ شیشه‌ای» حضور داشت، در «بازجویی در کافه تهران» قرار است نقش کاملا متفاوتی را ایفا کند. در خصوص کاراکترش چندان توضیح نمی‌دهد و تنها به حواشی این نقش اشاره می‌کند.

برق‌نورد برخلاف طنز شیرینی که عموما در نوع بازی‌اش به چشم می‌خورد، این بار به دور از طنازی‌های خنده‌دار برای مخاطب، ایفاگر کاراکتری کاملا جدی است که به گفته خودش شوخ‌طبعی‌های شخصی را نیز که همه جا همراه اوست، وارد بازی‌اش کرده است. او می‌گوید: «به هر حال نقش منفی فیلم را من بازی می‌کنم ولی به دلیل پیچیدگی و گره‌هایی که در داستان نهفته است، نمی‌توانم خیلی در خصوص این شخصیت توضیح دهم.»

برق‌نورد همچنین در خصوص جذابیت‌های بصری این تله فیلم می‌گوید: «با این‌که چند روز بیشتر از حضورم در این کار نمی‌گذرد اما لوکیشن‌ها همه جذاب و دیدنی و گاهی پرزرق و برق بودند. حتی دفتر پلیس هم فضایی کاملا شیک و خاص دارد و همه تلاشمان این بودکه از فضای کلانتری فاصله بگیریم و همین به جذابیت‌های بصری کار می‌افزاید.»

هومن برق‌نورد بیش از 2 دهه است که در تئاتر حضور دارد و به همین دلیل اغلب نقش‌هایش از نظر بیننده، باورپذیر از آب درآمده است. وی در خصوص پختگی نقش و توانی که بازیگر در این زمینه صرف می‌کند، می‌گوید: «با این‌که در سریال‌های متعدد و تله‌فیلم‌های مختلفی بازی کرده‌ام اما در خصوص تقسیم‌بندی انرژی‌ام در باورپذیر کردن نقش تفکیک قائل نمی‌شوم، گاهی ممکن است به دلیل زمان کمی که در ساخت تله فیلم در دست داریم، بسیار فشرده کار کنم تا نقش قابل قبولی عرضه شود اما به این معنا نیست که کار صد در صد برایم راضی‌کننده است. ممکن است وقتی کار را ببینم، بگویم می‌توانست بسیار بهتر از این باشد اما به هر حال برای فیلم‌ها و سریال‌هایم می‌کوشم به یک اندازه وقت و انرژی صرف کنم.»

در این میان نسیم آریا فرصتی پیدا می‌کند تادرباره نقش توران بگوید. او بعداز سریال «باغ شیشه‌ای» و تله فیلم «همدم» سومین کارش را در کنار همسرش، هومن برق‌نورد پشت سر می‌گذارد.

نسیم آریا می‌گوید: «توران همسر هوشنگ است. هوشنگ که کاراکتری کاملا منفی در هر زمینه‌ای است همسر صیغه‌ای دوست صمیمی‌ام نسرین است. داستان حالت دوگانه تعلیق دارد که آیا این صیغه، ازدواج، رابطه‌ها و... تحت عنوان برنامه‌ریزی‌های توران است یا خیر! و اگر بخواهیم شخصیت توران را تحلیل کنیم، زنی است که با گشت و گذار می‌خواهد تنهایی خودش را پر کند.»

وی ادامه می‌دهد: «پوسته ظاهری داستان به گونه‌ای است که اتفاقات مردمحوری است چه از لحاظ اتفاقات خوب و چه بد! از طرفی بازی‌ها، ابهاماتی برای مخاطب ایجاد می‌کند، یعنی این ابهامات در دیالوگ‌ها مفهوم نیست و مخاطب صد در صد اتفاقات را درک نمی‌کند که آیا رابطه نسرین و هوشنگ نقشه‌ای از توران بوده یا نه! بلکه مفاهیم پنهان داستان در نوع بازی‌ها عینیت پیدا می‌کند.»

وی می‌گوید: «در این تله فیلم، روانکاوی نیز مستتر است، چرا که هر کاراکتری لایه‌های متعددی در شخصیت‌پردازی داشته و بنا به موقعیت از این لایه‌ها در پوسته‌های ظاهری آن لحظه و مکان استفاده می‌کند.»

جمعی از بازیگران تئاتری در کافه تهران

قرار دادن چهره‌هایی تئاتری همچون مهدی سلطانی سروستانی، هومن برق‌نورد و بابک کشوری در کنار یکدیگر باعث تقویت این تله‌فیلم شده است.

بابک کشوری که از سابقه‌داران عرصه تئاتر است پس از اولین همکاری‌اش با شاهرخ دولکو در تله فیلم «فولاد سرد» این بار نیز با شاهد احمدلو دومین تجربه تصویری‌اش را پشت سر می‌گذارد. او در مقایسه این دو نقش می‌گوید: «سروان براتی نقشش بسیار بیرونی است و برخلاف کار قبلی‌ام درونیات خود را براحتی می‌سازد.»

او در خصوص تاثیرات مثبت حضور بازیگران تئاتری در این تله فیلم می‌گوید: «حضور افراد تئاتری مسلما در کیفیت کار تاثیر مثبتی دارد؛ چون مدل بازی این افراد بسیار خاص است و از همه مهم‌تر رقابت مثبتی در این تله فیلم به وجود خواهد آمد.»

در مجموعه‌های تلویزیونی، تقابل بین رئیس و مرئوس خاصه در نیروی انتظامی بسیار دیده شده است. بابک کشوری درباره این تفاوت چنین می‌گوید: «در این کار سعی کرده‌ایم بسیار متفاوت باشیم، شاید تقابل رئیس و مرئوس بسیار دیده شده باشد ولی ما تلاش کرده‌ایم تا جای ممکن، ارتباط بین سرگرد کاویان و سروان براتی را متفاوت، گاهی دوستانه و گاهی با مخالفت‌هایی از سوی براتی نشان دهیم.»

کشوری این متفاوت بودن را در خصوصیت اخلاقی سروان براتی نیز لحاظ می‌کند و معتقد است تا جایی که امکان داشته سعی کرده‌ایم خصوصیات اخلاقی خاصی را برای این شخصیت لحاظ نکنیم تا به سمت کلیشه نرود.

بی‌گناهی متهم ردیف اول

علیرضا مهران وارد اتاق گریم می‌شود. چشم راستش را با یک چسب کمی پایین کشیده‌اند. عینک ته‌استکانی‌اش را نشانمان می‌دهد که در یک لحظه ممکن است نمره چشم را چند درجه بالا ببرد؛ و لی او با شگردی که به کار می‌گیرد، خود را از این مشکل می‌رهاند. علیرضا مهران در این تله فیلم نقش قاسم را بازی می‌کند. برای اولین باری است که در نقش جوان روان‌پریش و عصبی ظاهر شده است. البته به گفته خودش نوع گریم هم به او کمک کرده تا نقشش را باورپذیرتر اجرا کند.

مهران را پیش از این در سریال «زیر هشت» در نقش جهان دیده بودیم که نخستین کار تصویری او محسوب می‌شود. او بعد از این کار، در کاراکتری متفاوت‌تر از اثر قبلی‌اش در نقش ملک‌الشعرا در تله‌فیلم «مرگ یک شاعر» (حسن هدایت) ظاهر شد که به عنوان اولین کار 90 دقیقه‌ای‌اش محسوب می‌شود. او از سال 79 زیر نظر استاد سمندریان آموزش‌های لازم در عرصه تئاتر را دیده و به صورت حرفه‌ای به مدت 9 سال است که کار تئاتر را دنبال می‌کند.

از علیرضا مهران می‌خواهم درباره کاراکتر قاسم در این کار توضیح دهد. او می‌گوید: «قاسم جوان 27?ساله گلفروشی است که در طول داستان دیالوگ نمی‌گوید. به او گفته‌اند کسی را به قتل رسانده، پلیس می‌داند که قاسم مرتکب جرم نشده، اما او را طعمه خود قرار می‌دهد تا به قاتل اصلی برسد.»

در اصل می‌توان گفت قاسم پیش‌برنده قصه در لایه‌های زیرین این فیلم است. گریم علیرضا مهران برخلاف سایر بازیگران که تلاش شده چهره‌ای رئال از آنها به نمایش گذاشته شود گریمی بسیار خاص است که در نگاه اول تعجب و ترحم مخاطب را برمی‌انگیزد. او در این‌باره می‌گوید: «تست اولیه گریم صورت من به شکل دیگری بود، اما ناخودآگاه شاهد احمدلو و حسین اردستانی (طراح گریم این کار) برای رسیدن به کاراکتر جوان روان‌پریش و عصبی و نیز استخوان‌بندی صورتم تشخیص دادند که گریمم خاص و متفاوت باشد. شاید ابتدا این نوع گریم سخت بود؛ اما فکر می‌کنم تا حدودی مرا به شخصیت قاسم نزدیک کرده است.

او ادامه می‌دهد: «در این تله‌فیلم به چکیده‌ای از زندگی قاسم پرداخته شده و قاسم از ابتدا تا انتهای داستان حضور دارد و با تمام شخصیت‌های این تله همبازی است.»

او که تجربه بازی صحنه را نیز دارد، دراین‌باره می‌گوید: «معتقدم نباید کار تصویری انجام داد، مگر این که کاری خوب و شاخص باشد و نباید در این حرفه کلیشه‌ای شد. بعد از سریال «زیر هشت»، به من پیشنهادهایی شد؛ اما طی مشورت با‌ آقای امیر جعفری تصمیم گرفتم نقش‌هایم با اثرهای قبلی‌ام متفاوت باشد تا کلیشه‌ای نشوم. اگر دقت کرده باشید در نقش جهان کاراکتری کاملا منفی داشتم، در ملک‌الشعرا کاراکتر شاعری را ایفا کردم و در اینجا نیز نقش جوانی روان‌پریش و عصبی را دارم.

از حاج بهزاد تا سرگرد کاویان

طبقه پایین کافی‌شاپ مملو از ادوات گروه فیلمبرداری است. شاهد احمدلو، کارگردان این اثر و گروهش در گوشه‌ای از فضا مشغول برداشت سکانس موردنظر هستند. درست در وسط این فضا، مهدی سلطانی‌سروستانی (سرگرد کاویانی)،‌ بابک کشوری (سروان براتی)‌ و حسین میرتار (هوشنگ)‌ دور میزی نشسته‌اند و سکانس 22 کافی‌شاپ برداشت می‌شود.

او در حین بازی‌ها میزانسن‌ها را هم می‌چیند... عوامل نیز همگی دست به کارند تا نظر کارگردان برآورده شود. در این فاصله گریمور نیز در حین برداشت‌ها مدام به صورت میرتار رسیدگی می‌کند، گویا آنقدر حسی بازی می‌کند که گریمش مدام خراب می‌شود.

بعد از اتمام این پلان از مهدی سلطانی‌سروستانی می‌خواهم گفتگویی با ما داشته باشد.

او که در «مسیر زاینده‌رود» حاج بهزاد را با شمایلی از جوانمردی و پهلوانی ایرانی به تصویر کشید و یکی از پرطرفدارترین بازیگران سریال‌های رمضانی محسوب می‌شد، این بار در «بازجویی در کافه تهران» با کاراکتری کاملا متفاوت در نقش سروان کاویانی حضور پیدا کرده است.

«کاویانی از ماموران اداره آگاهی و پیگیر ماجرای قتل مشکوکی است و شخصیتی کاملا جدی دارد.» این را سلطانی می‌گوید و اضافه می‌کند: «این سرگرد به دنیا به دید واقع‌گرایی نگاه می‌کند و این واقع‌بینی نسبت به جرم، مجرم و حوادث ریز و درشت جنایی اطرافش است و مقصر اصلی را شرایط می‌داند و اگر شرایط را واقع‌بینانه بنگریم، مسلما به یک دیدگاه رئالیستی می‌رسیم. در این تله‌فیلم این شخصیت می‌کوشد که به قاتل اصلی برسد. برخلاف چیزی که در داستان می‌بینیم تمام شواهد و شرایط به گونه‌ای است که همه یک نفر را قاتل می‌دانند که با تصورات واقع‌بینانه این سرگرد متضاد است.»

گونه جنایی متفاوت‌ترین تجربه آقای کارگردان

با نگاهی اجمالی به کارنامه شاهد احمدلو می‌توان دریافت او جزو معدود کارگردان‌هایی است که در عین جوانی در اغلب ژانرها تجربه کارگردانی دارد و خاص بودن تله‌فیلم‌هایش رمز موفقیت او محسوب می‌شود.

بعد از تله‌فیلم‌هایی چون «گنج‌خانه سفید» و «بلور باران»، «بازجویی در کافه تهران»، سومین همکاری شاهد احمدلو با حسین طاهری، تهیه‌کننده این اثر است. احمدلو در این تله‌فیلم تلاش دارد حالت رمز‌آلود را در کل قصه فیلم حفظ کند و آن را تا دقایق پایانی فیلم به شکلی منطقی نگاه دارد. به گفته خودش «سبک فیلم به‌گونه‌ای است که در پایان، رمزگشایی معما به‌طور دقیق روایت می‌شود و ویژگی‌ای که این فیلم را متمایز کرده، این است که نه آنقدر پیچیدگی دارد و نه آنقدر سهل‌انگارانه است، بلکه حد متعادل برایش لحاظ شده است.»

کارهای شاهد احمدلو عموما بسیار خاص هستند و کمتر مسیر تله‌فیلم‌های معمول تلویزیون را دنبال می‌کند. او که زیر نظر استاد کیمیایی فنون و ریزه‌کاری‌های یک کار متفاوت مفهومی ـ ساختاری را کسب کرده است، دلیل خاص بودن کارهایش را این گونه بیان می‌کند: «برای من هیچ وقت فیلم 8، 16 و 35 میلی‌متری فرق نمی‌کند. از نظر من خروجی یک معنی بیشتر ندارد و آن هم مفهوم و معنی فیلم است، بنابراین اگر نگاه شما با آن سبک تطبیق داده شود به ضبط و جهت درستی می‌رسید. من حساسیت و سلایق خوب را در چارچوب و قالب فیلمنامه می‌گنجانم تا فیلم خوب و قابل تامل برای مخاطب تلویزیون بسازم.»

در ژانرهای پلیسی ـ معمایی پیچیدگی‌هایی در داستان وجود دارد که به نوعی مخاطب را دچار سردرگمی می‌کند و همین جزو جذابیت‌های این ژانر است. وقتی از احمدلو درخصوص ویژگی معماگونه این تله‌فیلم می‌پرسم و این که آیا مخاطب را دچار سردرگمی می‌کند یا نه! می‌گوید:

«بیننده با فیلم‌های معمایی آشناست. در دقایق اول، فیلم معما و پیچیدگی‌های خاص خودش را دارد و باید دقت کرد. منتها سبک فیلم به گونه‌ای است که در آخر داستان رمزگشایی و نتیجه‌گیری می‌شود. در واقع پیچیدگی و معمایی بودن این داستان کمک کرده بیننده تا آخر داستان را دنبال کند و این یکی از ویژگی‌های خوب فیلم محسوب می‌شود.»

از او درخصوص این که تا چه اندازه در طول کار دست بازیگر خود را در بیان دیالوگ‌ها و نوع اجرا بازمی‌گذارد و آیا از آن نوع کارگردان‌هایی است که تابع دیالوگ‌های متن هستند، می‌پرسم و او می‌گوید: «خیر! هر فیلمنامه‌ای را که در طول فیلمبرداری بازنویسی و رتوش می‌کنم براساس تعامل و اشتراک بین کارگردان و عوامل بویژه بازیگران به وجود می‌آید که تمام این مسیر به یک نقطه ختم می‌شود و آن هم بهبود کار است که خوشبختانه در تله‌فیلم «بازجویی در کافه تهران» این اتفاقات هم افتاده است و چون به برداشت هوشمندانه و ظرایف حرفه‌ای دیگر عوامل احتیاج داشته، در این فیلم هم همین نگاه را لحاظ کردیم. منتها هر فیلم اصول خودش را دارد. من به عنوان کارگردان این مجموعه اصولی دارم که در یک چارچوب مشخص شده و نباید فراتر برود. برای مثال من لانگ‌شات می‌بینم و ممکن است عوامل دیگر جزئیات را ببینند و لانگ‌شات کمتر دیده می‌شود. این به آن معنی نیست که در طول کار دست و بال همه بسته باشد؛ خیر، فیلم یک کل و یک مجموعه است و باید تمام عوامل، بازیگر و... همکاری داشته باشند تا با همفکری یکدیگر اتفاق خوب را رقم بزنند.»

بدمن‌ها بیشترین نصیب را از جریان داستان بردند!

قرار است تمام اتفاقات، دیالوگ‌ها و کشف راز قتل در لوکیشن کافی‌شاپ صورت بگیرد. به گفته رضا بشیری، مدیر تولید، این از اصلی‌ترین لوکیشن‌های فیلم محسوب می‌شود که 50 درصد سکانس‌ها در این فضا برداشت می‌شود.

وی معتقد است برای این پروژه بیشتر کافی‌شاپ‌های سطح تهران را دیده‌اند و این فضا تنها کافی‌شاپ انتخابی از سوی شاهد احمدلو بوده، زیرا فضای کار بیشتری داشته است.

مجید علیزاده در این پروژه نقش اتابک را بازی می‌کند و در فیلم صاحب این کافی‌شاپ است. به گفته خودش، اتابک یکی از بدمن‌های داستان است که سوءسابقه دارد و در حال حاضر کاسب شده و در این فضا با تمامی بازیگران در ارتباط است و هوشنگ نیز از دوستان قدیمی و صمیمی او محسوب می‌شود. او که 43 سال در سینما خدمت کرده و بالای 100 فیلم در نقش‌های مختلف بازی کرده، معتقد است، شاهد احمدلو از جمله کارگردان‌های جوان و بااستعدادی است که بعد از گنج‌خانه سفید (در نقش قرقی) این دومین همکاری‌اش با او محسوب می‌شود و از این بابت بسیار خوشحال است.

حسین میرتار نیز که در کنار مجید علیزاده ایستاده، در خصوص نقشش می‌گوید: هوشنگ کسی را اجیر کرده تا عمه‌اش را به قتل برساند و در انتهای داستان هم خود او می‌میرد.

وی ادامه می‌دهد: برای من شانس بزرگی است که در این تله‌فیلم کار می‌کنم چراکه کارگردان آنقدر حرفه‌ای است که تا کاری خوب از آب درنیاید، کات نمی‌دهد و این تعداد برداشت‌ها برای امثال من تمریناتی پی‌درپی است تا در نقش خود جا بیفتم.

پروانه صدقی


نظر خوانندگان:
لطفاً نظرات را فارسی وارد کنید
نام:    پست الکترونیک: