روزنامه جام جم
صفحه اصلی روزنامه درباره ما ارتباط با ما پیوندها راهنمای سایت بورسبورس آب و هواآب و هوا انتشاراتانتشارات اشتراکاشتراک آرشیو روزنامهآرشیو روزنامه
يكشنبه 01 مرداد 1396 / 28 شوال 1438 / a 23 Jul 2017
صفحه اول روزنامه
سياسي
راديو و تلويزيون
اقتصاد
فرهنگي
جامعه
ورزش
دانش
جهان
حوادث
ايران زمين
گفتگو
سلامت
انديشه
صفحه آخر
جستجوی پیشرفته
ضمائم
ویژه نامه ها
ويژه نامه انقلاب ماندگار
نسخه چاپی فرستادن با پست الکترونیک
دوشنبه 21 بهمن 1387 - ساعت 17:12
شماره خبر: 100898544170
چهار فصل انقلاب
اجازه می‌خواهم صمیمانه آغاز کنم و صادقانه بگویم، علی‌رغم آن‌که در تظاهرات میلیونی ملتی بزرگ چون ایرانیان در انقلاب خمینی کبیر (ره) شرکت کرده بودم و با وجود گذراندن دوران اولیه سن نوجوانی، به اندازه خودم در جریان انقلاب فعال بودم، اما اولین‌باری که پدیده انقلاب و دگرگونی آن هم در ساحت سیاح توجه مرا به خود جلب کرد؛ زمانی بود که درس مبانی علم سیاست را در دانشگاه تهران و به استادی یکی از عزیزترین عزیزانم در ساحت کسب معرفت علمی و عرصه استاد و دانشجویی، به شاگردی نشسته بودم.

آن زمان به کنکاش در مفهوم قدرت و ارتباط آن با سیاست روی آورده ــ دغدغه‌ای که هنوز هم با من همراه است ــ و به راهنمایی همان استاد عزیز به مطالعه در این باب، همت فراهم ساخته بودم. در چنین فضایی؛ در کتاب اصول علم سیاست موریس دوورژه در بخشی در باب موضوع «قدرت در جوامع حیوانی «غیرانسانی» از کندوی زنبوران عسل سخن به میان آمده بود و به تلاش کارگران انقلابی کند.

وی زنبوران عسل در پرورش «ملکه رقیب» برای از بین بردن «ملکه حاکم» علی‌رغم فعال بودن ملکه و «هورمون برون‌زادی» وی اشاره رفته بود. «رقابت شدید قدرت» میان طبقات پایین از زنبوران کارگر با (طبقه حاکم) در بستر نارضایتی از وضع موجود در کندوی زنبوران عسل؛ توجه مرا به خود جلب کرد و بارها و بارها مرا به پای کندوی زنبوران عسل برد؛ همین تلاش‌های اولیه موجب علاقه‌ای همیشه همراه با من در ارتباط با مفهوم انقلاب شد و هـم‌اکـنـون نـزدیـک بـه 15 سـال اسـت کـه به تدریس درس «تئوری‌های انقلاب» با علاقه وافر مشغولم.

از طرف دیگر فرزند عصر انقلاب اسلامی در ایران با عظمت و با عزتی هستم که از معدود تمدن‌های هزاره‌ای است. در عصر خمینی‌(ره) نفس کشیده‌ام؛ و در فراز و نشیب‌های سیاسی و تحولات اجتماعی سه دهه گذشته نه‌تنها «ظهور» که بلکه بیشتر از آن «حضور» داشته‌ام؛ اینها و بسیاری از دلایل دیگر مرا بیشتر به «انقلاب» و بذل عنایت تئوریکال به این پدیده جذب می‌کند.

در چنین دهلیز هزارتویی از دلایل است که تعمق در باب پدیده انقلاب را ــ با عنایت به نیاز جامعه انقلابی و انقلاب اسلامی ــ برای هر فردی چون من به همراه می‌آورد. به بیان دیگر رسالت خواندن و تدریس پدیده‌ انقلاب و تئوری‌های مربوط به آن تنها در محدوده رفع تکلیف یا ادای حق دانشجویان در تدریس تئوری‌های انقلاب، محدود نمی‌شود؛ بلکه متوجه رسالتی والاتر و آنهم بهره‌مندی از آنها در راستای نیاز انقلاب اسلامی در تئوری‌پردازی مورد نیاز در «زمان حال» است. آنچه می‌خوانید پژواک همین معنا است.

‌ایده، واقعیت و حقیقت

از سال‌ها پیش در زمان نگارش کتاب «قدرت انسان و حکومت» مایل بوده‌ام که میان سه مفهوم «پهلوپدیده» آرمان، واقعیت و حقیقت تمایز قایل شوم. خلاصه بگویم؛ «حقیقت» قاموس و ناموس هر پدیده و پدیداری است که هستی‌بخش واقعیت‌ها است. واقعیتی به نام من و تو از حقیقتی برخوردار است که «انسان» یا «انسانیت» نامیده می‌شود؛ اما آنچه که «من»، «تو» و «دیگران»ی چون من و تو را در مختصات متفاوت و تنوعات مختلف نشان می‌دهد، «واقعیت» انسان است همه ما نسبت به این «حقیقت» انسانی به تناسب نیت‌ها رفتارها و اعمال خویش در جایگاه متفاوت قرار می‌گیریم؛ این در حالی است که «آرمان‌‌ها» یا «ایده‌ها» درک خودمحور ما از غایت‌های قابل حصول از واقعیت‌ها است؛ و از همین روی است که گاهی آرمان‌های ما تنه به تنه آرزوها می‌زند.

بگذاریم و بگذریم؛ اینها را گفتم تا براین گزاره جدی پای‌فشارم که: «انقلاب اسلامی ایران در «واقعیت» پیروز شده است، ولی در «حقیقت» هنوز پیروز نشده است.»

از تئوری تا تئوری

از ماقبل سقراطیان تا افلاطون حکیم که اولین رساله بزرگ در باب سیاست و حکومت را به زیور نوشتن آراست؛ بحث تغییر و ثبات در حکمت سیاسی جایگاه رفیع دارد. پارمیندس‌ فیلسوف و هراکلیتوس فیلسوف حرکت نمادهای عینی این تعمق در پیش از سقراط حکیم‌اند. افلاطون اولین نظریه منسجم در باب انقلاب را ارائه داد و به حق ارسطو شاگرد فرزانه وی در این باب سنگ‌تمام گذاشت. از افلاطون و ارسطو گرفته تا نظریه‌پردازی چون گوتشالک، ‌داهندروف و تیلی؛ اکثریت قابل توجهی از نظریه‌پردازان انقلاب؛‌ به تحلیل انقلاب و درنهایت به چرایی وقوع و چگونگی حصول به انقلاب عنایت جدی‌تری داشته‌اند و کمتر نظریه‌پردازانی را دیده‌ایم که به علل بقای انقلابها و مراحل پس از انقلاب ــ در قیاس با مباحث مربوط به تحلیل انقلاب‌ها ــ همت نهاده باشد؛ اما آنچه که امروز مورد نیاز ما است، همین معنا است.

به عنوان مثال ــ موردکاوی ــ کارکردگرایان ساختارگرا در عرصه نظریه‌پردازی انقلاب در این زمینه به دوران‌های متفاوتی در این زمینه اشاره کرده‌اند. روی کار آمدن لیبرال‌ها به عنوان پلی میان رژیم کهن و نظام جدید، روی کار آمدن رادیکال‌ها به جای لیبرال‌ها ناشی از ضعف قاطعیت انقلابی و تحلیل درست از «وضـع یـا وضـعـیـت انـقـلابـی« »تـوسط لیبرالها؛ آغاز حذف درون‌گروهی انقلابیون ناشی از تعارض میان رادیکالیسم انقلابی با میانه‌رو‌های نظام برخاسته از انقلاب و در نهایت دوران بازگشت به وضعیت اولیه «ترمیدور» و توضیحات مربوط به آن در این راستا قابل عنایت است.

اما چنین نگرشی انعکاس تجارب جوامع غربی آنهم در حوزه تفکرات آمریکایی کارکردگرایانه ساختارگرای پارسونزی است. مایلم در اینجا و با توجه به عبور از سه دهه «پیروزی واقعی» انقلاب اسلامی در ایران؛‌ و آغاز ورود به دهه چهارم پیروزی انقلاب اسلامی تئوری از پیروزی تا پیروزی را در قالب «فصول چهارگانه انقلاب» به بیان جدی‌تر بیارایم.

نخستین ادعای من این است که انقلاب اسلامی ایران هنوز به حقیقت پیروز نشده است، اگر چه لایه‌هایی از «واقعیت‌های پیروزی‌های درخشان را شاهد بوده است.

دومین ادعای من آن است که تا انقلاب‌ها از ساحت‌های سـه‌گـانـه: الـف) اسـتـقـرار رژیـم جـدیـد ب) تـثبیت نهادها و نهادینه‌کردن سازمان‌های رژیم جدید و در نهایت ج) تحکیم رژیم و نهادینه نمودن انقلاب در پرتو عبور سالم و مقتدرانه از مراحل قبل نایل نیایند، نمی‌توانند مدعی دستیابی به «پیروزی حقیقی» یا«حقیقت پیروزی» شوند.

سومین معنای مورد توجه این تئوری آن است که تنها حضور جدی عوامل مستحدثه انقلاب‌ها، عامل بقای آنها نیست. این معنا بسیار مهم است که عوامل مستحدثه عوامل بقای انقلاب‌ها نیز هستند، اثبات آنچه می‌گوییم، در پی نفی این گزاره جدی برنمی‌آید. آنچه که در اینجا بر آن تاکید داریم آن است که زمانی این عوامل در یک ارتباط معنادار و هدفمند در حدوث و بقای انقلاب‌ها، شهد شیرین پیروزی حقیقی را می‌چشند که امواج متعدد و متکثر تحرکات انقلابی و عوامل مختلف آن را به ساحل ثبات مقتدرانه برای ایجاد حرکت‌های هدفمند قدرت‌افزای عالمانه در مسیر تکامل و تعالی بیشتر جامعه انقلابی هدایت نمایند.

چهارمین بزنگاه این نگرش بر این معنا استوار است که انقلاب‌ها از چهارفصل معنایی و مفهومی برای دستیابی به «حقیقت پیروزی» عبور می‌کنند. این چهار فصل عبارتند از: الف)‌ فصل انفجار انقلابی ب)‌ فصل وضعیت انقلابی ج)‌ فصل انتظار انقلابی و د)‌ فصل انعکاس انقلابی.

ویـژگـی فـصـل نـخـسـت طغیان عمومی مردم در «حجم شکنه‌ای»1 و فراگیر از نارضایتی عمومی از وضع موجود و عصیان بر علیه رژیم حاکم در مقام یک «کنش اجتماعی» است. پژواک این ویژگی در رفتارها و اقدامات انقلابی در جهت ویرانسازی عوامل عینی و ذهنی بقای رژیم حاکم است که وجوه شورش‌گرایانه و خشونت‌محور را بروز می‌دهد. غلظت این معنا در انقلاب‌های گوناگون متفاوت است.

مشخصه دوران دوم ــ وضعیت انقلابی ــ بازتعریف نهادها و سـازمـان‌های باقی‌مانده از رژیم کهن و تعریف و استقرار سازمان‌ها و نهادهای جدید مورد نیاز و مدیریت نهادینه‌سازی توامان نهادهای بازتعریف شده است. رسالت این دوران، نـهـادیـنـه‌سـازی سـازمـان‌هـای نـویـن در چـارچـوب انـقـلاب،‌ ایدئولوژی و اهداف تعریف شده آن می‌باشد.

ویژگی دوران سوم، بروز توقعات و فزایندگی آنها در فضای ناشی از نهادینه شدن نهادهای انقلاب به عنوان دومین پیروزی درخشان در دستیابی به واقعیت پیروزی در ساحت مجاهدت انقلابی انقلابیون و مشارکت مردم انقلابی است.

در دوره «انتظار انقلابی» مهمترین مختصه برای گذار از مرحله ثبوت به تحکیم بروز پیدا می‌کند. با عبور از مرحله انفجار انقلابی، مرحله استقرار آغاز می‌شود و با پایان یافتن مرحله وضعیت انقلابی، مرحله ثبوت آغاز می‌گردد. این مرحله هم‌آغوش با آغاز فصل «انتظار انـقـلابـی» است؛ از همین رو «کارآمدی» رژیم انقلابی در پاسخگویی به «خواسته‌های حقیقی» و «نیازهای واقعی» مردم انقلابی که از مال، جان و آبروی خود گذشته‌اند در مرکز ثقل اهمیت قرار می‌گیرد. در اینجا «بحران کارآمدی» و عبور سالم و مقتدرانه از آن در مقام «پیچ خطرناک» انقلاب‌ها، خود را با تمام قدرت و هیبت بر جامعه انقلابی و تمام ارکان و عناصر آن تحمیل می‌کند. و مخاطره انگیزه‌ترین وادی‌گذار از «واقعیت» پیروزی به «حقیقت پیروزی» را برای انقلاب‌ها رقم می‌زند.

فصل چهارم با عنوان «انعکاس انقلابی» خود پژواکی از همین معنا است که ورود به مرحله پیروزی حقیقی در گرو عبور قدرتمندانه و سالم از این پیچ خطرناک است. هر چه این عبور به سلامت و مقتدرانه‌تر همراه با مشارکت فزاینده مردمی باشد فصل انعکاس انقلابی را بیشتر با «اعتماد مردمی» همراه و با اعتبار فزاینده و خودافزای همراه می‌سازد که منجر به حصول به «پیروزی حقیقی» می‌شود. در غیر این صورت فصل انعکاس انقلابی نه منجر به «اعتماد فزاینده و خودافزای مردمی» که منجر به «اعتراض فزاینده و دیگرافزایی» می‌شود که راه انقلاب را در مـطـلــوب‌تــریــن مـسـیــر بـه هـمـان دوران «تـرمـیـدور» مـدنـظـر پارسونیست‌ها، هدایت می‌کند.

ا‌نقلاب اسلامی ایران و چهار فصل انقلابی

اکنون زمان آن است که با عنایت به هویت‌شناسی انقلاب اسلامی، موقعیت‌شناسی و ظرفیت‌شناسی آن، به این پرسش پاسخ دهیم که ما در کدام فصل از فصول «از پیروزی تا پیروزی» قرار داریم؟

مدعی آن هستم که: با توجه به هویت‌شناسی انقلاب اسلامی ــ که مجال بحث آن در اینجا فراهم نیست ــ ما در اوج فصل «انتظار انقلابی» و در «پیچ خطرناک» انقلاب‌ها قرار داریم.

نگاهی حتی گذرا به موقعیت موجود نمایانگر دستیابی به لایه‌های بسیار مهم از پیروزی‌های واقعی در ساحت‌ها و عرصه‌های گوناگون فعالیت‌های انقلابی است، مروری بر دستاوردهای انقلاب اسلامی و عملکردها این معنا را برمی‌تاباند. انقلاب اسلامی این چهار فصل را به ترتیب زیر آغاز نموده و از مراحلی از آن گذشته است:

1 ــ فصل انفجار انقلابی: از 19 دی 1356 هـ ش آغاز و با رای 2/98 درصدی مردم در 11 و 12 فروردین ماه 1358 هـ ش پایان یافته است؛ قله رفیع واقعیت پیروزی در 22 بهمن 57 چهره نشان می‌دهد و بر این قله است که با فروپاشی رژیم کهن، رژیم جدید تحت عنوان «نظام جمهوری اسلامی ایران» استقرار پیدا می‌کند.

2 ــ فصل وضعیت انقلابی: از 12 فروردین 1358 هـ ش آغاز و در 2 خرداد 1376 پایان می‌پذیرد. با وجود توطئه‌ها و ترفندهایی چون آشوب‌های داخلی توسط عناصر و گروه‌های ضدانقلابی، جنگ تحمیلی، فشارها و تحریم‌های اقتصادی و...، انقلاب در این مسیر ادامه حیات داد و نهادها و سازمان‌های قدیمی را بازتعریف کرد و سازمان‌ها و نهادهای جدید موردنیاز انقلاب را تامین نمود. در بستر این فصل با وجود تمام مسائل و گلوگاه‌ها به نهادینه کردن نهادها بازتعریف شده و تعریف‌یافته در وضعیت انقلابی نایل آمد.

نتیجه طبیعی این روند؛ حصول لایه‌ای دیگر از واقعیت پیروزی بود و ثمره نهایی آن آغاز فصل سوم یعنی «فصل انتظار انقلابی» را رقم زد.

3 ــ فصل انتظار انقلابی: 2 خرداد 1376، آغاز دوران سوم در ساحت تثبیت نهادهای انقلابی و گذر به دوران تحکیم انقلاب ناشی از عبور سالم، قدرتمندانه و مشارکت محور از «پیچ خطرناک» انقلاب اسلامی است.

در اوج این عصر انتظار انقلابی است که با انتخابات دولت نهم و تشکیل این دولت با شعار عدالت محورانه وارد گذرگاه «پیچ خطرناک» انقلاب شده‌ایم؛ چرا که اوج فصل انتظارات انقلابی است، و شعارهای پذیرفته شده دولت نهم در فضای خودافزای «توقعات فزاینده» در این فصل؛ به «رفتارهای سیاسی و اعمال حکومتی» تبدیل می‌شود.

به نظر می‌رسد که رهبری فرزانه انقلاب اسلامی براساس همین معناست که چند سالی است دکترین سالانه را ــ در پیام‌های نوروزی ــ در جهت تحکیم بنیادها و بنیان‌های قدرت ملی برای حصول به «کارآمدی فزاینده انقلاب اسلامی» در گذر از این پیچ خطرناک قرار داده‌اند. در همین راستا؛ تلاش برای ترسیم چشم‌انداز ایران 1404 و دیگر سیاست‌های مربوطه من جمله سیاست‌های مربوط به اصل 44 قابل عنایت و تحلیل می‌باشد.

4- توسعه و عدالت: دهه چهارم؛ بسی مهم است. دهه نتیجه‌گیری است. انقلاب با قبول تمامی ابعاد وجودی آن یک پدیده سیاسی است؛ و سیاست اگرچه به نیت، فرآیند و هدف توجه کامل دارد، ولی نه نیت‌گراست؛ نه فرآیندگرا و نه حتی هدفگراست؛ بلکه نتیجه‌گراست. اکنون این بیت حکیم فردوسی به یاد می‌آید که فرمود: بسی رنج بردم در این سال سی/ عجم زنده کردم بدین پارسی؛ و این حدیث ملت ایران است که سه دهه تلاش و مجاهدت را پشت سر گذاشته است؛ انقلاب اسلامی ملت بزرگ ایران منشوری است که سه وجه آن عبارتند از: ملت هزاره‌ای ایران زمین، مکتب اسلام اصیل و رهبری خردمندانه امام خمینی؛ مطالعه این انقلاب نشان می‌دهد که در مقایسه با دیگر انقلاب‌های جهان وجوه مختلفی از سه گونه انقلاب یعنی الف)‌ انقلاب‌های کلاسیک ب)‌ انقلاب‌های مدرن و ج)‌ جنبش‌های نوین اجتماعی را داراست و مهمتر از همه اینها در بطن خود «خدا» را نیز به همراه داشته است؛ چرا که به قول پیر بلانشه، انقلاب اسلامی ایران، انقلابی «به نام خدا» بوده است. همه این سه‌گانه‌ها را در یکدیگر ضرب کنید و ضریب‌های ناشی از بافت موقعیتی ایران اسلامی را در جغرافیای خاورمیانه، معادلات بین‌المللی، دوره گذار از نظم کهن حاکم بر جهان به نظم جدید ولی مبهم آینده و تـقـابـل چـالـش‌برانگیز ایران اسلامی در برابر ابرقدرت و قدرت‌های جهانی و... را مدنظر قرار دهید؛ آن زمان درخواهید یافت تا چه اندازه دهه چهارم از اهمیت برخوردار است. ساده بگویم عبور از دهه چهارم نیازمند «قدرت هنرمندانه» در کاربرد «قدرت هوشیارانه» است؛ ضرورت عینی در کاربرد به این ابعاد قدرت تلاش در راستای افزایش گستره و ژرفای مشارکت فعال در پرتو همگرایی نهادینه شده ارتباط ملت و دولت است. شکاف ملت ــ دولت و به تبع آن رودررویی نخبگان ملی و حکومتی و نخبگان سیاسی؛ مخاطرات فراوانی را به دنبال دارد؛ و به موازات این معنا درگیر شدن در تقابلات بین‌المللی و منطقه‌ای در «رقابتی فرسایشی» می‌تواند پیچ خطرناک عبور را باریک، لغزان و غیرمطمئن سازد. از همین رو به نظر می‌رسد با عنایت به جایگاه ایـران اسلامی در قلب تپنده جهان و جغرافیای سیاسی و ژئواستراتژیک آن از یک سو و اصول برخاسته از انقلاب اسلامی همین ملت مسلمان،‌ایران نمی‌تواند در انزواطلبی ریشه کند؛ اما می‌تواند با تکیه بر دکترین «مشارکت فعال در درون و انزواطلبی فعال از برون» بر این مساله فایق آید تا با ایجاد «اتحاد ملی» در داخل کشور از تمامی ظرفیت‌ها و توانایی‌های موجود بهره برده و با انزواطلبی فعال در برون ضمن حفظ اصول و موضعگیری‌های اصولی و راهبردی خود، کمترین موضعگیری در موارد منطقه‌ای و بین‌المللی را در دستور کار خود قرار دهد.

در چنین فضایی رقبا و دشمنان پرشمار ایران برآنند که ایران را در این دهه وارد «اتلاف انرژی فزاینده» نمایند و در این راستا بر آن خواهند شد که از «قدرت هوشمند» بر علیه ایران بهره ببرند. فـرامـوش نـکنیم پیروزی‌های درخشانی حاصل آمده است. لایه‌های مهمی از واقعیت‌های پیروزی رخ نشان داده است، اما هنوز چند قدم مانده به صبح، ملت ایران حق دارد آقای جهان باشد. باید به این حق احترام نهاد، ولی برای حصول به این حقیقت باید واقعیت‌ها را فراموش نکنیم. واقعیت این است که باید در آغاز دهه چهارم از دو «میم» دوری جوییم: مرعوب شدن در برابر مسائل موجود در ساحت‌های گوناگون، چالش‌های درونی و تهدیدهای برونی و مغرور شدن در برابر لایه‌های گوناگون پیروزی‌های واقعی، قدرت حاصل و ضعف رقبا و دشمنان منطقه‌ای و بین‌المللی. فراموش نکنیم امروز آشوب بر جهان حاکم است و اثر پر پروانه در برزیل، موجب طوفان در تگزاس می‌شود. در این دنیای آشوب‌زده نمی‌توان از کنار وقایع و رخدادهای کوچک براحتی عبور کرد و تاثیرات عظیم آنها را نادیده گرفت.

پانوشت:

1- حجم شکنه‌ای اشاره به نظر ماندلبرت یا میدان دارد و در اینجا منظور گستره وسیع و حجیم مردم درگیر در پدیده انقلاب است

دکتر مهدی مطهر نیا


نظر خوانندگان:
لطفاً نظرات را فارسی وارد کنید
نام:    پست الکترونیک: