روزنامه جام جم
صفحه اصلی روزنامه درباره ما ارتباط با ما پیوندها راهنمای سایت بورسبورس آب و هواآب و هوا انتشاراتانتشارات اشتراکاشتراک آرشیو روزنامهآرشیو روزنامه
چهارشنبه 06 ارديبهشت 1396 / 29 رجب 1438 / a 26 Apr 2017
صفحه اول روزنامه
سياسي
راديو و تلويزيون
اقتصاد
فرهنگي
جامعه
ورزش
دانش
جهان
حوادث
ايران زمين
گفتگو
سلامت
انديشه
صفحه آخر
جستجوی پیشرفته
ضمائم
ویژه نامه ها
سي بهار
نسخه چاپی فرستادن با پست الکترونیک
دوشنبه 21 بهمن 1387 - ساعت 20:50
شماره خبر: 100898545447
جواد بشارتي
آوازهايي براي هميشه
در تاریخ معاصر ایران، موسیقی‌های ملی میهنی که با شرایط اجتماعی و سیاسی پیوند خورده اند و به لحاظ دوره زمانی و تاریخی و تطابق با آرمان‌های آزادیخواهانه و انقلابی، قابل تقسیم به سه دوره زمانی یا سه گذر تاریخی هستند.
دوره اول- انقلاب مشروطه: اولین شکل‌گیری تصانیف در مواجهه با اجتماع و شرایط سیاسی آن روزگار در انقلاب مشروطه جلوه‌گر می‌شود. ضمن آن که اساسا آغاز تغییرات و تحولات بنیادین در موسیقی و شکل‌گیری موسیقی نوین ایرانی و پدید آمده فرم‌های جدید نیز محصول این دوره است. عارف قزوینی شاخص‌ترین و به نوعی تنها چهره عرصه مورد نظر یعنی تصانیف انقلابی است.

دوره دوم- ‌پس از انقلاب مشروطه تا دهه 50: در فاصله انتقال قدرت از قاجار به پهلوی و آشوب‌ها و کشمکش‌های سیاسی و حوادث و اتفاقات آن روزگار، کسانی چون درویش‌خان، مرتضی نی‌داوود و امیرجاهد تا فاصله شهریور 20 آثاری پدید آوردند که امروزه به عنوان تصانیف اجتماعی و ملی محسوب می‌شوند. «مرغ سحر ناله سرکن»‌ساخته مرتضی نی داوود در ماهور؛ «زمن نگارم» ساخته درویش خان در ماهور که هر دو با شعر ملک‌الشعرای بهار همراه است از مشهورترین آثار در شرایط آن روزگارند.

دوره سوم- دهه 50 تا انقلاب 57- این دوره مهم‌ترین  و موثرترین دوره به لحاظ شکل‌گیری جریانات موسیقی انقلابی در تاریخ معاصرند. ضمن آن که در خود موسیقی نیز به لحاظ اندیشگی، بیان، ساختار و فرم و زیبایی‌شناسی تحول و تغییراتی بنیادین حاصل شد که برخی از آن با عنوان تحول در موسیقی هم یاد می‌کنند.

در دهه 50،  تعدادی از مجریان موسیقی پاپ به دلیل نوع اشعار، فضای‌ ترانه‌هایشان و نوع ارتباط اجتماعی‌‌شان، موسیقی انتقادی  اجتماعی را نمایندگی می‌کردند. این ترانه‌ها به لحاظ ساختار و فرم، ساده بودند و با اشعاری که جنبه سیاسی  اجتماعی و انتقادی پیدا می‌کرد به شهرت می‌رسیدند. نکته جالب شایعات، داستان‌سرایی و افسانه‌سازی پیرامون برخی شخصیت‌ها و افراد و نسبت آنها با این ترانه‌ها سبب شهرت و پایگاه اجتماعی آن می‌شد. نمونه روشن چنین نگرشی، ترانه «مرا ببوس» از ساخته‌های مجید وفادار با آواز گل نراقی است.

نسبت دادن این ترانه به گلسرخی پیش از اعدام و شایعه خواندن آن به عنوان وصیت به دخترش! این ترانه معمولی و عاشقانه را به اثری سیاسی و حتی ممنوعه بدل کرده بود.با این حال از اواسط دهه 50 با شکل‌گیری گروه شیدا و عارف که متاثر از دانشکده هنرهای زیبا و مرکز حفظ و اشاعه با شعارهای هویت‌مدار و بازگشت به خویشتن بود، علاوه بر به وجود آمدن یک جریان موسیقی، در حضور اجتماعی  سیاسی موسیقی ایرانی و خارج کردن موسیقی ایرانی از انزوای عرفانی و تاریخی‌‌اش بسیار موثر عمل کرد. اوج چنین حرکت‌هایی در سال 57 و پس از شهریور 57 بوفور نمود یافت. در کنار این جریان، دو عرصه و جریان دیگر در ساخت آثار انقلابی و موسیقی مربوط به انقلاب در فاصله سال‌های 57 تا اوایل 60 وارد عمل شدند. در واقع با این پیش‌فرض‌ها موسیقی مربوط به دوران انقلاب را به لحاظ نوع موسیقی و فضا و بیان آثار به سه دسته یا سه گروه می‌توان تقسیم‌بندی کرد.

سرودهای انقلابی: در سال57 برخی نیروهای فعال و انقلابی که با عناصر و پدیده‌های فرهنگی مانوس بودند در فضای انقلابی، بخش فرهنگی انقلاب را با ساختن شعارها، دیوارنوشته‌ها و کلیشه‌سازی دیواری‌، نقاشی و سرانجام سرود پدید آوردند. در بخش ساختن سرود، افرادی که گاه حتی موسیقیدان نبوده و فعالیت حرفه‌ای موسیقی نداشتند سرودهایی را با تاثیر و تاسی از حوادث ساخته و با مجموعه‌ای از نوجوانان و جوانان که اغلب دانش‌آموز بودند، اجرا می‌کردند. شاخص‌ترین آثار این بخش، سرودهایی نظیر «خمینی ای امام»؛ «درود ، درود بر جوانی که کشته شد به میدان شهدا» یا «برخیزید ای شهیدان راه وطن» یا «الم نشرح لک صدرک» که همگی توسط حمید شاهنگیان ساخته شده و با گروه سرود متشکل از دانش‌آموزان اجرا شده است از جمله روز 12 بهمن در فرودگاه مهرآباد اجرای سرود خمینی امام و همان روز سرود «برخیزید» در بهشت‌زهرا. لازم به ذکر است که شعر بسیاری از این سرودها از حمید سبزواری است.

سرود  ترانه‌ها: در سال 57 و سال‌های پس از آن، تعدادی از آهنگسازان و نغمه‌پردازانی که به ساخت ترانه مشغول بوده و اغلب در رادیو و تلویزیون ترانه‌سازی می‌کردند با شکل‌گیری انقلاب و تغییر شرایط، به سمت ساخت آثاری انقلابی روی آوردند. این آثار با ساختار ملودیک ترانه‌ای اما با بهره‌گیری از ریتم و ضر‌باهنگ و مضامین مرتبط با انقلاب آثاری را شکل دادند که آنها را می‌توان سرود  ترانه نامید. «ایران ایران ایران رگبار مسلسل‌ها» ساخته فریدون خشنود با آواز رضا رویگری شاید معروف‌ترین اثر این بخش باشد. در سال‌های پس از انقلاب احمد‌علی راغب با ساخت آثاری چون «ای مجاهد شهید مطهر»‌،« این بانگ آزادی است»، «این پیروزی، خجسته باد این پیروزی»‌ و همه با صدای گلریز، آثار مشهور این دسته را به وجود آورد.

سرود  تصنیف‌‌ها: تصنیف، آواز با کلام و موزونی است که علاوه بر آهنگسازی بافت و ساختار موسیقایی و ارتباط آن با شعر فارسی و موسیقی ایرانی دارد که این فرم را از فرم‌هایی نظیر ترانه و سرود متمایز می‌کند.

در سال 57 هنرمندانی چون محمدرضا لطفی، حسین علیزاده و پرویز مشکاتیان که پیش از آن تجربیاتی در موسیقی ایرانی یک تحول را بنیان نهاده بودند، با پیوستن به جریان انقلاب، موسیقی ایرانی را به عرصه اجتماع و فعالیت‌های سیاسی  اجتماعی کشاندند.

«ایران ای سرای امید»، «ای ایران ای قله آتشفشان»، «آن زمان که بنهادم سر به پای آزادی» ، «می‌گذرد کاروان، روی گل ارغوان» از ساخته‌های محمدرضا لطفی؛ «ژاله خون شد» ، «شهید راه تو افتخار»، «ایران خورشید تابان دارد» از ساخته‌های حسین علیزاده و «همراه شو عزیز» ،«مرا عاشق»، «ایرانی به سر کن ذوق مستی» از ساخته‌های پرویز مشکاتیان از آثار مشهور و ممتاز این شیوه هستند. آثاری که با آواز محمدرضا شجریان و شهرام ناظری و با حضور هوشنگ ابتهاج در مقام راهنما و مشاور و شاعر مجموعه‌ای را سامان بخشیدند که از آن با نام چاوش‌های ‌نه‌گانه (9 آلبوم از چاوش یک تا 9)‌ یاد می‌کنند.


نظر خوانندگان:
لطفاً نظرات را فارسی وارد کنید
نام:    پست الکترونیک: