روزنامه جام جم
صفحه اصلی روزنامه درباره ما ارتباط با ما پیوندها راهنمای سایت بورسبورس آب و هواآب و هوا انتشاراتانتشارات اشتراکاشتراک آرشیو روزنامهآرشیو روزنامه
سه شنبه 01 آبان 1397 / 12 صفر 1440 / a 23 Oct 2018
صفحه اول روزنامه
سياسي
راديو و تلويزيون
اقتصاد
فرهنگي
جامعه
ورزش
دانش
جهان
حوادث
ايران زمين
گفتگو
سلامت
انديشه
صفحه آخر
جستجوی پیشرفته
ضمائم
ویژه نامه ها
ويژه نامه انقلاب ماندگار
نسخه چاپی فرستادن با پست الکترونیک
دوشنبه 21 بهمن 1387 - ساعت 17:22
شماره خبر: 100898546817
در کميته مشترک بر ما چه گذشت؟
اشاره

بسیاری از مبارزان در سالهای قبل از انقلا‌ب در زندان کمیته مشترک (موزه عبرت ایران) شکنجه شدند. آنچه در پی‌میآید گوشه ای از این شکنجه‌ها از زبان برخی از این انقلا‌بیون است

«کـمـیـتـه‌هـای مـشـتـرک» واقعا شکنجه‌خانه عجیب و طاقت‌فرسایی بود.

صدای نعره‌ها و ضجه‌های مردان و زنانی که شکنجه می‌شدند و صدای خور خور کسی که بر اثر شکنجه در حال احتضار بود یا (در یکی دو مورد)‌ دست به خودکشی زده بود، زندانیان را از هر سو احاطه می‌کرد.

یک نمونه از کسانی که در اینجا شکنجه‌های وحشتناک می‌شدند، براساس آنچه در دهه پنجاه شهرت پیدا کرد، «مهدی رضایی» بود.

نمونه بارز دیگر مرحوم «شهید رجایی» است که شاید حدود 2 سال در سلول انفرادی بود و یا حتی کسانی از بچه‌های مذهبی مثل «رضا تهرانی» که ماه‌ها در «کمیته مشترک» بوده است.

شکنجه شدن‌های امثال «خانم دباغ» و «احمد احمد» و آقایان «عزتشاهی» و «غیوران» هم که معروف است. از گروه‌های غیرمذهبی هم نمونه‌هایی هست. در بین این گروه‌ها بودند افرادی که در همان مسیر و مرام خودشان آدم‌های صادقی بودند. یعنی نسبت به همان نوع عدالت مـارکـسـیـسـتی که آنها معتقد بودند، بعضی‌هاشان واقعا صداقت داشتند. بعضا هم خیلی شکنجه شده بودند. مثل بیژن جزنی و خسرو گلسرخی و کرامت دانشیان و بهروز دهقانی و برادران احمدزاده و امثال این‌ها.

بیژن جزنی از از سران کمونیست‌ها که با 8 نفر دیگر از زندانیان از گروه‌های مختلف در ارتفاعات اوین به رگبار بسته شدند، صفر قهرمانی 30 سال از عمرش را در زندان گذرانده بود، از گروه ترور حسنعلی منصور، یعنی از گروه شهید بخارایی کسانی هم مانند آیت‌الله انواری، شهید حاجی عراقی و آقایان امانی، عسکراولادی و حیدری بودند که وقتی من آنها را دیدم، بیش از 2 سال از دوران جوانی‌شان را در زندان گذرانده بودند.

مرحوم محمد دزیانی از دانشجویان دانشکده حقوق، رشته علوم سیاسی، نمونه دیگری است که دانشجوی مذهبی هم بود. البته مثل اکثر دانشجویان در فضای روشنفکری آن زمان قرار داشت و بعدها هر گروهی سعی می‌کرد امثال او را مصادره کند. او به قدری شکنجه شده بود که برده بودندش بیمارستان و در آنجا به طوری که شنیدم از قسمت‌های دیگر بدنش گوشت و پوست جدا کرده و به کف پایش پیوند زده بودند که اگر صلیب سرخ، عفو بین‌الملل و مراکز دیگر آمدند، پای او ظاهرش تا حدی ترمیم شده باشد. با این حال ترمیم نمی‌شد و باز آن گوشت و پوست‌ها ریزش می‌کرد و سرانجام نیز برای این که سندی علیه‌شان نباشد، گفتند آزاد شده و در درگیری مسلحانه کشته شده است. از میان روحانیون، خصوصا مرحوم آقای لاهوتی و همچنین آقایان مهدوی کنی و هاشمی ر