روزنامه جام جم
صفحه اصلی روزنامه درباره ما ارتباط با ما پیوندها راهنمای سایت بورسبورس آب و هواآب و هوا انتشاراتانتشارات اشتراکاشتراک آرشیو روزنامهآرشیو روزنامه
پنجشنبه 01 تير 1396 / 27 رمضان 1438 / a 22 Jun 2017
صفحه اول روزنامه
سياسي
راديو و تلويزيون
اقتصاد
فرهنگي
جامعه
ورزش
دانش
جهان
حوادث
ايران زمين
گفتگو
سلامت
انديشه
صفحه آخر
جستجوی پیشرفته
ضمائم
ویژه نامه ها
سي بهار
نسخه چاپی فرستادن با پست الکترونیک
دوشنبه 21 بهمن 1387 - ساعت 21:01
شماره خبر: 100898604836
چهره طاغوت
پدرخوانده فراماسونرهاي ايران
کودکی که 17 شهریور سال 1289 در تهران به دنیا آمد، شاید اصلا نمی‌دانست که 68 سال بعد در چنین روزی یکی از خونین‌ترین حوادث تاریخ ایران را در زادگاهش رقم می‌زند.

جعفر شریف‌امامی از سال 57 که به آمریکا گریخت تا آخر عمرش (1378)‌ هر بار که تقویم‌ها روز 17 شهریور را نشان می‌دادند، به یاد واقعه‌ای می‌افتاد که باعث شد بساط دولت آشتی ملی‌اش برچیده شود؛ واقعه‌ای که در میدان ژاله (شهدا)‌ رقم خورد و پایه‌های نظام سلطنتی را بیش از پیش به لرزه انداخت.

شریف‌امامی فرزند حاج‌ محمدحسین معروف به نظام‌الاسلام بود؛ پدری روحانی که او در سال 1357 روی این موضوع زیاد مانور داد تا شاید مردم او را به عنوان یک روحانی‌زاده بپذیرند، اما این اتفاق نیفتاد. او تحصیلات ابتدایی‌اش را در مدرسه شریف به پایان رساند و بعد راهی مدرسه آلمانی‌ها شد تا در این مدرسه دیپلم فنی بگیرد.

دیپلمش را که گرفت به همراه 30 نفر دیگر برای ادامه تحصیل در رشته راه‌آهن راهی آلمان شد تا در کشور ژرمن‌ها ادامه تحصیل دهد. پس از پایان تحصیلاتش به ایران بازگشت و در راه‌آهن مشغول به کار شد، اما بعد از مدتی دوباره به سوئد رفت تا این بار در کشور سوئد تحصیلاتش را ادامه دهد.

سال 1318 سال بازگشت او از سوئد بود. شریف‌امامی به محض بازگشت از سوئد سر کار سابقش بازگشت و ترقی کرد. شریف‌امامی که هم در مدرسه آلمانی‌ها درس خوانده بود و هم در آلمان ادامه تحصیل داده بود، روابط خوبی با آلمانی‌ها داشت. در جریان جنگ جهانی دوم او جزو کسانی بود که رابطه حسنه‌ای با آلمانی‌ها پیدا کرد و همین رابطه در شهریور 1320 باعث دستگیری او شد. نیروهای متفقین او را به جرم همکاری با آلمانی‌ها دستگیر کردند، اما خیلی زود آزاد شد، تا مدارج ترقی را پس از تبعید رضاشاه و در دوران آغاز سلطنت محمدرضای جوان طی کند.

او ابتدا مدیرکل بنگاه مستقل آبیاری شد و بعد از تشکیل کابینه سپهبد رزم‌آرا مقام بالایی در وزارت راه به دست آورد.ترور رزم‌آرا دولت او را ساقط کرد و باعث شد حسین علاء‌ به مقام نخست‌وزیری برسد. در این زمان شریف‌امامی به عضویت شورای‌عالی سازمان برنامه انتخاب شد. در دولت مصدق هم او همین سمت را داشت تا زمانی که زاهدی با کمک سیا دولت مصدق را ساقط کرد. فضل‌الله زاهدی که به نخست‌وزیری رسید، شریف‌امامی را به عنوان مدیرعامل سازمان برنامه منصوب کرد. او برای دوره دوم مجلس سنا نیز از تهران کاندیدا شد و در یک انتخابات فرمایشی به عنوان یکی از سناتورهای تهران به مجلس سنا راه پیدا کرد.

راه رسیدن به قدرت برای شریف‌امامی هموار شده بود و او می‌کوشید در این راه تا آنجایی که می‌تواند پیش برود.

به همین خاطر با روی کار آمدن کابینه منوچهر اقبال وزارت صنایع و معادن نصیب او شد تا بتواند طعم شیرین نشستن بر مسند یک وزارتخانه را بچشد.

سال 1339 هم برای شریف‌امامی سال خوبی بود. او در این سال مامور تشکیل کابینه شد و به کاخ نخست‌وزیری قدم گذاشت. شریف‌امامی نخست‌وزیر شد، اما دوران خوش نخست‌وزیری‌اش دیری نپایید.

او در سال 1341 و پس از اعتصاب معلمان به خاطر پایین بودن حقوق‌شان توسط مجلس استیضاح شد و از سمت نخست‌وزیری استعفا کرد. در همین اعتصاب که منجر به استعفای شریف‌امامی شد، یکی از فرهنگیان به نام خانعلی به دست پلیس کشته شد. سال 1341 پرونده دوره اول نخست‌وزیری او بسته شد، اما در همین سال این فراماسونر کارکشته مقام دیگری را از محمدرضاشاه گرفت؛ «قائم مقام بنیاد پهلوی.» او که رهبر لژ فراماسونری ایران بود، آنقدر قدرت داشت که بار دیگر به عنوان یکی از سناتورهای تهرانی راهی مجلس سنا شود. او همزمان ریاست مجلس شورای ملی را هم عهده‌دار بود.15 سال ریاست بر سنا باعث شده بود که او گاهی قدرتش بیشتر از نخست‌وزیران وقت باشد و در تعیین مقامات مهم مملکتی اعمال نفوذ کند.

شریف‌امامی‌ پدرخوانده فراماسونرهای ایرانی بود و خیلی‌ از رجال ایران آن زمان از لژ فراماسونری او بیرون آمدند.سال 1357 اما سال خوبی برای او و سایر هم‌مسلک‌هایش نبود. شریف‌امامی در اوایل شهریورماه این سال مجددا به مقام نخست‌وزیری رسید، او این سمت را پس از سقوط دولت جمشید آموزگار به دست آورد که از ریاست حزب رستاخیز به کاخ نخست‌وزیری رسیده بود.شاه، شریف‌امامی را مامور تشکیل کابینه کرد تا شاید بتواند با دسیسه‌های این مرد تاج و تختش را حفظ کند.شریف‌امامی با شعار تشکیل دولت آشتی ملی روی کار آمد و کوشید با ایجاد فضای سیاسی باز، در مطبوعات و رادیو و تلویزیون چهره خوبی از خودش و دولتش ترسیم کند.

او به موازات این کار حزب رستاخیر را هم تعطیل کرد و تقویم شاهنشاهی را به تقویم شمسی بدل ساخت.

او می‌کوشید تا مسیر انقلاب اسلامی را عوض کند و به جای گوش دادن به حرف‌های مردم که از اساس با رژیم شاهنشاهی مشکل داشتند، برخی از مظاهر فساد را اصلاح کند.

با این حال تلاش‌های او بی‌نتیجه ‌ماند و پس از اعلام حکومت نظامی و تمکین نکردن مردم، واقعه جمعه سیاه در17 شهریور سال 1357 رقم خورد.

دولت شریف‌امامی 2 ماه بعد یعنی در اواسط آبان‌ماه با استعفای او از سمت نخست‌وزیری سقوط کرد. شریف‌امامی در بهمن‌ماه به آمریکا گریخت و تا زمان مرگش (1378)‌ در این کشور زندگی کرد.


نظر خوانندگان:
لطفاً نظرات را فارسی وارد کنید
نام:    پست الکترونیک: