روزنامه جام جم
صفحه اصلی روزنامه درباره ما ارتباط با ما پیوندها راهنمای سایت بورسبورس آب و هواآب و هوا انتشاراتانتشارات اشتراکاشتراک آرشیو روزنامهآرشیو روزنامه
سه شنبه 08 فروردين 1396 / 29 جمادي الثاني 1438 / a 28 Mar 2017
صفحه اول روزنامه
سياسي
راديو و تلويزيون
اقتصاد
فرهنگي
جامعه
ورزش
دانش
جهان
حوادث
ايران زمين
گفتگو
سلامت
انديشه
صفحه آخر
جستجوی پیشرفته
ضمائم
ویژه نامه ها
سي بهار
نسخه چاپی فرستادن با پست الکترونیک
دوشنبه 21 بهمن 1387 - ساعت 21:01
شماره خبر: 100898605027
حميد درخشان
ملا‌قات با امام (ره)
روزهای انقلا‌ب روزهای پرشور و شوقی بود که هریک از مردم ایران به هر طریقی که توانایی داشتند می خواستند به حرف امام عمل کنند و به نوعی همراه با مردم وظیفه و دین خود را نسبت به جامعه ادا نمایند .

وقتی مردم بزرگترین ارزش وجودی یعنی جان خود را در طبق اخلاص می‌گذارند، یعنی نهایت شور و عشق.

حمید درخشان در وصف پیروزی انقلاب اسلامی اینچنین می‌گوید و ادامه می‌دهد: بله ، انقلاب بحث یک گروه خاص از مردم نبود، همه دست به دست هم داده بودند و به معنای واقعی وحدت ملی را به نمایش گذاشتند.

شما به چشم خود می‌دیدید که هیچکس برایش مهم نیست که حتی جانش را از دست بدهد چون برای رسیدن به هدف جان هم برای مردم ارزشی نداشت.

شما هم همراه مردم بودید، چه می‌کردید؟

من؛ بخاطر دارم که در تمام روزهای پیش از 22بهمن همراه دوستانم در تظاهرات و تجمع‌های خیابانی شرکت داشتیم، اما مهمترین حضور ما روزی بود که مردم زندان اوین را گرفتند.

آن روز از ابتدا همراه مردم بودیم، وارد زندان شدیم هر کسی یک مسوولیت داشت، درگیری شروع شد، خیلی‌ها شهید شدند، اما وارد قسمت مهمات شدیم و تعدادی اسلحه آوردیم که خیلی به درد خورد، در نهایت هم زندان به دست مردم افتاد و تمام زندانیان آزاد شدند.

چند سال داشتید؟

18 سال.

در پرسپولیس بازی می‌کردید؟

بله، من سال 55 به پرسپولیس آمدم، البته بعد از انقلاب فوتبال و ورزش هم تعطیل شد و مدتی دور از میادین بودیم، تا این‌که فروردین 58 جام مهدی اسپندی برگزار شد.

به تیم ملی هم دعوت شدید؟

به اولین تیم ملی بعد از انقلاب دعوت شدم و در آن سال‌ها تیم ملی را همراهی می‌کردم، خاطره خوبی هم از دیدار با امام خمینی ره دارم، آن زمان همه در انتظار ملاقات با ایشان بودند، ما هم همراه تیم ملی به دیدارشان رفتیم که آن جمله تاریخی را ؛ «من ورزشکار نیستم، ولی ورزشکاران را دوست دارم» در آن جمع فرمودند که هرگز از ذهنم بیرون نمی‌رود.


سارا احمدیان


نظر خوانندگان:
لطفاً نظرات را فارسی وارد کنید
نام:    پست الکترونیک: