روزنامه جام جم
صفحه اصلی روزنامه درباره ما ارتباط با ما پیوندها راهنمای سایت بورسبورس آب و هواآب و هوا انتشاراتانتشارات اشتراکاشتراک آرشیو روزنامهآرشیو روزنامه
يكشنبه 02 مهر 1396 / 03 محرم 1439 / a 24 Sep 2017
صفحه اول روزنامه
سياسي
راديو و تلويزيون
اقتصاد
فرهنگي
جامعه
ورزش
دانش
جهان
حوادث
ايران زمين
گفتگو
سلامت
انديشه
صفحه آخر
جستجوی پیشرفته
ضمائم
ویژه نامه ها
سي بهار
نسخه چاپی فرستادن با پست الکترونیک
دوشنبه 21 بهمن 1387 - ساعت 21:08
شماره خبر: 100898635666
موسيقي سنتي و پاپ در گفتگو با مصطفي کمال پورتراب
موسيقي ما پس از انقلاب جهاني شد
نیمه‌های شب که بیشتر مردم در خواب به سر می‌برند او مشغول تحقیق، مطالعه و نگارش است. کتاب در خانه‌اش بیش از هر چیز دیگری به چشم می‌آید. نوشته‌هایی که حاصل یک عمر تحقیق، تجربه و تدریس را تبدیل به کتاب‌های ارزشمندی نظیر: هارمونی روی شاسی‌های پیانو، هارمونی کلاسیک، هارمونی مدرن، مبانی آهنگسازی موسیقی مدرن و... کرده است و همچنین کتابی با عنوان مجموعه مقالاتی پیرامون دانستنی‌های علمی موسیقی که در ششمین دوره فصل کتاب تابستان 87 برنده جایزه شد نیز حاکی از همین امر است. سرفه‌هایی که باعث می‌شد حرفش قطع شود و بالشی که پشت کمرش گذاشته بود، نشان می‌داد که از نظر جسمی ناراحت است، اما با تمام این احوال برای انجام مصاحبه رضایت داد. آری این نشانه فروتنی مردی بود که 63 سال از عمر 84 ساله خود را صرف تعلیم و تربیت کرده است.

تقسیم‌بندی شما از موسیقی بعد از انقلاب چیست؟

به نظر من یکی از مهم‌ترین انواع موسیقی، موسیقی فاخر است که البته عده‌ای هم به استفاده از این اصطلاح انتقاد دارند در صورتی که این اصطلاح غلط نیست و به موسیقی‌ای گفته می‌شود که یک کشور به آن فخر می‌کند و می‌تواند ایرانی، کلاسیک یا هر نوع دیگری باشد. موسیقی فاخر به چند شاخه تقسیم می‌شود که عبارتند از: 1 موسیقی سمفونیک مانند ارکستر سمفونیک تالار رودکی که وزارت ارشاد سعی می‌کند با صرف بودجه بیشتر و استفاده از رهبران خوب (که عمدتا ایرانی باشند چون عرق ملی دارند و ضمنا خواسته‌های ایرانی‌ها را می‌شناسند) مردم را با این نوع موسیقی آشنا کند. هر وقت هم کنسرت می‌گذارند سالن پر می‌شود. 2 موسیقی‌های محلی: نمایانگر فرهنگ، هویت و طرز زندگی مردم مناطق مختلف کشورمان هستند، اما به دلایلی، چندان مورد استقبال قرار نمی‌گیرند ازجمله: زرق و برق موسیقی‌های پاپ آنچنانی را ندارند، خاص هر استانی هستند و زبان یا لهجه‌شان را هم بسیاری از مردم نمی‌فهمند. در حالی که این نوع موسیقی مثل الماسی است که از معدن به دست می‌آید و برای استفاده باید آن را پرداخت کرد و صیقل داد تا به صورت برلیان درآید و تبدیل به نگینی زیبا برای انگشتر شود. این وظیفه بر عهده آهنگسازان تحصیلکرده‌ای است که البته بارها هم کارهای بسیار زیبایی از آنها دیده‌ایم مثلا به صورت اجرای آهنگ‌های محلی توسط گروه کر. 3 موسیقی سنتی: که خوشبختانه هنرمندانی دارد که راهشان را درست انتخاب کرده‌اند مثل حسین علیزاده که هم استعداد داشت و هم با فکر و برنامه صحیح مسیر خود را انتخاب کرد. از این رو علاوه بر تشکیل گروهی برای خود، شاگردان بسیاری تربیت کرد، در بسیاری از کشورهای اروپایی و آمریکا کنسرت گذاشت و قطعات برجسته زیادی هم ساخت مانند <نینوا.> چنین آثاری همان موسیقی فاخری است که در عین حال سنتی هم هست.

تعریف موسیقی پاپ چیست؟

پاپ مخفف واژه <پاپیولار> است به معنی مردمی و به موسیقی‌ای می‌گویند که در خور فهم عامه باشد. به عبارت دیگر آنقدر پیچیده و سخت نباشد تا عامه مردم بتوانند بفهمند و لذت ببرند.

به نظر شما از موسیقی پاپ در مملکت ما سوءاستفاده می‌شود؟

بله منتها از پاپ نادرست و تقلیدی، نه پاپ حساب شده اما با تمام این احوال من شاهد بودم که در 2 سال اخیر در جشنواره فجر از انواع خوب موسیقی پاپ استقبال زیادی کردند حتی مسابقه‌ای گذاشتند که جایزه گروه اول آن 15 میلیون بود این نشان‌دهنده تصمیم دولت برای حمایت از این نوع موسیقی با‌‌ارزش است البته به شرطی که راه درست را بروند.

از موسیقی‌های دیگر چطور مثل مذهبی و...؟

مذهبی‌ها وضعیتشان فرق می‌کند چون در مکتب خودشان تربیت می‌شوند مثل مداحان که اکثرا پدرانشان هم مداح بوده‌اند، اما موسیقی‌های نادرست همیشه وجود داشته است و همین هم باعث مخالفت برخی روحانیون با موسیقی در اوایل انقلاب و تحریم آن شد. در نتیجه هنرستان عالی موسیقی و هنرستان عالی موسیقی ملی هر دو حدود یکی، دو سال تعطیل شدند. پس از بازگشایی هنرستان و دانشگاه و در کنار دانشگاه تهران که از پیش از انقلاب رشته موسیقی داشت در دانشگاه‌های سوره، آزاد و هنر هم آموزش این رشته ادامه یافت.

این موسیقی نادرستی که از آن سخن گفتید پیش از انقلاب هم بوده یا فقط پس از انقلاب به‌وجود آمد؟

چیزهای نادرست همیشه وجود داشته‌اند منتها شکل آن متفاوت بوده و به این شدت هم نبوده است. بعلاوه وزارت ارشاد هم بعد از انقلاب برای این که مردم در زمینه موسیقی به راه نادرست نروند اجازه تشکیل کلاس‌های خصوصی موسیقی را به متخصصان داد و در حال حاضر تعداد هنرجویان این کلاس‌ها دستکم 10 برابر پیش از انقلاب است. البته صاحبان آموزشگاه‌های کنونی هم پس ازگذراندن امتحاناتی برای تایید صلاحیت علمی و مطابق مقررات، مجوز دریافت کرده‌اند و ضمنا به‌طور مستمر هم از سوی وزارت ارشاد مورد بازرسی قرار می‌گیرند. کارهای غلطی که در حال حاضر وجود دارد مربوط به کسانی است که در خانه‌ها و سالن‌هایی جمع می‌شوند و کار می‌کنند.

منظورتان همان موسیقی زیرزمینی است که اخیرا از آن زیاد صحبت می‌شود؟

عده‌ای این نام را روی آن گذاشته‌اند و این‌طور که شنیده‌ام می‌گویند چون ما را در اجتماع روی زمین راه نمی‌دهند در زیرزمین تمرین می‌کنیم اما در کل، منظور موسیقی‌ای است که تحت نظارت دولت نیست.

پیش از انقلاب چه مشکلات و موانعی در زمینه موسیقی وجود داشت؟

در آن زمان محدودیت‌های زیادی وجود داشت مثلا تنها یک هنرستان عالی موسیقی بود و پس از مدت‌ها یک هنرستان عالی موسیقی ملی هم مرحوم خالقی زحمت کشید و به راه انداخت که بعدا تبدیل به دانشکده شد. به هر حال مشکل همیشه هست اما موسیقیدان واقعی به خاطر عشقی که دارد راه خودش را باز می‌کند و متوقف نمی‌شود ضمن این که محدودیت خود باعث افزایش انگیزه هم می‌شود.

این محدودیت‌ها می‌توانست عاملی برای کمتر روی آوردن به سوی موسیقی باشد؟

بله، چون آلودگی در هنر موسیقی در کشورمان کم نبود و از این‌رو خیلی‌ها چندان دل‌خوشی برای فعالیت در این فضا نداشتند. اما بعد از انقلاب برخی از کسانی که معروف شده بودند و خارج از قاعده کار می‌کردند به آمریکا رفتند اینها کسانی بودند که برای پولدارها و کاباره‌ها می‌خواندند و پس از انقلاب که دیگر کاباره‌ها بسته شدند و نمی‌توانستند کار کنند از ایران رفتند و آنجا الان هم کارشان را انجام می‌دهند اما هیچ‌وقت مورد تایید ما نبودند و از قدیم با آنها مخالف بودیم چون بیشتر دنبال خوشگذرانی‌های شبانه بودند و موسیقی ایرانی را آلوده می‌کردند. به این ترتیب فضای کار در زمینه موسیقی سالم‌تر شد و پس از رفع محدودیت‌های یکی، دو سال اول انقلاب گرایش به موسیقی روزبه‌روز شدت بیشتری گرفت.

قبل از انقلاب یک سری موسیقی‌های سطح پایینی مثل کارهای کوچه بازاری وجود داشت آیا چنین آثار ضعیفی هنوز هم تولید می‌شوند یا فقط خاص همان دوره بودند؟

نه، حالا هم چنین کارهای نازلی هست تنها نوعش فرق کرده است ضمن این که برخی از کسانی هم که کارشان بسیار ضعیف و فاقد ارزش است برای کسب شهرت به خارج از کشور می‌روند مثلا یکی از همین هنرمندان زمانی که اینجا بود برخی از افراد آگاه به او می‌گفتند این چه موسیقی است؟! پس ازمدتی شنیدم که به آمریکا دعوت شده است،برایش کنسرت گذاشته و کلی هم از او تعریف کرده اند چرا این کارها را می‌کنند؟ جز این که می‌خواهند بگویند کشور شما قدر چنین آدم‌هایی را نمی‌داند، در صورتی که خودشان هم خیلی خوب می‌دانند اصلا کار این شخص ارزش زیادی ندارد چون آهنگ‌های نادرستی برای اشعاری بی‌معنی و چرت ساخته و آنها هم تنها از روی دشمنی سعی می‌کنند با سمپاشی‌هایشان فرهنگ ما را تخریب کنند تا جوانان‌مان را از حرکت در مسیر صحیحی که می‌روند باز دارند و هنرمندان بی‌مایه را تشویق کنند.

به نظر شما آیا پس از انقلاب به طور کلی رشدی در زمینه موسیقی داشته‌ایم؟

بله و فکر می‌کنم این رشد در تمام ابعاد چندین برابر شده است مثلا: تعداد زیاد دانش آموختگان در شاخه‌های مختلف موسیقی از دانشگاه‌ها، افزایش رهبران ارکستر و آهنگسازان برجسته و حتی دارای شهرت و اعتبار جهانی و... اما از سوی دیگر افراد و گروه‌هایی هم هستند که کارهای ضعیف و نادرست انجام می‌دهند و نتیجه آن هم سی‌دی‌های مبتذل و سطح پایینی است که به صورت مخفیانه تولید و روانه بازار می‌کنند.

استقبال مردم از موسیقی نسبت به پیش از انقلاب چه تفاوتی کرده است؟

خیلی بیشتر شده است ما پیش از انقلاب، تنها یک تالار رودکی را داشتیم (که البته اکنون نام آن را <وحدت> گذاشته‌اند) که با ظرفیت 700 نفر بزرگ‌ترین سالن ما بود اما الان سالن‌های بزرگی مثل: میلاد و وزارت کشور را داریم و مردم با وجود تمام مشکلات اقتصادی بلیت 40 هزارتومانی برای تماشای کنسرت‌ها می‌خرند به همین خاطر است که مسوولان باز هم در صدد ساخت سالن‌های بیشتری هستند مثلا چند وقت پیش وزیر ارشاد با رئیس شورای شهر جلسه‌ای داشتند به منظور در نظر گرفتن زمینی برای ساخت سالن بزرگ چند هزار نفری چون علاقه مردم به موسیقی فاخر و با ارزش را می‌بینند.

در حال حاضر از نظر موسیقایی در چه جایگاهی قرار داریم؟

پس از رفع محدودیت‌هایی که در یکی، دو سال اول انقلاب به‌وجود آمد مثل: بستن هنرستان‌ها همه شروع به تکاپو و تلاش کردند. استادها که همچنان به کار خودشان ادامه می‌دادند. مدارس موسیقی نیز تا حدی که به لحاظ بودجه می‌توانستند سعی کردند بهترین معلم‌ها را بیاورند و هنرمندان و نوازنده‌هایی تربیت کردند که نشاندهنده پیشرفت خیلی خوب هنر موسیقی در کشورمان است بعلاوه ما اکنون هم بزرگان زیادی داریم که در عرصه‌های مختلف کار می‌کنند به عنوان مثال آقای شریف لطفی رئیس دانشکده موسیقی کسی است که از دو، سه سال بعد از انقلاب فعالیت خود را آغاز و توانست گروه موسیقی را در مجتمع دانشکده هنر تبدیل به دانشکده موسیقی کند. ایشان حتی به معاونت دانشگاه هنر نیز رسید، اما به خاطر دانشکده موسیقی این پست را کنار گذاشت چنین افرادی بعدها جاودانه می‌شوند چون اینها کسانی نیستند که فقط کنسرت بگذارند که همه را مردم بشناسند. خود من را تا یکی، دو سال پیش کسی نمی‌شناخت و نمی‌دانم چطور شد که امسال مرا جزو چهره‌های ماندگار قرار دادند شاید به خاطر شاگردانی بوده است که در طی این سال‌ها تربیت کرده‌ام. این آقای لطفی زمانی از شاگردان من در هنرستان بود اما در حال حاضر رئیس دانشکده است و شب و روز برای تربیت دانشجویان زحمت می‌کشد چنین فردی چگونه باید شناخته شود؟

رمز جاودانگی را در عرصه هنر در چه می‌دانید؟

ما در حال حاضر هنرمند با ارزش و فاخر خیلی زیاد داریم که اصلا قابل مقایسه با قدیمی‌ها نیست و اینها هستند که بعدها خیلی مشهور و جاودانه می‌شوند. همین‌ها هستند که سرشان را پایین می‌اندازند و کار و تحقیقاتشان را انجام می‌دهند بدون آن که نیازی به شهرت داشته باشند. مردم از راه رسانه‌ها هنرمندان را می‌شناسند و ارج می‌نهند، اما کسانی که در پس پرده این هنرمندان را تربیت می‌کنند نیازی ندارند که همه مردم آنها را بشناسند چون به جاودانگی فکر می‌کنند نه به شهرت روزمره.

سخن آخر؟

بعداز انقلاب موسیقی، بویژه موسیقی فاخر چه از نظر کمی، چه از نظر کیفی رشد داشته و توانسته است مفاهیم والای انقلاب اسلامی را انتقال دهد از این جهت شایسته احترام است.

فریبا کریمی


نظر خوانندگان:
لطفاً نظرات را فارسی وارد کنید
نام:    پست الکترونیک: