روزنامه جام جم
صفحه اصلی روزنامه درباره ما ارتباط با ما پیوندها راهنمای سایت بورسبورس آب و هواآب و هوا انتشاراتانتشارات اشتراکاشتراک آرشیو روزنامهآرشیو روزنامه
چهارشنبه 06 ارديبهشت 1396 / 29 رجب 1438 / a 26 Apr 2017
صفحه اول روزنامه
سياسي
راديو و تلويزيون
اقتصاد
فرهنگي
جامعه
ورزش
دانش
جهان
حوادث
ايران زمين
گفتگو
سلامت
انديشه
صفحه آخر
جستجوی پیشرفته
ضمائم
ویژه نامه ها
سي بهار
نسخه چاپی فرستادن با پست الکترونیک
دوشنبه 21 بهمن 1387 - ساعت 21:08
شماره خبر: 100898636102
نگاهي به کارکرد 30 ساله راديو
رسانه‌اي‌ براي مديريت بحران
10 سالگی: صدای این مارش برای همه آشناست. حتما رزمندگان ایران در یک عملیات دیگر پیروز شده‌اند، نفس‌ها در سینه حبس شده، صدای حماسی محمود کریمی‌به انتظارها پایان می‌دهد: شنوندگان عزیز توجه فرمایید؛ خونین شهر، خرمشهر آزاد شد.

20 سالگی: امروز ترافیک بیشتر از روزهای دیگر به نظر می‌رسد، مرد راننده پشتی صندلی‌اش را تکان می‌دهد و خسته و بی‌حوصله پیچ رادیو را باز می‌کند: شنونده گرامی‌ صبح روز سه‌شنبه شما به خیر و خوبی ... صدای موسیقی در اتومبیل می‌پیچد: شبانگاهان تا حریم فلک چون زبانه کشد سوز آوازم / شرر ریزد بی‌امان به دل ساکنان فلک ناله سازم...

30 سالگی: مادر بزرگ از صبح زود دارد رادیو قرآن گوش می‌کند. پدر از خانه بیرون زده، توی راه رادیو پیام را می‌شنود، بزرگراه همت مسدود شده راهش را به بزرگراه رسالت تغییر می‌دهد. به محل کارش که می‌رسد صدای بازرگان را از رادیو تجارت گوش می‌کند. مادر، رادیو سلامت را انتخاب کرده امروز قرار است راجع به دیابت صحبت شود. دختر جوان با همکلاسی‌هایش راجع به پارازیت رادیو جوان حرف می‌زند و پسر، بحث‌های چالشی رادیو ورزش با بازیکنان فوتبال را خیلی دوست دارد...

نکته اول: رادیو بعد از پیروزی انقلاب اسلامی‌ در ایران اگرچه پیوندی دیرین با گذشته خود داشت اما گویی یک بار دیگر متولد شد.

نکته دوم: سرگذشت رادیو در این 30 سال، در 3 دوره متفاوت 10 ساله جالب و شنیدنی است.

نکته سوم: رادیو در مرحله چهارم حیات بعد از انقلاب خود وارد عرصه‌های جدیدی شده است که درباره به ثمر رسیدن ایده‌آل‌ها و آرمان‌هایش باید حداقل 10 سال دیگر منتظر بود و آنگاه قضاوت کرد.

چند ساعت پس از پیروزی انقلاب اسلامی‌ و از آن لحظه‌ای که رادیو بیانیه شورای انقلاب را که توسط آیت‌لله هاشمی‌رفسنجانی در تالار اجتماعات مدرسه رفاه قرائت شد پخش کرد، این رسانه حیات بعد از انقلاب خود را آغاز کرد و به رسانه‌ای انقلابی ‌ اسلامی تبدیل شد. سرگذشت رادیو با تلویزیون در آن روزها خیلی فرق می‌کند. رادیو به خاطر حضور برخی از بزرگان عرصه هنر و قلم کشور به مفاسد رایج روز آنچنان آلوده نشده بود و علاوه بر فرهیختگان جامعه خیلی از مردم هم رادیو را به تلویزیون ترجیح می‌دادند. کم هزینه بودن و به راحتی در دسترس قرار گرفتن در کنار دلایل دیگری همه دست به دست هم داده بودند که رادیو رسانه منحصر به فرد زمان خودش باشد. اما وقتی که انقلاب پیروز شد عصر طلایی رادیو هم آغاز شد چون رادیو رسانه بحران بوده و هست و در دوران جنگ و انقلاب از تمام ظرفیت‌هایش استفاده کرد برای این‌که دوران بحران را مدیریت بحران کند.

دوره اول/ 10 سالگی

هفته اول مهر 58 یعنی 7 ماه پس از پیروزی انقلاب اسلامی‌ جنگ شروع شد، عراق اطراف فرودگاه مهرآباد را بمباران کرده بود، پچپچه‌هایی در داخل شهر شنیده می‌شد، نیمروز بود، در آن ساعات اگر تلویزیون را روشن می‌کردی بجز برفک (اصطلاح مرسوم آن زمان برای ساعاتی که تلویزیون برنامه نداشت) چیزی نمی‌دیدی، رادیو‌ها روشن شد. برنامه «برگی از تاریخ» در حال پخش بود و درباره سگ اشرف پهلوی صحبت می‌کرد؛ مردم به رادیو زنگ زدند: جنگ شده چرا چیزی نمی‌گویید؟ محمد جواد یاسینی، مدیر وقت پخش رادیو با شهید بهشتی تماس می‌گیرد و جواب می‌شنود: «ما می‌رویم جلسه شورای عالی انقلاب بیانیه صادر کنیم، بعد شما آن را بخوانید.» اما تا تمام شدن جلسه شورای عالی انقلاب زمان زیادی طول می‌کشد، مردم به رادیو زنگ می‌زنند، ممکن است اعتمادشان سلب شود؛ یاسینی و همکارانش تصمیم می‌گیرند، رادیو اعلام می‌کند: سر و صداهایی شنیده شده ما هم مثل شما مردم عزیز در انتظار اخبار تکمیلی هستیم ... خبرهای تلکس خوانده می‌شوند و حوالی عصر حضرت آیت‌الله خامنه‌ای به نمایندگی اعضای شورای عالی انقلاب بیانیه را به صورت تلفنی در رادیو قرائت می‌کنند.... جنگ آغاز شد و مردم رادیو‌های کوچک باتری خور خریدند برای این‌که همیشه اخبار همراه و در دسترشان باشد.

شروع عصر طلایی رادیو

رادیو در 10 سال اول حیات خود بعد از انقلاب یعنی بین سال‌های 57 تا 67 از اهمیت دوچندانی برخوردار شد؛ اول به این دلیل که رادیو به عنوان مردمی‌ترین رسانه از سوی شخص امام خمینی (ره) کنترل می‌شد و حتی گاهی ایشان مواردی را از طریق حاج احمد آقا به مدیران و برنامه‌سازان رادیو گوشزد می‌کردند. دوم به این دلیل که رادیو حلقه ارتباط مردم و رزمندگان بود، چون در همه جبهه‌ها شنیده می‌شد. برای همین است که رادیویی‌ها حضور در رادیو را در آن روزها مثل حضور در خط مقدم می‌دانستند. سوم به این دلیل که رادیو 24 ساعته شنیده می‌شد. در بمباران‌ها و خاموشی‌ها هم محدودیتی برای روشن بودن آن وجود نداشت. چهارم هم به این دلیل که در عملیات‌ها تهیه گزارش‌های زنده رادیویی به مراتب راحت‌تر از تهیه گزارش‌های تلویزیونی بود. تلویزیون در آن شرایط خیلی وقت‌ها ناچار بود با مونتاژ تصاویر، گزارش‌های رادیویی را در بخش‌های خبری و برنامه‌ای خود رله کند. گواه این اهمیت فراوان همین بس که همه داستان‌ها و رمان‌هایی که دوران جنگ را روایت کرده‌اند، نتوانسته‌اند نسبت به حضور بی‌چون و چرای رادیو بی‌تفاوت باشند. در خیلی از این آثار رادیو گاهی راوی و گاهی حتی دانای کل می‌شود.

خط مقدم 15 خرداد

ارتباط رادیو با ستاد تبلیغات جنگ در آن روزها لحظه به لحظه برقرار می‌شد و مدیر پخش رادیو عضو ستاد تبلیغات جنگ هم بود. بعضی از روزهای خاص که عملیاتی در پیش یا در حال انجام بود، تعداد دفعات ارتباط رادیو با ستاد حتی از بخش‌های خبری هم بیشتر می‌شد. در اغلب عملیات‌ها رادیو اطلاعاتی داشت که باید در برنامه‌های زنده‌اش بتدریج ارائه می‌کرد و تا تمام نشدن عملیات هم نباید همه اطلاعات لو می‌رفت و این کار بچه‌های رادیو را سخت می‌کرد. علاوه بر این آرشیو موسیقی موجود رادیو جوابگوی لحظات خاص نبود. بنابراین تولید موسیقی‌های حماسی به شکل انبوه شروع شد. تهیه گزارش از خط مقدم هم دنیای دیگری بود اغلب گزارشگران رادیو با هیجان و حالات خاصی گزارش‌هایشان را ارائه می‌کردند. آن وقت‌ها از تلفن همراه و ارتباط زنده هم که خبری نبود یا گزارشگران از طریق بیسیم گزارش می‌کردند یا این‌که نوارهای خود را به اهواز می‌فرستادند و آنجا از طریق خط برگشت پخش می‌شد و خلاصه این‌که آنها که در جبهه‌ها بودند دل به این خوش می‌کردند که از حال و احوال کشور از طریق همین رادیو آگاه می‌شوند و آنها که در شهرها و روستاها بودند شرح دلاوری‌های فرزندان ایران را از رادیو می‌شنیدند. رادیو تا پایان دوران دفاع مقدس رسانه بلامنازع بود. تحریریه پخش رادیو در روزهای جنگ مثل اتاق فکر عمل می‌کرد. نویسندگان در 2 نوبت و به صورت 24 ساعته در پخش حضور داشتند و متناسب با شرایط مطالبی را به تحریر در می‌آوردند. گاهی وظیفه آنها تولید متن‌های حماسی بود و گاهی باید رویدادها را تحلیل می‌کردند. فتح‌الله جوادی، یکی از آن نویسندگان در خاطرات خود می‌گوید: از اتاق تحریریه تا استودیو 50 متر فاصله بود. در روزهای عملیات ما این فاصله را مدام می‌دویدیم. گاهی فرصت بازبینی مطالب وجود نداشت. گاهی فریاد تهیه‌کننده که می‌خواست مطلب بعدی را بسرعت به او برسانیم وادارمان می‌کرد جملات آخر را در راه بنویسیم. گاهی در اتاق فرمان و گاهی کنار گوینده می‌نشستیم و می‌نوشتیم. برای خود من ده‌ها بار پیش آمد که حس کردم تسلط ما بر شرایط موجود در لحظه‌های حساس پخش زنده در اوج عملیات جنگی نوعی معجزه است. ساده‌ترینش این بود که درست در همان لحظه‌ای که من واژه‌ای را گم کرده بودم همان کلمه بر زبان یکی از همکاران جاری می‌شد. تا سال 65 بیشتر بار اطلا‌ع‌رسانی و تبلیغاتی جنگ بر دوش پخش رادیو بود و برنامه‌سازان تولید به رغم این‌که تلاش می‌کردند برنامه‌هایی را متناسب با شرایط روز جامعه و حال و هوای جنگ تولید کنند اما وظایف دیگری هم داشتند تا این‌که در سال 65 رادیو جبهه راه‌اندازی شد. تا آن موقع تصور همه این بود که جنگ به زودی تمام خواهد شد اما بعد از سال 65 مشخص شد که دشمن قصد دارد با فرسایشی کردن جنگ به اهداف خود دست یابد. در چنین شرایطی باید یکی دیگر از ظرفیت‌های پنهان روی کار می‌آمد تا هم پاسخی باشد برای دشمن و هم این‌که به مردم امید و روحیه بدهد. به همین دلیل رادیو جبهه با روزی 3‌‌ساعت برنامه از 30/8 تا 30/11 هر روز صبح راه‌اندازی شد. برنامه‌ها از تهران پخش می‌شد و اهواز و کرمانشاه هم صدای آن را تقویت می‌کردند. یعنی در بیش از 90‌‌درصد مناطق جنگی و خطوط مقدم صدای رادیو جبهه به عنوان رسانه مستقل برای فضاسازی در داخل جبهه‌ها شنیده می‌شد. به این ترتیب برنامه‌سازان و مدیران رادیو می‌توانستند میان مسائل پشت جبهه و مسائل جبهه تفکیک قائل شوند و برای هر کدام جداگانه برنامه‌سازی کنند.

گذر از دوره بحران

انعکاس رویداد‌های جنگ، روحیه بخشی به مردم و ... تنها کار رادیو در آن روزها نبود. خیلی از برنامه‌های رادیو در آن روزگار مورد توجه و علاقه مردم قرار می‌گرفتند؛ برنامه‌هایی مثل خانه و خانواده، صبح جمعه با شما و راه زندگی که مردم با آنها زندگی می‌کردند؛ برنامه‌هایی که درباره اقبال هرکدام از آنها می‌توان بسیار فکر و صحبت کرد... فقط یک جمله را می‌توان با یقین گفت: مردم در آن روزها با رادیو زندگی می‌کردند ... این دوره 10 ساله با تمام فراز و نشیب‌هایش تمام شد و رادیو توانست از دوران بحران با موفقیت و سربلندی بیرون بیاید و عصر طلایی خود را سپری کند.

دوره دوم/ 20 سالگی

از سال 67 دوره دوم حیات رادیو بعد از انقلاب شروع شد و تا سال 77 نیز ادامه یافت، در این دوره توجه جامعه به تلویزیون معطوف شد. اول، ساعات پخش برنامه‌های سیما بعد هم شبکه‌های تلویزیونی گسترش یافتند، جذابیت‌های این جادوگر خانگی آنقدر بود که تئاتر و سینما هم تحت‌الشعاع قرار گرفتند و با بحران روبه‌رو شدند. تازه رادیو همین یک رقیب را نداشت، ویدئو‌های خانگی و ضبط صوت‌ها بسرعت به خانه‌ها نفوذ می‌کردند، نشریات کاغذی هر روز بیشتر می‌شدند و همه اینها مجال نفس کشیدن را از رادیو می‌گرفت. انگار رادیو برای مردم دیگر چندان لطفی نداشت و شاید هم تکراری به نظر می‌رسید. کار به آنجا رسید که برنامه‌های پر طرفدار رادیو هم با ریزش مخاطب روبه‌رو شدند. به طور مثال، برنامه صبح جمعه تا 20 درصد، برنامه خانواده تا 6 درصد و برنامه سلام صبح‌به‌خیر تا 2 درصد، افت مخاطب پیدا کردند. در صورتی که در دوره عصر طلایی رادیو، میزان شنونده‌های صبح جمعه 57 تا 60 درصد، سلام صبح بخیر بین 30 تا 40درصد و برنامه خانواده 20 درصد بود. کارکنان رادیو احساس می‌کردند با شکست مواجه شده‌اند و راهی را برای نفوذ به مخاطب نمی‌شناسند. البته این قاعده درباره برخی از برنامه‌های رادیو صدق نمی‌کرد. چون برنامه‌هایی مثل «سلام صبح بخیر» با رویکرد جدیدی که برای خود طراحی کرد، «صبح جمعه با شما» به خاطر بداهه‌گویی و تیپ‌سازی‌های متنوع در برنامه طنز رادیویی «از پنجشنبه تا پنجشنبه چه خبر» با اجرای داریوش کاردان و سری برنامه‌های «راه شب» رادیو به خاطر همنفس بودن با شنونده همچنان طرفداران خاص خود را داشتند. اما یک ویژگی در رادیو خیلی مهم است و آن را از تلویزیون مستثنا می‌کند. در تلویزیون برنامه‌ها هستند که مخاطب دارند، اما در رادیو این شبکه‌ها هستند که شنونده دارند. به همین دلیل پرطرفدار بودن چند برنامه نمی‌توانست اقبال عمومی ‌برای رادیو به همراه داشته باشد. برنامه‌سازان دو گروه شدند، گروهی به ساختار برنامه‌ها عنایت داشتند و گروهی هم محتوا‌‌محور بودند. البته همه قصد داشتند در مسیری حرکت کنند که مورد قبول مخاطب باشد. رادیویی‌ها دست به کار شدند و هر جا که می‌توانستند از ضرورت بقای رادیو به عنوان رسانه‌ای مهم، تاثیرگذار و گرم حرف زدند. حتی از تریبون رسانه‌های دیگر برای تبلیغ خود استفاده می‌کردند. در آن موقع غیر از رادیو قرآن که در قالب شبکه‌ای مستقل کارش را از سال 62 آغاز کرده بود، 2 کانال رادیویی وجود داشت؛ شبکه سراسری و شبکه 2 رادیو که بعد‌ها به نام فرهنگ شناخته شد. در چنین شرایطی که میزان قابل توجهی از اعتبارات سازمان صدا و سیما به سوی تلویزیون جاری بود، رادیویی‌ها برای توسعه شبکه‌های خود خیز برداشتند. مثلا در سال 72 رادیو پیام و شبکه تهران در قالب گروه استان راه‌اندازی شدند و در سال 75 هم رادیو جوان با ماموریت جذب مخاطب جوان به میدان آمد. توسعه کمی ‌به تنهایی نمی‌توانست کارساز باشد. رادیو برای ادامه حیات خود ناچار بود مساله استراتژیکی خود را حل کند. مساله استراتژیک یعنی مساله‌ای که بقا یا پیشرفت سازمانی را تهدید می‌کند. کارشناسان این عرصه معتقدند در هر سازمانی که با نوعی بحران روبه‌رو شده است، اگر مساله استراتژیک حل شود، مسائل بعدی تا حدی حل می‌شوند ولی اگر این مساله حل نشده باقی بماند و مسائل بعدی حل شود، حتما آن مساله اصلی باقی می‌ماند و به کار لطمه می‌زند. شناخت مساله استراتژیک هم نوعی اکتشاف است که باید درون خود سازمان اتفاق بیفتد. مساله استراتژیک رادیو هم که در سال‌های پایانی دوره دوم کشف شد، این بود: حفظ مخاطب فعلی و جذب مخاطب جدید.

دوره سوم/ 30 سالگی

دوره سوم حیات پس از انقلاب رادیو با تولد رادیو معارف در سال 77 آغاز شد. حالا دیگر رادیو، مساله اصلی خود را دریافته بود. باید مخاطب قدیمی‌و فعلی حفظ شود و مخاطب جدید هم بیاید. برای تحقق این مهم، رادیو باید محیط‌شناسی می‌کرد. مدیریت پیام، اثربخشی، رقابت‌پذیری، ارتقای کیفی، کارآمدسازی، توجه خاص به مخاطبان، ایجاد تحول و تنوع، توجه به گروه‌های مختلف اجتماعی و افزایش بهره‌وری اهدافی بودند که رادیو برای خود تعریف کرد تا بتواند همچنان در سپهر رسانه‌ای کشور به حیاتش ادامه دهد. ساده این‌که حالا دیگر رادیو برای خود کارکردها و ماموریت‌های جدیدی را تعریف کرده بود. مردم دیگر علاقه‌ای به شنیدن برنامه‌های تفریحی رادیو ندارند، چه اشکالی دارد؟ رادیو می‌تواند اطلاع‌رسانی به لحظه کند. می‌تواند از ظرفیت منحصر به فرد خود در ارائه سریع اطلاعات بهره بگیرد و بی‌بدیل باشد. رادیو حالا می‌تواند به گروه‌های مختلف مردم، آموزش‌های تخصصی بدهد. اصلا ذات هیچ رسانه‌ای زوال‌پذیر نیست منتها بقای هر رسانه‌ای هم مشروط به تغییر متناسب با نیاز جامعه و کارکردهای خودش است. برای تحقق هدف بزرگ بقای رادیو 12 راهبرد تعریف شد.

توسعه تخصصی

توسعه شبکه‌های تخصصی رادیو، راهبرد اول بود. به این ترتیب، شبکه‌های رادیویی ایران به 3 گروه تقسیم شدند؛ نخست: شبکه‌های عمومی، مثل رادیو ایران، رادیوتهران، پیام، البرز. دوم: شبکه‌های اختصاصی مثل فرهنگ، جوان، گفتگو، ورزش و معارف (که اختصاص به گروه‌های خاصی از جامعه دارند) و سوم شبکه‌های تخصصی مثل سلامت، قرآن و تجارت.

توسعه تخصصی شبکه‌ها بسرعت در دستور کار قرار گرفت و به فاصله 10 سال شبکه‌های مختلفی راه‌اندازی شدند. سال 77 رادیو معارف آمد. سال 78 نوبت تولد رادیو ورزش بود. به همین ترتیب، سال‌های بعد رادیو‌های سلامت، تجارت، ایران صدا، ندای اسلام (رادیو معارف انگلیسی)، صدای آشنا، گفتگو و آوا و نوا راه اندازی شدند (رادیو نمایش و رادیو خانواده هم بزودی تاسیس خواهند شد) در ابتدا تصور برخی‌ این بود که رادیو به جای توسعه کمی ‌باید به ارتقای کیفی فکر کند چون به زعم آنها مخاطب رادیو داشت از دست می‌رفت و باید کاری انجام می‌شد اما مرور زمان ثابت کرد که شبکه‌های تخصصی و اختصاصی به‌خاطر طرح موضوعاتی خاص که مورد توجه گروه‌های مختلفی از جامعه هستند، خود به خود در جذب مخاطب موثر واقع می‌شوند و حالا هم که دیگر نیازی به این توضیح نیست که بگوییم هر کدام از شبکه‌های تخصصی و اختصاصی چقدر شنونده دارند، چون آمارهای گویایی منتشر شده و می‌شوند.

پرواز پرنده کوچک خوش صدا

یکی دیگر از راهبردهای رادیو «پرواز» بود. رادیو خوش صداست مثل یک پرنده کوچک، منتها باید پرواز کند تا در میان انبوه پرندگان غول پیکر دیده شود. این تعبیر دکتر خجسته از رادیوست. رادیو باید از پیله خود بیرون می‌آمد و در سطح بین‌المللی و داخلی ایران دیده می‌شد.

ایده جشنواره رادیو در 60 سالگی رادیو تحقق پیدا کرد. رادیویی‌ها اردیبهشت سال 79 به زیباکنار رفتند تا هم 60 سالگی رادیو را جشن بگیرند و هم در رقابتی دوستانه شرکت کنند. این جشنواره از دوره چهارم بین‌المللی شد و تا آنجا پیش رفت که در تقویم اتحادیه رادیو تلویزیون‌های کشورهای آسیا و اقیانوسیه جای بگیرد. در دوره نهم هم با همکاریABU اجلاس بین‌المللی رادیو در ایران برگزار شد. خلاصه این‌که رادیو در این سال‌ها در 2 سطح داخلی و جهانی از داخل خودش بیرون آمد و به مجامع علمی، دانشگاهی و همایش‌های مختلفی وارد شد. برخی برنامه‌ها و جشنواره‌ها را هم مثل جشن قرآنی تسنیم یا تجلیل از پیرغلامان اهل بیت(ع) شبکه‌های رادیویی طراحی کردند که ورود رادیو را در میان مردم به همراه داشت. اجلاس‌های رادیوهای قرآنی و اسلامی، اتفاق دیگری بود که به تاسیس اتحادیه رادیوهای قرآنی منجر شد و بسیار مورد استقبال مسلمانان جهان قرار گرفت. ورود به حوزه‌های علمی‌ و دانشگاهی، طرح و گسترش کرسی‌های نظریه‌پردازی، آموزش نیروی‌های انسانی، تحول کیفی و چند رسانه‌ای شدن دیگر راهکارهای رادیو برای بقا در سال‌های اخیر بودند.

رسانه زندگی

رادیو؛ این رسانه 68 ساله در طول حیات خود 2 بار با بحران روبه‌رو شد، یک بار زمان جنگ که باید به عنوان رسانه بحران در خدمت نظام و مردم قرار می‌گرفت و دومین بار وقتی که خود با ریزش مخاطب روبه‌رو شد. در هر 2 مرتبه هم رادیو توانست با محیط‌شناسی مناسب، موفق از دوره بحران عبور کند و به حیاتش ادامه دهد. حالا به واقع رادیو رسانه‌ای دوست داشتنی، ضروری و کارآمد است حالا به واقع شنیده می‌شود اغلب مسوولان ترجیح می‌دهند برنامه‌هایشان را با رادیو در میان بگذارند. خیلی از رسانه‌ها از این که رادیو برایشان تبلیغ کند استقبال می‌کنند. حالا دیگر کسی تردید ندارد که رادیو، مردمی‌ترین و فراگیرترین رسانه ایران است. فقط فراموش نکنیم که حالا رادیو در آستانه دوره چهارم حیات بعد از انقلاب خود قرار گرفته است. رسانه‌های مدرن با جذابیت‌های خیره‌کننده‌ای به میدان می‌آیند و رادیو باید یک بار دیگر مدیریت بحران کند چون اگر آنها را نشناسد و ظرفیت‌های خود را درک نکند، باز هم ممکن است به انزوا دچار شود.


فاطمه رحیمی‌



نظر خوانندگان:
لطفاً نظرات را فارسی وارد کنید
نام:    پست الکترونیک: