روزنامه جام جم
صفحه اصلی روزنامه درباره ما ارتباط با ما پیوندها راهنمای سایت بورسبورس آب و هواآب و هوا انتشاراتانتشارات اشتراکاشتراک آرشیو روزنامهآرشیو روزنامه
پنجشنبه 26 مرداد 1396 / 24 ذی القعدة 1438 / a 17 Aug 2017
صفحه اول روزنامه
سياسي
راديو و تلويزيون
اقتصاد
فرهنگي
جامعه
ورزش
دانش
جهان
حوادث
ايران زمين
گفتگو
سلامت
انديشه
صفحه آخر
جستجوی پیشرفته
ضمائم
ویژه نامه ها
سي بهار
نسخه چاپی فرستادن با پست الکترونیک
سه شنبه 22 بهمن 1387 - ساعت 23:25
شماره خبر: 100898734584
آن روزها
ناصر ابراهيمي
زیر و رو کردن خاطراتی که 30 سال از آن می‌گذرد، شاید در ظاهر کار ساده‌ای نباشد، اما وقتی این خاطرات مربوط به یک اتفاق حماسی و پرشور و هیجان مثل انقلاب شکوهمند اسلامی باشد، کافی است فقط سر صحبت را باز کنی تا آنچه نصیبت می‌شود، فقط شیرینی خاطره‌ها باشد، ناصر ابراهیمی از آن روزها می‌گوید:

30 سال پیش این روزها کجا بودید و چه می‌کردید؟

باید از کمی قبل‌تر شروع کنم، من سال 57 هدایت تیم کرمانشاه را در مسابقات دسته دوم جام تختی بر عهده داشتم که قهرمان هم شدیم، اما مهرماه همان سال بود که مسابقات به خاطر تب و تاب انقلاب تعطیل شد و بعد از آن هر چه بود شور و هیجان انقلاب و پیروزی آن و ورود امام خمینی (ره) به ایران بود.

از حال و هوای آن روزها بگویید.

بعد از سه ماه از پیروزی انقلاب،‌ 22 اردیبهشت‌ماه 58، در شرایطی که هنوز شرایط حاکم بر جامعه عادی نشده بود به همراه حسن حبیبی قرار شد تیم ملی فوتبال را دوباره سر و سامان بدهیم، ایشان سرمربی بود و من مربی، یادش بخیر با کمک آبشناسان، برادر شهید آبشناسان که آن زمان رئیس فدراسیون فوتبال بود، تیم ملی را درست کردیم و در تمام شهرها از جمله کرمان، زاهدان، بندرعباس، مریوان، ایلام و ارومیه با حضور تیم ملی مسابقاتی برگزار کردیم، بعدها هم در بازی‌های بین‌المللی شرکت کردیم و در واقع به عنوان سفیر جمهوری اسلامی ایران فرهنگ کشورمان را به همه‌جا شناساندیم.

آن زمان چند ساله بودید؟

36 سال داشتم که مربی تیم ملی شدم، آن موقع واقعا با کمک پرویز ابوطالب، خدابیامرز فکری و آبشناسان سعی کردیم فوتبال را روپا و زنده نگه داریم، بیشتر ستاره‌های ماندگار فوتبال هم مال همان دوران هستند، بهروز سلطانی، پنجعلی، ناصر محمدخانی، شاهین و شاهرخ بیانی، درخشان، حاجیلو، علیدوستی، احدی، چنگیز و مختابادی بازیکنانی بودند که البته همراه چند نفر دیگر به اولین تیم ملی بعد از انقلاب دعوت شدند.

یک خاطره خوب از آن دوران؟

تمام خاطرات خوب من ورزشی است، ما با فوتبال سال‌ها زندگی کردیم، یادم هست در همان سال‌های بعد از انقلاب با وجود امکانات کم برای زنده نگه داشتن فوتبال چقدر تلاش کردیم، یک بار در مریوان بازی داشتیم، شب تیم ملی با آن همه ستاره در یک سالن ورزشی خوابیدند، اتفاقا صفا و صمیمیت هم بیشتر از امروز بود و همه با جان و دل بازی می‌کردند.

سارا احمدیان


نظر خوانندگان:
لطفاً نظرات را فارسی وارد کنید
نام:    پست الکترونیک: