روزنامه جام جم
صفحه اصلی روزنامه درباره ما ارتباط با ما پیوندها راهنمای سایت بورسبورس آب و هواآب و هوا انتشاراتانتشارات اشتراکاشتراک آرشیو روزنامهآرشیو روزنامه
سه شنبه 04 مهر 1396 / 05 محرم 1439 / a 26 Sep 2017
صفحه اول روزنامه
سياسي
راديو و تلويزيون
اقتصاد
فرهنگي
جامعه
ورزش
دانش
جهان
حوادث
ايران زمين
گفتگو
سلامت
انديشه
صفحه آخر
جستجوی پیشرفته
ضمائم
ویژه نامه ها
چشم بيدار
نسخه چاپی فرستادن با پست الکترونیک
چهارشنبه 23 بهمن 1387 - ساعت 18:46
شماره خبر: 100898804223
به بهانه سي‌امين سالگرد پيروزي انقلاب شکوهمند اسلامي ايران
دستگاه‌ اطلاعاتي؛ ضرورت‌ها و کارکردها
30 سال از پیروزی انقلاب شکوهمند اسلامی مردم ایران گذشت. در خلال سال‌های پس از انقلاب، به رغم مشکلات بزرگ و حوادث عظیم تاریخی همچون جنگ تحمیلی، فعالیت‌های چشمگیری در تمام عرصه‌های اقتصادی (اعم از صنعتی، عمرانی، تولیدی، خدماتی و...)، تکنولوژیک، علمی، آموزشی، بهداشتی، اجتماعی، فرهنگی، سیاسی و... صورت گرفته است؛ البته به سبب مطالبات مردم از سویی و فقدان طرح جامع و موزون توسعه‌ای، از سوی دیگر، این فعالیت‌ها، به رغم گستردگی و فراوانی آنها، کافی نبوده است و جمهوری اسلامی ایران تا رسیدن به جامعه مطلوب و آرمانی گام‌های بلندتری را بایستی بردارد.

نکته‌ای که در این نوشتار مورد اشاره قرار می‌گیرد، مقوله‌ای است که به سبب سرشت بنیادی آن، غیرآشکار و ناپیدا بوده است. این مقوله به استناد قول معصوم(ع) همواره مجهول و مخفی است که «نعمتان مجهولتان الصحه و الامان.» دو نعمت مجهول و مخفی وجود دارد که عبارت است از تندرستی و امنیت.

مفهوم و ماهیت امنیت

امنیت مفهومی است که با وجود آن، چندان احساس نمی‌شود و با فقدان آن، آدمی به ارزش و گرانسنگی آن پی می‌برد و حسرت روزهایی را می‌خورد که از آن برخوردار بوده است و به درستی یکی از اندیشمندان به این نکته تاکید می‌ورزد که امنیت، ممکن است نه یک هدف، بلکه یک نتیجه تعریف شود و این به آن معناست که ما تا زمانی که مورد تهدید واقع نشده‌ایم و امنیت خود را از دست نداده‌ایم، نمی‌توانیم تشخیص دهیم که امنیت چیست و تا چه اندازه مهم است!

بنابراین مفهوم امنیت، هنگامی به خوبی درک می‌شود که مردم در شرایط «سلب امنیت» قرار گیرند و یا کشور خود را با کشور دیگری مقایسه کنند که شب و روز از آن کشور اخبار ناگواری از جنایت، خشونت، ترور، انفجار، منازعه و جنگ از طریق رسانه‌ها به ایشان منعکس می‌شود.

«امنیت» اصلی‌ترین و بنیادی‌ترین کارویژه حکومت‌هاست و در این گزاره، تمامی اندیشمندان و نظریه‌پردازان اشتراک نظر کامل دارند و اساسا مطابق نظریه‌های اجتماعی، داد و ستدی میان مردم و حکومت صورت می‌پذیرد که ضمن آن، مردم به حکومت (دولت) مالیات می‌پردازند و در مقابل، از آنها «نظم» و «امنیت» مطالبه می‌کنند و حکومت نیز از خلال اجرای قانون متعهد به اجرای این قرارداد می‌شود.

چنانچه بخواهیم در بیان مفهوم امنیت غور و فحص بیشتری کنیم و به ابعاد کلان آن بپردازیم، ناچار خواهیم بود که به تعریف «امنیت ملی» نیز اشاره‌ای داشته باشیم. امنیت ملی نوعی مصونیت نسبی یا مطلق یک کشور از تهاجم مسلحانه یا خرابکارانه سیاسی، نظامی، اقتصادی، اجتماعی احتمالی همراه با وارد کردن ضربه کاری در صورت مورد حمله قرار گرفتن به شمار می‌رود.

از این واژه‌ همچنین ‌تعاریف مختلفی صورت گرفته است. برخی صاحب‌نظران معتقدند: امنیت ملی آن قسمت از خط‌مشی دولت است که هدفش فراهم آوردن شرایط ملی و بین‌المللی سیاسی مطلوب در جهت گسترش ارزش‌های حیاتی علیه متخاصمان و دشمنان بالقوه موجود است.

در همین راستا امنیت در بعد عینی عبارت است از فقدان تهدیدات نسبت به ارزش‌ها و در بعد ذهنی عبارت است از فقدان ترس از این ‌که چنین ارزش‌هایی مورد هجوم واقع شوند.

برخی معتقدند‌: امنیت یک کشور عبارت است از این ‌که آن کشور در معرض خطر قرار نگرفته، آزاد از هر گونه تهدید و فارغ از هر نوع ترس از خطر باشد. امنیت یک کشور یعنی مقدار ثباتی که آن کشور از آن برخوردار است.

با تعاریف و اوصاف برشمرده، با این نکته کلیدی مواجه می‌شویم که حکومت‌ها برای حفظ واحدهای ملی و سیاسی خود و برای پاسداشت از آرمان‌های ملی و نیز به منظور پویایی، بالندگی و رشد و توسعه خویش، همواره می‌بایست فضاها و ظرفیت‌های امن و آرامی را فراهم سازند. پیشاپیش بحران‌ها، تهدیدات و آسیب‌ها را رصد نموده و با هشیاری وآمادگی لازم در برابر آنها تدبیر بایسته و شایسته را همراه با اقدامات به‌موقع، در خور و متناسب داشته باشند. این فرآیند، گرچه مستلزم هشیاری مردم و مشارکت ایشان می‌باشد، لیکن طراحی و اجرای نظام‌مند و شامل و جامع آن، از عهده بخش‌های غیردولتی برنمی‌آید‌؛ چراکه اساسا «امنیت» یک کالای عمومی بهشمار می‌رود و معمولا دولت‌ها متکفل تامین کالاهای عمومی هستند. کالاهای عمومی، کالاهایی هستند که بخش خصوصی توان، انگیزه و منابع مالی لازم برای تولید آن را ندارد. ویژگی کالاهای عمومی این است که اگرچه تولید آن برای تولیدکننده (حکومت) هزینه‌هایی را در بر دارد، ولی برای مصرف‌کننده آن هیچ هزینه‌ای تحمیل نخواهد شد. از این رو مردم  به عنوان مصرف‌کنندگان کالای گرانبهای امنیت  مستقیما بهایی برای آن پرداخت نمی‌کنند. ویژگی دیگر کالاهای عمومی، رقابت‌ناپذیر بودن آن است و نیز با استفاده فرد یا افرادی از این کالا (امنیت)، از میزان آن کاسته نمی‌شود و در استفاده از آن تقدم و تاخری وجود ندارد.

از سوی دیگر، امنیت به مثابه یک کالای زیربنایی و زیرساختی همواره مورد تاکید اندیشمندان و صاحب‌نظران حوزه‌های سیاسی  امنیتی است. می‌دانیم که کالاهای زیرساختی و زیربنایی مقدمه هر گونه تولید، فعالیت، جهش، پویش و رشد عمومی است. فقدان این‌گونه کالاها پیامدی جز اخلال، شوک، بی‌تحرکی و عقب‌ماندگی نخواهد داشت. با فقدان کالای زیربنایی امنیت، امکان هر گونه ایجاد و گسترش نظم اجتماعی، به کارگیری سرمایه‌های اجتماعی و اقتصادی، فعالیت مردم در تمام شئون فردی و جمعی، رشد و توسعه اقتصادی، سیاسی، اجتماعی و فرهنگی میسر و ممکن نخواهد بود. پیوسته شنیده‌ایم که گفته می‌شود «سرمایه نیازمند شرایط و محیطی امن است و در صورت فقدان بسترهای مطمئن و امن، از عرصه فعالیت خارج می‌شود.» این جمله، گزاره‌ای کلیدی است که اهمیت و ضرورت امنیت را به ما گوشزد می‌نماید. در شرایط فقدان امنیت هم سرمایه‌های مادی و هم سرمایه‌های انسانی و اجتماعی یا غزل خداحافظی می‌خوانند یا در صورت به‌کارگیری، هدر می‌شوند و از تمام پتانسیل آنها بهره‌برداری مطلوبی صورت نمی‌گیرد و در نتیجه بازدهی و کارآمدی کاهش می‌یابد. از این رو زیرساخت بسیاری از فعالیت‌ها، تولیدات، نوآوری‌ها و خدمات در هر جامعه‌ای، امنیت به شمار می‌رود.

ایجاد شرایط امن و بسط و گسترش امنیت در جامعه مستلزم وجود اطلاعات جامع و کافی از وضعیت حال و آینده است. این‌که جامعه هم‌اکنون در چه شرایطی به سر می‌برد و در آینده این شرایط چگونه دچار پویش و تحول خواهند شد. جامعه در حال حاضر با چه مسائل، مشکلات، فرصت‌ها، بحران‌ها، تهدیدات و آسیب‌ها روبه‌روست و در آینده نیز با چه مشکلات، فرصت‌ها، تهدیدات و آسیب‌هایی مواجه خواهد شد. بدون داشتن اطلاعات در این حوزه‌ها، نمی‌توان امنیت را چه در ابعاد خرد و چه در ابعاد کلان (ملی) آن ترسیم نمود و آن را در جامعه گسترش داد. به این سبب است که گفته می‌شود «اطلاعات» و «امنیت» لازم و ملزوم یکدیگرند. فقدان یکی از این دو مقوله، آسیب جدی بر مقوله دیگر وارد می‌سازد و نهایتا انتظار داشتن شرایط امن و مصون از آسیب و تهدیدات را منتفی می‌سازد.

ماهیت و سنخ‌شناسی اطلاعات

نخست لازم است بدانیم که تعریف ما از «اطلاعات» چیست. می‌دانیم که اطلاعات در زبان فارسی ترجمه دو واژهInformation وIntelligence است، اما معمولا از واژه نخست «اطلاعات عام» مستفاد می‌گردد و از واژه دوم «اطلاعات ویژه» یا «اطلاعات خاص.» ابعاد و مصادیق اطلاعات عام خیلی وسیع است و شامل هرگونه اخبار و دانسته‌هایی می‌شود که در جامعه در بنگاه‌های مختلف تولید و منتشر می‌گردد. روزنامه‌ها، نشریات، رادیو و تلویزیون، کتابخانه‌ها و مراکز اسناد، کافی‌نت‌ها، مراکز اطلاع‌رسانی اقتصادی، بنگاه‌های معاملات ملکی، عکاسی‌ها، مراکزی که با رایانه سروکار دارند، چاپخانه‌ها، ویدئوکلوپ‌ها، سینماها، استودیوها و... همگی با «اطلاعات»، به معنای عام آن، چه در تولید، چه در توزیع و انتشار و چه در تعمیر وسایل اطلاع‌رسانی، سروکار دارند.

اما اطلاعات به معنای اخص آن که به عنوان اطلاعات ویژه نیز از آن یاد می‌شود، آن‌گونه اخبار ارزیابی شده، و تجزیه و تحلیل شده‌ای است که با استفاده از روش‌های جمع‌آوری خاص (اعم از جمع‌آوری اخبار از طریق آشکار، رسمی، فنی و پنهانی) و در فرآیندی دقیق و علمی، کسب و تولید می‌شود و این اطلاعات دارای مصرف‌کننده خاصی است. تنوع موضوعی این اطلاعات بستگی به نوع نیاز و فعالیت مصرف‌کننده دارد‌؛ ازاین‌رو اطلاعات ویژه در موضوعات مختلف سیاسی، اقتصادی، اجتماعی، فرهنگی، امنیتی، نظامی، علمی و تکنولوژیک تولید می‌گردد.

جمهوری اسلا‌می ایران تا رسیدن به جامعه مطلوب و آرمانی گام های بلندتری را بایستی بردارد

برخلاف اطلاعات به معنای عام، اطلاعات ویژه نه برای تفنن و گذران اوقات فراغت مصرف‌کننده تولید و منتشر می‌شود، نه برای ارضای حس کنجکاوی و خبرجویی وی، نه برای اقدامات ماجراجویانه و نه برای دانستن محض و متراکم کردن آن در حافظه مصرف‌کننده. بلکه این اطلاعات صرفا برای «تصمیم‌گیری» و «اقدام» برای مصرف‌کننده فرادهی می‌شود. به این سبب است که همواره گفته می‌شود که اطلاعات و تصمیم‌گیری دو روی یک سکه هستند. هر گونه تصمیم‌ عاری از اطلاعات احتمال خطا و اتلاف هزینه‌ها را افزایش می‌دهد. مگر ممکن است یک مسافر بدون اطلاع از مسیر رسیدن به مقصد (شهر مورد نظر) به مقصد خود برسد؟!

در اینجاست که به اهمیت اطلاعات برای تدبیر امور و اداره یک کشور و تصمیم‌گیری مفید و مطلوب پی می‌بریم. همواره حکومت‌ها نیازمند یک دستگاه اطلاعاتی منسجم، امین و پرکاری هستند تا با استفاده از آن سکان اداره جامعه و هدایت کشتی مدیریت کشور را به نحو مطلوب و شایسته به دست گیرند.

ویژگی‌های اطلاعات ویژه

اطلاعات تولیدی این دستگاه بایستی دقیق، به‌موقع و جامع‌الاطراف، ارزیابی شده (صحت و سقم آن تعیین شده)، واقع‌نما، فارغ از دخالت متغیرهای مزاحم (ارزش داوری‌های مرجع تولیدکننده اطلاعات، حب و بغض‌ها، خواست اندیشی‌ها، ریاکاری‌ها و تملق‌ها، ورود عنصر تبلیغ و تهییج در اصل اطلاعات و...) قابل فهم، روزآمد، مفید، تاثیرگذار و... باشد.

اطلاعات و تصمیم‌گیری

در صورتی که چنین اطلاعاتی تولید گردد و متناسب با زمان و نیاز دستگاه‌های تصمیم‌گیرنده، به آنها عرضه گردد، مسلما تراز تصمیم‌گیری را در تدابیر حکومتی افزایش‌ و ضریب خطاها را به حداقل کاهش می‌دهد؛ البته به شرطی که دستگاه تصمیم‌گیری نیز عمیقا خود را نیازمند به چنین اطلاعاتی بداند و آنها را در فرآیند «عزم»، «تصمیم» و «اقدام» خود دخالت دهد.

سابقه و عملکرد دستگاه اطلاعاتی در رژیم پهلوی

می‌دانیم که در رژیم گذشته، سازمان اطلاعات و امنیت کشور (ساواک) و نیز بخش‌های اطلاعاتی ارتش و دفتر اطلاعات ویژه (دربار) متکفل تهیه و تامین اطلاعات برای رژیم منحوس شاهنشاهی بوده‌اند. عملکرد بخش عمده‌ای از این دستگاه‌ها، نه‌تنها امنیت‌آفرین نبود، بلکه با دادن آدرس‌های غلط به سردمداران رژیم و با اصلی کردن فرعیات و فرعی کردن اصلی‌ها، ارائه اطلاعات متناسب با ذائقه و پسند شاه، استفاده ابزاری از اطلاعات برای ارتقای پست و مقام با ارائه اطلاعات گزینشی و با چینش خاص اخبار و اطلاعات، اغماض از ارائه اطلاعات مربوط به فساد رژیم و لاپوشانی کردن آنها، امنیتی کردن جامعه و بسط خفقان، محدود نمودن آزادی‌های اجتماعی و سیاسی و دینی مردم، ایجاد رعب و وحشت و ارعاب، بازجویی‌های کذایی، شکنجه و اعدام مبارزان و فشار بر نخبگان سیاسی، مذهبی و اجتماعی و... شرایطی در ذهنیت جامعه ایران به وجود آوردند که در نهایت به انقلاب عظیم اسلامی ملت ایران در بهمن ماه 1357 انجامید. پس از انقلاب، سابقه مشئوم ساواک موجب شده بود که رهبران انقلاب، اساسا در ابتدا در پی ایجاد دستگاه اطلاعاتی نباشند. ضمن این‌که گمان بسیاری بر این بود که دستگاه اطلاعاتی یعنی دستگاهی که متکفل دخالت در حوزه‌های خصوصی مردم، دستگیری، بازجویی، زندان، شکنجه و... است و نیز تحدیدکننده آزادی‌های سیاسی و اجتماعی مردم می‌باشد.

ضرورت‌های تاریخی

در همان اوان پیروزی انقلاب اسلامی، پس از وقوع حرکت‌های تجزیه‌طلبانه در کردستان و وقایع ترکمن صحرا و ترورهای زنجیره‌ای گروه فرقان که در فواصل بسیار کوتاه (و دقیقا در شرایطی که همه گروه‌های سیاسی امکان فعالیت بی‌حد و حصر در جامعه داشته‌اند) صورت گرفت و در پی آن سرلشکر ولی‌الله قرنی، آیت‌الله مرتضی مطهری، آیت‌الله ‌هاشمی رفسنجانی، دکتر محمد مفتح و دو محافظ وی، حاج مهدی عراقی و فرزندش حسام، آیت‌الله قاضی طباطبایی، حاج طرخانی و تعدادی دیگر، مورد سوءقصد قرار گرفته و برخی از این شخصیت‌ها به شهادت رسیدند، نظام تازه تاسیس جمهوری اسلامی ایران ناچار گردید در سطحی بسیار محدود فعالیت‌های اطلاعاتی خود را آغاز نماید تا بتواند طلایع فتنه را شناسایی نماید و تداوم آن را مانع گردد.

در اثنای این رخدادها، حوادث بی‌شماری در کشور به وقوع پیوست که همگی امنیت نظام نوپای اسلامی و جامعه را نشانه رفته بود. علاوه بر ترورهای یادشده، وقایع و انفجارات خوزستان، وقایع ترکمن صحرا، پاوه و نقده، حرکت‌های گسترده مسلحانه و نظامی در بخش‌هایی از کشور، کمین‌ها و گروگان‌گیری‌ها، حادثه زندان دوله‌تو و شهادت جمع زیادی از گروگان‌هایی که از سوی گروهک‌ها در آن زندان نگهداری می‌شدند، تحرکات سلطنت‌طلبان، کودتای نوژه، تظاهرات مسلحانه گروه‌ها، انفجارات وسیع منافقین، ترورهای مسوولان عالی کشور (رئیس جمهور شهید محمدعلی رجایی، نخست وزیر شهید دکتر محمدجواد باهنر، رئیس دیوان عالی کشور شهید آیت‌الله دکتر محمد حسینی بهشتی، دادستان کل انقلاب شهید آیت‌الله قدوسی، رئیس شهربانی کل کشور شهید سرهنگ وحید دستجردی و تعداد زیادی از مسوولان، وزرا و نمایندگان مجلس و...) ترورهای کور که روزانه ده‌ها نفر را نشانه می‌رفت، تحرکات دولت سابق عراق و انفجارات گسترده عوامل صدام در شهرهای مختلف، شرارت‌های شرق کشور و... شمه‌ای از رویدادهای ضدامنیتی بود که نظام جمهوری اسلامی ایران را مصمم می‌ساخت نسبت به شناسایی فتنه‌ها و ناکام ساختن تحرکات بعدی آنها اقدامی جدی به عمل آورد.

در کنار وقایع پیش‌گفته، به سبب انحلال ساواک، امکان کنترل عوامل خارجی در کشور نیز کاملا منتفی شده بود‌؛ از این رو در ماه‌های اولیه پس از پیروزی انقلاب اسلامی، ایران فی‌الواقع بهشت جاسوسان لقب یافته بود. عوامل بیگانه به راحتی به هر اقدامی دست می‌زدند و نیز به جاسوسی در سطحی وسیع می‌پرداختند که ضروری می‌نمود دستگاهی تاسیس گردد تا مراقبت‌های لازم را در این زمینه به عمل آورد.

از آنچه گذشت چنین می‌توان نتیجه گرفت که اولا ضرورت‌ها و شرایط تحمیل شده به نظام جمهوری اسلامی ایران سبب شده بود که دستگاه‌های اطلاعاتی در کشور تاسیس شوند و ثانیا نگاه متولیان امور به ساختار و کارکرد اطلاعات، نگاهی «محدود» و «حفظ محور» بود تا با انجام مراقبت‌های لازم، نظام جمهوری اسلامی ایران و مردم از هرگونه تعرض و تهدیدی مصون گردند. از این رو، هنوز تعریف کلاسیک و علمی از دستگاه اطلاعاتی چندان بروز ننموده بود.

مقدورات و محدودیت‌ها در تاسیس دستگاه اطلاعاتی جمهوری اسلامی ایران

نکته بسیار جالب و مهمی که در این میان می‌توان بدان اشاره نمود، این است که بسیاری از سازمان‌ها و نهادها، پیش از پیروزی انقلاب اسلامی با سازمان و تشکیلات و شرح وظایف تعریف شده‌ای وجود داشته‌اند. به عنوان نمونه وزارتخانه‌های جمهوری اسلامی ایران، به لحاظ عنوان، سازمان و تشکیلات، وظایف و کارکردها همان وزارتخانه‌هایی بودند که پیش از پیروزی انقلاب وجود داشتند و صرفا مسوولان ارشد آنها تغییر یافته بود، اما مسوولان و متولیان امور به سبب اصول، باورها و آرمان‌های خود و نیز به جهت سابقه عملکردی غیرقابل توجیه ساواک و همچنین به لحاظ فضای سیاسی و روان‌شناختی موجود در میان احزاب و افکار عمومی، عقلا و منطقا و عرفا نمی‌توانستند با استفاده از امکانات، سازمان و بدنه اجرایی ساواک و صرفا با تغییر نام آن؛ فعالیت‌های اطلاعاتی را ادامه دهند.

پیش‌نیاز برقراری امنیت و گسترش آن در جامعه، وجود دستگاه اطلاعاتی حرفه‌ای و کارکنان متخصص و باهوش آن است

از این رو می‌بایست سازمانی جدید، با نیروی انسانی متعهد به ارزش‌های انقلاب اسلامی و با سیاست‌ها و وظایفی مشخص تاسیس می‌گردید. لذا تاسیس این سازمان امری بس مشکل و بغرنج به شمار می‌رفت‌؛ چراکه مقرر شده بود که چیزی که «وجود ندارد»، «وجود پیدا کند» و مقرر گردیده بود که به هیچ عنوان از عناصر ساواک، استفاده نشود. با این وصف ایجاد دستگاه اطلاعاتی چیزی شبیه معجزه بود که فاقد شیء را معطی شیء سازد و جالب اینجاست که پس از کشف کودتای نوژه و در ضربه‌های مختلف به گروه‌ها و شبکه‌های مسلح برانداز، اعضای متواری یا هواداران آنها در تحلیل‌های خود باور نمی‌کردند که این کشف‌ها و ضربه‌ها راسا از سوی جوانان تازه‌کار اطلاعاتی صورت گرفته است و همواره در چارچوب تصور قالبی به این نکته تاکید می‌ورزیدند که جمهوری اسلامی ایران در این حوزه، از عناصر ساواک یا از طریق هدایت سایر سرویس‌های اطلاعاتی جهان بهره‌برداری نموده است! اگر تعهد، دلسوزی، دلبستگی، هوش و فراست و تلاش‌های شبانه‌روزی کارکنان تازه وارد دستگاه‌های اطلاعاتی نبود، کشورمان به مراتب بیش از این باید برای استقرار، حفظ و ثبات جامعه هزینه می‌پرداخت و دیگر در آن وضعیت، بسیاری از توطئه‌هایی که در نطفه خفه می‌شدند، صورت تحقق می‌یافتند. در آن صورت ممکن بود کشورمان دو پدیده «لبنانیزه شدن» و «بالکانیزه شدن»، هر دو را تجربه نماید. یا آشوب‌ها و هرج و مرج‌ها و چالش‌ها و نزاع‌های خونین و خشونت‌بار دستجات مختلف، همه سطوح کشور را تحت تاثیر قرار می‌داد و آسایش و امنیت جامعه را به مخاطره می‌افکند یا با حرکت‌های تجزیه‌طلبانه‌ای که گاه از سوی دولت‌های خارجی نیز مورد حمایت قرار می‌گرفت، نقشه سیاسی کشور تغییر می‌یافت. البته در پی غلو و اغراق نیستیم و یگانه عامل کنترل اوضاع را عملکرد به‌موقع دستگاه‌های اطلاعاتی نمی‌دانیم. رهبری امام خمینی(ره)، تدابیر کلیه مسوولان کشور از بدو تاسیس جمهوری اسلامی تاکنون، بسیج و مشارکت مردم به عنوان سازمان اطلاعاتی 36 میلیونی( -به تعبیر حضرت امام (رضوان‌الله تعالی علیه- ) و از همه مهم‌تر توجه و عنایات خداوند حکیم قطعا تأثیر عمده‌ای در عرصه امنیتی و سیاسی کشور داشته است؛ لیکن بسیاری از مقدمات لازم، دیده‌بانی‌ها و رصدها، پیش‌بینی‌ها و بررسی‌های مختلف و تغذیه‌های اطلاعاتی دقیق و به‌موقع و... از سوی همین دستگاه‌های نوپای اطلاعاتی کشور صورت گرفته است.

بخش‌هایی از کارنامه عملکردی دستگاه اطلاعاتی کشور

کارنامه جامعه اطلاعاتی کشور، به ویژه دستگاه اطلاعاتی مادر «وزارت اطلاعات»، بسیار وسیع‌تر از آن است که در این مجال بخواهیم تمام آن را بگشاییم و البته به سبب سرشت ویژه فعالیت اطلاعاتی و به منظور عدم سوءاستفاده بیگانگان نمی‌توان گزارشی درخور و حاوی جزییات درباره عملکرد این دستگاه‌ها ارائه نمود و در سطح وسیع منتشر ساخت.

ارتباط تنگاتنگ امنیت و اطلاعات

همان گونه که پیش از این اشاره شد، فقدان امنیت، ارج و منزلت امنیت را به نمایش می‌گذارد، لیکن منزلت رفیع امنیت بستگی تام و تمام با مقوله اطلاعات دارد. به تعبیری دیگر هنگامی که در محیطی امنیت وجود نداشته باشد، بیانگر این است که کار اطلاعاتی نیز وجود ندارد یا اشراف اطلاعاتی نسبت به تمام حوزه‌های حساس منتفی است؛ چراکه در صورت انجام کار اطلاعاتی، اقدام مجریان نیز متناسب با اطلاعات به دست آمده موجب می‌شود که امنیت و ثبات حاکم گردد. از این رو می‌توان بر این نکته پای فشرد که  به تعبیر یکی از صاحب‌نظران  یک فرد اطلاعاتی، «وقتی» تلاش می‌کند، که کسی «متوجه» نیست و البته کثیری از نیروهای اطلاعاتی وظیفه‌ای را در جمهوری اسلامی ایران عهده‌دار شده‌اند که در آن از اظهار و ابراز و شهرت‌طلبی بدرقه و متقابلا از پرده‌نشینی و گمنامی و خاموشی استقبال شده است و همواره این سخن معصوم نصب‌العین کارکنان این عرصه قرار گرفته است که اتمام عقل و بلوغ و پختگی آدمی در گرو خصلت‌هایی چند نهاده شده است؛ ازجمله این‌که گمنامی در کام وی مطبوع‌تر از شهرت‌طلبی باشد (لایتم عقل امرء مسلم حتی تکون فیه عشر خصال الخیر منه مامول ... و الخمول اشهی الیه من الشهره.)

مردم کشورمان به خوبی به این امر واقف هستند که دستگاه اطلاعاتی جمهوری اسلامی ایران بسیار متفاوت از دستگاه نظیر خود در دوران رژیم پیشین (ساواک) بوده است. در ساواک، به ویژه در حوزه‌های امنیتی آن، نیروهایی پرورش یافته بودند که همواره در پی استقرار و ادامه حیات استبداد شاهی بوده‌اند و وظیفه‌ای جز تقویت نظام مستبد شاهنشاهی بر خود فرض نمی‌کرده‌اند و برای تقویت ظلم و استبداد، از هر تلاش غیراخلاقی و غیرانسانی فروگذار نبوده‌اند. به تعبیری دیگر، «مرجع امنیت» در عملکرد ساواک چیزی جز شخص شاه نبوده است. تنها اوست که باید برقرار و آسوده خاطر باشد؛ به هزینه فشار به ملت و شهروندان ایرانی و تضییع حقوق آنها. گرد خفقان و اختناقی که ساواک و پلیس سیاسی و انتظامی رژیم شاهنشاهی بر کل کشور پراکنده ساخته بود، اجازه هرگونه فعالیت، ابتکارو نوآوری، تلاش آزادانه و آزادگی را از مردم، نخبگان، نهادهای مدنی و تشکل‌های سیاسی سلب نموده بود. با اندکی دقت در این موضوع، می‌توان چنین ارزیابی نمود که نهادی که وجه تسمیه و علت موجده آن برقراری امنیت و زدودن خوف و ترس بوده است، به نحو پارادوکسی به ضد فلسفه وجودی خود درآمده بود و عملا تبدیل به اختاپوسی شده بود که به جای «گسترش امنیت»، فضای سیاسی و اجتماعی کشور را «امنیتی» ساخته بود و به جای زدودن ترس و وحشت، سایه خوف و وحشت و ارعاب را بر سر مردم گسترانیده بود. آیا هم‌اکنون مردم کشورمان، چنین تصور و گمانی را از دستگاه اطلاعاتی جمهوری اسلامی ایران دارند؟ در پاسخ به این سؤال، اگر قدری از معدود ادعاهای بی‌سند و بعضا شایعه‌افکنی‌های ناآگاهان، بدخواهان و یا دشمنان نظام فراتر برویم، کافی است با افرادی به گفت‌وگو بنشینیم که در خلال سال‌های گذشته، به دستگاه اطلاعاتی احضار شده‌اند و حتی گاه در بازداشت به سر برده‌اند. بسیاری از این افراد اذعان دارند که در مواجهه با ایشان سعی شده است برخورد اسلامی، انسانی، منطقی و اخلاقی صورت پذیرد. نیروهای اطلاعاتی از هرگونه تعرض، تهدید، جسارت و... نسبت به ایشان مبرا بوده‌اند و در فرجام کار، پرونده‌ای کاملا دقیق و به دور از هرگونه گزافه‌نویسی و بزرگ‌نمایی و سندسازی به قوه قضاییه عرضه نموده‌اند.

آیا می‌توان دستگاه اطلاعاتی جمهوری اسلامی ایران را که برگرفته از ارزش‌های متعالی انسانی و اسلامی و مطابق آرمان‌های مندرج در قانون اساسی شکل گرفته است و در اولیه‌ترین آموزش‌های خود به پرسنل، حرمت مردم و کرامت و شرف انسانی و ارزش حریم خصوصی آحاد جامعه و منع تفتیش عقاید و حرمت تجسس در امور اخلاقی، خصوصی و خانوادگی ایشان را به کارکنان خود گوشزد می‌نماید، با سایر دستگاه‌های اطلاعاتی اغلب کشورها مقایسه نمود که اساسا مفاهیمی چون اخلاق و منزلت انسانی، کرامت، حرمت، تعهد، آرمان، منع تجسس و... برای آنها «مفهوم» نیست!

نقش تدبیر و بصیرت در فعالیت‌های اطلاعاتی

علی  علیه‌السلام  در وصف یاران خود تعبیر زیبایی دارد که می‌فرماید: «حملوا بصائرهم علی اسیافهم»، یعنی یاران من بصیرت، دورنگری و تیزبینی خود را روی شمشیرهای خود حمل می‌کنند. بنابراین استفاده محض از شمشیر و اسلحه بدون تدبیر و تامل و بصیرت، می‌تواند فاجعه‌آفرین باشد و حوادث ناگواری را به جامعه تحمیل نماید و اساسا آرمان این انقلاب استفاده همیشگی و مداوم از شمشیر و قدرت عریان نیست (به تعبیر بنیان‌گذار جمهوری اسلامی ایران که فرمودند امیدواریم بشر به رشدی برسد که مسلسل‌ها را به قلم تبدیل کند.) بلکه آرمان و هدف عمده انقلاب اسلامی ایران در ساحَت اخلاق و فرهنگ تبلور می‌یابد و انسان تراز جمهوری اسلامی ایران، برابر قانون اساسی کشورمان، و مطابق منش مولای متقیان علی  علیه‌السلام  که «میزان اعمال» شناخته می‌شود، انسانی دانا، متعهد و مسوول، با فضیلت و با کرامت است. اما به هر تقدیر و به حسب ضرورت و در مواضعی که اساس نظام جمهوری اسلامی ایران و تمامیت ارضی کشور و امنیت شهروندان مورد تهدید بالفعل قرار می‌گیرند، شمشیرها به کار می‌آیند آن هم شمشیرهایی که همراه با تدبیر و بصیرت از نیام بیرون کشیده شوند و دقیقا فتنه‌های دشمنان و بیگانگان را هدف قرار دهند. مردم عزیز کشورمان به خوبی می‌د‌انند که دستگاه هشیار و بیدار اطلاعاتی جمهوری اسلامی ایران چه بسیار طرح‌های ترور و نقشه‌های تخریب و انفجار و خرابکاری‌های معاندان را پیش از هرگونه اقدامی شناسایی و در نطفه خفه نموده است که در صورت وقوع آسیب‌های انسانی و مادی فراوانی به نظام و مردم وارد می‌شد.

در ساواک، ‌همواره در پی استقرار و ادامه حیات استبداد شاهی بوده اند و وظیفه ای جز تقویت نظام مستبد شاهنشاهی برخود فرض نمی کردند

دستگاه اطلاعاتی کشور، یکی از مصادیق بارز تعبیر زیبای مولا علی  علیه‌السلام  است؛ چراکه همواره سعی این دستگاه فهم صحیح و دقیق و به موقع شرایط و اوضاع کشور و پیشگیری فوری از وقوع بسیاری از تهدیدات و آسیب‌ها بوده است. دستگاه اطلاعاتی «کارشناس محور» است و اکثر قریب به اتفاق اقداماتش بر پایه دیدگاه‌های کارشناسی و مطالعات عمیق و تخصصی استوار شده است. همواره کارشناسان دستگاه اطلاعاتی کشور، آخرین نظریه‌های اطلاعاتی و امنیتی را مورد مطالعه قرار می‌دهند، دیدگاه‌های تخصصی دیگران را  اعم از صاحب‌نظران، نخبگان، متخصصان و اندیشمندان و متولیان فرادستگاهی  مطمح نظر قرار می‌دهند و لذا بیگانه با اندیشه‌ها و رویکردهای خارج از چارچوب‌های سازمانی خود نیستند، امنیت ملی را همپای منافع ملی، تهدیدات را در کنار فرصت‌ها، نقاط ضعف را در کنار نقاط قوت، آسیب‌ها را در کنار منافع عمومی، نارضایتی‌ها را در کنار رضایت‌مندی‌ها، پویایی را در پرتو نظم و استقرار، عمل قانونی را در کنار الزامات حرفه‌ای و اخلاقی، تخصص را در کنار تعهد، محدودیت‌ها را در کنار مقدورات، زمان حاضر را با نگاه به آینده، موضوعات اصلی را توام با نیم‌نگاهی به موضوعات فرعی، مشروعیت را در کنار مقبولیت و اقتدار را به جای قدرت عریان در نظر می‌گیرند. و تمام هم و غم و دغدغه ایشان چیزی نیست جز خدمت به اسلام، نظام و مردم از طریق سالم‌سازی محیط و بسط امنیت.

دریغ که حزم و احتیاط اقتضا می‌کند قدری از امور جاریه و وقایع اتفاقیه و کدهای عینی و مستند برای تأیید و اثبات جملات پیشین فاصله بگیریم و به عملکردهای کلان و بنیان‌های کلی اشاره کنیم.

دیپلماسی و اطلاعات

در بعد دیپلماسی، دستگاه اطلاعاتی نیز وظیفه سنگینی را در پشتیبانی برای اجرای سیاست خارجی عهده‌دار است. به طور کلاسیک دستگاه‌های اطلاعاتی با دستگاه‌های سیاست خارجی رابطه تکمیل کنندگی و رابطه راهبری و پشتیبانی متقابل دارند. اگر به اهداف سیاست خارجی تأمل شود، ملاحظه می‌شود که دستگاه اطلاعاتی می‌تواند در مدیریت تهدیدات، صید فرصت‌ها و مدیریت آن، ایجاد کانال‌های ارتباطی مطمئن جهت انتقال پیام‌های حساس به صورت دقیق، صریح و قابل اطمینان، تعریف و تعیین حوزه‌ها و مناطق سیاست خارجی، مدیریت منازعات و اختلافات دوجانبه و چندجانبه، روان‌سازی و تسهیل انتقال فراگیر ایده‌ها و نگرش‌های کشور خودی به دنیای خارج، مدیریت تعامل اتباع کشور در خارج از کشور، مدیریت ایجاد و توسعه همکاری‌های سودمند با طرف‌های خارجی (دولتی و غیردولتی) در ابعاد سیاسی، اقتصادی، علمی، تکنولوژیک و امنیتی، مدیریت تولید و انتقال فراورده‌های اطلاعاتی (داده‌ها، تحلیل‌ها، برآوردها، پیش‌بینی‌ها و هشدارها)، مدیریت ادراک متقابل غیرآشفته از رفتارها، تصمیم‌ها و نگرش‌های متقابل (پیش‌بینی‌پذیر کردن نسبی رفتارها) و... به کمک دیپلماسی کشور بشتابد. بر بسیاری از مسوولان کشور پوشیده نیست که دستگاه اطلاعاتی در این زمینه، چه خدمات بزرگی را صورت داده است.

ماحصل کلام

در یک جمع‌بندی نهایی می‌توان گفت:

1- پیش‌نیاز برقراری امنیت و گسترش آن در جامعه، وجود دستگاه اطلاعاتی حرفه‌ای و کارکنان متخصص و باهوش آن است که با فرادهی‌های خود متولیان امر را در برقراری امنیت مورد حمایت قرار دهند.

2- امنیت یک کالای عمومی و زیرساختی است که تمام فعالیت‌های مؤثر و پویا در پرتو وجود چنین بستری امکان‌پذیر است.

3- نگاه کارشناسی به موضوعات، پدیده‌ها و رویدادها، ضریب خطا و هزینه‌ها را کاهش داده و ضریب امنیت را افزایش می‌دهد.

4- اطلاعات و تصمیم‌گیری دو روی یک سکه هستند. فقدان تصمیم، ضعف تصمیم و تصمیم خطا، غالبا ناشی از ضعف و نقصان اطلاعات یا اختلال در دریافت مطلوب اطلاعات است.

5- اطلاعات، مهم‌ترین اهرم برای توسعه و پیشرفت جامعه به شمار می‌رود. پایه‌های توسعه مبتنی بر اطلاعات است.

6- اصلی‌ترین نگاه یک کارشناس حرفه‌ای اطلاعاتی به دو افق والا و فاخر است: امنیت ملی و منافع ملی که البته این دو افق در یک مسیر و در ادامه هم قرار می‌گیرند.

7- وظیفه دستگاه اطلاعاتی، صرفا به اقدامات پیشگیرانه و مراقبتی محدود نمی‌شود. دستگاه اطلاعاتی، وجه سرویسی و خدمات‌رسانی نیز دارد که معطوف به نیاز تعیین‌کنندگان خط‌مشی و مصرف‌کنندگان مشخصِ آن برای اتخاذ تصمیم مناسب است.

8- با توجه به بحران‌ها، تهدیدها، آسیب‌ها و مشکلات ریز و درشتی که در سال‌های پس از پیروزی انقلاب اسلامی با آن مواجه بوده‌ایم، وزارت اطلاعات توانسته است وظایف خود را با توجه به مقدورات و محدودیت‌های مختلف، به نحو قابل قبولی پیگیری نماید. دستگاه اطلاعاتی پس از انقلاب و در هر برهه‌ای پاسخگوی مسائل انقلاب و جامعه بوده است. مجموع عملکرد این دستگاه توانایی‌های نظام جمهوری اسلامی ایران را در برخورد با تهدیدات پیش‌رو بالا برده است. در گسترش امنیت، در مقابله با شبکه‌های جاسوسی بیگانگان، در همراهی با سیاست داخلی و خارجی، در ارائه خدمات لازم به تصمیم‌گیرندگان اصلی و کلیدی کشور، در بسط و اشاعه آخرین نظریه‌های معطوف به اطلاعات و امنیت جامعه در سطوح پژوهشی و دانشگاهی، در تربیت کادرهای حرفه‌ای و حتی مدیریتی برای احراز پست‌های حساس و کلیدی جمهوری اسلامی ایران، در بررسی سناریوها و احتمالات مختلف در صورت وقوع بحران و وجود تهدید، در بهره‌برداری از فرصت‌ها و شناسایی آسیب‌ها، در جمع‌آوری از تمام عرصه‌ها و موضوعات حساس و حیاتی مورد نیاز کشور، در حفاظت اطلاعات و اسناد در برابر دستبردهای بیگانگان و عوامل برانداز، در هوشیارسازی مردم و کارکنان لشکری و کشوری نسبت به تهدیدات و آسیب‌های بیگانگان و شبکه‌های برانداز، در رفتارهای ضابطه‌مند، قانونی، شرعی و اخلاقی و نهایتا در اجرای اهداف، سیاست‌ها و وظایف ذاتی و قانونی خود، توفیق چشمگیری داشته است.

امید است این دستگاه خطیر و موثر، همچون گذشته در چارچوب وظایف ذاتی و قانونی خود و با کلان‌نگری‌های کارشناسانه و با مراعات ارزش‌های اسلامی و انسانی و تحت رهبری مقام عظمای ولایت امر، منشا خدمات فراوانی قرار گیرد و گام به گام در مسیر پیشرفت و رشد کشور در چارچوب سند چشم‌انداز 20 ساله نظام جمهوری اسلامی ایران، اطلاعات مقتضی را به منظور اتخاذ تصمیمات مطلوب و سازنده، تولید و فرادهی نماید.

والسلام


نظر خوانندگان:
لطفاً نظرات را فارسی وارد کنید
نام:    پست الکترونیک: