روزنامه جام جم
صفحه اصلی روزنامه درباره ما ارتباط با ما پیوندها راهنمای سایت بورسبورس آب و هواآب و هوا انتشاراتانتشارات اشتراکاشتراک آرشیو روزنامهآرشیو روزنامه
چهارشنبه 09 فروردين 1396 / 01 رجب 1438 / a 29 Mar 2017
صفحه اول روزنامه
سياسي
راديو و تلويزيون
اقتصاد
فرهنگي
جامعه
ورزش
دانش
جهان
حوادث
ايران زمين
گفتگو
سلامت
انديشه
صفحه آخر
جستجوی پیشرفته
ضمائم
ویژه نامه ها
چشم بيدار
نسخه چاپی فرستادن با پست الکترونیک
چهارشنبه 23 بهمن 1387 - ساعت 19:28
شماره خبر: 100898806719
يک داستان واقعي
دام
از جمله مهم‌ترین اهداف سرویس‌های اطلاعاتی در سطح جهان، تلاش برای نفوذ در سازمان‌ها و مراکز تصمیم‌گیری کشورهای هدف و استخدام کار‌گزاران و مد‌یران مربوطه می‌باشد.

وجود انگیزه‌های مختلف (مالی، عقید‌تی، پست و مقام و... ) در افراد و سوژ‌ه‌ها زمینه مناسب را برای تا‌مین اهداف سرویس‌های اطلاعاتی فراهم می‌نماید.

آنچه در ذیل خواهد آمد ماجر‌ای به دام افتادن یکی‌ از کارمند‌ان دولت است. معاشرت با افراد خارجی بدون در‌نظر گرفتن حساسیت‌ها، بی‌اهمیت تلقی کرد‌ن خواسته‌های افسران اطلاعاتی حریف، عدم آشنایی با شگرد‌های سرویس‌های اطلاعاتی در زمینه استخدام افراد به منظور جاسوسی همراه با انگیزه مالی و دریافت پول از جمله مسائلی بود که‌ دشمن را در جلب همکار‌ی وی موفق گر‌دانید.

ا‌کبر ضابطی‌ کار‌مند وزارت... به علت ارتباط با عناصر بیگانه و انجام جاسوسی دستگیر‌ و زندانی‌ گر‌دید.

اگر کا‌رمند فوق با توجه به تحصیلا‌ت عالیه خود تعمق بیشتری کر‌ده و خطر را احساس کر‌ده بود، محققا‌ به مدارج عالی‌تری می‌رسید. انگیزه ضابطی‌ در همکار‌ی با بیگانه، ندانمکاری و عدم توجه به کیفیت‌ نز‌دیکی حریف‌ و ترس از مجازات بعدی بوده است و تصور نمی‌کرد اطلاعاتی که‌ به حر‌یف می‌دهد جنبه جاسوسی دارد، بلکه‌ در اوایل‌ کار‌ به خاطر ادامه دوستی‌ با افسر اطلاعاتی سفارت اقدام به این عمل نموده‌ است. توجه به کیفیت‌ روابط ضابطی‌ و فرد بیگانه از ابتدا روش کار‌ سرویس‌های حریف‌ را جهت نفوذ در سازمان‌ها و نحوه آلوده نمودن کارمندان‌ نشان می‌دهد شکل‌ نزدیکی‌ افسر اطلاعاتی به وی طوری انجام گرفت که‌ ضابطی‌ تا مدتی‌ طولانی مطلقا‌ تصور نمی‌کرد که‌ در چه مسیری‌ قدم گذاشته است و وقتی متوجه حقیقت‌ موضوع شد که‌ کاملا‌ آلوده شده بود.

اکبر‌ ضابطی‌ در یکی‌ از استان‌های مرکزی‌ متولد و مدارج تحصیلی را تا سطح دکتری در رشته قضایی طی و از دانشکده حقوق پاریس فارغ‌التحصیل گردید. وی سپس در یکی از ادارات دولتی استخدام شد. چندی بعد در یکی از ضیافت‌های سفارت خارجی با دبیر اول آن سفارت آشنا و روابط دوستی آنها ادامه پیدا نمود و این آشنایی به معاشرت‌های خانوادگی تبدیل می‌گردد. پس از گسترش معاشرت دبیر اول با ضابطی، او از ضابطی تقاضای کمک به منظور تثبیت وضع خدمتی خود می‌نماید و این مساله را این‌طور عنوان می‌نماید که چون مدتی است گزارشاتی به وزارت خارجه کشورش در مورد مسائل کلی و نوشته‌های جراید ایران نفرستاده، آیا امکان دارد در این زمینه به وی کمک کند و پیشنهاد پولی هم نمی‌کند و ضابطی نیز قبول می‌کند و برای ادامه دوستی این‌کار را برای وی انجام می‌دهد.

کم‌کم در جلسات بعدی از ضابطی می‌خواهد که اگر در تکمیل مطالب جراید ایرانی به مسائلی در اداره خود برخورد کند از وی مضایقه نکند. به این ترتیب ملاحظه می‌شود که افسر اطلاعاتی (دبیر اول) بدون مطرح ساختن مسائل مادی مرحله به مرحله ضابطی را صرفا به منظور کمک به خود و از نظر تثبیت وضع خدمتی وی در وزارت امور خارجه کشورش به پیش می‌رود. اگر ضابطی در همان اوایل کار متوجه نزدیکی و تقاضاهای غیر عادی دبیر اول آن سفارت‌خانه می‌شد، مسلما دچار انحراف نمی‌گردید. ولی او از اصول کارهای اطلاعاتی و نحوه نزدیکی حریف مطالبی نمی‌دانست. بنابراین افرادی که در اموری به فعالیت و خدمت مشغولند، برای حفظ مملکت و شخص خودشان باید با خطراتی که آنها را تهدید می‌‌نماید آشنا باشند. محققا اغلب کارمندان دولت که از تحصیلات عالیه برخوردارند با این قبیل خطرات آشنا بوده ولی امکان دارد درصد محدودی به علت سهل‌انگاری و اهمیت ندادن به کیفیت کار یا نارضایتی‌های مختلف در دام افرادی نظیر دبیر اول آن سفارت‌خانه   یا افسران اطلاعاتی بیگانگان قرار گیرند.

وظیفه ضابطی این بود در آن زمانی‌که آن فرد بیگانه به او پیشنهاد جاسوسی نمود بلافاصله موضوع را به اطلاع مقامات مسوول می‌رساند. ولی به علت توسعه معاشرت با دبیر اول مذکور و مدارکی که به مرور به وی داده بود، این توهم در او وجود داشت که اگر مطالبی به مقامات مسوول عنوان کند مسوولیت سنگینی خواهد داشت و لذا این آشنایی را ادامه داد و بیشتر در خیانت آلوده شد. علی‌هذا همان‌طوری که گفته شد ضابطی موافقت خود را به انجام فعالیت‌های جاسوسی به نفع دولت بیگانه اعلام نمود و در ملاقات بعدی یادداشت‌های بیشتری را که در بایگانی اداره در خصوص همکاری‌های بین‌المللی خود بود تهیه و به دبیر اول سفارت‌خانه تحویل و در مقابل، مبلغ 3000 دلار دریافت کرد و آن دبیر اول نیز علیرغم دوستی‌های گذشته با ضابطی در مقابل مبلغ دریافتی از ضابطی رسید کتبی گرفت و بدین ترتیب ضابطی با این سند کاملا خود را به عنوان یک جاسوس در اختیار سفارت‌خانه بیگانه قرار داد.

سازمان‌های اطلاعاتی جاسوسی در جهان در زمینه‌های مختلف اطلاعاتی با یکدیگر همکاری نزدیکی دارند و حتی در بعضی مواقع کارمندان بعضی از نمایندگی‌ها طبق دستور و با راهنمایی سازمان‌های جاسوسی همکار، وظایفی را به عهده گرفته و به افرادی نظیر ضابطی نزدیک شده و یک نسخه از اطلاعات مکتسبه را در اختیار سرویس همکار قرار می‌دهند.

به طور کلی این سرویس‌ها سعی می‌نمایند که در اولین فرصت بر علیه این جاسوسان مدرکی در دست داشته باشند و هیچ مدرکی قاطع و برنده‌تر از رسید دریافت پول نیست و افسران اطلاعاتی این‌کشورها می‌دانند که اگر شخصی مانند ضابطی زمانی از انجام فعالیت جاسوسی پشیمان شود، از رسیدهای آن و مدارک کتبی که از او در دست دارند به عنوان تهدید استفاده کرده و به همین طریق برای همیشه این افراد را در اختیار خود داشته باشند. کما‌این‌که در زمانی‌که آن دبیر اول ماموریتش در ایران خاتمه یافت به ضابطی گفت: «خود وی  یا یکی از همکارانش با وی تماس خواهند گرفت.»

آن‌گاه ضابطی از طرف اداره خود به اروپا اعزام و پس از دو سال و نیم، از یکی از شهرهای اروپا شخصی تلفنی با ضابطی تماس گرفت و از او تقاضای ملاقات کرد و یک هفته بعد در یکی از رستوران‌های شهر با یکدیگر ملاقات نمودند. ضابطی در این جلسه فهمید که این فرد جدید از طرف دبیر اول سابق آن سفارت‌خانه در ایران با وی تماس گرفته است. ملاقات‌های آنها تکرار گردید و تدریجا این فرد جدید از ضابطی خواست که هر خبری را که تشخیص می‌دهد مفید است در اختیار او قرار دهد.

ضابطی طبق دستور او پیرامون روابط اقتصادی ایران و یک کشور اروپایی اطلاعاتی را به طرق مختلف جمع‌آوری و متناوبا در اختیار فرد جدید قرار می‌داد. پس از خاتمه کار ضابطی در اروپا فرد جدید به او گفت در تهران شخصی از طرف او با وی تماس خواهد گرفت و قرار شد اگر این شخص به ضابطی بگوید، آیا پروفسور را می‌شناسی، همکاری خود را با وی آغاز نماید.

در سالیان بعد دبیر دوم سفارت خارجی تلفنی با ضابطی تماس گرفت و اولین ملاقات آنها روبروی هتل انقلاب انجام شد و این شخص جمله تعیین شده قبلی را به ضابطی گفت و قرار شد که تماس‌های خود را ادامه دهند.

از این مرحله به بعد ضابطی با توجه به موقعیت شغلی خود قلبا مایل نبود که با بیگانگان همکاری نماید و حتی چند بار از ملاقات با دبیر دوم مزبور خودداری کرد ولی بالاخره دبیر مزبور همراه یکی از اتباع خود که برای بازدید از نمایشگاه وارد ایران شده بود، به دفتر ضابطی در محل کارش مراجعه و به اتفاق به هتل استقلال رفته و ناهار صرف کردند و قرار شد که یک هفته بعد در محل یکدیگر را ببینند. در این ملاقات دبیر مذکور مبلغ 5000 دلار به ضابطی پرداخت نمود و از او تقاضا کرد که در هر زمینه‌ای اطلاعاتی را که جنبه محرمانه دارد برای وی تهیه نماید که موفق به انجام این کار نشده و توسط دستگاه اطلا‌عاتی دستگیر گردید.


نظر خوانندگان:
لطفاً نظرات را فارسی وارد کنید
نام:    پست الکترونیک: