روزنامه جام جم
صفحه اصلی روزنامه درباره ما ارتباط با ما پیوندها راهنمای سایت بورسبورس آب و هواآب و هوا انتشاراتانتشارات اشتراکاشتراک آرشیو روزنامهآرشیو روزنامه
يكشنبه 10 ارديبهشت 1396 / 03 شعبان 1438 / a 30 Apr 2017
صفحه اول روزنامه
سياسي
راديو و تلويزيون
اقتصاد
فرهنگي
جامعه
ورزش
دانش
جهان
حوادث
ايران زمين
گفتگو
سلامت
انديشه
صفحه آخر
جستجوی پیشرفته
ضمائم
ویژه نامه ها
ويژه نامه نوروز 88
نسخه چاپی فرستادن با پست الکترونیک
سه شنبه 27 اسفند 1387 - ساعت 14:41
شماره خبر: 100901641388
سفر به دنياي عجيب و غريب عليرضا خمسه
دو تا از مرغ‌ها را براي روز مبادا گذاشتم
می‌گویند خنده بر هر درد بی درمان دواست.

از طرف دیگر می‌گویند هر کسی که بیشتر می‌خندد، درد بزرگ‌تری دارد.

علیرضا خمسه از جمله آدم‌هایی است که همیشه می‌خندد، حالا چه به عنوان دوا و برای حل مشکلات. از او خاطره‌های زیادی داریم. از مجموعه هوشیار و بیدار گرفته تا دو نفر و نصفی و مهریه بی‌بی. او مثل بیشتر نقش‌هایش همیشه شاد و سرحال است. اگر چه معتقد است در این سال‌ها کمتر می‌خندد یا به سختی شاد می‌شود به هر حال امان از روزگار. با او به هزار و یک بهانه گفتگو کردیم. اولینش گرفتن سیمرغ برای فیلم 20 بود و دوم به بهانه بازی در سریال جدید کلاه قرمزی و پسرخاله و... بقیه را خودتان پیدا کنید.

 

اولین بازی‌های کودکانه خودتان را در تئاتر یادتان هست؟

بله، اجرای یک نمایش خانوادگی بود.

یک نمایش خانوادگی؟

بله، نمایشی بود به اسم «عید دیدنی» که آن را برای خانواده‌های خودمان اجرا کردیم.

نوشته کی بود؟

آن موقع در فامیل 3 نفر بودیم که کار تئاتر را دوست داشتیم. 3 پسر خاله بودیم که به 3 تفنگ‌دار معروف بودیم.

حتما اسم آنها را یادتان هست؟

من علیرضا، یکی از ما امیر و یکی دیگر از ما محمودرضا. امیر در یک حادثه جان خود را از دست داد و یادش گرامی، از ما دو تا بزرگ‌تر بود برای ما هم می‌نوشت و هم کارگردانی می‌کرد و ما به کمک او توانستیم اولین کار بازیگری خودمان را تجربه کنیم.

این تئاتر را کجا اجرا کردید؟

در منزل خودمان.

تماشاگران چه کسانی بودند و چطور آنها را دعوت کردید؟

بلیت‌هایی به نرخ 5/2 ریال با دست درست می‌کردیم و به افراد فامیل و بچه‌های محل و دوست و آشناها می فروختیم. آنها هم استقبال خوبی می‌کردند و می‌آمدند و کار را می‌دیدند.

منزل شما آن روزها کجا بود؟

کوچه مروی در خیابان ناصرخسرو.

موضوع آن تئاتر چه بود؟

درباره کسی بود که به اصطلاح خودش عید‌دیدنی آمده بود و جای هر کاری تا می‌توانست می‌خورد.

چه موقع حس کردید که می‌توانید بازیگر باشید؟

درست در سن 13 سالگی. آن موقع در دبیرستان امیر کبیر بودم و مدیر ما هم آقای عیسی الوند بود.

پدر سیروس الوند؟

بله. پدر سیروس الوند بود. آن خدابیامرز اولین مشوق جدی من بود. به علاوه شادروان کیومرث صابری فومنی، همان گل‌آقای معروف.

با ایشان چه ارتباطی داشتید؟

معلم انشای ما بودند و به من هم همیشه می‌گفتند تو اگر تلاش کنی برای خودت یک چیزی می‌شوی.

آن «چیزی» که می‌گفتند، شدید؟

فکر می‌کنم شدم!

آقای خمسه چقدر به کار نمایش و زندگی، جدی‌تر از گذشته نگاه می‌کنید؟

به هر حال خیلی فرق کرده است. چون هر چه آدم سنش بالاتر می‌رود، نگاهش هر چقدر هم طنزآمیز باشد، به زندگی جدی‌تر می‌شود.

لبخند امروز شما با لبخند 20 سال پیش چقدر فرق کرده؟

در گذشته ممکن بود به هر چیزی بخندم ولی امروز دیگر به هر چیزی نمی‌خندم.

امروز به چه چیزهایی می‌خندید؟

امروز به چیزهایی می‌خندم که دیگر نمی‌توانم برای آنها گریه کنم.

پس به مقوله‌های گریه‌دار می‌خندید؟

بله. به رفتارهایی که دیگر قابل اصلاح نیستند.

این روزها گرفتار خنده‌های بی‌گاهی که خیلی از جاها نباید سراغ آدم بیاید، می‌شوید؟

امروز عاقل‌تر از آن سال‌ها هستم.

آقای خمسه کودکان نسل گذشته خاطرات شیرینی از شما به خاطر دارند. بخصوص نمایش‌های برنامه هوشیار و بیدار. چرا دیگر برای کودکان کاری نکردید؟

اتفاقا من همیشه مترصد فرصتی برای کار نمایشی برای کودکان و نوجوانان هستم. به طور مثال امسال برای ایام عید مهمان برنامه کلاه‌قرمزی و پسرخاله هستم که از شبکه 2 پخش خواهد شد. ضمنا اگر شرایط مناسبی فراهم شود باز هم از قالب «پانتومیم» برای کار کودک استفاده خواهم کرد.

نمی‌دانم تا به حال به این مساله دقت کرده‌اید که شوخ‌طبعی علیرضا خمسه تغییر چندانی طی این سال‌ها نداشته است؟

بله. اما به قول بچه‌های تهران، این ویژگی‌ها از پرقنداق با من بوده است و یک جورهایی در خون من است.

همیشه از شما به عنوان بااخلاق‌ترین هنرمند چه در زمینه خانوادگی و چه در زمینه هنری یاد می‌کنند. علیرضا خمسه در چه خانواده‌ای رشد یافته؟

من در یک خانواده سنتی و مذهبی رشد کردم و به‌شدت هم به خانواده‌ام وابسته هستم.

به اندازه همان قنداق؟!

شاید. به هر حال برای پدر و مادر، بچه، همیشه بچه است.

دوست دارم کمی هم از سیمرغ‌تان با هم حرف بزنیم. سیمرغ جان حالش چطور است؟

خوب است. سلام می‌رساند. فقط کمی بیش از اندازه ورجه وورجه می‌کند.

در حین بازی فیلم بیست به سیمرغ فکر می‌کردید؟

در حین بازی در هیچ فیلمی به سیمرغ و جایزه فکر نکردم و نمی‌کنم و بیشترین تلاشم در حین کار نزدیک‌تر شدن بیشتر به نقشی است که به من محول شده.

گرفتن سیمرغ تا چه اندازه در روند کاری شما تاثیر خواهد داشت؟

امیدوارم که این سیمرغ بتواند نقش‌های بهتری را به سمت من هدایت کند.

راستی چرا شما بیشتر برای اجرای نقش‌های کمدی انتخاب می‌شوید؟

در کمدی دو عامل مهم برای انتخاب بازیگر وجود دارد. یکی فیزیک و چهره و دیگری انعطاف. آنها این دو عامل را در معجونی به نام علیرضا خمسه می‌بینند.

همیشه مترصد فرصتی برای کار نمایشی برای کودکان و نوجوانان هستم امسال برای ایام عید مهمان برنامه کلاه‌قرمزی و پسرخاله هستم که از شبکه 2 پخش می‌شود ضمنا اگر شرایط مناسبی فراهم شود باز هم از قالب «پانتومیم» برای کار کودک استفاده خواهم کرد

از کمدین‌های سنتی خودمان چه وام‌هایی گرفته‌اید؟

از بچگی به سعدی افشار عشق می‌ورزیدم. نقش‌های سیاهی که او بازی می‌کرد از نقش‌های مورد علاقه من بود که دوست داشتم یک بار آن را بازی کنم.

چرا نقش سیاه برایتان جذاب است؟

چون بداهه‌گویی، انعطاف‌پذیری، چالاکی و اختیارات زیادی روی صحنه دارد.

احتمالا شما بازیگری هستید که بازی در تئاتر را ترجیح می‌دهید؟

بله. بازی در صحنه تئاتر برای هر بازیگری جذاب‌تر است.

آقای خمسه با توجه به این که هم راحت می‌خندید (البته گاهی)‌ و هم راحت گریه می‌کنید، شنیدن حرف‌های کدام دسته از مردم برای شما جذاب‌تر است؟

حرف‌های آنهایی که از دردهای خودشان برای من می‌گویند.

یعنی به نوعی شما را محرم خود می‌دانند؟

بله. من این دردها را خیلی خوب گوش می‌کنم. جالب اینجاست که آنان از ما می‌خواهند که اگر دستی بر آتش داریم به نوعی مشکلاتشان را مطرح کنیم.

این کار را سال‌ها پیش در برنامه «جمعه تعطیل نیست» در قالب نمایش انجام می‌دادید، چرا یکدفعه آن برنامه پرطرفدار قطع شد؟

طرح این برنامه از طرف محمد صدری(تهیه‌کننده)‌ بود که در مسیر تولید آن هم پخته‌تر شد. اما با تغییر پیش آمده این برنامه تعطیل شد. به هر حال برای من و گروه سازنده این برنامه تجربه خوبی بود که با استقبال مخاطبان همراه بود.

یکی از آرزوهایی که به آن رسیده‌اید؟

شهرت و محبوبیت.

آرزوی دردسرسازی برایتان نبوده؟

گاهی چرا، ولی آدم وقتی می‌خواهد بازیگر شود فکر اینجاهایش را نمی‌کند و نمی‌تواند تصور کند که دیگر بعد از آن حتی نمی‌تواند یک پوست تخمه روی زمین بیندازد. چون اولین کسی که این حرکت را ببیند می‌گوید آقای خمسه شما دیگر چرا؟!

کمی هم در مورد نوروز با هم حرف بزنیم. اگر قرار باشد سفره هفت‌سینی بچینید و به جای سین حرف دیگری از حروف الفبا را جایگزین کنید، چه می‌کنید؟

چون ما آدم‌هایی سنتی هستیم و همیشه سفره هفت‌سین‌مان را با سین تزئین می‌کنیم و نه با شین یا قاف یا کاف، باز هم مثل روال سال‌های قبل عمل خواهم کرد. شگون نداره!

اگر قرار باشد هفت نفر را از اعضای سینما سر سفره هفت‌سین‌تان دعوت کنید، چه افرادی هستند؟

قطعا «هفت دلاور» را دعوت می‌کنم. حالا شما بگردید و از اهالی سینما هفت دلاور را پیدا کنید.

سیمرغ‌تان را در کجای سفره هفت‌سین می‌گذارید؟

جای سیمرغ در موزه سینماست نه سفره هفت‌سین. اما حاضرم به جای «سماق» خود سینما را سر سفره هفت‌سین بگذارم چرایش را نمی‌گویم.

اگر قرار باشد سیمرغ را عیدی بدهید اولین کسی که کاندیدا می‌شود چه کسی است؟

2 مرغ از سیمرغ را که همان شب اختتامیه جشنواره به پدر زنم بخشیدم تا با آن فسنجان درست کند. بقیه مرغ‌ها را هم در فریزر برای روز مبادا نگه داشتم!

قصد سفر ندارید؟

عید امسال نیز مانند عید هر سال سر کار هستم. تصویربرداری سریال شب هزار و یکم تا پایان فروردین ادامه خواهد یافت.

اگر فرصتی شد چند روز اول عید را پس از دید و بازدیدهای مرسوم به سفر خواهیم رفت.

یک یادداشت روی آخرین برگ دفتر سال 87؟

درود بر سالی که گذشت.

و یک یادگاری برای مردمی که به شما می‌گویند پوست تخمه روی زمین نیندازید.

امیدوارم سال جدید، سالی سرشار از شادی، تندرستی و موفقیت برای تک تک آنها باشد و خودشان هم پوست تخمه، پوست موز، پوست خیار و... روی زمین نیندازند.

گروه رسانه


نظر خوانندگان:
لطفاً نظرات را فارسی وارد کنید
نام:    پست الکترونیک: