روزنامه جام جم
صفحه اصلی روزنامه درباره ما ارتباط با ما پیوندها راهنمای سایت بورسبورس آب و هواآب و هوا انتشاراتانتشارات اشتراکاشتراک آرشیو روزنامهآرشیو روزنامه
چهارشنبه 04 مرداد 1396 / 02 ذی القعدة 1438 / a 26 Jul 2017
صفحه اول روزنامه
سياسي
راديو و تلويزيون
اقتصاد
فرهنگي
جامعه
ورزش
دانش
جهان
حوادث
ايران زمين
گفتگو
سلامت
انديشه
صفحه آخر
جستجوی پیشرفته
ضمائم
ویژه نامه ها
ويژه نامه نوروز 88
نسخه چاپی فرستادن با پست الکترونیک
سه شنبه 27 اسفند 1387 - ساعت 14:41
شماره خبر: 100901641450
آدم‌هاي شادي بوديم
علیرضا خمسه در جایی در تحلیل برنامه‌های کودک دهه 60 که به نظر او با همه مشکلا‌ت برای گردانندگان ، برنامه‌سازان و کودکان و نوجوانان شادی فراوانی میآفرید، گفته است : در سال‌های دهه‌60 مجموعه‌ای از عوامل از جمله محدودیت‌ شبکه‌ها برای پخش یک برنامه و همزمانی آن برای دیده شدن باعث شده بود که برخی از برنامه‌ها با موفقیت‌هایی روبه‌رو بشوند.

اما امروزه با تعدد شبکه‌ها و موقعیت‌های پراکنده و متنوعی که برای خانواده‌ها وجود دارد، امکان تماشای همزمان یک برنامه برای همه فراهم نیست و بر این اساس مخاطبین برنامه‌ها هم تقسیم می‌شوند. شرایط ما در آن دوره برای تولید و پخش این‌گونه نبود و حتی در ایام جنگ و دفاع مقدس هم آن برنامه‌ها دیده می‌شدند. مجموعه «هوشیار و بیدار» در آن سال‌ها از این امتیاز برخوردار بود که هم افرادی که عاشق کار کودکان بودند در آن گرد هم آمدند و هم از شکل نو و تازه‌ای برخوردار بود.

این شکل نمایش در آن سال‌ها جدید بود و بعدها خیلی از گروه‌ها این شکل کار را تقلید کردند ولی به آن موفقیت نرسیدند؛ دلیش هم این بود که حلاوت و شیرینی آن برنامه در تازگی بود نه در تکرار و دیگر این که آن کار از فضای سالم و زنده‌ای برخوردار بود.

بعدها خیلی از کسانی که به کار تولید کودک پرداختند خودشان آدم‌های افسرده، ناامید و خسته‌ای بودند. در حالی که در آن دوره ما واقعا شاد بودیم. به طور کلی کار کودک نیاز مشخصی نیست که بتوانیم بگوییم مثلا کسی که روان‌شناسی خوانده موفق به پاسخگویی این نیاز می‌شود. یعنی ما قبل از این‌که به آدم‌های دانا نیاز داشته باشیم، نیازمند آدم‌های توانا هستیم. در حال حاضر شبکه‌های ما انباشته از روان‌شناسان و متخصصین کودک است که در واقع حاشیه کار هستند.

باید افرادی را در عرصه تولید داشته باشیم که هنرمند و خلاق باشند و از نقطه‌نظرات این صاحب‌نظران نیز استفاده کنند. الان آدم‌های توانا همه افسرده و ناامید شده و به دلایلی دست از کار کشیده‌اند. در بیشتر برنامه‌های تلویزیونی می‌بینیم که یک روان‌شناس نشسته و درباره کودک حرف می‌زند. این صحبت‌ها به هیچ‌درد کودک نمی‌خورد. چون بچه‌ها نیاز به تماشای نمایش‌های شاد دارند که اگر زمینه‌های آموزشی را هم مدنظر قرار می‌دهد، در لایه‌های آن شادی باشد.

در تمام شبکه‌ها تنها یک گروه کار می‌کند، یک نفر اجرا می‌کند؛ در حالی که در آن سال‌ها تعداد کسانی که کار عروسکی می‌کردند خیلی بیشتر بود.

در میان هم‌نسل‌های ما خیلی‌ها عاشق کار کودک بودند. اما الان جز «عمو پورنگ» و «فیتیله جمعه تعطیله» ما برنامه موفقی نداریم. به قول حافظ که می‌گوید: «کی شعر ترانگیزد خاطر که حزین باشد»، ما هم نیاز به یک خاطرآسوده و جامعه بشاش داریم تا این شادی را بتواند در هنرمند و افرادی که کار تولید می‌کنند، تزریق کند. مشکل ما در شناخت کودک نیست.

ما نیاز به آدم‌هایی داریم که شاد باشند و مثل کودکان، در حال زندگی کنند. از ناامیدی‌ها چیزی ندانند و از پیروزی‌ خیر و روشنایی بهره ببرند. اتفاقی که امروز برای برنامه‌های کودک ما افتاده، سینمای کمدی ما را هم دچار خدشه کرده است.


نظر خوانندگان:
لطفاً نظرات را فارسی وارد کنید
نام:    پست الکترونیک: