روزنامه جام جم
صفحه اصلی روزنامه درباره ما ارتباط با ما پیوندها راهنمای سایت بورسبورس آب و هواآب و هوا انتشاراتانتشارات اشتراکاشتراک آرشیو روزنامهآرشیو روزنامه
يكشنبه 06 فروردين 1396 / 27 جمادي الثاني 1438 / a 26 Mar 2017
صفحه اول روزنامه
سياسي
راديو و تلويزيون
اقتصاد
فرهنگي
جامعه
ورزش
دانش
جهان
حوادث
ايران زمين
گفتگو
سلامت
انديشه
صفحه آخر
جستجوی پیشرفته
ضمائم
ویژه نامه ها
ويژه نامه نوروز 88
نسخه چاپی فرستادن با پست الکترونیک
سه شنبه 27 اسفند 1387 - ساعت 14:41
شماره خبر: 100901641686
گفتگوي توهمي با کلاه قرمزي و پسرخاله
خدافظ آقاي مُرجي!
از آنجا که امسال قرار است دوباره سر و کله این عروسک پرحرف، سرتق، حرف‌نشنو و لجباز دوباره پیدا شود «ایادی» ما تصمیم گرفت با این موجود دوست‌داشتنی گپ و گفتی داشته باشد. اما آدم وقتی با موجودی مثل کلاه‌قرمزی و پسرخاله وقت مصاحبه می‌گذارد طبیعتا باید «پی» همه‌ چیز را هم به خودش بمالد. قیافه ایادی بعد از مصاحبه با این عروسک‌های خاطره‌انگیز حتما دیدنی است. البته ایادی ما خیلی از رو نرفته و تلاش کرده تا آنجا که برایش مقدور است دیسیپلینش را حفظ کند اما چطور ممکن است آدم طرفش کلاه‌قرمزی و پسرخاله باشد و بتواند این چیزها را هم حفظ کند حتی گاه فکر کردن به آن نیز غیرممکن است. بیچاره ایادی ما هیچ‌وقت فکر نمی‌کرد اینجوری توی تله بیفتد!

نیمه شب، اتاق، داخلی:

کلاه قرمزی: پاشو، میگم پاشو خف، چرا بیدار نمیشه؟

پسرخاله: مرده، ایادی مرده. بریم دفنش کنیم.

کلاه قرمزی: آخه چرا مرده؟ مگه نگفت بیاین باهاتون مصاحفه؟

پسرخاله: بیل بیارم؟

ایادی: کیه؟ کیه؟ نصف شبی؟ چی می‌خوای؟ آی دزد... آی دزد... مردم به دادم برسید... الو 110، این دفعه دیگه واقعا 110، آقا بیاین دزد...

پسرخاله: چی گفتی؟ نفهمیدم با کی بودی؟ کی دزده؟

کلاه قرمزی: ایادی ماییم، اینجارو نگاه کن خف، ما اومدیم دیگه.

ایادی: کی؟ چی؟ شماها اینجا چیکار می‌کنید؟ چی شده؟

پسرخاله: اومدیم مصاحبه، چی گفتی؟

کلاه قرمزی: مگه خودت نگفتی بیاین باهاتون مصاحفه، شخصیت‌های جهانی! خف ما هم اومدیم دیگه!

ایادی: بابا من گفتم ولی الان؟ ساعت چهار صبحه!

پسرخاله: آدم باید زود بیدار شه. زود بیدار نشه که آدم نیست...

ایادی: برو بابا دلت خوشه، آدم اگر آدم باشه که صبح زود بلند نمیشه...

پسرخاله به کلاه قرمزی: برم تو کارش؟ خیلی حرف می‌زنه.

کلاه قرمزی: پاشو با ما مصاحفه کن. این‌قدر آدم هست دلش می‌خواد با ما مصاحفه کنه.

ایادی: مثلا؟

کلاه قرمزی: هین؟ مثلا کریستین لیمو عمانی!

ایادی: منظورت امانپوره دیگه.

کلاه قرمزی: اهین، اهین خودم می‌دونم. تازه می‌گفت بیایین ببرمتون شو تالکینگ اینا!

ایادی: خب چرا نرفتین؟

پسرخاله: نرفتیم. خانومه خیلی زشت بود. دعوا می‌کرد. کتک می‌خوای؟

کلاه قرمزی: پاشو دیگه! زودتر مصاحفه کن، الان خیابونا شلوخ میشه ها! می‌مونیم توی ترافیک.

ایادی: خب شلوغ بشه؟ چه ربطی به مصاحفه ما داره؟

کلاه قرمزی: عزیز دلم مگه خودت نگفتی بعدش می‌برمتون خرید عید! کفش و لباس و جوراف، اینقده خوفه!

ایادی: کی؟ من؟ من گفتم؟ من پول ندارم واسه خودم یه مسواک بخرم شب عیدی؟ بعد شمارو ببرم خرید عید؟

پسرخاله؟ خب تورم بالاست، مردم پول ندارن، مگه چیه؟

کلاه قرمزی: خف ما که مصاحفه مجانی نمی‌کنیم. این چی میگه؟

ایادی: نه داداش! فی‌الواقع آدرسو اشتباه اومدین، ببخشیدا! کل اگر طبیب بودی سر خود دوا نمودی...

پسرخاله: نفهمیدم چی گفتی؟ کی کچله؟ برو بکار... مو بکار... کچلی بده، خوب نیست. مثه آقای مجری! کچله!

کلاه قرمزی: باشه، مصافحه نکن. این‌قدر دلم واسه آقای سردبیر تنگ شده، سلیم حالت خوفه؟...

ایادی: ببین اومدی نسازی ها، چرا پای اونو وسط می‌کشی.

کلاه قرمزی: می‌کشم دیگه.

پسرخاله: خب بکش بکشه، بچه دلش می‌خواد بکشه...

ایادی: چی؟ تو چی میگی این وسط، چی رو بکشه؟

پسرخاله: سیگار بکشه؟ می‌خوای سیگار بکشه، منحرف نکن، رفیق ناباب، بزنم تو سرت؟

کلاه قرمزی: وای وای بدآموزی، انحراف جوانان، مواد مخدر، آینه عبرت...

ایادی: خیلی خب بابا، خیلی خب، تا یه پا قاچاقچی مون نکردین، بیاین بریم خرید عید... ای هوااااار...

پسرخاله: نون بگیرم؟ نون بگیرم؟

ایادی: نون واسه چی بگیری دیگه؟

پسرخاله: خوشحالم! می‌خوام برات نون بگیرم، لیمو شیرین بخور مریض نشی.

کلاه قرمزی: برو ماشینو روشن کن دیگه. چرا وایسادی؟

ایادی: ببخشید کدوم ماشینو روشن کنم؟ من بدبخت ماشینم کجا بود؟

کلاه قرمزی: اوناهاش، اون پراید خوشگله، نرقه‌‌ایه! برخ می‌زنه توی حیاط!

ایادی: ای خدااااا اون مال بابامه...

پسرخاله: تو و بابات ندارین. تو پسری، اون باباته، روشن کن دیگه، بچه دلش می‌خواد.

ایادی: نمیده، به خدا نمیده، بابا شما چرا زبون آدمیزاد سرتون نمیشه؟

کلاه قرمزی: آقای سردفیر... سلیم... حالت خوفه؟

ایادی: خدایا پناه می‌برم به تو از دست هر چی آدم مردم‌آزاره، وایسین برم سوئیچ بیارم...

پسرخاله: زاپاس بیارم؟

صبح، خیابان، خارجی:

کلاه قرمزی: خف یه خرده گاز بده دیگه...

ایادی: ببخشید دنده هوایی که نمی‌تونم برم. می‌بینی که ترافیکه.

کلاه قرمزی: خب از اون طرف برو، اون خیابون خوشگله، خلوته.

ایادی: بابا اونجا طرحه، نمی‌ذارن الان بریم، پلیسه رو نمی‌بینی اونجا وایساده؟

کلاه قرمزی: برو، برو، ما شخصیت‌های جهانی، آقای پلیس مهرفونه.

ایادی: گرفت قفل زد به چرخ ماشین چه خاکی به سرم بریزم؟

پسرخاله: وا می‌کنیم، مگه چیه؟ کلید بیارم؟

کلاه قرمزی: سلیم، حالت خوفه؟

پلیس: نمیشه از اینجا بری آقا، شما داری وارد طرح می‌شی، گواهینامه و کارت ماشین لطفا!

ایادی: خیالتون راحت شد؟ همینو می‌خواستید؟

کلاه قرمزی: آخ، حالم بده... دارم می‌میرم... شایدم مردم... بریم بیمارستان... الان بچه دنیا میاد...

پلیس: این چی میگه؟

ایادی: نمی‌دونم به خدا، تا الان حالش خوب بود.

کلاه قرمزی: خدافظ آقای مرجی، خدافظ پسرخاله، به سروناز بگو منتظرم نمونه...

پلیس: برو آقا، برو زودتر این بچه‌رو ببر دکتر.

ایادی: دستت درد نکنه سرکار، جبران می‌کنم.

کلاه قرمزی: دیدی گفتم مهرفونه می‌ذاره بریم؟

ایادی: خجالت بکش، این چیزها بدآموزی داره. مثلا قراره تو الگوی بچه‌های این مملکت بشی.

کلاه قرمزی: اه... خف، خف، پارک می‌کردی با اتوفوس می‌رفتیم له می‌شدیم خوف بود؟ یا توی مترو کنسرو تن ماهی می‌شدیم؟ ماشین خریدی واسه تو پارکینگ؟

پسرخاله: در وا کن بیارم؟

ایادی: فایده‌اش چیه؟ الان دو متر اون طرف‌تر دوباره بهمون گیر میدن.

کلاه قرمزی: ای وای بچه‌ام دنیا اومد... سلیم حالت خوفه؟

ایادی: پیاده شین، پیاده شین با تاکسی میریم. این‌جوری که تو داری پیش میری، کارمون به جاهای باریک می‌کشه، پیاده شین ببینم.

روز، مغازه لباس‌فروشی، داخلی:

ایادی: این قیمتش چنده؟

کلاه قرمزی: مگه خودت سواد نداری؟ بخون دیگه!

ایادی: آخه خیلی صفر داره، نمیشه خوند! به ریاله یا تومن؟

پسرخاله: صفر خوبه! بی‌آزاره، کم و زیاد نمیشه.

ایادی: استاد ریاضیات، کجاش خوبه؟ وقتی هفت، هشت تاش بیاد جلوی یه عدد بشینه، کجا کم و زیاد نمیشه؟

پسرخاله: چی گفتی؟ خب بشینه، بازم خوبه، هیچی خوبه!

ایادی: هیچی خوبه؟ به چه درد می‌خوره هیچ؟

پسرخاله: نیهیلیسم، پوچی‌گرا، طناب بیارم خودتو دار بزنی؟

ایادی: با این قیمت‌ها کار به همون جاها هم میکشه، نترس.

کلاه قرمزی: بخر دیگه! اون شلوار سبزه‌رو نیگا کن، میگه بیا کلاه قرمزی، عزیز دلم، بیا منو بپوش، شخصیت مشهور جهانی!

ایادی: بابا به خدا من پول ندارم. هنوز حقوقمون رو هم ندادن چه برسه به عیدی؟ خودم هزار تا سوراخ‌سمبه دارم. از اول سال می‌نشینیم ته سال بیاد دو قرون عیدی بگیریم باهاش قرض و قوله‌هامونو بدیم، آخه یه ذره انصاف داشته باشید.

کلاه قرمزی: گارسون! اتاق پرو لفطا!

ایادی: نرود میخ آهنین در سنگ...

پسرخاله: چکش بیارم؟

غروب، تحریریه روزنامه، داخلی:

ایادی: خب حالا بشینید مثل بچه آدم دو کلمه مصاحبه کنیم.

کلاه قرمزی: خیلی برامون خرید کردی؟ با اون ماشینتون، کارت سوخت نداری مجبوری ماشین بخری؟

ایادی: خب من چیکار کنم؟ بابا سهمیه‌بندیه، شوخی که نیست. کارت بابام تموم شده بود، شما هم که واسه من بدبخت پول نگذاشتید برم آزاد بزنم.

پسرخاله: لیتری چهارصد تومنه! علف خرس که نیست. از کجا بیارن؟ مردم گناه دارن؟

ایادی: ای قربون دهنت!

پسرخاله: نفهمیدم چی گفتی؟ بزنم تو سرت؟

کلاه قرمزی: اون از خرید کردنت که آبرومونو بردی، اون از اون وانته که سقف نداشت نشستیم توش، سرما خوردیم، حالا مصاحفه هم می‌خوای؟

ایادی: خب چه خاکی به سرم می‌ریختم؟ می‌خواستید توی اون وضعیت براتون لامبورگینی دربست بگیرم؟ خوبه خودتون دیدید تاکسی‌ها محل سگ هم بهمون نمی‌گذاشتند.

پسرخاله: انصاف ندارن. گناه داره. یه ساعته گوشه خیابون وایساده، خب سوار کن، مگه چیه؟

کلاه قرمزی: چرا اون بلوز نارنجی راه راه رو برام نخریدی؟ چشمم بهش موند.

ایادی: بابا ندارم سرتون نمیشه؟ میرم خودمو از این ساختمون جام‌جم می‌اندازم پایین راحت بشم از دستتون، بسه دیگه، آبرو برام نگذاشتید.

شب، خانه، داخلی:

ایادی: بیاین بشینید مثل بچه آدم دو کلمه مصاحبه کنیم تموم بشه بره، جوونمرگ شدم از دست‌تون!

کلاه قرمزی: نمیام. چرا اون بلوز راه راه نارنجی‌رو نخریدی؟

پسرخاله: خب بخر، بچه‌اس، دلش می‌شکنه.

ایادی: تو یکی دیگه حرف نزنا!

پسرخاله: پس حقوق کودک چی میشه؟ برم دیده‌بان بیارم؟

ایادی: دیده‌بان دیگه چیه؟

پسرخاله: دیده‌بان. حقوق بشر. مگه چیه؟

ایادی: میاین بشینید مصاحبه کنیم یا زنگ بزنم به آقای مجری؟

کلاه قرمزی: میایم میایم. حالا چرا عصبانی میشی؟ همه‌اش داد می‌زنه.

پسرخاله: ولش کن. دیوونه است. قرص بیارم؟

ایادی: ای خداااااااااااااا... .

نیمه شب، اتاق، داخلی:

ایادی: ای خدا، دیگه نفسم بالا نمیاد. نمی‌خوام. مصاحبه نمی‌خوام. اصلا میرم استعفا میدم. میرم می‌افتم گوشه خیابون، به خدا شرف داره به این حال و روز من. ولم کنید.

کلاه قرمزی: چرا اینجوری شد؟

پسرخاله: هذیون میگه، تب داره، آب بیارم؟

کلاه قرمزی: پاشو، پاشو، باهات مصاحفه می‌کنیم. گناه داری. پاشو دیگه.

ایادی: راست میگی؟ دیگه این دفعه کلک نمی‌زنید؟

پسرخاله: نمی‌زنیم. مگه چیه؟

متن مصاحبه:

ایادی: خب، آقای کلاه قرمزی، شنیدم توی ایام نوروز قراره دوباره به تلویزیون بیای؟

کلاه قرمزی: اهین، اهین.

ایادی: این همه مدت کجا بودی؟

کلاه قرمزی: داشتیم توی انبار آرشیو خاک می‌خوردیم دیگه!

ایادی: چرا؟

پسرخاله: نپرس، سوال سیاسی نپرس. جواب نمیده.

ایادی: باشه بابا، باشه. خب حالا بگو احساست چیه از این که برگشتی تلویزیون، دوباره پیش بچه‌ها؟

پسرخاله: خوشش میاد. خوشم میاد. بچه‌ها خوبن. آدم حسابی‌ان.

ایادی: با کلاه قرمزی بودم.

کلاه قرمزی: خیلی خوفه. اصلا وطن خوفه! نوستالژی، دوستی، محبت...

ایادی: آهان راستی تازگی فرنگ هم که رفته بودی.

کلاه قرمزی به پسرخاله: خدارو شکر بالاخره فهمید! مردم از بس هی گفتم وطن وطن... که یادش بیفته ما سفر خارج از کشورم رفتیم.

ایادی: نگفتی، فرنگ چطور بود؟

پسرخاله: دوست ندارم. خوب نمیشه. اینجا خوبه. بربری داره، تافتون داره، بچه‌هاش ماچ می‌کنن، آدماش صفا دارن. فرنگ خوب نیست.

کلاه قرمزی: در نهایت، ما هر جا بریم بازم برمی‌گردیم همین‌جا! در کنار سرزمین خودمون، اهین... به نظر شما کلی نتیجه؟

ایادی: خب، فکر می‌کنید حالا که برگشتید، باز هم می‌توانید همان ارتباط را با بچه‌ها برقرار کنید؟ آخه می‌دونید، بچه‌های الان با بچه‌های 10، 15 سال پیش خیلی فرق کردند. زمان ما، فقط یه برنامه کودک بود و یه بازی کردن توی کوچه و خیابون.

پسرخاله: وسط خاک و خلا...

ایادی: بله! ولی بچه‌های الان مثل ما نیستند. هزار تا چیز برای سرگرم شدن دارند. لابه‌لای این همه سرگرمی رنگارنگ هم البته اگر وقت کنند یک سری هم به تلویزیون می‌زنند.

کلاه قرمزی: ناامید نباش. ناامیدی بسی امید خوفه پسرم!

پسرخاله: دنیای ارتباطات، دهکده جهانی! بیل گیس بیارم؟

ایادی: چه پیامی برای بچه‌ها دارید؟

کلاه قرمزی: بچه‌های عزیز! اگر رفتید خرید عید، باباتون گفت پول ندارم، باور نکنید. بهش بگین چطور پول داری میز بخری، یخچال بخری، ماکرو فیو بخری؟

پسرخاله: صفرهارو دوست داشته باشین. صفرها خوبن. مهربونن...

ایادی: دستت‌تون درد نکنه. دیگه بیشتر از این نمی‌خواد درفشانی کنید. مصاحبه تموم شد.

کلاه قرمزی: نه خیر قبول نیست. باز هم سوال کن.

ایادی: دیگه هیچ سوالی ندارم. زوره؟

پسرخاله: آره که زوره، پس چی؟ کباده بیارم؟

ایادی: حالا عین بچه آدم بروید به همون‌جایی که ازش اومدین.

کلاه قرمزی: برو ماشینو روشن کن...

ایادی: ای هوااااااااااااااااااارررررر.

پسرخاله: زنگ بزن اورژانس بیان ببرنش. مارو هم می‌برن تا یه جایی. تاکسی گیر نمیاد. همه‌اش دربست میرن، زنگ بزن بیان.

ایادی: خودم زنگ می‌زنم. خودم زنگ می‌زنم. الو تیمارستان... الو... .


نظر خوانندگان:
لطفاً نظرات را فارسی وارد کنید
نام:    پست الکترونیک: